Meta_Technical
Статистикаتحلیل بازارهای مالی ارتباط با مدیر : @mumman
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 982
- 1/48двое суток
- 1 125
- 1/72трое суток
- 1 213
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#فولاد
عجیب اما واقعی... @meta_technical
#بیت_کوین خورد به تارگت و داره اصلاح میکنه @meta_technical
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
جنگ بدترین واژه طبیعت هست
امسال رو سال سرمایه گذاری در تولید نامگذاری کردند خدا بخیر کنه😄
سال نو تون پر خیر و برکت باشه به رسم هر سال فال حافظ خدمت دوستان🌹
видео или голосовое, без подписи
که همتی رو استیضاح کردید دلار بیاد پایین!!! اومد؟!!!! حکایت هست که یک روز ملانصرالدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پلهها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت…
که همتی رو استیضاح کردید دلار بیاد پایین!!! اومد؟!!!! حکایت هست که یک روز ملانصرالدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پلهها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت…
که همتی رو استیضاح کردید دلار بیاد پایین!!! اومد؟!!!! حکایت هست که یک روز ملانصرالدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پلهها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمیدانست که خر از پله بالا میرود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمیآید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین میپرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، میخواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت. بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد! ملا نصرالدین با خود گفت لعنت بر من که نمیدانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب میکند و هم خودش را از بین میبرد. حکایت افرادی مثل ثابتی و رسایی و میر سلیم و امثالهم هست...
امروز غروب از یک شماره نشناس برایم پیامک آمده بود:«سلام عشقم💋» من در حالی که طپش قلب بهم دست داده بود پیامک را باز کردم : «سلام عشقم💋 آبشده،بدون فاکتور رسمی،مطمئن،بهترین سرمایهگذاری. سوپری دریانی جلیل آقا» زنگ زدم بهش.بدون حال و احوالپرسی گفتم:«شنیدی طرف…
بهترین استاد دانشکده بود؛کلاس هاش همیشه پر میشد از دانشجوهایی که هاج و واج به رقص دستانش روی تخته وایت برد نگاه میکردند؛بدون تپق بدون ریپ می گفت و می نوشت و به خوبی از زبان بدن استفاده میکرد،انگار 1000 سال بود که تدریس میکرد. تو دانشکده هر درسی سرقفلی خودش…
امروز غروب از یک شماره نشناس برایم پیامک آمده بود:«سلام عشقم💋» من در حالی که طپش قلب بهم دست داده بود پیامک را باز کردم : «سلام عشقم💋 آبشده،بدون فاکتور رسمی،مطمئن،بهترین سرمایهگذاری. سوپری دریانی جلیل آقا» زنگ زدم بهش.بدون حال و احوالپرسی گفتم:«شنیدی طرف…
امروز غروب از یک شماره نشناس برایم پیامک آمده بود:«سلام عشقم💋» من در حالی که طپش قلب بهم دست داده بود پیامک را باز کردم : «سلام عشقم💋 آبشده،بدون فاکتور رسمی،مطمئن،بهترین سرمایهگذاری. سوپری دریانی جلیل آقا» زنگ زدم بهش.بدون حال و احوالپرسی گفتم:«شنیدی طرف میره داروخونه میگه نفت دارید؟» گفت:«نه» گفتم:«داروخونهچی هم گفته بود نه،بعد طرف دستشویی کرده توی داروخانه و گفته بود داروخونهای که نفت نداره باید توش دستشویی کرد» گفت:«پر بیراه نگفته» گفتم:«روز بعد هم طرف میره و همین سوال رو میپرسه» گفت:«طرف مثل خودت یه تخته کم داشته به نظرم» گفتم:«داروخونه چی میگه نفت دارم.دوباره طرف همون کارو میکنه و میگه باید دستشویی کرد توی داروخونهای که توش نفت میفروشن» جلیل آقا گفت:«بنال ببینم چی میخوای بگی» گفتم:«حال و حوصله ندارم و گرنه منم باید میومدم توی مغازهات دستشویی» قاه قاه خندید و گفت:«قشنگ معلومه امروز بورس منفی بوده» گفتم:«چه ربطی به بورس داره؟» گفت:«روزهایی که بازار خراب شدهتون خرابه،با حرص حرف میزنی!» گفتم:«واقعا چه فکری کردی که تبلیغ آب شده میکنی با اسم سوپر دریانی جلیل آقا» گفت:«مغازه من حداقل ۳۰ میلیارد میارزه!» گفتم:«خوب» گفت:«اعتبار من بیشتره یا اونی که ده میلیون داده یه سایت فروش طلا اورده بالا؟» گفتم:«هر کسی را بهر کاری ساختن» گفت:«الان بانک مرکزی میخواد گواهی طلا بفروشه کارشه؟» دیدم چیزی نگم به نفع خودمه.گفت:«الو…الو….گوشی دستته؟!» گفتم:«آره….» گفت:«تو بورس شما نفت میفروشن؟!» گفتم:«نه!!!» گفت:«پس من فردا میام دستشویی میکنم اونجا!» گفتم:«چرا جلیل آقا!» گفت:«بورسی که توش نفت نمیفروشن باید شا…توش» قطع کردم. @tahlilak
و مسخره تر از اون اینکه شاخص 4 تا سقف رد کرده از اونزمان 😄
видео или голосовое, без подписи
#سکه vs نماد #بورس به همین مسخره گی... حتی مسخره تر از این... بالایی نتیجه حرف جهود بیگانه و دشمن هست پایینی نتیجه حرف و قول یک حکومت مسلمان و خودی و مسئول مملکت هست نمردیم و بالاخره دیدیم ...
توافقی که بدست روسیه انجام بشه هیچ 💩ی نمیشه رسما یکی از ایالت های روسیه شدیم...