Meditholic | پزشکی ایتالیا
Статистика💉لینک کانال: @meditholic 💉لینک گروه: @meditholicgroup
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Медицина
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 375
- 1/48двое суток
- 429
- 1/72трое суток
- 463
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من واقعاً آدم کار ریموت نیستم. بعد از مدتها یک روز کامل رو خونه بودم و I am losing my mind. خدایا این برونگرا بودن و میل به دیدن انسان چی بود در من قرار دادی؟
📌 دوری از طعمهای آشنا میتونه آدم رو ناامن کنه. ما با یه سری طعمها از بچگی بزرگ میشیم، باهاشون اخت میگیریم و بعضی غذاها برای ما فقط غذا نیستن، منبع comfort و امنیتن. مخصوصا وقتی از فرهنگی بیای که بخش بزرگی از ارتباطش با زندگی، آدمها و حتی خاطراتش از غذاست. چه ایرانی، چه ایتالیایی، هر دو فرهنگ عمیقا بیس غذا دارن. حالا فکر کن شمالی هم باشی که دیگه هیچی😂 فعلا اصلا راجع به پلا کباب حرف نزنیم، با اینکه خیلی از غذاهای شمالی اساسشون روی سبزیجاته، ولی بخش زیادیشون میتونن بهشدت پرروغن و پرکالری باشن. از میرزا قاسمی و باقالا قاتوق بگیر تا همون زیتونپروردهای که با کته میخوری و اصلا متوجه نمیشی چقدرش اومده بشقابت. من واقعا از ته وجودم غذاهای شمالی رو دوست داشتم و دارم. و فکر کنم یکی از چیزهایی که هم تو رژیم و هم بعد از مهاجرت حس میکردم از دست دادم، همین حس آرامش و شادیای بود که بعضی از این غذاها بهم میداد. وقتی خواستم دوباره برشون گردونم مشکل این بود که با سبک غذایی جدیدم جور درنمیاومدن! ولی به جا اینکه بگم پس باید برای همیشه حذفشون کنم، شروع کردم فکر کردن که چطور میتونم دوباره اون طعم آشنا رو داشته باشم، بدون اینکه تمام چیزایی که برا خودم ساختم رو کنار بذارم. روغن رو کم کردم، روش پخت رو عوض کردم، برای کته یه جایگزین پیدا کردم، نه چون کته ذاتا غذای بدیه، بلکه چون من شخصا سرش کنترل اندازهاش برام سختتره. حتی همین گوجه بادمجون و تخممرغی که ما شمالیا عاشقشیم، توی رسپی اوریجینال میتونه اونقدر روغن داشته باشه که وقتی با یه بشقاب کته و مشتی خوردنش ترکیب بشه، خیلی راحت تبدیل به یه وعدهی چند هزار کالری بشه و بالاخره تونستم یه نسخه برای خودم پیدا کنم. حدود ۶۰۰ کالری. همون طعمها، همون بادمجون، همون تخممرغ، کارب بیشتر از چیزی که معمولا میخورم، ولی در اندازهای که بتونم باهاش کنار بیام. حتی تصمیم گرفتم ناهار و میانوعدهی بعدازظهرم رو با هم یکی کنم تا بتونم این بشقاب رو همونطور که دلم میخواد بخورم. پروتئینش فقط حدود ۲۴ گرمه و از نظر ماکروها شاید کاملترین وعدهی دنیا نباشه. ولی این برای من فقط یه وعده غذا نبود. یه تیکه از چیزی بود که فکر میکردم باید برای همیشه ازش بگذرم و حالا دوباره تونستم جایی براش توی زندگی جدیدم پیدا کنم. چه حس خوبی داره وقتی به جای جنگیدن با یه بخش از خودت، بالاخره یه راهی پیدا میکنی که باهاش به صلح برسی.
видео или голосовое, без подписи
😂😂😂😂😂😂
...
📌میدونم بیربطه ولی just so you know, در سال ۲۰۱۵، شیخ محمد عاید توی یه خطبه مسجدالاقصی، صراحتا افزایش زادولد مسلمانان رو در مقابل کاهش باروری اروپا مطرح کرد و گفت که با فرزندآوری کشورهای اروپایی رو «فتح» خواهند کرد. پ.ن: از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۶ برآورد میشه جمعیتشون حدود ۷ میلیون نفر، در اروپا افزایش یافته. چقدر مربوط به زاد و ولده خدا داند.
видео или голосовое, без подписи
📌 استادم امروز صبح بهم گفت ferie (همین تعطیلات آگوست ایتالیا که همه چی تعطیله) خیلی مهمه، سزار اگوستوس وضعش کرده و باید بهش احترام گذاشت. تعطیلات رو تبریک گفت و گفت درس و مشق بمونه بعد از تعطیلات. کاش الان بودی و میدیدی که واقعا مشغول درس و مشق نیستم. ولی این به این معنی نیست که درگیر نیستم. آدم میتونه درس نخونه و باز هم اصلا استراحت نکرده باشه. خستگی همیشه از کاری که انجام میدی نمیاد، گاهی از چیزهاییه که مدام توی ذهنت داری حل میکنی. از تصمیمهایی که باید بگیری، کارهایی که هنوز تموم نشدن، چیزهایی که باید پیگیری کنی، و ذهنی که حتی وقتی نشستی، هنوز داره جلوتر از خودت میدوئه. این چند روز دقیقا همین شکلی بود. نه درس و مشق، ولی تا خرخره درگیر. بدن خسته، ذهن شلوغ، و دوباره رسیدم به جایی که برای خوابم ملاتونین رو شروع کردم. فکر کنم دارم میفهمم چرا «تعطیلات» با «استراحت» یکی نیست. استراحت فقط این نیست که کاری برای انجام دادن نداشته باشی. حداقل فقط چند روز که لازم نباشه همیشه در حالت آمادهباش باشی... من واقعا سزاوار دو هفته استراحت با آرامش بودم... و الان برام سنگینه که آخر اون همه تلاش و خستگی و فول تایم درگیر بودن، دریافتش نکردم... این ذهن باید برای دو هفته خاموش میشد نه که تو آماده باش و اورتینکی که الان هست باشه... کاش این قسمت ferie رو هم سزار اگوستوس برای ما وضع کرده بود.
I need some sleep You can't go on like this I tried countin' sheep But there's one I always miss Everyone says, I'm gettin' down too low Everyone says, you just gotta let it go You just gotta let it go You just gotta let it go I need some sleep Time to put the old horse down I'm in too deep And the wheels keep spinnin' 'round Everyone says, I'm gettin' down too low Everyone says, you just gotta let it go You just gotta let it go You just gotta let it go...
📌 یه بیمار داریم panificio داره، نمیدونم فارسی چی میشه ولی اینجا اینجوریه که مثلا نون و محصولات نونی دارن، مثلا پنتزروتی و پیراشکی و فوکاچا و پیتزا و فینگر فود و اینا، آقا امروز آخرین روز کاری بود دیگه، یه عالمه چیز آورد برای تشکر، یعنی اصلا حتی عکس نگرفتیم، نشستیم تا خرخره خوردیم😂 چقدر شغل خوبیه درمانگر بودن، یه روز آدم با درد و نگرانی میاد، یه روز دیگه با لبخند و کلی تشکر برمیگرده قشنگترین بخشش شاید همین باشه، اینکه آدمها با درد وارد میشن، ولی امیدوارتر، آرومتر و با حس خوب میرن❤️
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
📌 چند روز پیش بعد از شیفت، یکی از دوستام گفت بیا بریم شنا گفتم بابا توریست زیاده، خیلی شلوغه، منم خستهم. گفت تو فقط اعتماد کن منم سوار ماشین شدم. آخرش رسیدیم به یه جای بکر، جایی که فقط ما بودیم، چند نفر دیگه، آبیِ آسمون، آبیِ دریا و سکوت.🧘🏻♀️ کمکم دارم به این نتیجه میرسم که زندگی واقعی، حداقل از تجربه من، معمولا وسط جاهایی که همه دنبالش میگردن جریان نداره همه شهرهای معروف، ساحلهای معروف و کافههای معروف رو میشناسن، ولی بخش بزرگی از زندگی، یه گوشهی آرومتر جریان داره. شاید برای همینه که بعضی وقتها، بهترین اتفاقها دقیقا زمانی میافتن که آدم از شلوغترین مسیر، چند قدم فاصله میگیره.
📌 این هفته که ذهنم خیلی مشغول بود و اعصابم خراب، صبح و شب، شیفت ورداشته بودم که فقط ذهنم مشغول باشه، و حالا که هفته دیگه کلا تعطیله، هنوز نیومده یه حس خلا و پوچی دارم، آگوست قرار بود ماه شُل گرفتن باشه و کمی استراحت در کنار درس خوندن، ولی خب دیگه گاهی شرایط جور دیگه میشه. گاهی ترجیح میدی بیشتر کار کنی تا با دنیای بیرون دیسکانکت شی.
گفت: که چی؟ گفتم: وقتی سوالت اینه؛ یعنی داری جوری که دوست نداری زندگی میکنی. آدم واسه اتفاقای خوب نمیپرسه که چی! کیفشو میکنه.
📌 سلام گایز، میدونم پیاما انبار شده، میدونم نبودم، ولی این چند روز از ۷ صبح داشتم میدویدم تا آخر شب، فردا شیفتام تموم میشه و اگه سنگ از آسمون نباره و خدا بخواد یه دو هفتهای خالی هستیم، سعی میکنم جبران کنم و بدقولی نکنم 🥲❤️
📌 اومدم فلکس کنم براتون، صاحب یکی از بستنی فروشیهای مورد علاقم بیمارمونه 💃💋
فقط یه ماهه زن تحمل کن
видео или голосовое, без подписи