tgindex
متن وسبک نوحه

متن وسبک نوحه

Статистика

هدف ما جمع آوری متن نوحه برای راحتی مداحان اهلبیت ع است برای سلامتی آقا حجت ابن الحسن عج زیاد دعا کنید جهت ارائه نظرات به گروه مراجعه کنید کانال انصارالمهدی مداحان @ansarallmahdimaddahan گروه آموزش مداحی👇👇 https://t.me/OX06PkKineKsOf8NA7Q

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
11
Всего постов
46
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
20 418
−76 за 4 дн.
Сутки
−13
−0,06%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 206
40 постов
Вовлечённость
10,8%
к подписчикам
Постов в день
1,6
всего 46
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
по 5 постам
1/24сутки в ленте
1 130
1/48двое суток
1 408
1/72трое суток
1 518

Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.

Посты

  • #امام_رضا_ع عشق رسوایی محض است که حاشا نشود عاشقی با اگر و شاید و اما نشود شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم هر کسی در به در خانه‌ی لیلا نشود دیر اگر راه بیفتیم، به یوسف نرسیم سرِ بازار که او منتظر ما نشود لذت عشق به این حسِّ بلاتکلیفی‌ست لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟ من فقط رو به روی گنبد تو خم شده‌ام کمرم غیر درِ خانه‌ی تو تا نشود هر قَدَر باشد اگر دورِ ضریح تو شلوغ من ندیدم که بیاید کسی و جا نشود بین زوّار که باشم کرمت بیشتر است قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود مُرده را زنده کند خوابِ نسیم حرمت کار اعجاز شما با دمِ عیسی نشود امن‌تر از حرمت نیست، همان بهتر که کودکِ گمشده در صحن تو پیدا نشود بهتر از این؟! که کسی لحظه‌ی پابوسیِ تو نفس آخر خود را بکشد پا نشود دردهایم به تو نزدیک‌ترم کرده طبیب حرفم این است که یک وقت مداوا نشود! من دخیلِ دلِ خود را به تو طوری بستم که به این راحتی آقا گره‌اش وا نشود امتحان کرده‌ام این را حرمت، دیدم که هیچ چیزی قسم حضرت زهرا نشود.. شاعر: #محمد_رسولی

  • 13 авг.1 0671

    حال و هوای بین الحرمین با حضور گرم مهاجرین افغانستانی با مداحی: کربلایی سید علی هاشمی پخش از شبکه جهانی امام حسین علیه السلام 🤲 بِــجـاهِ مـُحَمـَّدٍ و آلـِه الطَّیِّـبـیــن 🤲 وَ بِــحـَـقِّ الـحُــسَـیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ 🤲بِــحـَـقِّ زَیْـنَــبَ الْکُــبـْــریٰ... الّــلــٰهُــمـَّــ عــجّـِل لـِوَلِیــِّــکــــَ  الــفَـــرَجَ....

  • 13 авг.1 06822

    #امام_رضا_ع آمدم ای شاه پناهم بده خط امانی ز گناهم بده ای حرمت ملجأ درماندگان دور مران از در و راهم بده... لایق وصل تو که من نیستم اذن به یک لحظه نگاهم بده... تا که ز عشق تو گدازم چو شمع گرمی جانسوز به آهم بده لشکر شیطان به کمین من است بی‌کسم ای شاه پناهم بده از صف مژگان نگهی کن به من با نظری یار و سپاهم بده در شب اول که به قبرم نهند نور بدان شام سیاهم بده ای که عطابخش همه عالمی جملۀ حاجات مرا هم بده آنچه صلاح است برای «حسان» از تو اگر هم که نخواهم بده شاعر: مرحوم #حبیب_الله_چایچیان

  • #آهوی_غریب مـن آهـوی غـریـبم مست امام رضایم سالهاست این دلِ تنگم می‌زند دم از جدایی مـی‌پرد مـرغ دلـم بـاز سوی گـنبدِ طـلایی منم آن آهوی وحشی ولی افتاده به دامم توئی آن ضامن آهو می‌رسی آخر به دادم یا رضا ضـامن آهـو مـبری مـرا تـو از یاد می‌میرم آخـر به پای ضریحِ پنجره فولاد دل مـست و بی‌قـرارم هـوای مشهد دارد بـجـز از امـام هـشـتم  پناهـی دگـر ندارد آرزو دارم کـه روزی بـپـرم مـثـل کـبـوتر بـزنـم بـه سـیمِ آخـر روی گـنبد بـزنـم پر گرچه من پر از گناهم آقا جان بده لیاقت بـطلب تا کـه بیایم پـا بـوست بـرا زیارت رضا جان ترا به جان و قد و بالای جوادت مبتلا به غم مگردان من و این سینه زنانت موسوی حاجت خود را آخر از شما می‌گیرد می‌رود کـربـبلا و پای شش گـوشه می‌میرد #سید_مجتبی_موسوی #یادگار_سید

  • #امام_رضا_ع دامن آلوده و بار گناه آورده‌ام گر چه آهی در بساطم نیست، آه آورده‌ام هر که بودم، هر که هستم، با کسی مربوط نیست بر امام مهربان خود پناه آورده‌ام هر که آرد تحفه‌ای در محضر مولای خود من دو دست خالی و کوه گناه آورده‌ام بر کبوترهای صحنت هدیه‌ی ناقابلی‌ست گندم اشکی که در این بارگاه آورده‌ام ناله‌ام در سینه، اشکم در بصر، سوزم به دل نامه‌ای چون دودِ آه خود، سیاه آورده‌ام ذرّه بودم، زائر شمس الشّموسم کرده‌اند قطره‌ای بودم به این دریا پناه آورده‌ام گر چه هستم قطره‌ای ناچیز، یک دریای اشک، هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده‌ام هر فقیری هست دستِ خالی‌اش سرمایه‌اش من فقیرم، دست خالی را گواه آورده‌ام «میثما» مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو سر به خاک زائرت از گردِ راه آورده‌ام شاعر: استاد #غلامرضا_سازگار

  • 13 авг.1 20924

    هوای رضا نفس می‌کشم در هـوای رضا هـوایی شدم در هـوای رضا هـوایِ نفس‌گیرِ شهرم کجا؟ نسیمِ خوش جانفـزای رضا دلِ من کـبوتر شده، می پرد به گنبد، به گلدسته های رضا همانجا که حاتم چو سائل نشست ورودیِ مـهـمـانـسـرای رضا همه آرزویم همین است و بس شوم معتکف در سرای رضا ندیدم به جـز مهربانی ز او چـرا پس نَـمـیرم برای رضا؟ به جانِ جوادش قسم میخورم! که هستم گـدایِ گـدایِ رضا در این دوره‌ی بی خدایی دلم شده غرق مهر و ولای رضا به زخم فراقش گرفتارم و فقیرم به شوق عطای رضا خوش آن دل که صیدِ نگاهِ تو شد خوش آن خادم با صفای رضا اگر شعرِ من ، شعرِ دِعبل نشد نشد مـُسـتـحـقِ عـبای رضا ولی موسوی عاشقانه سرود غزل ها به مدح و ثنای رضا #سید_مجتبی_موسوی #یادگار_سید

  • 12 авг.1 6195

    #رحلت_پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ همیشه غمگسار زهرا / قرار زهرا می روی از کنار زهرا می روی ای همدم رازم / سوز و ‌گدازم بدون تو بگو چه سازم بی تو وای از این جماعت وای از قوم بی بصیرت تنها می شود ولایت (یا رسول الله - یا رسول الله یا محمد نبی الله) ۲ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ شصت و سه سال محنت کشیدی / تهمت شنیدی از امتت خیری ندیدی بودی پدر رسول رحمت / ماه نبوت به نام تو کردند جسارت نامت تا همیشه مظلوم از حقت شدی تو محروم هستی تو شهید مسموم (یا رسول الله - یا رسول الله یا محمد نبی الله) ۲ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ بعد از تو ای تاب و توانم / ای مهربانم آتش بگیرد آشیانم گرچه پس از تو دل غمینم / نقش زمینم یار امیرالمومنینم خم می شوم من، تا بماند تا که سرش بالا بماند یکتای من یکتا بماند (یا رسول الله - یا رسول الله یا محمد نبی الله) ۲ شاعر: #رضا_تاجیک

  • 12 авг.1 6299

    یار طاها من عازم کوی یارم، دلدارم مشتاق رخ جانانم، دیدارم من می‌روم و هستم را بر دست تو می‌سپارم ای یار غریب طاها جان تو و جان زهرا بس راز نهفته دارم، غمخوارم ای آن‌که تویی مَحرمِ، اسرارم بر غربت جانسوز تو خوناب جگر می‌بارم ای یار غریب طاها جان تو و جان زهرا غم مونس جانکاه تو، چاه تو پیوسته به همراه تو، آه تو آثار غریبی گردد پیدا به رخ ماه تو ای یار غریب طاها جان تو و جان زهرا دشمن به درِ تو هیزم، اندوزد در بیت ولایت آتش، افروزد هم غنچه و هم یاس تو در آتش کین می‌سوزد ای یار غریب طاها جان تو و جان زهرا آنها به تو و زهرایم، می‌خندند بر بازوی تو ریسمان، می‌بندند دلباخته‌ی دنیا گردند بر سیم و زرش دلبندند ای یار غریب طاها جان تو و جان زهرا علی امینی

  • 12 авг.1 4929

    نوای نی شکسته چرا رفتی به زودی از کنارم یا رسول اللّٰه ز داغت تلخ کام روزگارم یا رسول اللّٰه به دنیا بعد تو دلبستگی دیگر ندارم من گواهم این دو چشم اشکبارم یا رسول اللّٰه تو بودی ایپدر تنها بهار شادمانیم پس از تو شد خزان یکسر بهارم یا رسول اللّٰه خودم دیدم امامم را به گردن ریسمان بستند از این غم تا قیامت داغدارم یا رسول اللّٰه به جرم این که از مولا نمودم من طرفداری  کبود از ضرب سیلی شد عذارم یا رسول اللّٰه پی احقاق حق مرتضی بر هر دری رفتم گواهم معجر پر از غبارم یا رسول اللّٰه ز ضرب در پدر پهلوی زهرای تو بشکسته ز مرگ محسن خود داغدارم یا رسول اللّٰه وصیت کرده‌ام پنهان بماند تا صف محشر ز چشم مردم دنیا مزارم یا رسول اللّٰه بود رضوانی دایم ریزه‌خوار خوان زهرایت فراموشش مکن روز شمارم یا رسول اللّٰه مرحوم رضوانی بهسودی

  • 12 авг.1 4255

    یا رسول الله (ص) پر فتنه شد تمام جهان وا محمّدا و ز عدل و داد نیست نشان وا محمّدا معروف گشت منکر و منکر رواج یافت زین آخرالزمانه امان وامحمّدا تحقیر دین کنند و تمسخر به اهل شرع شد چیره ، نا کسان به کسان وا محمّدا ارباب پند و وعظ ز بیداد اهل جور گویا به کام بسته زبان وا محمّدا رسم عبادتی به مساجد نمانده است جز گاه گاه بانگ اذان وا محمّدا تا کی به راه مهدی موعود منتظر تا چند او ز ماست نهان وا محمّدا بر کشتگان ز آل تو در دشت کربلا تا کی بنا کنیم فغان وا محمّدا آیا به قتلگاه ندیدی تو بر حسین بر سینه اش که داشت مکان وا محمّدا زان آتشی که سوخت خیام حسین از آن آتش فتاده ایم به جان ، وا محمّدا پر شد شرار و دود چو از آن حریم قدس حیران شدند پرده گیان وا محمّدا زان بوستان که داد همی آب جبرییل شد غنچه ها به خار دوان وا محمّدا با زینبش چو خواست رود خامه تا به شام بلخی ورا گرفت عنان وا محمّدا شهید علامه بلخی رحمت‌اللّٰه

  • 12 авг.1 59012

    #بیست_و_هشتم_صفر #رحلت_پیامبر_اکرم رسول اکرمی، نبیِّ خاتمی اباالزهرایی و امیر عالمی مبند ای مهربان دو چشمان ترت بیا رحمی نما بحال دخترت اباالزهرا مدد ز سوز تشنگی، شده لاغر تنت به فکر حیدری،، زمان رفتنت برو اما بدان به زودی ای پدر میفتددخترت همینجا پشت در ابا الزهرا مدد به روی سینه ات، شده جای حسین تو بوسه می زنی، به لبهای حسین قرار ما دو تا غروب کربلا کنار مقتل و حسین ِ سرجدا حسین جانم حسین شاعر: #قاسم_نعمتی

  • 10 авг.2 57622

    #آفتاب_سبز «وامصیبتا، وامصیبتا، وامصیبتا» فاطمه بیا؛ پاره‌پاره‌های جگر ببین اشک غم بریز، آه و ناله‌های پسر ببین جان به لب شده؛ مادری‌ترین سبط مصطفیٰ غرق در عزا؛ گشته خانه‌اش از ره جفا آفتاب سبز؛ گشته چهره‌ی ماه یاسمن بسکه زهر کین، کرده خوب اثر بر تن حسن مثل مرتضی، عمری خونِ‌دل خورده بود حسن در میانِ طشت، هـمـرهِ جـگر ریزد از دهـن بوده از قدیم، بین سینه‌اش روضه‌ای بپا راز کوچه و؛ چادری که شد زیر دست و پا #سید_مجتبی_موسوی #یادگار_سید

  • 9 авг.2 77110

    "پیاده روی اربعین" آری پیاده رفتن، منشور شوق و شور است تاثیر جوشش خون بر پیکر غیور است با چشم دل ببینید، در محضر خداوند هر"موکبی" که برپاست، گویا که کوه طور است بر سفره‌ی کرامت، بنشین با اخوّت ای میهمان بمانید این میزبان صبور است در شهر عشق بازان، هم میزبان و مهمان هردو به یک برابر مست از مَیِ حضور است ای هدهد سلیمان پیغام بر به هر سو این خوان رزق نزدیک باشد به هرکه دور است از هر نژاد و مکتب، هر کیش و دین و مذهب ظلمت ندیده اینجا؟! این شهر غرق نور است دنیا ی پوچ اندیش در "اربعین" ببیند این راهِ بی‌نهایت آغاز یک ظهور است شاعر: #محمدتقی_دامردان

  • 8 авг.3 10472

    ای غریب مدینه حسن جان کشته‌ی زهر کینه حسن جان ای شه بی‌قرینه حسن جان ای غریب مدینه حسن جان داغ جدّت پیمبر تو دیدی پشت در مرگ مادر تو دیدی بسته بازوی حیدر تو دیدی ای غریب مدینه حسن جان دیده‌ای زخم بازوی مادر دیده‌ای میخ در را به خون تر دیده‌ای اشک زهرای اطهر ای غریب مدینه حسن جان عاقبت از ستم زهر خوردی همچو آن غنچه‌ی گل فسردی آری در خانه‌ات جان سپردی ای غریب مدینه حسن جان جانت از زهر کین پر شرر بود یک لگن خون تو را زیر سر بود خون نبود پاره‌های جگر بود ای غریب مدینه حسن جان کاسه‌ی زهر را سر کشیدی هر دو پا روی بستر کشیدی چون هما از قفس پر کشیدی ای غریب مدینه حسن جان جسم تو شد ز کین تیر باران شد حسین از غمت زار و گریان شد مدینه پر از آه و افغان ای غریب مدینه حسن جان شاعر: مرحوم رضوانی بهسودی

  • 8 авг.2 66552

    #امام_حسن_علیه‌السلام سلام خدا بر امام کریم به بنیان‌گذار مرام کریم به تو تکیه دارد، مقام کریم شده سربلند از تو، نام کریم پناه همه بی‌پناهان، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن گشایش‌گر دل، می‌آید به تو مسیحای محفل، می‌آید به تو کرامت به سائل، می‌آید به تو چقدر این فضائل می‌آید به تو صفابخش دل، جانِ جانان، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن سخن‌های نابت، عسل در عسل روایات لطفت، مثل در مثل تویی قهرمان جمل در جمل به هر عرصه، مرد عمل در عمل تجلّی آیات قرآن، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن زمانی که بر قبله رو می‌کنم به اشک غم تو وضو می‌کنم من این اشک را آبرو می‌کنم بقیعِ تو را آرزو می‌کنم حریمت همان کوی رضوان، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن اگر بارگاه تو بی‌زائر است همین بس که زهرا تو را زائر است اگر قبر پاک تو بی‌حائر است به هر دل عزاخانه‌ات دایر است برای تو هر دیده گریان، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن تو عمری غریبانه سر کرده‌ای وَ گریه به دیوار و در کرده‌ای به هر کوچه‌ای که گذر کرده‌ای از آن ماجرا! دیده تر کرده‌ای امان از دل سنگ آنان، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن غریب وطن یا حسن یا حسن حسینت ندارد کفن یا حسن ندارد به تن پیرهن یا حسن شده پاره پاره بدن یا حسن به دامان گرم بیابان، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن چه‌می‌شد! که امشب محبت کنی برات مدینه عنایت کنی وَ یک کربلا هم کرامت کنی به صحرای محشر شفاعت کنی نگاهی کنی بر محبّان، حسن حسن‌جان حسن‌جان حسن‌جان حسن #علی_امینی

  • 8 авг.2 45728

    #مشتاق_بقیع «مـا سـینه زنانِ امـامِ حـسـن هستیم» مـا خـیلِ گـدایانِ امـام حـسـن هستیم خـاریم اگـر؛ خـارِ گـلِ یاسـمـن هستیم مـا را بـنـویـسـید کـه مـشـتاقِ بـقـیـعیم در طینت خود مثل؛ اویسِ قرن هستیم با ذکـرِ حـسن جـان بـه مـعـراج رسـیدیم شور تو به سر داریم شیرین دَهن هستیم هرجا سخن از طشتِ پُر از خونِ جگر بود پروانه صفت، در طلبِ سوخـتن هستیم از شـهـرِ نجـف تـا حـرمِ حـضـرتِ ارباب با لـطفِ تو مـهمـانِ شـهِ بی‌کفن هستیم تا لحـظه‌ی مرگـم هـمـه جـا فـاش بگـویم روزی وسطِ صحنِ حسن سینه‌زن هستیم بر موسوی و حـُسنِ خـتامـش نـظری کـن وقـتی وسطِ روضه‌ی تو لطمه زن هستیم #سید_مجتبی_موسوی #یادگار_سید

  • 7 авг.2 93134

    #امام_حسن_مجتبی_ع فرق دارد به یقین مزه‌ی احسان حسن لب ما بوسه نگیرد مگر از نان حسن زلف خود را به نخ چادر زهرا بسته‌ست هرکسی هست در این دهر پریشان حسن کرمش دست گدا را به خداوند رساند سائلان را بنویسید: مسلمان حسن "بی حرم هست؛ ولی هرچه حرم زنده از اوست" زائر کرب و بلا هم شده مهمان حسن عاقبت با مدد حضرت زهرا روزی مثل ایوان نجف می‌شود ایوان حسن سَردَر باغِ حسن نام حسین است فقط نذر گل‌های‌ حسین است گلستان حسن پسرانش همه‌جا گوش به‌ فرمان حسین علی اکبر همه جا گوش به فرمان حسن :: بعد یک عمر فقط زهر توانست شود مرهم زخم دل و سینه‌ی سوزان حسن ظاهراً زهر شده قاتل او؛ اما نه کوچه‌ای تنگ شده نقطه‌ی پایان حسن... شاعر: #علی_ذوالقدر

  • 3 авг.4 91959

    #بهترین_ذکر_جهان بهترین ذکر جهان؛ نام دل‌آرای حسین دل دیوانه‌ی من عاشق و شیدای حسین سبب خلقتِ من سجده به خاک کربلاست شدم از روز ازل مست تولای حسین به خداوند قسم؛ حق شفاعت دارد حاجی کعبه‌ی شش گوشه‌ی زیبای حسین آرزوی دل من گر به اجابت برسد! می‌شوم مُعتکفِ جنت اعلای حسین میل دلداده همین است به دلبر برسد تاکه لب تر کند از جام طهورای حسین پدرانم همگی سائل خوانِ کرمش پسرانم همگی خاک کف پای حسین در پی قافله‌ی روضه دویدم عمری همه‌شب گریه‌کُنان با غم و نجوای حسین ▪️▪️▪️ خنجری کُند؛ به دیدار گلو آمده بود! خواهری از سر تل هم به تماشای حسین عوض خواهر او ؛ نیزه و شمشیر عدو چقدر بوسه زده بر همه اعضای حسین بر لب تشنه‌ی او جرعه‌ی آبی نرسید من بمیرم ز غم و ماتم عظمای حسین #سید_مجتبی_موسوی #یادگار_سید

  • 2 авг.4 57412

    #مای‌بارد با نوای: #کربلایی‌سید‌علی‌هاشمی‌ شاعر: #علی_امینی #کربلا #اربعین #دلتنگ_مشایه

  • 2 авг.4 20459

    #صفر_نوحه #امام_حسین_علیه‌السلام در دلم شور اربعین افتاد کربلای تو بی‌قرارم کرد چشم خود بستم و خیال تو؛ در دل جاده رهسپارم کرد سیدی! سیدی! حسین‌جانم یاد آن خاطرات نورانی؛ یاد آن شور آسمانی به خیر یاد آن گریه‌های جاریه؛ یاد آن لطف و مهربانی به خیر سیدی! سیدی! حسین‌جانم یاد آن نغمه‌های مای بارِد؛ یاد آن جاده‌ی بهشتی به خیر یاد آن چایی عراقی‌ها؛ یاد آن باده‌ی بهشتی به خیر سیدی! سیدی! حسین‌جانم یا حسین! شوق کربلا دارم چه کنم! دست‌وبال من تنگ است سائلم! بی‌کسم! گرفتارم! کن نگاهی که کار من لنگ است سیدی! سیدی! حسین‌جانم ای حسین! ای پناه هر بی‌پناه! ای یگانه رفیق مشتی‌ها ای به امواج فتنه‌های دهر کشتی‌ات، بهترینِ کشتی‌ها سیدی! سیدی! حسین‌جانم عاشق دلشکسته می‌داند؛ دوری از کربلای تو سخت است خوش به حال مسافر کوی‌ات؛ زائر مرقدت چه خوشبخت است! سیدی! سیدی! حسین‌جانم در کمالات تو همین کافی‌است که تو آرام جان زهرایی روز مشحر که خلق حیرانند تو یگانه امید دل‌هایی سیدی! سیدی! حسین‌جانم هر زمانی گره به کارم خورد گریه بر غربتت نجاتم داد مستحق بودم و عزادارت مادرت فاطمه زکاتم داد سیدی! سیدی! حسین‌جانم آه از آن لحظه‌ای که در مقتل سر پیراهن تو دعوا شد اهل بیت تو در غل و زنجیر پیکر تو رها به صحرا شد سیدی! سیدی! حسین‌جانم زینب از پافتاد وقتی که در بیابان رقیه‌ات گم شد عترتت بین کوچه و بازار در هجوم نگاه مردم شد سیدی! سیدی! حسین‌جانم #علی_امینی