tgindex
عصیان
@meshkyyyперсидский

نه تو می‌مانی، نه شادی، و نه هیچ‌یک از مردم این آبادی.

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
237
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
71
20 постов
Вовлечённость
30,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
64
1/48двое суток
73
1/72трое суток
79

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • صبح این ضربدره رو روی دستم زدم که ظهر که قراره بابابزرگمو ببرم دکتر یادم نره خودش رو هم ببرم. گمونم اونی که پیر شده منم نه اون👴🏻

  • 7 авг.531из Its_meshky

    видео или голосовое, без подписи

  • 6 авг.791из meshkyyy

    در تلاقیِ سکونِ ذهن و التهابِ هستی، او به نیستی پناه برد. نه از ترسِ پایان، بلکه از ابتذالِ تکرارِ آغاز. دود، استعاره‌ای‌ بود از آگاهیِ تباه‌شده؛ ردی از ادراک بی‌زمانی که در مدار فراموشی می‌چرخید، بی‌آنکه مقصدی غیر از خودش داشته باشد. چشم‌هایش بسته بودند، نه از خواب، بلکه از اشباعِ بیش‌از‌حدِ دیدن. زیرا هر حقیقتی، اگر بیش از اندازه مکشوف شود، به کابوسی در لباس یقین بدل می‌گردد.

  • видео или голосовое, без подписи

  • 6 авг.752из meshkyyy

    حال که جز تنهایی کسی برایم باقی نمانده؛ با جای خالی خو گرفته‌ام، با خیالات واهی خو گرفته‌ام، با دم نزدن، با درون ریزی و خودخوری، با شبگردی‌های بی‌مقصد خو گرفته‌ام. حال که تنهایی تنها همدم تنهایی‌های من است... با این تنهایی خو گرفته‌ام.

  • 6 авг.802из meshkyyy

    هرکسی از دنیا چیزی برداشت، من هم دست برداشتم. –صادق هدایت

  • 6 авг.812из meshkyyy

    مردن برایم دیگر اهمیتی نداشت. من این مطلب را عادی می‌یافتم. چون به خوبی می‌فهمیدم که دیگران هم مرا پس از مرگم فراموش خواهند کرد. حتی نمی‌توانستم بگویم که اندیشیدن به این مطلب دشوار بود. در واقع فکری وجود ندارد که انسان بالاخره به آن عادت نکند. بیگانه – آلبر کامو

  • 6 авг.791из meshkyyy

    حس می‌کردم از همه‌چیز خالی هستم. بیگانه – آلبر کامو

  • 6 авг.781из meshkyyy

    احساس بیهودگی می‌کردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همه‌ چیز به هم می‌خورد. نه من قرار بود به جایی برسم و نه کل دنیا. همه‌ی ما فقط ول می‌گشتیم و در انتظار مرگ بودیم. –چارلز بوکوفسکی

  • 6 авг.751из meshkyyy

    بالاترین امید برای من امید به مرگ است؛ اگر مرگی در کار نبود چه کسی می‌توانست زندگی را تحمل کند؟

  • 6 авг.752из meshkyyy

    زندگی از مرگ پرسید چرا انسانها عاشق من هستند و متنفر از تو؟ مرگ پاسخ داد چون تو دروغی زیبا هستی و من حقیقتی دردناک.

  • 6 авг.701из meshkyyy

    همه به اندیشه‌ی چرا و چگونگیِ زیستن دچارند اما در تعجبم که در این میان کسی به چرای نابودی فکر نمیکند. مرگ، شاید مرگ خود جواب چرای زیستن باشد.

  • 6 авг.682из meshkyyy

    ای کاش دهان باز می‌کرد این زمینِ وامانده، می‌بلعید منِ درمانده را، شما انسان های رذلِ شریف را، حتی خودِ خسته‌اش را. کاش همه چیز خورده میشد و در کسری از ثانیه ما دیگر هیچ بودیم، پوچ و تهی، تمامِ محض. درد خودِ زندگیست، زندگی خودِ درد است. ای کاش خورده میشدیم و ناگهان از درد رها میشدیم.

  • 6 авг.662из meshkyyy

    این روزها، من شبیه جانوری شدم که با چشمان باز خواب می‌بیند. و خواب‌هایش از بیداری‌اش مصیبت‌بار تر است. دور و برم همه چیز در رفت‌وآمد است، ولی هیچ‌چیز به من نمی‌رسد، همه‌چیز هست، اما هیچ‌چیز نیست. حس می‌کنم مدت‌هاست سقوط میکنم ولی به زمین نمی‌رسم، غرق می‌شوم ولی خفه نمی‌شوم، می‌سوزم ولی خاکستر نمی‌شوم، جان می‌دهم ولی نمی‌میرم. در پایانی بی‌پایان به سر می‌برم... 🪖

  • 6 авг.631из meshkyyy

    صبح بر پایان یافتن شب‌های من دلالت می‌کرد، و روز رقت آور بود. باران می‌بارید و آهنگی غم‌انگیز بر پشت شیشه‌های پنجره‌ی اتاق من می‌نواخت. اتاق، محقر و تاریک، و آسمان غمزده بود... شب‌های روشن – داستایوفسکی

  • 6 авг.59из meshkyyy

    چند ساعت تا صبح مانده؟

  • 6 авг.67из meshkyyy

    گویی دم‌وبازدم‌هایت فقط تقاضای اتمام دارد و نگاهت زوالی را عاجزانه در برق چشمانت منعکس می‌کند.

  • 6 авг.64из meshkyyy

    انگار روزهایت را در انتظار شب زنده می‌مانی و شب را در انتظار صبح، و فردایش هم قرار است انتظار فردایش را بکشی و فردایش و فردایش‌.‌..

  • 6 авг.64из meshkyyy

    زیستن چه ملال‌آور است وقتی فقط چشم انتظارِ گذر زمان، سَر کنی.

  • هر آنکس که در مغاک بنگرد؛ مغاک نیز در او خواهد نگریست. –نیچه https://t.me/meshkyyy/3384?single

عصیان — tgindex