ضدِ مطلق
Статистика- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3
- 1/48двое суток
- 3
- 1/72трое суток
- 3
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این پیام رو فور کنین فولدر بزنم با هم کلی جذب بگیریم.🎀
این پیام رو داخل چنل خود قرار بدهید و بنده براساس احساسی که از چنل شما میگیرم، شمارا طراحیمیکنم.
«مهمترین چیز در زندگی چیه؟ سوفی پرسید... من هنوز دنبال جوابم! » از گرسنگی و سرما که بگذریم، تازه سوال اصلی شروع میشود: ما اینجا چه میکنیم؟
"Manipulative people often use a simple but powerful trick: they mix truth with lies. They might tell you something deeply personal and real about themselves to make you feel special and trusted. Once you trust them, they slowly start adding false stories or excuses. Because you already believe they are honest, your brain stops questioning the new lies. This is why it is so difficult to spot a skilled manipulator
سالها این تصویر را بهعنوان نقشهای برای ساختن طلا خواندند. شاید به این دلیل که انسان همیشه ترجیح داده است نمادها را به ماده تقلیل دهد. اما این درخت، دربارهٔ فلزات نیست. شاخههایش رو به آسماناند، اما ریشههایش در ظرفی قرار دارند که کیمیاگران آن را محلِ انحلال میدانستند؛ جایی که هر چیز، پیش از کاملشدن، باید هویتِ پیشین خود را از دست بدهد. هیچ برگی در این تصویر، بدون عبور از آتش به وجود نیامده است. شاید به همین دلیل است که کیمیاگری، بیش از آنکه هنرِ تبدیلِ سرب به طلا باشد، هنرِ تحملِ دگرگونی بود.
без подписи
آموزش چیست؟ به گمان من دورهای است که انسان میپیماید تا به شناخت خویش نائل شود، و آن کس که از پیمودن آن اجتناب کند بهره چندانی از متولد شدن در نورانیترین عصر نخواهد برد.
без подписи
ترس همیشه یک شیء بیرونی دارد: ترس از مار، ترس از ورشکستگی، ترس از مرگ. اما دلهره (Anxiety) هیچ شیء مشخصی ندارد؛ آن را بهتر است «سرگیجهٔ آزادی» بنامیم. وقتی آدمی روی لبهٔ پرتگاه میایستد، نمی ترسد که زمین بخورد، بلکه دلهرهٔ امکانِ پریدن را تجربه میکند. این دلهره، آگاهی از این است که، من میتوانم انتخاب کنم. اما بسیاری از آدمها برای فرار از آن، خودشان را به «عادیّت» (جماعت زدگی) میزنند تا تصمیم گیری نکنند. پس گاهی دلهره یک حس منفی نیست؛ بلکه شرطِ لازمِ اصالت است. کسی که دلهره را تجربه نکند، هیچوقت به انتخابِ حقیقی نخواهد رسید.
#آکیرا_کوروساوا یکی از اساتید بیهمتای #سینما، در آخرین فیلم از مجموعهی هشتگانهی «رویاها» تصویری آرمانی از جهانی پایدار و انسانی را به نمایش میگذارد. 🎞️ «دهکدهی آسیابهای آبی» https://telegram.me/ce7en
без подписи
"Unable to perceive the shape of You, I find You all around me. Your presence fills my eyes with Your love, It humbles my heart, For You are everywhere." چون نگنجد شکل تو در عقل من بینمت در هر مکان و منزلی زین حضورت، عشق شسته چشم من دلزلالم، چون به هر جا حاضری
🎬 «شکل آب» در ظاهر یک داستان فانتزی، عاشقانه است، اما در لایه زیرین، فیلمی درباره حاشیهنشینی و قدرت است. شخصیتهای اصلی فیلم الیسا، زن لال، همسایهی تنها، زن سیاهپوست؛ و موجود آبزی، همگی افرادی هستند که در ساختار اجتماعیِ زمان خود جایگاه مرکزی ندارند. این انتخاب تصادفی نیست. از نظر روانشناختی، الیسا دچار اختلال یا ضعف شخصیتی نیست. او کارکرد روانی سالمی دارد: قادر به برقراری دلبستگی، همدلی، و تصمیمگیری مستقل است. تفاوت او جسمی است، نه روانی. فیلم عمداً او را در مقابل شخصیت نظامی داستان قرار میدهد؛ کسی که از نظر اجتماعی قدرتمند است اما نشانههای واضحی از ناامنی روانی، نیاز افراطی به کنترل و پرخاشگری دارد. موجود آبزی نماد «دیگری» است؛ چیزی ناشناخته که سیستمهای قدرت بهجای فهمیدن، ترجیح میدهند آن را مهار یا نابود کنند. رابطهی الیسا با این موجود بر پایهی همدلی شکل میگیرد، نه ترحم یا هیجان. این نکته مهم است: فیلم عشق را نه بهعنوان احساس رمانتیک، بلکه بهعنوان پذیرش تفاوت تعریف میکند. فیلم ادعا میکند که معیار «نرمال بودن» بیشتر یک قرارداد اجتماعی است تا یک واقعیت روانی. کسانی که خود را نرمال میدانند، در عمل رفتارهای ناسازگارتر و مخربتری نشان میدهند. در نهایت، «شکل آب» میپرسد: آیا هیولاها خطرناکاند، یا ساختارهایی که فقط یک شکل از انسان بودن را مجاز میدانند؟ #معرفی_فیلم
без подписи
без подписи
без подписи
...
без подписи
без подписи
без подписи