نکات کارورزی طب اورژانس
Статистика- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Медицина
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 79
- 1/48двое суток
- 90
- 1/72трое суток
- 97
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نشونههایی که فکر میکنی یعنی پیشرفت: ・حجم صفحاتی که خوندی ・ساعتهایی که پشت میز نشستی ・تعداد کتابهایی که تموم کردی ・حس خوب بعد از یه جلسه مطالعه نشونههایی که پیشرفت واقعی رو نشون میدن: ・توانایی توضیح مطلب بدون نگاه به جزوه ・نمرهی تستهای بازیابی (Recall Tests) ・کاهش زمان لازم برای حل یه مسئلهی مشابه ・یادداشت روزانه از چیزی که یاد گرفتی چرا این فرق مهمه؟ ↓↓ معیارهای اول فقط "تلاش" رو اندازه میگیرن، نه "یادگیری واقعی"، میتونی ساعتها بشینی و هیچی یادت نمونه. معیارهای دوم مستقیم اندازه میگیرن که مغزت چقدر واقعاً چیزی رو ذخیره کرده و همینه که تعیین میکنه سر امتحان یا کار واقعی، چقدر خوب عمل میکنی. • M • @OfficialPersiaTwiter
اشتباهات رایج در #مستندسازی در بخش اورژانس بخش سوم 👈 مستندسازی پس از حادثه (Post-event documentation): گاهی پزشک بعد از فوت یا انتقال بیمار، یادش میافتد که چیزی را فراموش کرده است که بنویسد. بیمارستان ها معمولا اجازه این کار را نمی دهند ولی به هر دلیل اتفاق بیفتد و دادگاه متوجه شود به عنوان جعل پرونده پزشکی محسوب میشود. در سیستم های الکترونیک نیز به صورت کامل از طریق بررسی رخدادهای سیستم قابل دستیابی است. ✅ همیشه در همان لحظه یا بلافاصله بعد از اقدام بنویسید. اگر ناچار به ثبت دیرتر شدید، صادقانه ذکر کنید: «این یادداشت در ساعت ۰۱:۳۰ ثبت میشود، مربوط به اقدام انجامشده در ساعت ۰۰:۴۵ است.» 👈 حذف یا پنهانکردن اشتباهات: برخی پزشکان از ترس، خطا را پاک میکنند یا نمینویسند. اما در نظام حقوقی مدرن، پنهانکاری از خود خطا بدتر است. ✅ باید نوشت: «داروی اشتباه تزریق شد، بلافاصله تشخیص داده شد، بیمار پایش شد، بدون عارضه، گزارش خطا به سوپروایزر ارائه شد.» چنین صداقتی در بررسی حقوقی، از اتهام «قصور عمدی» جلوگیری میکند. 👈 ننوشتن موارد حدمرزی یا بیماران غیراورژانسی: ❌ گاهی بیمار با علائم خفیف میآید و پزشک فقط میگوید «ارجاع شد» یا «ترخیص شد.» اگر بعداً بیمار دچار عارضه شود، همین پرونده ناقص باعث محکومیت میشود. ✅ باید بنویسید: «با توجه به شرح حال بدون علامت خطر و معاینه نرمال، تصمیم به ترخیص گرفته شد. علائم هشدار برای مراجعات بعدی به بیمار آموزش داده شد.» 👈 ننوشتن وضعیت نهایی هنگام تحویل شیفت: در بسیاری از پروندهها، بیماران «در حال بررسی» به پزشک بعدی تحویل داده میشوند، ولی هیچ مستندی از تحویل وجود ندارد. در صورت حادثه، هر دو پزشک متهم میشوند. ✅ بنویسد: «بیمار با تشخیص اولیه ادم حاد ریه به دکتر رضایی تحویل شد. منتظر پاسخ تروپونین هستیم» @gp_guideline|مرجع تمامی دستورالعمل ها و گایدلاین های جهانی و کشوری
اشتباهات رایج در #مستندسازی در بخش اورژانس بخش دوم 👈 عدم ثبت «شرایط اورژانس» یا «محدودیت امکانات»: وقتی بخش شلوغ است، تخت نیست، یا دارویی کمبود کشوری دارد، باید مستند شود. چون اگر نتیجه ناخواستهای رخ دهد، شفاهی «بخش شلوغ بود» بدون سند هیچ ارزشی ندارد. ✅ مثال درست: «بهدلیل ازدحام بخش و در دسترس نبودن تخت مانیتورینگ، بیمار در تخت معمولی تحت نظر بود، علائم حیاتی هر ۱۵ دقیقه چک شد.» 👈 عدم ثبت روند پیگیری: وقتی بیمار برای آزمایش، سی تی اسکن یا مشاوره فرستاده میشود، باید ذکر شود چه زمانی رفت، چه زمانی برگشت، و چه نتیجهای داشت. ❌ اشتباه رایج: «سی تی اسکن درخواست شد. ولی هیچ گزارشی از انجام یا نتیجه نیست. ✅ درست:«سی تی اسکن در ساعت ۲۱:۴۵ انجام شد، نتیجه: بدون خونریزی» 👈 ننوشتن «خلاصه دفاعی» در پایان: بسیاری از پروندهها بدون یک جمعبندی رها میشوند، در حالی که آن چند خط آخر، سند دفاع تو در دادگاه است. ✅ بنویسید: «بیمار با علائم فوق ارزیابی شد، اقدامات درمانی انجام شد، وضعیت پایدار و طبق نظر مشاور، برای ادامه مراقبت بستری گردید.» 👈 عدم امضای پزشک و ثبت نام خوانا: پرونده بدون امضا = پرونده بدون صاحب. در بسیاری از موارد، پروندهها ناقصاند چون پزشک یادش رفته امضا کند یا نامش ناخواناست. ✅ همیشه امضا کنید، تاریخ و ساعت را بنویسید، و اگر سیستم دیجیتال است، مطمئن شوید ورود به نام خودتان ثبت شده است. دکتر سیدحسینی متخصص طب اورژانس و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران @gp_guideline|مرجع تمامی دستورالعمل ها و گایدلاین های جهانی و کشوری
اشتباهات رایج در #مستندسازی در بخش اورژانس بخش اول 👈 نوشتن یادداشتهای کوتاه، کلی و مبهم: بزرگترین خطای کلاسیک: پزشک میخواهد وقت ذخیره کند، اما خودش را بیدفاع میکند. ❌ مثالهای خطرناک که از نظر حقوقی ارزشی ندارند: «بیمار ویزیت شد.»، «حال عمومی خوب.»، «درمان انجام شد.»، «بیمار پایدار است.» ⚖️ دادگاه میگوید: «دقیقاً چه دیدی؟ چه اقدامی کردی؟ بر چه اساسی تصمیم گرفتی؟» و چون پاسخی در پرونده نیست، فرض بر قصور است. ✅ به جای "بیمار پایدار است" مثلا بنویسید: «درد بیمار از ۷ به ۳ از ۱۰ کاهش یافت، علائم حیاتی به شرح زیر است (نوشتن کامل علایم حیاتی)، هوشیاری کامل است(GCS=15).» 👈 ثبت نکردن زمان دقیق اقدامات: زمان، در اورژانس خیلی با ارزش است. اگر احیا، تزریق، یا ارجاع بدون زمان ثبت شود، در کمیسیون پزشکی هیچکس باور نمیکند که اقدام بهموقع بوده است. ❌ مثال: در پرونده نوشته شده: «احیا انجام شد» ولی چه زمانی شروع شد؟ چند دقیقه طول کشید؟ مشخص نیست! ⚖️ نتیجه: متهم به تأخیر در شروع احیا. ✅ اصلاح: «احیا از ساعت ۰۲:۳۴ آغاز شد، تا ۰۲:۴۸ ادامه یافت، پس از ۳ دوره آدرنالین و ماساژ قلبی، نبض برگشت.» 👈 عدم ذکر منطق تصمیمهای بالینی: یکی از خطرناکترین خطاها این است که پزشک فقط نتیجه را مینویسد، نه مسیر فکری خود را. ❌ مثال: «سی تی اسکن انجام نشد.» ⚖️ دادگاه: «چرا؟» اگر دلیلش نوشته نشده باشد، فرض بر سهلانگاری است. ✅ اصلاح: «با توجه به GCS 15، عدم استفراغ، عدم علائم نورولوژیک، اندیکاسیون سی تی اسکن نداشت.» 👈 ثبت نکردن تماسها و مشاورهها: ❌ خیلی از پزشکان تماس با متخصص را یادداشت نمیکنند چون «فقط تلفنی» بوده. ولی در دفاع حقوقی، تنها تماس ثبتشده معتبر است. ✅ باید نوشت: «در ساعت ۲۳:۱۰ با دکتر احمدی (جراح کشیک) تماس گرفته شد. توصیه به انجام سی تی اسکن با کنتراست وریدی کردند.» 👈 دستخط ناخوانا یا نامشخص: پروندهای که خوانده نشود، در دادگاه به ضرر نویسندهاش تفسیر میشود. گاهی مواردی بوده که پزشکی تبرئه نشده فقط چون دستخطش قابل خواندن نبوده است! ✅ راهحل: ▫️نوشتن با خودکار آبی یا مشکی، بدون خطخوردگی. ▫️استفاده از EHR (ثبت پرونده الکترونیک) تا حد ممکن. ▫️در اصلاحها: خط بزن یا دورش دایره بکش، ولی پاک نکن؛ توضیح و امضا اضافه کن. 👈 «کپیپیست» و استفاده از قالبهای تکراری در پرونده: در بیمارستانهایی که از سیستم ثبت پرونده دیجیتال استفاده می کنند، پزشکان گاهی با یک کلیک همان یادداشت شیفت قبل را کپی میکنند. اما نرمافزارها زمان و نویسندهی واقعی را ثبت میکنند. در دادگاه اگر ثابت شود که یادداشتها تکراری یا copy-paste بوده، پزشک ممکن است متهم به جعل شود. ✅ اصلاح: هر پرونده را شخصیسازی کنید؛ حتی یک جمله کوتاه را تغییر بدهید تا نشان دهد بیمار واقعاً بررسی شده است. دکتر سیدحسینی متخصص طب اورژانس و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران @gp_guideline|مرجع تمامی دستورالعمل ها و گایدلاین های جهانی و کشوری
یافتههای جدید درباره عوارض #تیرزپاتاید یا همان قلم لاغری #مونجارو یا چیزی به اسم #اسپارتینا (بر اساس شواهد ۲۰۲۵–۲۰۲۶) ۱. کاهش توده عضلانی ۲. مشکلات بینایی NAION ۳. حساسیت و درد پوستیALLODYNIA ۴. کمبودهای تغذیهای Zepbound/ Mounjaro _saeed_ @utmeds
در ادامه نصائح دوستم می گفت: استادی که ۲۵ سال پیش به من پاتولوژی درس داد، او را در اتاقهای عمل ملاقات میکنم؛ در حال نگاه کردن به نمونهی بیماری است، و من همان متخصص بیهوشیای هستم که بیمار او را بیهوش کردهام. پزشک اینترنی که داشت از من میپرسید چه دستیاریای (چه رشته تخصصیای) برود، سالها گذشت و او همان جراحی شد که برای من عمل جراحی انجام داد. استادی که در دوره پزشکی عمومی از من امتحان گرفت، دیدم که بعد از ۱۰ سال او را بیهوش میکنم؛ در حالی که او باید پیوند کلیه شود. استادی که در سال اول به من درس داد، بعد از ۲۰ سال او را برای نمونهبرداری مغز استخوان به دلیل شک به بدخیمی بیهوش کردم. تکنسینی که با من همکاری میکرد، روزها گذشت و او داشت به همکاری کمک میکرد که مرا بیهوش کند. کارگری که همراه من بیماران را جابهجا میکرد، روزی رسید که او مرا جابهجا کرد. عمر میدود و میگذرد؛ قوی ضعیف میشود، کوچک بزرگ میشود، زیبایی چروک میشود و نفوذ از بین میرود. هرگز فرد ضعیف را کوچک نشمار، و کوچک را کمارزش ندان، و علمت و نفوذت تو را فریب ندهد. برای خدا و بندگانش فروتن باش، و به آن گودال خاکی که همه ما در انتظار آن هستیم، فکر کن. ✍️ ادمین کانال طب اطفال 🚩🚩@TebeAtfal
آموزش نجات از زیر آوار لطفأ این پست را برای همه عزیزانتان بفرستید. #کاربردی @Irantopnews
وضعیت: _Kadi_ @uttweet
تقدیم به دوستانی که در برخورد با بیماران و یا پاسخ به سوالات امتحانی چشم و گوش بسته بر اساس نظرات AI اقدام می کنند
یارو میره پیش پزشک واسم استعلاجی بنویس به تاریخ دیروز نتونستم سرکار برم. پزشک مینویسه و بعد چندوقت معلوم میشه آقا دقیقا تو همون روز یه شهر دیگه قتل انجام داده و پزشک به جرم همدستی دادگاه میخوان! خیلی حواستون باشه تو استعلاجی نوشتن و کلا اینجور چیزا بیخود واسه هیچکی دلسوزی نکنید :) _EVILspawn_ @utmeds
وقتی سوزاک هم می کشد! بیمار دختر ۱۹ ساله، بدون سابقه پزشکی قابلتوجه، بدون مصرف داروی مزمن بود. وی از نظر جنسی فعال بوده و طی ۶ ماه گذشته شرکای جنسی متعددی داشته و دو بار به کشور امارات مسافرت کرده است. استفاده از کاندوم بهصورت منظم نداشته، سابقه غربالگری عفونتهای منتقله از راه جنسی (STI) نداشته و هیچ سابقه مستندی از ابتلای قبلی به این عفونتها گزارش نشده بود. سیکلهای قاعدگی منظم داشت و در زمان پذیرش باردار نبود (β-hCG منفی). حدود ۳ تا ۴ هفته پیش از بستری، بیمار دچار ترشح واژینال زرد متمایل به سبز با بوی نامطبوع و شروع تدریجی شد؛ همزمان سوزش خفیف ادرار و افزایش دفعات ادرار را گزارش میکرد. وی بدون مراجعه به پزشک، از داروخانه مترونیدازول خوراکی تهیه کرد و بهدلیل تصور «عفونت واژن» مصرف نمود، اما علائم بهبود نیافت و همچنان به پزشک مراجعه نکرد. حدود ۲ هفته پیش از بستری، درد دوطرفه و پیشرونده لگن ایجاد شد که با حرکت تشدید میشد. بیمار تب متناوب تا ۳۸٫۱ درجه سانتیگراد در منزل داشت و بهدلیل دیسپارونی شدید، روابط جنسی خود را متوقف کرد. در مراجعه به پزشک عمومی، تشخیص «واژینوز باکتریایی» مطرح شد و مترونیدازول به همراه فلوکونازول خوراکی برای وی تجویز گردید. تب مداوم بالا در محدوده ۳۸٫۸ تا ۳۹٫۵ درجه سانتیگراد، لرز، تعریق شبانه شدید، درد و تورم پیشرونده در مچ دست راست، زانوی راست و مچ پای چپ ایجاد شد. شدت درد مفاصل به حدی بود که بیمار توانایی راه رفتن را از دست داد و در نهایت توسط خانواده به اورژانس منتقل شد. در مجموع طی سه هفته دو خطای تشخیصی سرپایی رخ داده بود و عفونت سوزاک بهصورت خاموش انتشار یافته بود.علائم حیاتی و معاینه فیزیکی در زمان پذیرش، فشار خون بیمار ۹۸/۶۲ میلیمتر جیوه، ضربان قلب ۱۱۸ ضربه در دقیقه با تاکیکاردی سینوسی، تعداد تنفس ۲۲ بار در دقیقه دمای بدن ۳۹٫۴ درجه سانتیگراد بود. وجود تریاد پلیآرتریت نامتقارن، تنوسینوویت و ضایعات پوستی چرکی ـ خونریزیدهنده در یک زن جوان از نظر جنسی فعال، بهشدت مطرحکننده عفونت منتشر سوزاکی (DGI) بود. 💊 درمان احیای همودینامیک با تزریق سریع کریستالوئیدها از نوع رینگر لاکتات آغاز شد. درمان آنتیبیوتیکی تجربی شامل سفتریاکسون ۲ گرم وریدی هر ۲۴ ساعت، آزیترومایسین ۱ گرم خوراکی بهصورت تکدوز و آمپیسیلین ـ سولباکتام برای پوشش PID پیچیده آغاز شدروز دوم: نتایج کشت خون، کشت سرویکس و کشت مایع مفصلی همگی وجود نایسریا گونورهآ را تأیید کردند.روز سوم: بیمار دچار سکته مغزی ایسکمیک ناشی از آمبولی سپتیک مغزی شد.روز چهارم: نارسایی حاد کلیه ایجاد شد. دیالیز مداوم آغاز شد روز پنجم: جراحی اورژانسی تعویض دریچه آئورت انجام گردید. روز ششم: نارسایی شدید قلبی پس از عمل روز هفتم: سندرم دیسترس حاد تنفسی شدید ایجاد شد روز هشتم: انعقاد داخل عروقی منتشرایجاد شد. روز نهم: بیمار دچار نارسایی برقآسای کبد گردید. روز دهم: آمبولیهای سپتیک متعدد مغزی رخ داد، صرع مقاوم به درمان ایجاد و علائم فتق مغزی ظاهر گردید مرگ در ساعت ۱۶:۲۲ روز یازدهم تأیید شد. _Fire Dancer_ @utmeds
👩💻 این نکته ارزشمند از مرورهای استادم مرحوم دکتر نفیسی (رفع مقامه فی الجنه) است. تصمیم گرفتم آن را به زبان ساده بیان کنم، چون فقط برای پزشکان نیست؛ بلکه برای همه مردم اهمیت دارد. ❓ماجرا از کجا شروع شد؟ مردی ۳۰ ساله، در اوج جوانی، فعالیت و سلامت، بدون هیچ سابقه بیماری مهم و بدون حتی یک بار بستری شدن در بیمارستان، ناگهان دچار تب شدید شد تب او بهخوبی به داروهای تببر پاسخ نمیداد. به پزشک مراجعه کرد، آنتیبیوتیک و داروهای تببر دریافت کرد و به خانه بازگشت اما روز به روز حالش بدتر شد. پس از چند روز متوجه زردی چشمها و پوست خود شد و رنگ ادرارش نیز تیره گردید. زردی میتواند نشانه اختلال جدی در عملکرد کبد باشد. همزمان ضعف و خستگی شدیدی پیدا کرد و با وجود مصرف داروها، حال عمومی او رو به وخامت رفت. کمی بعد دچار تنگی نفس شد؛ نه هنگام فعالیت، بلکه حتی در حالت استراحت خوشبختانه یکی از پزشکان متوجه شد که زردی بیمار موضوع سادهای نیست و درخواست آزمایش داد. نتایج نشان داد: بیلیروبین توتال: ۱۰ بیلیروبین مستقیم: ۹ یعنی بیمار دچار زردی شدید با الگوی انسدادی بود. در ابتدا تصور شد که احتمالاً مجاری صفراوی دچار انسداد شدهاند و قرار شد برای بررسی بیشتر بستری شود و احتمال انجام آندوسکوپی مجاری صفراوی مطرح شد. اما پیش از آن سونوگرافی انجام شد نتیجه عجیب بود:مجاری صفراوی کاملاً طبیعی بودند. هیچ سنگ یا انسدادی وجود نداشت. پس علت این زردی شدید چه بود؟ وخامت سریع وضعیت بیمار بررسیهای بیشتر نشان داد: کراتینین: ۵ نارسایی حاد کلیه آزمایش خون نیز نشان داد: هموگلوبین: ۷ یعنی کمخونی شدید در همین زمان اکسیژن خون بیمار نیز شروع به کاهش کرد و تب بالا همچنان ادامه داشت. اکنون مرد ۳۰ سالهای که چند روز قبل کاملاً سالم بود، دچار مجموعهای از مشکلات شده بود: تب شدید نارسایی حاد کبد نارسایی حاد کلیه نارسایی تنفسی انتقال به بخش مراقبتهای ویژه وقتی بیمار به ICU رسید، وضعیت بسیار بحرانی بود: تنگی نفس شدید (RR=40) تعریق فراوان تاکیکاردی بیقراری شدید شوک فشار خون غیرقابل اندازهگیری بیمار روی دستگاه تهویه غیرتهاجمی قرار گرفت، اما تحمل نکرد. سرفههای شدید شروع شد و بهتدریج خون نیز همراه سرفه خارج میشد.(هموپتیزی) همزمان زردی افزایش یافت و بیلیروبین توتال به عدد ۳۰ رسید ❓چه چیزی میتوانست چنین فاجعهای ایجاد کند؟ جوانی سالم طی چند روز دچار نارسایی همزمان: کبد کلیه ریه سیستم قلبیعروقی شده بود استاد دکتر نفیسی پس از شنیدن شرح حال، پرسشهای متعددی مطرح کرد: مصرف داروی خاص؟ خیر تماس با سموم یا آفتکشها؟ خیر عفونت یا بیماری قبلی؟ خیر سپس سؤال مهمی پرسید: ❓آیا اخیراً در معرض گرمای شدید یا آفتاب بوده است؟ نقطه کلیدی تشخیص پس از سؤال از بیمار مشخص شد که چند روز قبل با موتورسیکلت، بیش از سه ساعت در اوج گرمای روز از شهر خود به تهران سفر کرده بود. خود بیمار گفته بود: «وقتی به خانه رسیدم احساس میکردم بدنم چند تکه شده است.» در همان لحظه استاد گفت: ضربه گرمایی شدید (Severe Heat Stroke) را باید جدی در نظر گرفت تشخیص نهایی: ضربه گرمایی شدید باعث آسیب گسترده به اعضای بدن شده بود و بیمار وارد مرحله: نارسایی چندعضوی (Multi-Organ Failure) شده بود. گرما به حدی شدید بوده که عملکرد چندین ارگان حیاتی را مختل کرده بود پایان تلخ ماجرا با وجود تمام تلاشها، بیمار روی دستگاه تنفس مصنوعی قرار گرفت اما تنها چند ساعت بعد در بخش مراقبتهای ویژه جان خود را از دست داد جوانی ۳۰ ساله، بدون بیماری زمینهای، طی چند روز از سلامت کامل به مرگ رسید ❓چرا ضربه گرمایی اینقدر خطرناک است؟ در موارد شدید، مرکز تنظیم دمای بدن در هیپوتالاموس مغز آسیب میبیند این مرکز بهطور طبیعی از افزایش بیش از حد دمای بدن جلوگیری میکند. وقتی این سیستم از کار بیفتد، دمای بدن بهطور کنترلنشده افزایش مییابد و میتواند منجر به: طوفان سایتوکاینی (Cytokine Storm) نارسایی حاد چندعضوی شوک مرگ شود درس بگیریم: این کیس اهمیت فوقالعاده شرح حال دقیق را یادآوری میکند. (با وجود DDX های فروان در این کیس) گاهی یک سؤال ساده درباره مواجهه با گرما میتواند مسیر تشخیص را کاملاً تغییر دهد. اگر از ابتدا احتمال ضربه گرمایی مطرح میشد، شاید فرصت بیشتری برای مداخله درمانی وجود داشت یافتههای نهایی ریه در سیتیاسکن قفسه سینه، ارتشاح منتشر دوطرفه دیده شد: Diffuse Bilateral Infiltration که احتمالاً ناشی از: خونریزی داخل آلوئولی (Intra-Alveolar Hemorrhage) بوده است یعنی بیمار عملاً در ریههای خود دچار خونریزی شده بود و خون وارد فضای تنفسی شده بود خبر درگذشت این جوان همچون صاعقهای بر خانواده، همسر، فرزندان و اهالی محلش فرود آمد. ✨خداوند او را رحمت کند و در بهشت جای دهد.
🔻کشف ۳ کیلوگرم هروئین از شکم ۳ قاچاقچی سابقهدار دادستان عمومی و انقلاب شهرستان خاتم: 🔹مأموران در شهرستان خاتم نسبت به توقیف دو دستگاه خودرو اقدام که منتهی به کشف محموله مواد مخدر و دستگیری سه نفر از متهمان مرتبط با حمل مواد مخدر شدند. 🔹در ادامه تصویربرداری پزشکی بر روی متهمان انجام شد که در نتیجه آن، سه کیلو و ۶۶۰ گرم هروئین که به شیوه بلع و جاسازی در معده حمل میشد، کشف و ضبط شد. 🔹افراد دستگیر شده دارای سابقه محکومیت در حوزه مواد مخدر بودهاند. • OPT • @OfficialPersiaTwiter
وقتی صحبت از body packer میشه، با چنین چیزی طرف هستیم احتمالا نفری صد تا بسته ده گرمی خوردن حالا حتی اگر یک بسته پاره بشه میشه ده گرم هرویین خالص
یک مدت پیش یک پسربچه حدودا ۶ ساله رو اوردن با شکایت اینکه پشه رفته تو دماغش بیهوش شده.😐 قندش رو گرفتیم ۵۰۰ بود.🤯 پرسیدیم دیابت داره؟ گفتن از وقتی به دنیا اومده پامون رو بیمارستان نذاشتیم. نمیدونستن دیابت داره و بچه وارد فاز اسیدوز شده بود. (کُمای دیابتی) قضیه بدتر میشه وقتی که براشون توضیح دادیم بچه دیابت داشته و شما اطلاع نداشتین؛ قندش بالا رفته و وارد کمای دیابتی شده. حالا خانواده چی گفت: آره طالبی خورد اینطوری شد. اقدامات لازم برای درمان اسیدوز رو انجام دادیم اما وضعیت بچه تغییری نمیکرد. پدر پسربچه کاملا مشخص بود که مصرفکنندهست. تجربه نشون داده وقتی خانواده میگه هیچیش نبود یهو اینطور شد، قطعا بچه متادون، تریاک یا چیزی پیدا کرده و خورده. نالوکسان زدیم و بچه به هوش اومد. بعد مرگ سهراب، خانواده اعتراف کرد که آره متادون خورده بود. 😑 خلاصه که از پشه رفته تو دماغش رسیدیم به متادون خورده. _Mohrez_ @utmeds
👩💻 یک همکار عضو کانال طب اطفال تعریف می کرد: «آره دکتر! بوی کبریت سوخته حس میکنم… هیچکس غیر از من این بو رو نمی فهمه!» 👃🔥⚡ انگار پسر یک طلسم از دنیای دیگری را بر زبان آورده بود… این جمله برای من فقط یک شکایت ساده نبود؛ کلیدی بود که قفل سختی را باز کرد. ماجرا حدود یک ماه پیش در مطب من شروع شد. درِ مطب باز شد و یک خانواده وارد شدند؛ خستگیِ راه و رنج سفر از چهرهشان پیداست. از «جنوب» آمده بودند؛ راهی طولانی، اما دردی که با خود حمل میکردند خیلی دورتر و سنگینتر از این فاصله بود. پسری ۱۵ ساله، با چشمانی پر از شکست و سردرگمی، انگار باری سنگینتر از توانش روی شانههایش بود. مادر با تلخی گفت: «دو ساله دکتر… پسرم داره از بین میره… از درد شکم داره میمیره!» روی میز من انبوهی از برگهها بود: سونوگرافی، سیتیاسکن با کنتراست، آندوسکوپیها و آزمایشهای مراکز بزرگ… و همه یک جمله تکراری داشتند: «از نظر ارگانیک سالم است… احتمالاً روانی است یا استرس درس… به روانپزشک مراجعه کنید.» 💔 اما پسر جملهای گفت که من را تکان داد: «دکتر… درد مثل اینه که یکی یه اتوی داغ دستش گرفته و داخل رودههام میکشه… دارم میمیرم و کسی باورم نمیکنه!» 🔥 لحظه شک و سردرگمی تشخیصی در آن لحظه با خودم صادقانه فکر کردم: «آیا واقعاً همه این گزارشها اشتباهاند؟ آیا ممکن است همه پزشکان قبلی درست گفته باشند و من بیش از حد فکر میکنم؟ شاید مشکل روانی باشد… شاید من دارم اغراق میکنم؟» 🤔 شروع کردم در احتمالات معمول گم شدن: حساسیت غذایی نادر؟ سندرم روده تحریکپذیر شدید؟ زمان میگذشت و خانواده منتظر “جواب نهایی” بودند. اما ناگهان تصمیم گرفتم همه برگهها را کنار بگذارم و فقط به خودِ کودک گوش بدهم. کنار او نشستم و گفتم: «دقیق بگو، قبل از شروع درد چه اتفاقی میافته؟» و او “بمب” را رها کرد: «بوی گوگرد سوخته حس میکنم… بوی خیلی شدید، فقط خودم میفهمم!» 👃🔥 در اینجا ذهنم شروع کرد مثل کارآگاه، سرنخها را به هم وصل کردن. پرسیدم: «وقتی درد شروع میشه، اطرافت رو میفهمی؟» گفت: «انگار تو دنیای دیگهام… صداها خیلی دورن… انگار از ته چاه صدام میکنن.» «بعد از حمله چی؟» «هیچی یادم نمیاد… بدنم کوفتهست و سرم درد میکنه.» اینجا درخواست کردم EEG انجام شود. پدر با عصبانیت گفت: «EEG؟ ما از جنوب برای مشکل شکم اومدیم!» گفتم: «مشکل شکم نیست… مشکل مغزه.» تشخیص مغز مثل keyboard است؛ دکمه درد شکم کنار دکمه بویایی است. در یک electrical discharge در لوب تمپورال، این اتصالها همزمان فعال میشوند. این حالت همان Abdominal Epilepsy است. ⬅️نتیجه EEG نشان داد: کانون شدید صرعی در لوب تمپورال همراه با Aura (بوی گوگرد قبل از حمله). درمان داروهای ضدتشنج برای کنترل فعالیت الکتریکی مغز تنظیم فعالیت عصبی و کاهش پیامهای اشتباه به بدن حمایت روانی برای کاهش ترس و اضطراب بیمار بعد از ۳ هفته، تماس پدر: «درد تموم شد… پسرم دوباره میخنده… برگشته زندگی.» ✨ گاهی درد در جایی که فریاد میزند نیست… بلکه در جایی است که برقِ اشتباه در مغز آن را شعلهور میکند. ✍️ ادمین کانال طب اطفال 🚩🚩@TebeAtfal
یه شکایت عجیب دیروز دیدم این بود که پزشک تو نسخه الکترونیک دستور دارو رو نوشته بود هروز یک عدد و تو کاغذ دستور رو هر هفته یک عدد با توضیحات کامل نوشته بود و داده بود به مریض داروخونه هم همون دستور نسخه الکترونیک رو نوشته بود و مریض فوت شده. پزشک و داروخونه هر دو مقصر شدن! _soha_ @utmeds
وقتی دفیبریلاتور شوک میدهد، اگر به بیمار یا تخت دست بزنید ممکن است بخشی از جریان از بدن شما هم عبور کند. نتیجه؟ از انقباض شدید عضلات و سوختگی تا آریتمی قلبی و حتی ایست قلبی در موارد نادر. برای همین در CPR همه فریاد میزنند: «Clear!» یعنی هیچکس حق تماس با بیمار را ندارد. _سعید کمانی_ @utmeds
ایرانیان چقدر در ماه سرم میزنند؟ معاون وزیر بهداشت: 🔹ماهانه حدود ۲۳ میلیون واحد سرم در کشور مصرف میشود؛ رقمی که با استانداردهای جهانی فاصله دارد و ضرورت بازنگری در رویههای تجویز را بیش از پیش آشکار میسازد. 🔹همزمان با مصرف بالای سرم، بیش از یکسوم نسخ سرپایی نیز حاوی آنتیبیوتیک است. تداوم این الگوی مصرف، علاوه بر تحمیل بار مالی غیرضروری به نظام سلامت، میتواند زمینهساز مقاومت میکروبی و کاهش اثربخشی درمانها در بلندمدت شود. /ایلنا 》OPT《 @OfficialPersiaTwiter
واقعا درود به علم! و البته که شرح حال درست گرفتن همه چیز هست: _مرگان_ @utmeds