tgindex
Mastūrī-ye-honar

Mastūrī-ye-honar

Статистика

مستوری و پوشیدگی و پرده نشینی، پاکی و پارسایی از اصول و مبانی هنرهای سنتی است. دکتر سید عبدالمجید شریف زاده @masturiyehonar

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
158
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
63
25 постов
Вовлечённость
39,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
22
1/48двое суток
25
1/72трое суток
27

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 3 авг.253из mirasbashi

    🔺بازگشت بقائیسم به وزارتخانه؟! ‼️آقای صالحی‌امیری، آقای دارابی؛ آیا قرار است میراث فرهنگی و هنرهای ملی دوباره هزینه اشتباهی را بدهد که هنوز از زیر بار خسارت‌هایش بیرون نیامده است؟ 🖋 #مریم_اطیابی 🔸میراث‌باشی: دستور تخلیه پژوهشکده هنرهای سنتی صادر شده است(؟!)؛ خبری که برای بسیاری از کارکنان قدیمی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، یک جابه‌جایی اداری نیست، بلکه یادآور یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های این وزارتخانه است؛ روزهایی که به نام «تمرکززدایی» و «تحول مدیریتی»، پژوهشگاه میراث فرهنگی تکه‌تکه شد، پژوهشکده‌ها از خانه‌های خود کنده شدند و سرمایه‌ای که طی دهه‌ها شکل گرفته بود، قربانی تصمیم‌هایی شد که امروز کمتر کسی حاضر است مسئولیت آن را بپذیرد. 🔸اکنون، هجده سال بعد، همان پرسش دوباره مطرح است؛ آیا قرار است همان تجربه شکست‌خورده، این بار با امضای مدیران و معاونان و وزیران دیگر تکرار شود؟ ⚠️🛑📣بر اساس گزارش‌ها، لیلا خسروی، مدیرکل امور موزه‌ها، با این جابه‌جایی موافقت کرده است. اگر این گزارش‌ها درست باشد، این پرسش جدی مطرح می‌شود؛ مدیری که سال‌ها در پژوهشگاه میراث فرهنگی فعالیت کرده و ریاست پژوهشکده باستان‌شناسی را برعهده داشته، چگونه حاضر می‌شود پای تصمیمی را امضا کند که پیامدهای آن هنوز از حافظه این وزارتخانه پاک نشده است؟ 🔸نتیجه آن تصمیم فقط انتقال چند میز و صندلی نبود؛ کارشناسان و استادکاران ناچار به بازنشستگی، استعفا یا دورکاری شدند، خانواده‌ها از هم گسستند، بخشی از دانش ضمنی سازمان از میان رفت و آثار، اسناد، کتاب‌ها، تجهیزات تخصصی و اموال فرهنگی و هنری آسیب دید یا برای همیشه مفقود شد. 🔸پژوهشکده هنرهای سنتی یک اداره معمولی نیست. اینجا کارگاه است؛ کوره‌های تخصصی، دارهای قالی، تجهیزات مرمت، نمونه‌های آموزشی، آثار پژوهشی و هزاران شیء موزه‌ای بخشی از هویت آن هستند. پژوهش و هنر را نمی‌توان مانند یک اداره بسته‌بندی و منتقل کرد. تجربه گذشته نشان داد که انتقال چنین مجموعه‌ای بدون مطالعه و برنامه کارشناسی، نه توسعه می‌آورد و نه بهره‌وری؛ بلکه زیرساخت را تخریب، آثار را آسیب‌پذیر و سرمایه انسانی را فرسوده می‌کند. 🔸هنوز هم پرسش‌های بی‌پاسخ آن دوره باقی است؛ از مفقود شدن اموال ثبت‌شده پژوهشکده، از لوح‌های پوستی تا آثار خاتم‌کاری و زری‌بافی. جامعه میراث فرهنگی هنوز هزینه آن تجربه را می‌پردازد. چه تضمینی وجود دارد که این بار تاریخ تکرار نشود؟ ✅خانم خسروی، آیا از وضعیت مخازن مجموعه سعدآباد اطلاع دارید؟ هزار و اندی شیء موزه‌ای پژوهشکده هنرهای سنتی قرار است در کدام مخزن استاندارد نگهداری شود؟ کدام موزه در سعدآباد امروز از کمبود فضا گلایه ندارد؟ مگر خانه اصلی پژوهشکده هنرهای سنتی همین ساختمان ۴۷ ساله نیست؟ چرا باید پژوهشکده‌ای با چنین سابقه‌ای از خانه خود کوچانده شود؟ 🔸اما مهم‌تر از همه، یک پرسش حقوقی وجود دارد. متولی آثار پژوهشکده، وزارتخانه نیست؛ پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری است که هیأت امنای قانونی دارد. آیا این انتقال در هیأت امنا تصویب شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، صورتجلسه آن را منتشر کنید. جامعه میراث فرهنگی و صنایع‌دستی حق دارد بداند آیا محمدابراهیم زارعی، سیدمحمد بهشتی، هایده لاله، زهره بزرگمهری، ناصر نورزاده چگینی، حسین سیمایی صراف وزیر علوم و مهدی محمدی نماینده سازمان برنامه و بودجه هم مسئولیت این تصمیم را پذیرفته‌اند یا خیر. ‼️شفاف بگویید چه کسانی پای این تصمیم ایستاده‌اند. 🔸تجربه دوره بقایی یک حقیقت را ثابت کرد؛ انتقال «اداره» با انتقال «پژوهش و هنر» تفاوت دارد. آن مدیران و روسا و معاونان رفتند، اما خسارت تصمیم‌هایشان ماند. امروز هم این وزیران و قائم مقام‌ها و معاونان و مدیران خواهند رفت، اما اگر این جابه‌جایی انجام شود، نام امضاکنندگان آن در کنار این تصمیم برای همیشه در تاریخ این وزارتخانه ثبت خواهد شد، آن هم در وانفسای تاریخ جنگ این مملکت با اجنبی! 🔸اگر این انتقال بر پایه مطالعات کارشناسی است، اسناد آن را منتشر کنید؛ اگر نیست، پیش از آنکه میراث فرهنگی بار دیگر هزینه یک تصمیم شتاب‌زده را بپردازد، آن را متوقف کنید. تاریخ یک‌بار درباره این تجربه قضاوت کرده است؛ تکرار آن، دیگر اشتباه نیست، انتخاب است. instagram.com/miras_bashi @mirasbashi https://ble.ir/miras_bashi

  • 29 июн.611из mirasbashi

    گروه هنرهای ملی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار میکند: نشست از هنرهای ملی تا صنعت دست تاریخ: سه‌شنبه ۹ تیرماه ۱۴۰۵ زمان: ساعت ۸ تا ۱۰ صبح مکان: سالن خلیج فارس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری جمعی از استادان و صاحب‌نظران حوزه فرهنگ و هنر #دکتر_حسن_بلخاری #دکتر_سید_عبدالمجید_شریف‌زاده #دکتر_محیط_طباطبایی #دکتر_مهران_هوشیار لینک برخط https://www.skyroom.online/ch/richt/rcita instagram.com/miras_bashi @mirasbashi

  • ☆☆☆ نیکوس کازانتزاکیس (نویسند‌ه‌ی کارهایی چون زوربای یونانی، مسیح بازمصلوب، آخرین وسوسه‌ی مسیح و چند نوشته‌ی دیگر) از کودکی خویش می‌گوید که روزی پیله‌ی کرم ابریشمی را روی درختی می‌یابد؛ درست زمانی که پروانه خود را آماده می‌کند تا از پیله خارج شود. کمی منتظر می‌ماند، اما سرانجام چون بیرون آمدن پروانه به‌درازا می‌کشد، تصمیم می‌گیرد به این فرآیند شتاب ببخشد. با حرارت دهانش پیله را گرم می‌کند؛ تا این‌که پروانه خروج خود را آغاز می‌کند. اما بال‌هایش هنوز بسته‌اند و کمی بعد،... می‌میرد. کازانتزاکیس می‌گوید: "بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود. اما من انتظار کشیدن نمی‌دانستم. آن جنازه‌ی کوچک، تا به امروز یکی از سنگین‌ترین بارها بر روی وجدانم بوده. اما همان جنازه باعث شد بفهمم که تنها گناه کبیره‌ی حقیقی که وجود دارد: «فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان» است. بردباری لازم است؛ نیز انتظار زمان موعود را کشیدن. و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده‌است."

  • 3 янв.88из TheLouvre

    خودنگاره؛ 1629 #رمبرانت موزه پیناکوتک کهن، مونیخ @TheLouvre

  • 3 янв.66из TheLouvre

    خودنگاره؛ 1629 #رمبرانت موزه ایزابلا استوارت گاردنر، بوستون @TheLouvre

  • 3 янв.57из TheLouvre

    خودنگاره؛ 1629 #رمبرانت موزه ملی آلمانی، نورنبرگ @TheLouvre

  • 3 янв.49из TheLouvre

    خودنگاره؛ 1628 #رمبرانت موزه گتی، لوس آنجلس @TheLouvre

  • 3 янв.511из TheLouvre

    خودنگاره؛ 1628 #رمبرانت موزه رایکس، آمستردام @TheLouvre

  • 3 янв.48из euronewspe

    🎥مالیات بر ارث؛ دختر پیکاسو چند اثر ارزشمند پدرش را به فرانسه واگذار کرد بیشتر بخوانید: https://b2n.ir/n62695 @euronewspe

  • 3 янв.47из TheLouvre

    راز میکلانجلو! این انیمیشن کوتاه توسط موزه لوور ساخته شده است و به زبانی ساده، به نحوه کار و تفکر میکلانجلو بوناروتی می‌پردازد. زیرنویس این انیمیشن کاری از گروه هنری هنرگرد است و استفاده از آن فقط در صورت ذکر منبع مجاز است. https://www.instagram.com/honar.gard @TheLouvre

  • موسیقی واپسین شب قطعه بیکلام آرام و زیبایی با نام «برگها آشفته به سوی دریا رفتند...» آهنگساز : استاد فریبرز لاچینی نوازنده : استاد فقید آندره آرزومانیان آلبوم : پاییز طلایی(۱۳۶۸) سبک: پیانوی کلاسیک ایرانی، لایت @renaissancetranslate

  • Video from s.a.majid Sharifzadh

  • Photo from s.a.majid Sharifzadh

  • 25 дек.913из Reza_Lahiji

    #مستند #تاریخ_بیهقی #ابوالفضل_بیهقی #بی‌بی‌سی_فارسی #آشنایی_با_بزرگان_ایرانزمبن #گروه_هم_اندیشی_طراحان_ایرانی https://t.me/+v8rAKJZ8i6wxNGNk

  • 21 дек.791из sari_street

    شب چله (یلدا) پادشاهان و دلاوران ایرانی😍 @SARI_STREET

  • 18 дек.731из Reza_Lahiji

    #آزادگی_سرو حکیمی را پرسیدند:‌ چندین درخت نامور که خدای عزوجلّ آفریده است و برومند، هیچ یک را «آزاد» نخوانده‌اند مگر «سرو» را که ثمره‌ای ندارد! در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمره‌ای معین است،‌ که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید، و گاهی به عدم آن پژمرده شود؛ و سرو را هیچ از این نیست و همه وقت خوش است؛ و این است صفت آزادگان! #گلستان_سعدى https://t.me/Zibasazi_Shahri

  • 18 дек.561из Reza_Lahiji

    رقص عرفان جهانگیر در حمایت از درختان آذربایجان #نه_به_قطع_درختان #هنر_و_محیط_زیست طبیعت ایرانزمین را پاس بداریم............ https://t.me/Zibasazi_Shahri

  • Photo from s.a.majid Sharifzadh

  • 5 дек.731из mirasbashi

    🔺داستان قلمدانی که در موزه ملک راوی تاریخ اجتماعی می‌شود 🔸در گنجینه موزه و کتابخانه ملی ملک، قلمدان لاکی‌ای نگهداری می‌شود که بدون هیچ نام یا نشانی ثبت شده و در سال ۱۳۱۶ هجری شمسی توسط حاج حسین آقا ملک به موزه اهدا شده است. هیچ اطلاعاتی از هنرمند سازنده، نقاش یا تاریخ دقیق خلق اثر در دست نیست و تنها تاریخ ثبت اثر در موزه موجود است. سطح فوقانی قلمدان و چهار کادر جانبی آن به مضامین درباری، مجالس شاهانه و داستان‌های رایج دوران قاجار مانند مجلس شیخ صنعان و دختر ترسای مسیحی مزین شده‌اند. با این حال، آنچه قلمدان را شاخص می‌کند، نقاشی‌های موجود بر زبانة قلمدان است؛ یعنی تصاویر داخل کشوی غلاف، که برخلاف نقاشی‌های مرسوم، مضامین بحران‌های اجتماعی و فجایع انسانی را بازنمایی می‌کنند. 🔸این چهار نقاشی کوچک، واقعیت تلخ جامعه ایران در اواخر سلسله قاجار را نمایش می‌دهند. نقاشی نخست صحنه‌ای از نانوایی و اعتراض مردم را نشان می‌دهد؛ مردمی که با دست‌های بالا آمده و اسکناس در دست، زیر نظر مامور محتسب ایستاده‌اند، در حالی که افراد نیمه‌عریان و گرفتار، نمایانگر شرایط دشوار معیشتی هستند. نقاشی دوم، دشتی پر از اجساد کفن شده و عریان را به تصویر می‌کشد که نمایانگر شیوع بیماری، مرگ و کمبود امکانات دفن و وضعیت نابسامان جامعه است. در نقاشی سوم، گروهی از انسان‌های عریان و رنجور به سمت نوجوانی که تکه نانی در دست دارد هجوم می‌آورند و خشونت و بحران اجتماعی ناشی از گرسنگی و فقر را نشان می‌دهند. آخرین نقاشی، حمله انسان‌های عریان به اسب نیمه‌جان را به تصویر می‌کشد و خشونت، حرص و ضرورت بقا در شرایط قحطی را به شکل ملموس و تکان‌دهنده‌ای نمایش می‌دهد. 🔸این چهار تصویر کوچک، واقعیت‌های تاریخی دوران قحطی بزرگ ایران در جنگ جهانی اول را منعکس می‌کنند؛ زمانی که ایران با بی‌طرفی خود در جنگ، بیش از بسیاری از کشورهای درگیر، متحمل خسارت‌های عظیم شد. ورود نیروهای متخاصم و سلطه بیگانگان بر اقتصاد و اجتماع، ضعف دولت مرکزی و تشدید قحطی را به دنبال داشت و منجر به رنج بی‌سابقه مردم شد. گزارش‌های تاریخی و روزنامه‌های آن دوره، از جمله خاطرات کنسول بریتانیا در همدان، وضعیت فجیع اجساد دفن‌نشده، گرسنگی و منازعه مردم برای تأمین غذا را تأیید می‌کنند و با نقاشی‌های زبانة قلمدان مطابقت دارد. 🔸نقاشی‌های این قلمدان، از منظر تاریخی، هنری و اجتماعی، نمایشی واقع‌گرایانه از وضعیت جامعه قحطی‌زده ایران ارائه می‌دهند و نشان می‌دهند که هنرمند، با استفاده از یک شئ فرهنگی زیبا، حقیقت تلخ روزگار خود را به تصویر کشیده و آن را پنهان کرده است. این آثار کوچک، نه تنها بازتاب بحران‌های اجتماعی و اقتصادی دوران قاجار هستند، بلکه نمونه‌ای بی‌نظیر از هنر واقع‌گرای اجتماعی ایران محسوب می‌شوند که با دقت و ظرافت، وضعیت فرهنگی و اجتماعی مردم در انتهای این دوره را مستند و قابل مشاهده کرده‌اند. این قلمدان لاکی، با چهار نقاشی منحصر به فردش، به عنوان آینه‌ای از صدای جامعه و رنج‌های تاریخی مردم، نقطه عطفی در هنر واقع‌گرایی اجتماعی ایران به شمار می‌رود. متن کامل @sahandiranmehr http://instagram.com/miras_bashi @mirasbashi

  • https://sobhefarhang.ir/%d9%87%d9%86%d8%b1/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b4%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d8%a7%da%a9/