tgindex
🌻مهرآفرينِ جان🌻

🌻مهرآفرينِ جان🌻

Статистика
@mehrafarinejanперсидский

در اين خاک در اين خاک در اين مزرعه پاک بجز مهر بجز عشق دگر دانه نکاريم ارتباط با ما @goldast48

Последний пост
23 июл.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
126
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
208
26 постов
Вовлечённость
165,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 27
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
65
1/48двое суток
74
1/72трое суток
80

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 🔴🔴 اطلاعیه 🔴🔴 🌻بانام و یاد خداوند مهربان 🌻 سلام و عرض ادب و احترام خدمت همولایتیهای عزیزم در روستای سیجان با توجه به اینکه در استانه انتخابات شورای اسلامی روستا هستیم و فرصت ثبت نام از روز جمعه مورخه ۱۴۰۴/۱۱/۲۴ تا روز پنج شنبه مورخه ۱۴۰۴/۱۱/۳۰ میباشد لذا از عزیزانی که قصد خدمت به روستا را دارند و در مسائل روستا صاحبنظر هستند از این فرصت استفاده نموده و باقدم گذاشتن در این عرصه و انشاله با یاری و حمایت اهالی محترم شاهد انتخاب نمایندگانی توانمند باشیم 🔶️ مدارک مورد نیاز برای ثبت‌نام غیر حضوری داوطلبین عضویت در شوراهای اسلامی روستا به استناد تبصره "۱" ماده (۶۷) آیین نامه اجرایی قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخابات شهرداران و دهیاران : ۱_تصویر کارت ملی ۲_تصویر مدرک تحصیلی بر اساس بند (ز) ماده (۳۷) قانون ۳_تصویر کارت پایان خدمت یا معافیت دائم خدمت نظام وظیفه عمومی(برای آقایان) ۴_یک قطعه عکس جدید ۴×۳ ۵_گواهی تاییدیه استعفاء برای مشمولین ماده (۴۱) قانون ۶_گواهی عدم سوء پیشینه که از زمان دریافت آن بیش از سه ماه نگذشته باشد. ❌️ تبصره "ز" ماده ۳۷ : دارا بودن سواد خواندن و نوشتن برای شورای روستاهای تا دویست خانوار و داشتن مدرک دیپلم برای شورای روستاهای بالای دویست خانوار. تبصره: کسانی که سابقه یک دوره کامل عضویت اصلی شورا را دارا باشند به شرطی که در همان حوزه انتخابیه نامزد شوند از شرط مدرک تحصیلی معاف هستند. 🔴 مراجعه در مهلت مقرر به درگاه الکترونیکی وزارت کشور به نشانی: 🌐 keshvar.moi.ir 🟥 مهلت ثبت‌نام داوطلبان عضویت در شوراهای اسلامی روستا 🗓 جمعه ۲۴ / ۱۱ / ۱۴۰۴ تا 🗓 پنج شنبه ۳۰ / ۱۱ / ۱۴۰۴ ⏰ ساعت ۸ لغایت ۱۶ 🔺️به استناد ماده ۶۹ آیین نامه اجرایی قانون فوق الذکر، ملاک ثبت نام نهایی از داوطلبان در انتخابات شوراها اخذ شناسه رهگیری است. شورای اسلامی روستای سیجان

  • زمستان است و چشم کوچه از انتظارت، سپید! پرنده‌ی مهاجرم! بگو با کدام برف می نشینی بر شاخسار تنهایی‌ام؟ دلواپس سرما نباش؛ اینجا از هیزم دل آتشی برایت روشن کرده‌ام...! روستای سیجان ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ کانال مهرافرین جان 🌻 @mehrafarinejan

  • 🌻كانال مهرافرينان سيجان🌻 @sijanmehrafarin

  • شب چله شادی برایتان آرزو میکنیم 🥂 ایرانیان و پارسی زبانان هزاران سال است که شب چله، واپسین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در سال است تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر جشن میگیرند. چله(ایرانی، پارسی)=یلدا(سریانی) 🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉

  • без подписи

  • без подписи

  • برف دیر هنگام سفید کن روزگارمان را ....

  • وضعیت اووو و هوای دهاتای اطراف ...

  • ◼️یک جامعه چطور «سقوط» می‌کند؟ ✍️ احسان محمدی ◼️ وقتی بچه‌هایش باور می‌کنند که «درس خوندن وقت تلف کردنه و فیزیک و شیمی هیچ‌جای زندگی به درد نمی‌خوره!» اما علف و گُل کشیدن و قلیان دود کردن و سگ بغل زدن و در کافه وقت و عمر تلف کردن و به فکر مهاجرت بودن می‌شود ارزش ... دخترهایش تلاش می‌کنند الهه‌های سکسی شوند و پسرها متخصصان مُخ‌ زدن! ◼️ وقتی روزنامه‌نگارش از نوشتن یک متن عادی ناتوان می‌شود، غلط املایی دارد اما برای تمام ارکان کشور نسخه رویایی می‌نویسد. ◼️وقتی بلاگرها به مرجع فکری مردم تبدیل می‌شوند، میلیون‌ها دنبال کننده دارند و ویدیو ختنه‌سوران بچه‌هایشان میلیون‌ها دقیقه وقت و عمر مردم را به خودش مشغول می‌کند اما تیراژ کتاب به زیر 100 جلد برسد! ◼️وقتی پول خدا می‌شود، سکه حُکم می‌کند و زندگی شرافتمندانه، «بی‌عرضه بودن» ترجمه می‌شود. ◼️ وقتی سیاسیونش «دلال»، اهل فکرش «پروژه‌بگیر»، اهل بازارش «کلاهبردارهای متقلب»، پزشک‌هایش «متخصص دور زدن مالیات» و کاسبان «دین» از باورمندان سبقت بگیرند. ◼️وقتی رسانه‌های رسمی‌اش جای آدم‌های چاپلوس و مجیزگو می‌شوند که برای رضایت مدیران برنامه اجرا می‌کنند و برایشان احساس و درد و نیاز مردم پشیزی ارزش ندارد! ◼️وقتی سلبریتی‌ها به عنوان رهبران اجتماعی معرفی می‌شوند و برای همه چیز نسخه صادر می‌کنند. ◼️وقتی آدم‌های عاقل ساکت و منزوی و سرخورده می‌شوند و مثل لاک‌پشت توی خودشان می‌خزند و فضا را دلقک‌ها و تشنگان دیده شدن دست می‌گیرند ◼️وقتی دانشگاهش به کارگاه تولید مدرک و مقاله‌های کیلویی و پایان‌نامه‌های مضحک که حتی دانشجو و استاد نمی‌خوانند تبدیل می‌شود، سیاسیون بدون حضور در کلاس «دکتر» می‌شوند و بازیگر سینما با بادیگارد وارد آن می‌شود تا خدای نکرده در اتاق دفاع از تز مورد حمله سارقان، آدم‌ربایان و قاتل‌ها قرار نگیرند! ◼️وقتی آدم‌ها یاد می‌گیرند که همیشه «دیگری» مقصر است و خودشان حتی در زندگی شخصی‌شان نقش و قصور نمی‌بینند و سرشان تا کمر توی زندگی دیگران است ... ◼️وقتی هر قاتل و چاقوکش و خائن به وطنی صرفاً به دلیل اینکه توسط «حکومت» مجازات می‌شود تبدیل به قهرمان و اسطوره می‌شود. ◼️وقتی پول و پارتی به قانون «بیلاخ» نشان می‌دهد، ضعیف‌ترها در تار عنکبوب مقررات گرفتار می‌شوند و قوی‌ترها آش را با جایش می‌زنند زیر بغل ... جوامع به سادگی نابود می‌شوند ... خیلی ساده. مثل وقتی که موریانه تمام پایه‌های چوبی ساختمانی را آرام آرام خورده‌اند. حالا یک‌بار دیگر این متن را بخوانیم، ببینم خود ما در کجای این ماجرا قرار داریم؟ فرشته‌های سفید هستیم یا کسانی که نیاز داریم یک گام برای بهبود و توسعه خودمان قدم برداریم؟

  • ﷽ خوش‌عطر گلاب ، نم‌نم ریز خزان یاقوت انار ، گردن‌آویز خزان پیش قدم تو خش به خش می‌افتد هر برگ طلا ، شعر دل‌انگیز خزان #شهراد_میدری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═┅✰ 📓 ✰┅═─

  • . پدرمیگفت: محبتت را به برگ ها سنجاق مزن که باد با خود می بَرد... محبتت را به آب جویی بریز که با ریشه ها عجین شود... ریشه ها هرگز اسیر باد نیست... مادر میگفت: پروانه ی محبتت را به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد... محبتت را به خانه ی دلی بنشان که خیال بیرون شدن ندارد... و یاد معلمم بخیر... هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت: نقطه سر خط... مهربان باش🌻همچون باران💧

  • . عمر میگذرد    و من بیش تر میفهمم   که هیچ چیز در دنیا    ارزش گریه کردن را ندارد !    ما آدم ها مدام چیزهایی را که اسمشان     را مصیبت و بدبختی میگذاریم     در سرزمین افکارمان میچرخانیم و     دور میکنیم و همین باعث میشود در     صدسالگی حسرتِ لذت نبردن از زندگی     را بخوریم !     شاید کلمه ی رها کردن و فرار کردن برای     چنین لحظاتی به وجود آمده اند ...     از غصه هایت فرار کن     در ناکجا آبادِ درونت رهایش کن؛     و به دنبال هر چیز که شادت میکند     روانه شو ...     زندگی اگر چیزهای زیادی برای گریه     کردن دارد،     چیزهایی هم برای لبخند زدن دارد     فقط کافیست از ته دلت بخواهی که     زندگی را زندگی کنی ... #نکته_تاکیدی ‌‌

  • 🌻🍂 موفقیت در داشتن ثروث نیست در دیدن داشتہ هایت است ثروتمند ڪسے است ڪہ با داشتهایش پادشاهے میڪند... روزتون بخیر🌻

  • 🌻مهرآفرينِ جان🌻 pinned «چشم من هرگز ندیده است آدمی بی‌درد را زندگی رنج مدام است، آدمی سرسخت باش! 👤احمد ناروئی شبتون‌اروم 🌻 کانال مهرافرین جان 🌻 @mehrafarinejan»

  • چشم من هرگز ندیده است آدمی بی‌درد را زندگی رنج مدام است، آدمی سرسخت باش! 👤احمد ناروئی شبتون‌اروم 🌻 کانال مهرافرین جان 🌻 @mehrafarinejan

  • روزهای اول پاییز یه عادتی هم که داره اینه آدمهای غمگین رو مهربون و اشکی‌تر می‌کنه از بقیه سال. یعنی شما با گردن افراشته داری برای خودت راه می‌ری تو شهر، بی رویا و بی کابوس، یخِ یخ. یهو یه برگی می‌مونه زیر پای چپت و با یه ناله محزونی عمرشو میده به پوکی، به بیهودگی. ابر میاد تو گلوی آدم که آخه شاخه جان، درخت جان، خوب شد حالا؟ این برگ رو از خودت روندی، نخواستیش گفتی برو خسته‌ام میخوام بخوابم تا باهار و برگ نو و حال نو. خوبه حالا اینطوری تموم شد؟ خم میشی به برگ نگاه می‌کنی، یه‌جوری مرده که انگار هیچ وقت زنده نبوده. عین آتیش علاقه، که یهو خاموش میشه تو دل دلبر بدعهد بدخلق بی مدارا. چی می‌گفتم؟ آهان. برگ نباشید تو زندگی‌تون، شاخه هم نباشید. پرنده باشین، پر بکشین از رنجی به لذتی، و بالعکس. که دنیا دایره بسته خوشی و ناخوشیه. هرکی هم نخواستت بدون یا حق داشته یا مجبور بوده یا نادون بوده، که در هر سه صورت به وداعی و یادی کفایت می‌کنه ایام. خبر خوب اینه که اینجا هیچی همیشگی نیست. روزای اول پاییزه. همیشه. حواست به زیر پات باشه، یهو دیدی با غرورت و رویات و امیدت و باهارت موندی زیر پای اشتباهای خودت. پرنده باش. یادت نره. 🌻کانال مهرافرین جان 🌻 @mehrafarinejan

  • ⛔️دزدیدن اعتماد توسط مرد سبیلو! ✍️ احسان محمدی مرد نزدیک ۶۰ سال داشت. با موهای کم پشت و فر و سبیل زردی که لب بالایی‌اش را پوشانده بود. جلوی پایم توقف کرد، کنار خیابان منتظر تاکسی اینترنتی بودم. - آقا سلام! یه عرضی داشتم، من بچه خوزستانم، اومدیم اینجا گیر افتادیم، کیف پولمون رو گم کردیم، اگه داری اندازه یه باک بنزین دستی بده، شماره حساب هم بده بهت برمیگردونم، با زن و بچه گرفتار شدیم. همینطور که داشت حرف می‌زد به زن کنار دستش نگاه کردم، میانسال بود با روسری گلدار، نگاهم نمی‌کرد و زل زده بود به جلو. دست‌های گوشتالودش را گذاشته بود روی همدیگر و دو النگوی پهنش دیده می‌شد. روی صندلی پشتی هم دختر ۹-۸ ساله‌ای نشسته بود که توی تاریکی و روشنی هوا می‌شد چهره زیبایش را دید، گوشواره‌هایش برق می‌زد و توی چهره‌اش شرمی و سکوت غریبی بود. بعد از سالها زندگی در این شهر شلوغ و این دنیای آشفته، شبیه لاک‌پشت پیری هستم که دیگر می‌داند با کدام خرگوش مسابقه بدهد. این یکی از روش‌های تلکه کردن خلق خدا شده. همه صحنه برای تحت تاثیر قرار دادن احساسات چیده شده: پراید رنگ و رو رفته، مردی مو سفید با صدایی که غرورش انگار شکسته، زنی شرمگین، دختر بچه‌ای که قاب خانواده را کامل ‌می‌کند. عذرخواهی می‌کنم که نمی‌توانم کمک کنم. پایش را روی گاز می‌گذارد، پلاک کرج ماشین انگار دارد به خوزستان چشمک می‌زند! توی تاریکی گم می‌شود و فکر می‌کنم که امثال این مرد چقدر غارتگر اعتمادند. آنها کاری می‌کنند که آدم به یک راننده واقعی که در شهر غریب با زن و بچه گرفتار شده هم کمک نکند و بگوید: - این هم یکی مثل اون قبلیه که شماره کارتم رو گرفت و پول رو پیچوند و نداد! همه‌شون همینن!