محمد مهران
Статистика(دبیر و علاقمند به آموزش ریاضی) ارتباط: ۰۹۱۲۷۶۶۸۶۸۲
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 110
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 25
- 1/48двое суток
- 28
- 1/72трое суток
- 30
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در باب کارنامهدزدی! همیشه میگن "دنیا چقد کوچیکه!"، آره! دنیا واقعاً کوچیکه. همون بحثی که همیشه ما با چپ ایرانی داشتیم، الان در آمریکا با چپ آمریکایی وجود داره. چپ ایرانی که وقتی باید "سوسیالدموکرات" میبود (یعنی وقتی باید چپ اصلاحطلب میبود)، کمونیست و چریک و مجاهد انقلابی بود، حالا که این الگوها شده مایه بیزاری و نفرت، پرچم "سوسیالدموکراسی" برداشته و میگه سوسیالیسته، از نوع اسکاندیناوی. خیلی فکر خوبیه، فقط مشکل اینهکه اسکاندیناوی نظام سوسیالیستی نداره، بلکه بازار آزاده. دیگه وقتی چپ کارنامهٔ قابلعرضهای نداره، میخواد کارنامهدزدی کنه و موفقیت کاپیتالیسم رو به نام خودش بزنه. البته این هم چیز جدیدی نیست — چیزهایی که چپ به عنوان دستاوردهای خودش جلوه داده، در واقع دستاوردهای کاپیتالیسم بوده. پیشتر در این باره صحبت کردیم که کشورهای نوردیک (اسکاندیناوی) سوسیالیستی نیستند. این ویدئو هم مختصر و مفید توضیح خوبی میده. در آرشیو شخصی داشته باشید، چون زیاد از چپها میشنوید که میخوان اسکاندیناوی رو به نام سوسیالیسم سند بزنند. ویدئو زیرنویس داره، اگر خوندنش سخته، این متن ویدئو: سوسیالیستهای دموکرات آمریکا شیفتهٔ «مدل نوردیک» هستند: خدمات درمانی همگانی، دولت رفاه گسترده و همهٔ اینها با ظاهری جذاب و اینستاگرامپسند عرضه میشود. فقط یک مشکل وجود دارد: این کشورها سوسیالیستی نیستند. اقتصاد آنها بازارهای آزاد و بسیار رقابتی است که بر مالکیت خصوصی و تجارت جهانی بنا شده. فنلاند، دانمارک، ایسلند و سوئد بهطور مداوم در میان ۱۵ کشور برتر جهان از نظر آزادی اقتصادی و آزادیهای فردی قرار میگیرند. کشورهای اسکاندیناوی البته خدمات عمومی بیشتری نسبت به آمریکا ارائه میکنند، اما هزینهٔ این خدمات از طریق مالیاتهای گسترده و سنگین تأمین میشود. ضمن اینکه اینطور نیست که شهروندان صرفاً نشسته باشند و از مزایای دولتی استفاده کنند. در نروژ، نرخ مشارکت در نیروی کار حتی از آمریکا بالاتر است. بله، این کشورها جرم و نابرابری اقتصادی کمتری دارند و سطح اعتماد عمومی در آنها بالاتر است؛ اما از نظر قومی و فرهنگی همگنترند و جمعیتشان بسیار کمتر از آمریکاست. جمعیت منطقهٔ کلانشهری نیویورک چهار برابر کل جمعیت نروژ است. بنابراین داریم سیب را با پرتقال مقایسه میکنیم. ضمناً نروژ بزرگترین تولیدکنندهٔ نفت و گاز طبیعی در اروپای غربی است. دلیل موفقیت اقتصادی آنها همین است، نه دولت رفاه. اگر هواداران امروزی سوسیالیسم واقعاً بهدنبال الگو و الهام هستند، بهتر است به کوبا، ونزوئلا، کرهٔ شمالی و روسیهٔ شوروی نگاه کنند. عجیب است که چرا هیچوقت از این کشورها حرفی نمیزنند. همچنین نگاه کنید به این پست: رؤیای اسکاندیناوی — سوسیالیسم قلابی چپ #بازار_آزاد #سوسیالیستی #اسکاندیناوی @Garajetadayoni | گاراژ
قضیه سادهست: رفقای حزبی ممدانی، و خودش، میگن ارائه کارت شناسایی عکسدار موقع رأی دادن ضرورتی نداره و تبعیضآمیزه. اما برای خرید از پنج فروشگاه ممدانی ارائه کارت شناسایی ضروریه — یه موقع کسی تقلب نکنه! استاندارد دوگانه رو جر داد! @Garajetadayoni | گاراژ
🔴 پایان پایان ها تاریخ به قدرتهای منطقهای وامیگذارد که یکی دوبار بار نفس بکشند، نه بیشتر. پیام تاریخ جنگ با قدرت های بزرگ، اغلب ابن بوده است: شکست نخوردن را با پیروزی اشتباه نگیر؛ زندهماندن از یک رویارویی را با پایانیافتن ماجرا اشتباه نگیر. صدام از جنگ با ایران خسته و ناکام بیرون آمد، ولی زنده ماند؛ همین زندهماندن را نشانه قدرت خواند و به کویت تاخت. جهان یک بار او را عقب راند، اما وسط کار نابودیش را متوقف کرد و برای ویرایش خود، به او فرصت داد. او این ارفاق را هم نشانه ضعف حریف پنداشت، نه توقف موقت. سرانجام، وقتی هیچکس دیگر منتظر بهانه نبود، ضربه نهایی فرود آمد؛ که نه رعایت کرد، نه اخطار داد، هرچه بود را با خود برد. از رییس تا حزب و مکتبش. صدام و بعث و ایدئولوژیش یکجا به فنا رفتند. این الگو تصادفی نیست؛ قانون است. قدرتهای بزرگ در نخستین رویارویی، بهندرت همه توانشان را می نمایانند؛ محاسبه، افکار عمومی، ائتلافسازی، همه به آنها فرصت گامبهگامبودن میدهند. ولی این تانی و تدریجی بودن را نباید بهحساب ناتوانی گذاشت. آنچه در دور نخست نیامده، در دور دوم میآید؛ آنچه در دور دوم مهار شده، در دور سوم میآید. قدرت منطقهای که در جنگ نابرابر یک بار سالم، دو بار سالم ماند، نمی تواند و اجازه ندارد سراسر سرمست شود و آن را نشانهی پایان تهدید بپندارد؛ سرمداران چنین تصمبم سازانی در واقع تاریخ جنگ را لمس نکرده اند و در تخیلات سراسر سیندرلایی خود شناورند؛ یا فقط فقط یکی دو فصل از تاریخ جنگ را خوانده اند. صدام هم تا آخرین روز، یعنی تا پایان پایان ها باور داشت وقت بیشتری دارد. هیچ ارتشی، در برابر ارادهی تجمیعشدهی یک ابرقدرت و متحدانش، تا ابد جان بهدر نمیبرد. پرسش واقعی هرگز «آیا ضربهای در راه است؟» نیست؛ بلکه این است: چه کسی زودتر، پیش از فرارسیدنش، واقعیت را میبیند؟ ✍ #یدالله_کریمی_پور #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
«چهقدر خودت را عذاب میدهی، چهقدر خودت را به خاطر زندگی میآزاری! این چیزهایی که از آنها شکایت میکنی، همان زندگی است؛ هرگز برای هیچکس یا در هیچزمان، بهتر از این نبوده است.» _نامه ژرژ ساند به گوستاو فلوبر.
. وقتی برای کودک یه فشار عصبی خیلی شدید، مثلاً در نیمه شب اتفاق میافته، چه باید کرد؟ اگه بگیم تو نباید بترسی، چی میشه؟ قبول میکنه؟ برای ترمیم این شوک باید چه کار کنیم؟ دکتر توحیدی میگن یک #والدآگاه میره سراغِ «ایجاد حس امنیت، ارتباط، آرامسازی». ولی چطوری؟ به «حضور و برنامه» بیشتر توجه کنیم ... https://t.me/bavan_coaching .
. وقتی سؤالات بچهها سخت میشه، در پاسخ چی بگیم؟ اگه فرزندمون پرسید «ممکنه شماها بمیرید؟» آیا بگیم خُب بله؟! یا بگیم هرگز؟! دکتر توحیدی میگن در این جور مواقع نباید زیاد احساساتی بشید! پس یه #والدآگاه در چنین موقعیتی بهتره چه تعاملی با کودک داشته باشه؟ آیا باید از کودک حمایت کنه؟ آیا باید صداقت داشته باشه؟ پاسخ میدن «حضور و اقدام کنار هم». این چه معنایی داره؟ لینک ویدئوی متناظر در اینستاگرام: https://www.instagram.com/reel/Db8JrCOqy_k/?igsh=NzB6NWR3MHZ5MzVm https://t.me/bavan_coaching .
🎥 #خطای_بازماندگان چیست؟ آذرخش مکری با مثالی از هواپیماهای کشورهای متفقین در جنگ جهانی دوم توضیح میدهد. ✅حتما تا انتها ببینید👌 👥 تلگرام علوم اجتماعی، مسائلروز👥 . 👉 @SOCIAL_SCIENCE 👉🏿 @SOCIAL_SCIENCE . 🆔 Instagram: @Social.Sciences1
ایرج درگذشت؛ جناب سرهنگی که «پهلوان آواز» ایران بود حسین خواجهامیری، خواننده نامدار موسیقی ایرانی که با نام هنری ایرج شناخته میشد، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه در ۹۴ سالگی درگذشت. درگذشت او موجی از خاطرات دوران طلایی موسیقی و سینمای قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را زنده کرده است، به ویژه در نزد شنوندگان برنامههای رادیویی و یا انبوه تماشاگرانی که آواز برخاسته از سینه ایرج را از لبان ستارگان فیلمهای آن موقع میدیدند و میشنیدند. افسرآوازخوانی که حسن کسایی، اسطوره نی را واداشت «پهلوان آواز» خطابش کند و صدایش برای محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، «متر و معیار سنجش کیفیت صدا در تاریخ آوازخوانی ما» باشد. ادامه مطلب 📡 @VahidOnline
♦️دیدار سیزدهم 📅شنبه ۲۴ مرداد سایه اقتصادینیا 📍در کافه کتاب ققنوس منتظر شما هستیم: خیابان وصال شیرازی، پایینتر از تقاطع طالقانی، کوچه شفیعی ⏰ساعت ۱۷ حضور برای همه آزاد و رایگان است 🦉@goftemaann
گزارش IBM درباره تاثیر هوش مصنوعی روی مشاغل، گزارش جالبیه! در این گزارش اومده که هوش مصنوعی جایگزین انسان نمیشه بلکه افرادی که از اون استفاده میکنن جایگزین اونایی میشن که از اون استفاده نمیکنن! و مورد بعدی اینکه مهارتهای فنی نسبت به گذشته اولویت کمتری دارند و مهارتهای نرم اولویت بیشتری برای مدیران دارند! لینک گزارش IBM -- 🦸🏻♂️ @Prof_Eskandari
دکتر موسی غنی نژاد: « یک ایدئولوژی التقاطی مارکسیستی و اسلامی، در دهه ۴۰ شروع شد، در دهه ۵۰ تکمیل شد و در ۵۷ به پیروزی رسید؛ که "پیشرفت مادی" را مذموم و غربزدگی می دانست و ضد توسعه بودند. حال همان انقلابیون اکنون در راس حکومت هستند و مانع گفتار و گفتمان توسعه و مانع پیشرفت کشور هستند...» #تاریخ_معاصرایران 👇👇👇 📚https://t.me/+F_UAApSmgJM5Njk0
✅ژاپن ۸۰ سال بعد از ۲ بمب اتمی در مقابل کوبا ۷۰ سال بعد از سوسیالیسم @Sahamnewsorg
видео или голосовое, без подписи
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی 👈سخنران: آقای دکتر محمدصالح زارع پور، دانشگاه منچستر-پژوهشگاه دانش های بنیادی 📝عنوان: Fatalism and Infallibility 🗓زمان: شنبه ۲۴ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸ 🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران 🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است. @philosophyofscience
📄 سخنی در باره توجیه ناموجه 👤 نگارنده: موسی غنینژاد ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ شیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخگویی مستدل، هجمه گستردهای را از سوی طرفداران وی بر انگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبکسرانه به افلاطون و سقراط بلکه به نیچه و حتی خالهای در زیدآباد متوسل شدند تا ثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است. البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشتهای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادیخواهان تاکید میورزید. بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ میدانست! به هر حال، این دستپاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه میتوان توضیح داد؟ به نظر میرسد پذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بودهاند آنچنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمر عزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر دادهاند و بازیچه مغالطههای یک شیاد بودهاند. -Rada- #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
. مرزِ اطلاعات دادن به فرزندانمون کجاست؟ در رو باز بذاریم تا خودش بفهمه و درک از شرایط پیدا کنه یا فضا و محیط رو ایزوله کنیم؟ به بچه چی بگیم؟ در شرایط بحرانی، در مقابل هجمهی موضوعاتِ سخت، چه نگاهی برای فرزندمون بسازیم؟ در این ویدئو دکتر توحیدی توضیحی مناسب در این زمینه مطرح میکنند. https://t.me/bavan_coaching .
https://www.youtube.com/watch?v=o_R1unbA7QE
ضمن عذرخواهی... میفرمایند که "حکومت پهلوی یه بشکه گُهه که روش دو سانت عسله، به لحاظ اقتصادی" نظر هر کس محترمه، ولی جا داره ببینیم اعداد و ارقام چی میگه: ▪️اول به لحاظ رشد اقتصادی: از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ (۱۹۵۶ تا ۱۹۷۶)، بر اساس برآورد بانک مرکزی ایران که در گزارش صندوق بینالمللی پول استفاده شده، رشد واقعی GDP ایران بهطور متوسط ۹٫۸ درصد در سال بوده. صندوق بینالمللی پول این دوره رو یکی از سریعترین دورههای رشد اقتصادی ایران و حتی جهان توصیف میکنه. ▪️به لحاظ درآمد سرانه: و اما رشد واقعی درآمد سرانه/تولید ناخالص داخلی سرانه بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵: ۱۳۳۵: حدود ۲٬۵۷۷ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵) ۱۳۵۵: حدود ۱۳٬۳۳۰ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵) این یعنی در این بیست سال درآمد سرانه واقعی حدود ۴۱۷٪ افزایش یافته؛ به عبارت دیگه در سال ۱۳۵۵ تقریباً ۵٫۲ برابر سال ۱۳۳۵ بوده ▪️نکتهٔ سوم و مهم: رشد جمعیت مقایسه جمعیت در این بیست سال ۱۳۳۵: حدود ۱۹٫۳ میلیون نفر ۱۳۵۵: حدود ۳۳٫۶ میلیون نفر. یعنی در طول این بیست سال درآمد سرانه در حالی بیش از پنج برابر شده که جمعیت حدود ۷۴٪ رشد داشته. ▪️نکتهٔ تکمیلی: در این جور مواقع بر درآمد نفتی تاکید میکنند. در همین دوره، رشد بخش غیرنفتی حدود ۱۰٫۱ درصد و رشد صنایع و معادن حدود ۱۴ درصد در سال بوده؛ یعنی رشد فقط حاصل افزایش درآمد نفت نبوده. ▪️و اما تورم: میانگین حسابی نرخهای تورم بین ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ حدود ۶ درصد در سال بوده. البته حتی در بعضی سالها زیر ۱ درصد بوده. بهتره به تفکیک هم ببینیم: میانگین تورم سالانه: — ۱۳۳۵–۱۳۵۵ حدود ۶٪ — دهه ۱۳۴۰ حدود ۲٪ — ۱۳۵۰–۱۳۵۵ حدود ۱۳٪ راستی... گفتم درآمد سرانه در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۳.۳۳۰ دلار بوده، یادآوری کنم در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۹۰۰ دلار بوده. کمتر از یکسوم. @Garajetadayoni | گاراژ
رفاه نابرابر یا فقر برابر؟ "احساس" محرومیت و همینطور "واقعیت" محرومیت زمانی تازه پدید میاد که عدممحرومیت به وجود بیاد. یعنی در اینجا دعوای اینکه اول مرغ بوده یا تخممرغ وجود نداره... بلکه عدممحرومیت شکل گرفته و وقتی اقشاری از محرومیت مطلق یا متوسط خارج شدند و رشد کردند، احساس و واقعیات محرومیت هم پدیدار شد. اما این کاپیتالیسم بود که بشر رو از محرومیت درآورد و زندگی مردم رو که هزاران سال یکشکل و در یک سطح ثابت بود، تغییر داد و اینجا بود که در پی پیدایش عدممحرومیت، احساس محرومیت شکل گرفت. چپ سوسیالیست/مارکسیست دقیقاً همینجا به میدون اومد و قبل از اینکه توده مردم درست بفهمند دلیل رشد ثروت و تغییر سطح زندگی اتفاقاً همین نظم کاپیتالیستیه، از سردرگمی توده بهره برد و نظم جدید رو مقصر معرفی کرد — و به مردم گفت سعادتتون در نابود کردن این نظم اقتصادیه. اما تاریخ اثبات کرده سوسیالیسم هر جا مردم رو فریب داد و به این راه کشوند، نهایتش فقر و فلاکت و عدمتوسعه بود، و هر جا بازار آزاد و نظم اقتصادی پابرجا موند رفتهرفته اقشار بیشتری از فقر رهیدند و کل جامعه هم همزمان مرفهتر و توسعهیافتهتر شد. انتخاب بین نظام کاپیتالیستی و سوسیالیستی انتخاب بین این دو گزینهست: آیا همه به شکل نابرابری مرفهتر بشن (کاپیتالیسم) یا همه به شکل برابری فقیرتر بشن (سوسیالیسم). چند دقیقه از گفتار یکساعتهای که به مناسبت کتاب "کاپیتالیسم و تاریخنگاران" داشتم. فایل صوتی کل گفتار در این لینک: تاریخاندیشی، فایل صوتی #کاپیتالیسم #سوسیالیسم #هایک @Garajetadayoni | گاراژ
«یک سنگ سیاه بزرگ هر صبح روی سینهام سنگینی میکند. از خواب که بیدار میشوم پاهایم مثل مشک بیبی رعنای شما باد میکند. خوابم خیلی آشفته است. باید در اولین فرصت بیایم تو را ببینم.» _دریابند نامه به عزالدین