tgindex
مزرعه‌گندم

مزرعه‌گندم

Статистика
@mazraegandomперсидский

گندم‌زارها چه مضطربن. ارتباط: @Amrhkarami

Последний пост
20 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
393
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
209
20 постов
Вовлечённость
53,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
57
1/48двое суток
65
1/72трое суток
70

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اما چرا باید فراموش کنید؟ چه اجباری در کار است؟ در واقع به جای اجبار میل و هوس در کار است و بهتر بگویم شما دلتان می‌خواهد که فراموش کنید، شاید برای این که از حقیقت می‌ترسید، و آن‌وقت به خواست خودتان صورت لزوم و حتمیت می‌دهید. ملکوت بهرام صادقی

  • احتمالاً مدت‌ها پیش از آن‌که چشمم به او بیفتد، نیاز داشته‌ام در چهره کسی آن صداقتی را بیابم که هرگز در چهره خودم ندیده بودم. آلن دو باتن جستارهایی در باب عشق ترجمه گلی امامی

  • صحبت از عشق، در حالی که به سختی صبحی را با هم گذرانده بودیم، حاکی از توهمی عاشقانه و جنونی معناشناختی بود. با وجود این احتمالأ عاشق می‌شویم بدون آن که دقیقا بدانیم عاشق چه کسی شده‌ایم. شور اولیه بی‌تردید بر مبنای بی‌خردی استوار است. عشق یا به سادگی شیفتگی؟ چه عنصری جز زمان (که کار خودش را می‌کند) می‌توانست بگوید؟ آلن دو باتن جستارهایی در باب عشق ترجمه گلی امامی

  • + تو همین الان روحتو فروختی. _ کی اهمیت میده فز! روح مثل آپاندیسه، من اصلا ازش استفاده نمی‌کنم. 🎬That 70s show (S3 E14)

  • без подписи

  • без подписи

  • از مرگ نمی‌ترسم، فقط می‌ترسم روزی خشمم از بین بره. Berserk

  • اما هرازگاه واقعا فکرم می‌رود به کفش‌های چرمی نویی که توی آن زیرزمین جا گذاشتم. کتابخانه‌ی عجیب هاروکی موراکامی ترجمه بهرنگ رجبی

  • 3 янв.19221из baarakhar

    ما عروسک خیمه‌شب‌بازی نیستیم، ولی به‌قدری قابل‌پیش‌بینی هستیم که فرق چندانی با عروسک خیمه‌شب‌بازی نداریم. هرچه باداباد استیو تولتز ترجمه پیمان خاکسار

  • مثلاً همین آقای مودت مالک است، ولی به او حسد نمی‌برم؛ زیرا خوشبخت نیست. خودش نمی‌خواهد خوشبخت باشد و به مفهوم زندگی خیلی پیچ و تاب می‌دهد. معلوم است که آن را نخواهید فهمید! ملکوت بهرام صادقی

  • این‌جا تک و تنها ساعت دو صبح در تاریکی دراز می‌کشم و به سلول زیرزمین کتابخانه‌هه فکر می‌کنم. به این که تنها بودن چه حسی دارد، و به عمق ظلمتی که در برم گرفته. ظلمتی به سیاهی شب ماه نو. کتابخانه‌ی عجیب هاروکی موراکامی ترجمه بهرنگ رجبی

  • نویسندگی برای کسانی که نمی‌توانند خوب خود را بیان کنند وسوسه کننده است. آلن دو باتن جستارهایی در باب عشق ترجمه گلی امامی

  • شنیدن این حرف کَمَکی بی‌قرارم کرد، گرفتاری مارپیچ‌ها این است که تا به تهِ ته‌شان نرسی نمی‌دانی راه درست را انتخاب کرده‌ای یا نه. اگر معلوم شود راهت اشتباه بوده، معمولا دیگر خیلی دیر است برای این که برگردی و از نو شروع کنی. مشکل مارپیچ‌ها این است. کتابخانه‌ی عجیب هاروکی موراکامی ترجمه بهرنگ رجبی

  • این‌ها شاید جزئیات کوچکی باشند، لیکن آیا همین‌ها دلیل کافی نبود که مومنان بتوانند بر مبنای آن مذهب جدیدی را بنا کنند؟ جستارهایی در باب عشق آلن دو باتن ترجمه گلی امامی

  • مهم نبود چه موقعیتی است، من هنوز هم از دیدن لذت بردن دیگران حظ می‌کردم. کتابخانه‌ی عجیب هاروکی موراکامی ترجمه بهرنگ رجبی

  • 9 дек.237из baarakhar

    《چیزی در تاریکی نیست که در روشنایی نباشد.》 هرچه باداباد استیو تولتز ترجمه پیمان خاکسار

  • این‌جوری بزرگ نشده‌ام. مادرم یادم داده که اگر دری را می‌زنی، باید منتظر شوی کسی جواب بدهد. کتابخانه‌ی عجیب هاروکی موراکامی ترجمه بهرنگ رجبی

  • کسایی که می‌تونن پرواز کنن باید پرواز کنن؛ به زمین محدود موندن لازم نیست. My Hero Academia S5E5

  • کسی که هیچ تاریکی رو نشناسه، از افتخار به دوره. My Hero Academia S5 E13