tgindex
مشق عشق
@mashgheee_eshghперсидский

کسی به خوبی من مشق عشق را ننوشت ببین به دیده‌ی انصاف! آفرین دارم... #حسین_دهلوی

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
111
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
296
26 постов
Вовлечённость
266,7%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 26
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
39
1/48двое суток
44
1/72трое суток
48

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چه آشوبی به پا کردی ز نستعلیق موهایت که برد از یاد من دیگر اصول خوشنویسی را ناشناس خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • از چشم به راهی ها مو سپید کرده ام در کافه ها #قهوه ها خوب مرا می شناسند #فریبا_غلامیان خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • #بریده ای از شعر بخط #علی انصاری لبخند تاریخ انقضا نداره خنده هاتون از سر عشق و ته دل 💐💚 امروزتون پر لبخند😊🌱 @mashgheee_eshgh

  • میان حال دلم با غروب پیوند است خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • حالا که جان ما شده ای احتیاط کن ... خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • دو راهی معرفت یا منفعت تنها جائیکه ذات آدما مشخص میشه خوشنویسی #علی‌انصاری @mashgheee_eshgh

  • بین سرد و گرم این دنیا چه ها بر ما گذشت 😢😢 خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • 17 июл.2 027811

    ای کاش که با غصّه هماهنگ نباشی با زخمهء هرخاطره دلتنگ نباشی ای کاش که  در رد شدن از کوچۀ تردید با مردمِ کم‌حوصله همرنگ  نباشی هرلحظهءتقدیر، پُر از راهِ نرفته‌‌است   در رهگذرِ ثانیه‌ها ،لنگ‌ نباشی آهسته بزن"گام"که در"شور"و "نوا"، باز بر"تارِ"گره‌خوردهء دل"چنگ" نباشی حالا که دلت چشم‌به‌در دوخته با شوق، حیف است که تو منتظر ِ زنگ  نباشی سخت است که با آینهءروشنِ قلبت بر شیشهء احساسِ کسی، سنگ نباشی در سایهء خورشید، بتاب از دلِ ظلمت تا مثل غبار، آینۀ ننگ  نباشی در این افق تیره که از"صلح"خبر نیست ای‌کاش که در تیررسِ"جنگ " نباشی! #بــهــــــار_راد @sahele21aramesh خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • چه آرزوی دلنشینی ست که شعری باشم از جنس باران و اطلسی‌های سرخ بر شانه‌ات بروید و تو آن را زمزمه کنی بی‌آنکه بدانی منم که از گلوی تو می‌تراوم... چه آرزوی عمیقی ست خط‌خطی کردن دفتر خیال با مداد چشمانت و پاک کردن همه‌ی دلواپسی‌های جهان فقط با یک لبخند... چه خواهشی لبریزِ از زندگیست که باغبان آن یک شاخه گل سرخ باشم که در گلدان سفالی کنار پنجره هر صبح به انتظار نگاه تو قد می‌کشد... تو تنها واژه‌ای هستی که شعر از به خاطر آوردنش جان می‌گیرد... #افسانه _ ط ( افسون ) ۴۰۵.۴.۲۴ @Afsoo93N💚 خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • پنج شنبه ها هم شمعی برای من نخواهد مُرد #مریم_نوروزی #دوخطی_هایم https://t.me/maryamanehay_man خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • 9 июл.289611

    همه چیز را می شود تکذیب کرد جز دلی که می تپد بی هوا در هوای تو برای تـــــــو #فرزانه_صیاد خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • 🥀🥀🥀 به دل گفتم ؛ مگو از او بگفتا ؛ میل ما باشد... #سیدمحمداتکالی خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • 6 июл.163112

    قلم بنویس و غوغا کن کہ وقت نانوشتن نیست ✍ #سمیه_پرویزی روز قلـم بر شما و آنان کہ از جوهر وجودشان اثرے می آفرینند گرامے باد. خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • پلک  بگشای خورشید را تسخیر روز مرا بخیر کن تووو زیباترین حسی که به نگاهی دلبرانه شنبه ام  را سپید می کنی ...♥️ #افـ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سانه - ط ( افسون ) @Afsoo93N💚 خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • وقتی تو نیستی ، زخودم سیر می شوم مثل غروب جمعه چه دلگیر می شوم دیوانه ،مست،عاشق،حواس پرت اینگونه پیش جامعه ، تعبیر می شوم #بهار_راد خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • مخدر دارد آن چشمت خمارم می کند گاهی مسکن دارد آغوشت مگر محصول خشخاشی شاعر :سونیا نوری خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • без подписи

  • قهوه ات فال قشنگی است نمی دانی تو.... من به همراهی یک دنیا عشق ته فنجان ، به غم می خندم... تا نیفتاده دلم از ته فال قهوه را داغ بنوش... #باران✒️ ❤️ https://t.me/+dEor2-Fe5IdjMzM0 خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • باز هم هوای دیدنت، طوفانی ام کرده. چه صبورانه و آرام این بار هم، باران چشمم تمام کوچه پس کوچه های خاطرات را با چتری از آشفتگی قدم میزند. آه چه سنگین قلبم درد می کند و چه دردناک تیر می کشد. #زهرا_زمانی_آوینا خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh

  • چشمی به هم زدیم و جوانی بسر رسید قبل از همه نشانہ ے پیری به سر رسید می خواستیم بیخبر از غصہ ها شویم از آسمان و پنجره و در خبـر رسید تا درد های کهنه فراموشمان شود بی وقفہ ازمسیر غمی تازه تر رسید اول به پایمان زد و بعدش به استخوان تیری سه شعبه بود و به سمت کمر رسید ما شانہ هاے نازکمان مثل کوه نیست این غصه هاچگونه به دوش بشر رسید    ماندم زمان خلقت ما با خودش چه گفت وقتی خــدا حوالــی قلب و جگر رسید بیهوده است اینهمه حسرت که می خوریم جز غُصه ها، همیشه به ما مختصر رسید   اصلا بیا و همنفس لحظه ها شویم این زندگی به مرحله ی پر خطر رسید دارد قطار می رسد امشب به ایستگاه   باید سوار شد که زمان سفر رسید ✍ #سمیه_پرویزی خوشنویسی #علی_انصاری @mashgheee_eshgh