tgindex
Mehrān Fahim
@mehranfahimchannelЯзыкиперсидский

من مهران فهیم هستم و اینجا مطالبی مرتبط با زبان انگلیسی می‌نویسم. یوتیوب: youtube.com/@mehranfahim اینستاگرام: instagram.com/mehran.fahiim پشتیبانی: @mfchannelsupport

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
11
Всего постов
36
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Языки
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 409
+15 за 4 дн.
Сутки
+5
+0,21%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 037
36 постов
Вовлечённость
43,0%
к подписчикам
Постов в день
1,6
всего 36
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
438
1/48двое суток
501
1/72трое суток
541

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • داشتم نتیجهٔ یه تحقیقی در مورد رسیدن به Fluency رو می‌خوندم که یه جمله‌ای به‌نظرم جالب اومد. ترجمه‌ش می‌شه: یکی از سریع‌ترین راه‌های افزایش fluency این است که برای موقعیت‌ها، منظورها و الگوهای رایج، expressionهای طبیعی و آمادهٔ زبان مقصد را پیدا و آن‌ها را آن‌قدر در contextهای مختلف تمرین کنیم که بازیابی‌شان مستقیم و خودکار شود. #جملات_تقلیدی

  • به این جمله دقت کنید: He left me on read all afternoon. بعید می‌دونم کلمه‌ای در این جمله باشه که برای شما ناآشنا باشه. معنی این جمله اینه‌که: تمام بعدازظهر پیامم رو دید و جواب نداد. چیزی که در این جمله و به‌طور کلی جملات کاربردی در انگلیسی روزمره جالبه اینه‌که طبیعی صحبت کردن، چیزی فراتر از دونستن واژگان زیاد و ساختارهای گرامری متنوعه. یعنی یه بخشی در آموزش انگلیسی باید باشه (که الان نیست یا حداقل من ندیدم) که نحوهٔ ساخت طبیعی جملات رو یاد بده. این بخش نیازمند توجه ویژه‌ست و فکر می‌کنم می‌تونه مسیر آموزش رو کوتاه‌تر کنه.

  • من اهل اینستاگرام نیستم. خیلی دیربه‌دیر سر می‌زنم و از اتفاقاتی که اونجا می‌افته خیلی عقبم. چند روزه که ظاهراً یه ویدیویی وایرال شده از معلم زبان خانومی که با یه لهجهٔ عجیب و غریبی داره صحبت می‌کنه. خواهش‌ می‌کنم دیگه این ویدیو رو برای من نفرستید. این چند روز حداقل ۳۰ نفر این ویدیو رو برای من فرستادن که نظرت رو بگو. من واقعاً برام اهمیتی نداره بقیه دارن چی‌کار می‌کنن و تلاش می‌کنم سرم تو کار خودم باشه. شما هم زیاد خودتون رو درگیر این حاشیه‌ها نکنید و روی پیش‌رفت خودتون متمرکز باشید 😃 #بس_کن_نِلوفر

  • 12 авг.6372342

    کتاب Cambridge Collocations in use سطح پیشرفته #کتاب

  • 12 авг.6171843

    کتاب Cambridge English Collocations in use سطح متوسط #کتاب

  • без подписи

  • 12 авг.4941744

    کتاب 1000 English Collocations in 10 Minutes a Day فایل‌های صوتی این کتاب رو از پست پایین می‌تونید دریافت کنید. 👇👇👇 #کتاب

  • без подписи

  • без подписи

  • 12 авг.4322450

    مجموعه‌ی سه جلدی Key words for fluency برای آموزش کالوکیشن‌ها در سه سطح پیش متوسط، متوسط و بالاتر از متوسط تهیه شده است و با متدی بسیار آسان به آموزش همایندهای پرکاربرد زبان انگلیسی می‌پردازد. زبان آموزان سطح مبتدی تا متوسط می‌توانند برای شروع آموزش کالوکیشن‌ها از این مجموعه آغاز کنند. #کتاب

  • 12 авг.5733225

    🔸 مهم‌ترین بخش در یادگیری زبان انگلیسی وقتی شروع به یادگیری زبان می‌کنید، بخش‌های زیادی هست که باید براش وقت بذارید و مطالعه کنید. از انواع و اقسام واژگان بگیرید تا گرامر، عبارت‌ها، اصطلاحات، نکات فرهنگی و... اما به‌نظر من اهمیت هیچ‌کدوم از مواردی که گفته شد به اندازهٔ کالوکیشن‌ها نیست. کالوکیشن‌ها هستن که زبان‌تون رو درست و طبیعی می‌کنن و اجازهٔ صحبت در مورد طیف وسیعی از موضوعات رو‌ بهتون می‌دن. ارزش کالوکیشن‌ها رو زمانی می‌شه به درستی درک کرد که تمرکزتون یادگیری انگلیسی کاربردی روزمره باشه. در باقی موارد کارتون با خوندن یکی دو تا کتاب برای کالوکیشن‌ها راه می‌افته اما اگه هدف‌تون تسلط بر مکالمه‌های روزمره‌ست، مسئله به همین سادگی نیست. باوجوداینکه هزاران کتاب و دوره و منبع مختلف برای همه‌چیز در زبان انگلیسی وجود داره اما اگه بخواید کالوکیشن‌ها رو یاد بگیرید انتخاب‌های بسیار کمی دارید. از نظر من تنها سه مجموعه هستند که ارزش مطالعه کردن رو دارن و حتی اگر تمام نکات موجود در این کتاب‌ها رو هم با دقت بخونید، باز چیزی در حدود ۲۰ تا حداکثر ۳۰ درصد از نیازتون برطرف می‌شه. این سه مجموعه عبارتند از: 🔸 Key words for fluency 1, 2, 3 🔸 1000 English collocations in 10 minutes a day 🔸 Cambridge English collocations in use 1, 2 که البته بین همین سه مجموعه هم خیلی از موارد مشترک و تکراریه و باید به فکر راه‌های خلاقانه و جدیدی برای یادگیری کالوکیشن‌ها باشید. هر چقدر میزان بیشتر و متنوع‌تری از کالوکیشن‌ها رو بلد باشید به همون نسبت زبان بهتر و طبیعی‌تری خواهید داشت. #یادگیری_کاربردی

  • 20 июл.1 8485

    без подписи

  • 20 июл.1 674355

    معمولاً پشت کتاب‌های آموزشی زبان یه جدول کوچیک هست که سطح کتاب رو بر مبنای استاندارد CEFR نوشته. برای مثال در تصویر بالا، مشخص شده که این کتاب برای سطوح B2 تا C1 تالیف شده. به این معنی که مطالب کتاب، اطلاعاتی در این دو سطح رو داره. اما مطلقاً به این معنی نیست که اگه شما کتاب رو مطالعه کنید به سطح عنوان شده می‌رسید. در بهترین حالت می‌شه گفت که اگر کتاب رو به‌خوبی بخونید، با دانش لازم برای اون سطوح آشنا شدید. از آشنایی تا یادگیری و بعد رسیدن به سطح مورد نظر، خیلی راهه و نیازمند تمرین مستمر و هدفمنده. درنتیجه سوالی که این دوست‌مون مطرح کرده چندان درست نیست و جواب صحیحی نداره

  • 15 июл.1 616164

    لینک کانال من در بله: https://ble.ir/mehranfahimchannel

  • 11 июл.1 84549

    🔸 سوالات رایج دوستان گرامی، من مشغول ساخت ویدیوهای جدیدی برای یوتیوب هستم که به‌زودی در اختیارتون قرار می‌گیره. یکی از بخش‌هایی که به بازنگری احتیاج داره بخش "سوالات رایج" هست. یه تعدادی از سوالات رو یادداشت کردم و مشغول ساخت ویدیوهاشون هستم اما اگه پرسش خاصی دارید می‌تونید پایین همین پست بنویسید تا اگه جوابش برای دیگران هم مفیده براش ویدیو بسازم.

  • 5 июл.2 138247

    🔸 نظریهٔ گَشتاری و دیدگاه متقابل - بخش اول این مطلب کمی آکادمیکه و ممکنه برای بعضی‌ها جذاب نباشه، اما چون چندیدن بار در این مورد ازم سوال شده اینجا جواب می‌دم. نوام چامسکی زبان‌شناس و فیلسوف امریکایی، در دههٔ ۱۹۵۰ نظریه‌ای رو مطرح کرد که البته قبل‌تر هم…

  • 4 июл.1 4714615

    🔸 هرچی ساده‌تر، بهتر برای بیان منظورتون همیشه سراغ ساده‌ترین گزینه‌ها برید. برای مثال اگه می‌خواید بگید "این‌ روزها سرم خیلی شلوغه"، به جای استفاده از جملاتی مثل: - I'm snowed under. - I'm swamped. - I've got a lot on my plate. - I'm up to my eyes (in work). - I'm rushed off my feet. - I've been run off my feet. از چنین جمله‌ای استفاده کنید: I'm really busy these days. اما چرا؟ دلیل اول اینه‌که ساختن این جمله بسیار ساده‌تر از جملات بالاست و احتمال اینکه اشتباه کنید کمتر می‌شه. اگه ذهن‌تون به بیان سادهٔ منظورتون عادت کنه، سرعت صحبت کردن‌تون بالاتر می‌ره و مِن‌مِن‌کردن هم کاهش پیدا می‌کنه. دلیل دوم هم بسیار مهمه. اکثر عبارت‌های بالا اون‌قدری که فکر می‌کنید رایج نیستن. شما ممکنه هر کدوم رو در کتاب‌های آموزشی ببینید اما چندان در انگلیسی روزمره و‌ مکالمه‌ها کاربرد ندارن. و البته یه نکتهٔ دیگه. اگه هنگام حرف زدن کلمه‌ای به ذهن‌تون نرسید سعی کنید توصیفش کنید. فرض کنید وسط صحبت یادتون نمی‌آد و یا اصلاً بلد نیستید که "تورم" به انگلیسی چی می‌شد و قصد دارید بگید که "تورم هر روز داره افزایش پیدا می‌کنه" که معادلش می‌شه: Inflation is pushing prices up. به جاش یه گزینهٔ ساده‌تر مثل: Everything's so expensive these days. رو انتخاب کنید و یا اگه کمی تسلط بیشتری دارید می‌تونید بگید: Prices just keep going up. درنتیجه اگه بتونید روی این نوع پاسخ دادن به اندازهٔ کافی تمرین کنید و ذهن‌تون رو به ساده و شفاف فکر کردن عادت بدید، با داشتن سطحی معادل B2، تقریباً می‌تونید تمام مکالمه‌های روزمره رو پیش ببرید. #یادگیری_کاربردی

  • 2 июл.1 466487

    در چند ماه گذشته توجهم به سمت بخش‌هایی از زبان که اغلب در چهارچوب استاندارد آموزشی جایی ندارن یا حضور کم‌رنگی دارن معطوف شده. در چند پست گذشته هم به یکی دو مورد اشاره کردم. در این پست می‌خوام در مورد آرایه‌های بلاغی صحبت کنم که اصلاً در هیچ کتاب آموزش زبانی حضور ندارن. البته نبودش می‌تونه دلیل موجهی داشته باشه، ولی من فکر می‌کنم که با یک نگاه و رویکرد درست، این مبحث هم می‌تونه جایگاه مهمی در آموزش زبان داشته باشه. اما بذارید اول برای اون‌ دسته‌ای که نمی‌دونن آرایه‌های بلاغی اصلاً چی هستن یه توضیح مختصر بدم و چند مثال هم بزنم. بلاغت یا Rhetoric بخشی از فن سخن‌وریه که به بررسی ساختارهای ثابتِ زبانی برای بیان مطلب به شکلی جذاب‌تر می‌پردازه. با کمک این ساختارها می‌شه همون صحبت معمولی رو بهتر، جذاب‌تر یا موندگار‌تر کرد. ساده‌ترین مثال می‌تونه ساختارِ A, B, A باشه. برای نمونه: Bond, James Bond در اینجا یه نفر خودش رو معرفی کرده اما اون ساختار باعث شده که این نحوهٔ بیان، یکی از معروف‌ترین جملات تاریخ سینما رو بسازه. یا یه مثال معروف دیگه اینه‌که یه جمله بگید و بعد همون رو برعکس کنید. یه همچین الگویی: A → B B → A مثلاً این جملهٔ معروف از پرزیدنت کِنِدی که در مراسم تحلیف ریاست جمهوری سال ۱۹۶۱ گفت: Ask not what your country can do for you. Ask what you can do for your country. این الگوها منحصر به زبان انگلیسی نیستن و در تمامی زبان‌ها کاربرد دارن. جدید هم نیستن و هزاران سال پیش در یونان باستان افرادی مثل ارسطو، سیسرو و کوئینتیلیان مطالب زیادی در موردشون نوشتن. مثلاً همون جمله‌ای که از کِنِدی نقل کردم، ساختاری داره که به Chiasmum معروفه و در ضرب‌المثل "دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم، دیگران بخورند." هم هست. تعداد این آرایه‌ها بیش از ۳۰۰ تاست اما تعدادی در حدود ۳۰ تاشون بسیار پرکاربردن. به‌نظر من یادگیری این تعداد می‌تونه تاثیر مفیدی در صحبت کردن بهتر داشته باشه. به‌خصوص برای زبان‌آموزهایی که در سطح متوسط هستند و صحبت‌شون چندان متنوع نیست و‌ خبر خوب اینه‌که یادگیری‌شون هم بسیار ساده‌ست. یه مثال کاربردی می‌تونه جواب این سوال که از بخش یک اسپیکینگ آیلتس هست باشه. Do you enjoy studying English? Absolutely. At first I learned English to communicate, but these days I communicate to learn English. Every conversation teaches me something new. یاد گرفتن درست این آرایه‌ها می‌تونن کمک کنن که همون حرف تکراری رو طوری بزنید که تکراری به‌نظر نیاد. #یادگیری_کاربردی

  • 22 июн.1 6542210

    چند مثال دیگه: She gave me plenty of notice. خیلی زودتر بهم خبر داد. I had to cut the visit short. مجبور شدم جلسه (دیدارمون) رو کوتاه کنم. (سریع تمومش کنم) She stretched her lunch break to fit it in. وقت ناهارش رو کش داد تا اون کار رو انجام بده. (در واقع وقت ناهارش رو طولانی کرده تا یه کارِ به خصوصی در اون زمان انجام بشه) I planned around everyone else's schedule. برنامه‌م رو با برنامهٔ بقیه هماهنگ می‌کنم. (به‌عبارتی همون جملهٔ "هر چی جمع بگه" می‌شه، زمانی که قصد برنامه‌ریزی یه کار گروهی رو دارید) I was counting on it finishing on time. حساب کرده بودم که سر وقت تموم بشه. (اشاره به کاری که سر وقت تموم نشده اما شما فکر می‌کردین که می‌شه) یادگیری_کاربردی

  • 22 июн.1 5992213

    اگه به سطح B2 رسیدین و هنوز در صحبت کردن مشکل دارید باید بدونید که نیاز شما، دانشِ بیشتر نیست. همین حالا هم برای صحبت‌های روزمره اطلاعات کافی دارید. مشکل شما نداشتن تمرین و یک برنامه‌ریزی دقیق برای تمرین کردن و سیستمی برای ارزیابی نتایج تمرین‌هاست. به این جمله دقت کنید: He timed it so we'd miss the worst of the traffic. یعنی "یه جوری زمان‌بندی کرد که به اوج ترافیک نخوریم." هیچ کلمهٔ بالاتر از سطح B2 در این جمله یا جملاتی که در دو پست‌ قبلی فرستادم نیست و از این دست جملات خیلی داریم. #یادگیری_کاربردی