اندیشکده فراسیاست
Статистика▪️اندیشکده فراسیاست اندیشکدهای مستقل در حوزه فلسفه سیاسی، الهیات سیاسی، انقلاب محافظهکار و ژئوفلسفه است.
- Последний пост
- 31 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 19
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Политика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📌گزارش سیاستی نشست «افق ایران در چند قطبیگرایی تمدنی» 🔻مهمان نشست: کنستانتین فون هافمایستر، پژوهشگر، تحلیلگر و نویسنده حوزه نظم چند قطبی 🔻میزبان و تهیهکننده سند: محمدطاها جهاندیده، گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای مجلس 🔻بخشی از متن: یکی از چالشهای طبقه نظامی این است که در غیاب جنگ خارجی واقعی، طبقه بازرگان (پول) همواره بر طبقه جنگجو (خون) پیروز میشود، زیرا بسیاری از جنگجویان در دوران صلح کامل، آرمان و زیست سلحشورانه خود را از دست میدهند و به دنبال رفاه فردی میروند. از منظر مهمان نشست، ورود فرماندهان نظامی به پروژههای تجاری، سرمایهگذاری در بورس، و اشتغال به فعالیتهای تجاری، اگر با مکانیسمهای سختگیرانه حاکمیت کنترل نشود، طبقه نظامی را به مرور به طبقه تاجر یا نوعی بازرگانان مسلح بدل میکند که دیگر روحیه دفاع از هویت غیرتاجرانه را ندارند. یکی از راهکارهایی که میتواند هم از این امر جلوگیری کرده و همچنین «خون تازه» را وارد ساختار کند، طراحی سیستم چرخش نخبگان نظامی و همچنین نهادینهسازی مضاعف ارزشهای سلحشورانه و قهرمانانه در آموزشهای نظری نظامیان است. @Metapolitic
📌فلسفه معیشت از نگاه انسان یونانی 🔻در ابتدا باید دانست که معیشت یا اقتصاد، سیاست یا تدبیر مدینه، رفتار و کنش اجتماعی انسان و سایر موجودات در جهان یونانی هیچ یک به خودی خود موضوعیت ندارند، بلکه بحث تنها بر سر یک پرسش است: «چگونه میتوان به سعادت دست یافت؟» بنابراین مطالعه هر یک از شاختههای حکمت عملی بینسبت با یکدیگر، مطالعه حکمت عملی بدون حکمت نظری و در یک کلام مطالعه یک جهان، بدون آنکه درکی واحد و منسجم از کل آن جهان داشته باشیم اساسا در فلسفه، مطالعهای رهزن است. 🔻ارسطو صورت تام جهان یونانی در کالبد یک انسان است. برای ارسطو اقتصاد «تدبیر منزل» است، یعنی همان معادل دقیق economy که متشکل از دو واژه eco و nomy است. 🔻واژه eco از ریشه oikos به معنای «خانه» است؛ اما صرفا بر ساختمان فیزیکی خانه اشاره ندارد. خانه برای انسان یونانی تمام چیزهایی است که تحت عنوان منزل یا household جای میگیرد. خانه محل استقرار خانواده است و خانواده دامنهی گستردهای دارد؛ مثلا خانوادهی یک کشاورز علاوهبر ساکنان خانه مانند همسر و فرزند، شامل حیوانات و گیاهان و همه افراد دیگر که باهم زندگی میکنند مانند فامیل، خدمه و... میشود. خانه نیز تنها یک واحد یا ساختان نیست و همه اصطبلها، مراتع و چراگاهها و زمینهای کشاورزی تحت اراده کشاورز را در بر میگیرد. خانه برای انسان یونانی مجموعهای از افراد و مکانهایی است که امکان زیست او را فراهم میآورند. زندگی اساسا در بطن خانه به معنای آنچه گفته شد جاری است. خانه و خانواده اما صورت تام یک زیست اجتماعی نیست. 🔻واژه nomy از nomos مشتق شده است و معنای «قانون» دارد. قانون در زیستجهان یونانی شکل خاصی از نظم و سامان جهان است و در کُنه خود معنای "خوب" را دارد. خوب یا همان فضیلت در نگاه ارسطو امریست در "میانه". حدِ اعتدالی هر امری، فضیلت آن امر است. بنابراین مهمترین خصیصه مفهوم تدبیر، تخصیص عادلانه است. 🔻از سوی دیگر، نوموس یک «حق» بنیادین و پیشین برای تسلط بر مکانهای زندگی است که هدیهی طبیعتِ الهی به انسان است. نوموس التزام به رعایت قوانین منشعب از این حق پیشین است. اراده بر تدبیر امور خانه، خانواده و زمین باید به گونهای باشد که نظم و سامان جهان یونانی را تامین کند و نوموس داعیهدار این اراده و تدبیر است. 🔻ارسطو معتقد است که کسب ثروت بیشتر نظم و سامان طبیعت را بهم میریزد و هر آنچه غیرطبیعی است ناپسند است. به لحاظ طبیعی تولید فقط باید به اندازه و برای معاش (نه مصرف) باشد؛ زیرا تمایل به ثروتاندوزی هرگز حدیقف ندارد و نامحدود است. سیریناپذیری انسان امری غیرطبیعی است و اگر انسان میخواهد به صراط حکمت حرکت کند باید خویشتندار باشد. 🔻اشتغال به امور خانه و معیشت، اعم از کار و زن[1] انسان را از مسیر کشف حقایق بازمیدارد. انسانی که باید در جستوجوی حقیقت و حیات راستین باشد، بیش از هر چیز نیازمند فراغت (نه زمان خالی) است. 🔻این افسانهای مشهور است که اهالی آتن تالس، نخستین فیلسوف، را بخاطر تنگدستی ریشخند میکردند که زندگی را بر خود سخت کرده است و به دنبال مادةُالمواد (مادهی نخستین پیدایش جهان) میگردد. او نیز روزی دستگاه روغن زیتونگیری اختراع کرد و وقتی در زمان کوتاهی به دادوستدی پرسود رسید، دستگاه روغن زیتونگیری را شکست و گفت فیلسوفان میتوانند که ثروتمند باشند؛ اما نمیخواهند، زیرا آنان راه حقیقت و فضیلت را میپویند. 🔻گسست میان فضیلت و معیشت در جهان یونانی، آغاز تلاشهای فلسفه در طول تاریخ برای پاسخ به این گسست یا بازصورتبندی آن است. 📚 پانویس: 1. تدبیر منزل در جهان یونانی امری مردانه و مختص به مردان است. 2. برای مطالعه بیشتر به کتاب «اخلاق نیکوماخوس» و «سیاست» ارسطو رجوع کنید. ✍️هانیه دارائی @HDayyan @Metapolitic
پشت این بسیج سیاسی، یک رویارویی متافیزیکی قرار دارد که ذهن لیبرال قادر به ثبت آن نیست. صهیونیسم صرفاً یک پروژهٔ استعماری نیست؛ بلکه موتوری فرجامشناختی است که بر اساس یک ضربالاجل الهیاتی کار میکند. معماری آن، ضرورت تجمیع سرزمینی را پیش از فرا رسیدن پادشاهی…
پشت این بسیج سیاسی، یک رویارویی متافیزیکی قرار دارد که ذهن لیبرال قادر به ثبت آن نیست. صهیونیسم صرفاً یک پروژهٔ استعماری نیست؛ بلکه موتوری فرجامشناختی است که بر اساس یک ضربالاجل الهیاتی کار میکند. معماری آن، ضرورت تجمیع سرزمینی را پیش از فرا رسیدن پادشاهی مسیحایی مفروض میگیرد. در مقابل، آخرتشناسی شیعی، بازگشت امام غایب را به عنوان اوج عدالت از طریق برانداختن هر نظم ستمگرانه پیشبینی میکند. این دو آخرتشناسی کاملاً متضادند: یکی به دنبال ساختن پادشاهی دنیوی برای شتاب بخشیدن به پایان امر قدسی است، و دیگری میداند که هر پادشاهی دنیوی باید ویران شود تا امر قدسی طلوع کند. @Metapolitic
- «مراسم تشییع خامنهای: پیروزی ایستادگی»؛ هژمونی جهانی، قرنهاست که تازیانهی "اضطراب مرگ" را بر گردهی ملتها نواخته و ارادهاش را از مسیر هراس آنها اعمال کرده است. اما پایان این دور باطل، زمانی رخ میدهد که با سوژهای روبهرو میشوند که از مرز این اضطراب عبور کرده و "مرگ" را نه به مثابهی پایان، بلکه به عنوان غاییترین سلاح بازدارندگی در آغوش کشیده است. در جهانی که رهبران سیاسی آن بر مدار «عقلانیت ابزاری» و حفظ بقای فیزیکی به هر قیمتی حرکت میکنند، انتخاب آگاهانهی مرگ برای حفظ «حاکمیت معنوی»، ماشین محاسباتی غرب را از کار میاندازد؛ جستار فشرده کنستانتین مالوفیف (انتشار یافته در ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ )، ستایشنامهای است برای یک «تصمیم». #مرات405 #ترجمه | «مرآت»؛ برای نگریستن #روزنوشت @MeraatOnline
🔸 دبیر شورای عالی امنیت ملی: مقاومت و انتقام فریاد مردم ایران است 🔹 محمدباقر ذوالقدر در پیامی آورده است: این چند روز چشمتان را به ایران بدوزید. مردم در وداع و تشییع رهبرشان دو شعار را فریاد میزنند، مقاومت در برابر دشمنان و انتقام خون رهبر شهید ایران. 🔹این چند روز چشمتان را به ایران بدوزید. این همان ایرانی است که خیال میکردید چند روزه میتوانید آن را از پا درآورید! 🔹 این دریای خروشان جمعیت، حالا در وداع و تشییع رهبرشان دو شعار را فریاد میزنند: مقاومت در برابر دشمنان و انتقام خون رهبر. #باید_برخاست #بدرقه_آقای_شهید_ایران https://irna.ir/xjXJpM @IRNA_1313
📌رئالیسم تراژیک و دیکتاتوری پول وقتی که انسان نداند که برای چه باید مرد، نخواهد فهمید که برای چه باید زیست. 🔻دیکتاتوری پول: از منظر اشپنگلر، آمریکانیسم را باید بهعنوان رویکردی درک کرد که با دیکتاتوری پول، در عین بیتاریخی و بیریشگی، بیریشه کننده است. دیکتاتوری پول در اندیشه رئالیسم تراژیک، بنمایه زیست یهودی و سپس تفکر آنگلوآمریکن است. در دیکتاتوری پول، تمامی مقدسات در سود و معاملات جاگیری شده، همه چیز به نوعی پولاندیشی و معاشاندیشی فروکاست مییابد و به نقل از اشپنگلر، تفکر پول اندیش، اندیشههای متعالی متصل به خاک و خون را در اسید خود حل میکند. 🔻مارکسیسم یهودی: از منظر اشپنگلر، وسواس اقتصادگرایانه مارکس به عنوان یک تاجر یهودی شبه آلمانی، نوعی پول محوری با بسته بندی جدید و بیتوجه به ارزشهای متعالی است. مارکسیسم مفهوم مالکیت را تنها بازتولید کرده و آن را در میان کارگران توزیع میکند؛ جایی که تعهد و انضباط سلسلهمراتبی بیمعنا میشوند. 🔻گمنامی جنگجو علیه لمپنیسم روشنفکری: خون نه صرفا نمادی رمانتیک، بلکه بستر تداوم سنت است. از منظر اشپنگلر، یک جنگجو میتواند با مرگ برای خدا، خاک و ارزشهای متعالی، قدرت تکینگی پول را برهم زند و از اینرو، خون عامل نهایی متوقف کننده سیطره تمدن تاجر مسلک است. یک سرباز که در جنگ اخیر به صورت گمنام و بر اساس وظیفه خود میجنگید را با روشنفکران و آکادمیسینهای دیجیتالی مقایسه کنید که سالها برای ایران پکیج تسلیمطلبی ترویج میکردند و ذات خود را بر اساس رقابت بر اساس لمپنیسم و «دیده شدن» بنا کردهاند. 🔻متافیزیک شهادت: سرباز گمنام، عمل شهادت را به مثابه نوعی هجرت استراتژیک میبیند و این دقیقا نقطهای است که نیهیلیسم برآمده از تمدن تاجر مسلک از آن متعجب میشود. او تهدید میکند که من تو را میکشم، اما رزمنده میگوید که من در پی مرگ و شهادتم؛ این عمل کل نگره تاجر مسلک را خلع سلاح میکند. ▪️گزیدههایی از نشست «جنگ رمضان، پیکار خون و پول در اندیشه اشپنگلر» با سخنرانی علی محمد مهاجر ناصر @Metapolitic
📌متافیزیک نبرد کربلا 🔻نبرد کربلا و شهادت امام حسین(ع) نمادی است از تقابل میان دو ساحت متافیزیکی: ساحت افقی که در آن اکثریت، نمادی از سیطره کمیت است، و ساحت عمودی، که در آن روح قهرمانانه به صورت سلسلهمراتبی به سوی اتصال با امر متعال حرکت میکند. این واقعه نمادی است از متافیزیک سنتی، که حقیقت نه در قدرت، پول یا هژمونی دموکراتیک اکثریت، بلکه در تجلی ارادهای متعال و قهرمانانه نهفته است. این جنبه جنگجویانه از سنت اسلامی که نیچه آن را میستاید، ارادهای است که با پذیرش وضعیت تراژیک جهان، در برابر سلطه ظالمان، ارزشهای گلهای و نیهیلیسم ناشی از اکثریت میایستد. یاران امام حسین(ع) بهمثابه تصویر جهانی «جنگجو-عارف» در جهان سنتی، همچون مفهوم «کشاتریا» در جهان بینی هندوآریایی، تجسم انسانهایی متعالی بودند که از محدودیتهای جهان پست فراتر رفته، در برایر شر ایستاده و با پذیرش مرگ در راه حقیقت، به ابدیت پیوستند. ✍️محمدطاها جهاندیده @Metapolitic
Iran and the Tragedy of Telluric War Ali-Mohammad Mohajer Nasser on the West’s nihilism and the metaphysics of resistance. Read the full essay here: https://www.multipolarpress.com/p/iran-and-the-tragedy-of-telluric-war
ایران و جمهوری اسلامی سوم در صورت تداوم مدیریت هوشمندانهٔ فضای پساجنگ، این امکان را دارد تا دوران طلایی خود را آغاز کند. همانگونه که دوران اعتبار روشنفکران کمونیست در ایران و جهان به پایان رسید، دوران سلطه، اعتبار و عوامفریبی روشنفکران لیبرال نیز در ایران و جهان رو به پایان است؛ این مهمترین فرصت برای ایران و جمهوری اسلامی سوم است تا جریان فکری جدیدی را در فضای فکری و سیاسی آغاز یا احیا کند؛ جریانی همچون انقلاب محافظهکار آلمان با اشخاصی همچون هایدگر، اشپنگلر و اشمیت(و همچنین اوولا در ایتالیا) که میتوان آنها را از منظر مفهومی یا تاریخی «انقلابی محافظهکار» نامید؛ ازاینرو انقلاب محافظهکار نه صرفا یک جریان تاریخی، بلکه یک مفهوم است؛ اشپنگلر همانقدر در سنت آلمانی انقلاب محافظهکار بود که سهروردی و ملاصدرا در سنت ایرانی-اسلامی. این مفهوم نه همچون محافظهکاری صرف به محافظت از جهان لیبرال یا هرآنچه که موجود است میپردازد، نه با نوعی تاریخگرایی وارونه به بازگشت ارتجاعی صرف به ظواهر گذشته معتقد است، و نه همچون انقلابیگری صرف، خواهان برهمزدن هرگونه سلسلهمراتب کیفی نظم هستی است. انقلاب محافظهکار در مجملترین تعریف، شیوهای از پاسداری و محافظت از هستی معنوی، قدرت دنیوی و همچنین احیای اصول و بنیانهای فراتاریخی است که در بطن هر معنویت و تمدن اصیلی یافت میشود. @TheJahandideh
▪️اندیشکده فراسیاست برگزار میکند: 📌جنگ رمضان، پیکار خون و پول در اندیشه اسوالد اشپنگلر 👤سخنران: علی محمد مهاجر ناصر فارغالتحصیل کارشناسی ارشد علوم سیاسی, دانشگاه فریدریش شیلر ینا 🔻زمان: دوشنبه ۲۵ خرداد، ساعت ۱۹:۳۰ 🔻مکان: در بستر گوگل میت 🔗لینک نشست: https://meet.google.com/tsi-vohk-fbk @Metapolitic
🔻Hoffmeister, referring to America’s failure in its recent war with Iran, said: “The US desperately wanted to remain the global hegemon or the world’s policeman, and that is one of the reasons it starts so many conflicts around the world. America is like a dying empire and a wounded animal. Wounded animals are very dangerous because they attack without reason. This also applies to empires throughout history, and it is nothing new. An empire in decline or a dying civilization is always at its most dangerous stage. The current period of America closely resembles the late Roman Empire. For example, in the third or fourth century AD, Rome’s population consisted of only 20% true Romans, while 80% came from the Near East and Africa—similar to the situation with many current migrants in the West. At the same time, the Roman Empire was still trying to expand and conquer new territories. This phenomenon is very similar to what is happening in the West today, especially in the United States as a declining empire.” 🔻He added: “The recent war is very important from an eschatological perspective because it marks the beginning of the end of US unipolarity. As in Goethe’s *Faust*, the character Mephistopheles symbolizes the devil. He makes a deal with Faust and is essentially a force that always tries to do evil, but ultimately produces good. This allegory also applies to Trump’s attack. America, which attacked Iran to prove its power and maintain the unipolar order, has completely weakened itself and accelerated the transition to a multipolar order in which Iran now plays a prominent role. Trump achieved exactly the opposite of what he intended, and this has worked entirely in Iran’s favor.” 🔻Hoffmeister also explained Iran’s position in the multipolar world, stating: “Iran has gained a great deal of prestige in this war. Many in multipolar and traditionalist circles, including myself, had underestimated Iran. But Iran’s swift and harsh response to the Israeli and American attacks was very powerful. The whole world watched that scene and learned from it. In Russia, people see how effectively Iran defended itself—to the extent that it has paralyzed America. The Russians, who are furious about Western missile strikes on their civilians, are now saying that they should not only target objectives in Ukraine but also respond directly to Western countries, just as Iran did. Through its determined defense, Iran has earned great respect worldwide and proven that it is possible to stand up to the West. Before this, many thought America was invincible, but now everyone sees that is not the case. Iran will definitely become one of the poles in the multipolar world, a civilization state or an empire. The entire unipolar system is now collapsing much faster than before.” View full report: https://snn.ir/005vwc @Metapolitic
Iran will definitely be a civilization state or an empire in the multipolar world 🔻Constantin von Hoffmeister, President of Multipolar Press, in an interview with Mohammad Taha Jahandideh hosted by the Metapolitics Think Tank and the Future Studies Group of The Research Center of Islamic Assembly discussed the outlook for post-war Iran in civilizational multipolarism and the beginning of the end of the US unipolar order. Full report @Metapolitic
🔻هافمایستر با اشاره به ناکامی آمریکا در جنگ اخیر خود با ایران گفت: «آمریکا به شدت میخواست سعی کند تا هژمون یا پلیس جهان باقی بماند، و این یکی از دلایلی است که آنها این همه درگیری را در سراسر جهان آغاز میکنند. آمریکا مانند یک امپراتوری رو به مرگ و مثل یک حیوان زخمی است. حیوانات زخمی بسیار خطرناک هستند، چون آنها بیدلیل حمله میکنند. این در مورد امپراتوریها در طول تاریخ نیز صدق میکند و چیز جدیدی نیست. یک امپراتوری در حال زوال یا یک تمدن در حال زوال همیشه در خطرناکترین مرحله خود است. دوره فعلی آمریکا بسیار شبیه به اواخر دوره امپراتوری روم است، زمانی که مثلاً در قرن سوم یا چهارم میلادی، اساسا در شهر روم فقط 20٪ رومی واقعی جمعیت داشت و 80٪ مردم آن را از خاور نزدیک و آفریقا تشکیل میدادند، مثل وضعیت بسیاری از مهاجران فعلی در غرب. در همان زمان، امپراتوری روم هنوز در تلاش برای گسترش و فتح سرزمینهای جدید بود. این پدیده بسیار شبیه به چیزی است که در کل غرب اتفاق میافتد و اکنون به ویژه در ایالات متحده به عنوان نوعی امپراتوری رو به زوال، درحال وقوع است.» 🔻او افزود: «جنگ اخیر از نظر فرجامشناسی بسیار مهم است، زیرا این آغاز پایان تکقطبیگرایی آمریکا است. همچون نمایشنامه فاوست گوته، شخصیت مفیستوفلس نماد شیطان است. مفیستوفلس با فاوست معامله میکند و اساسا نیرویی است که همیشه سعی میکند بدی کند، اما نتیجه همیشه خوب است. این تمثیل برای حمله ترامپ نیز صادق است. حال آمریکا که برای اثبات قدرت و نظم تکقطبی خود به ایران حمله کرد، کاملا خود را تضعیف کرده و مرحله گذار به نظم چند قطبی با حضور ایران را رقم زده است. ترامپ دقیقاً برعکس آنچه میخواست به دست آورد و این کاملا به نفع ایران شد.» 🔻هافمایستر همچنین با تبیین جایگاه ایران در جهان چندقطبی بیان کرد: «ایران در این جنگ اعتبار زیادی به دست آورده است. بسیاری در محافل چندقطبیگرا و سنتگرا از جمله خود من، ایران را دستکم میگرفتیم. اما واکنش سریع و سخت ایران به حملات اسرائیل و آمریکا بسیار قدرتمند بود. کل جهان این صحنه را تماشا میکرد و از آن درس گرفت. در روسیه، مردم میبینند که ایران چگونه از خود دفاع میکند و این دفاع چگونه مؤثر است، تا حدی که آمریکا را فلج کرده است. روسها که از حملات موشکی غرب به غیرنظامیان خود خشمگین هستند، اکنون میگویند که نه فقط به اهداف در اوکراین، بلکه باید مانند ایران به کشورهای غربی پاسخ مستقیم دهند. ایران با دفاع مصمم خود، احترام زیادی از جهان کسب کرد و ثابت کرد که میتوان در برابر غرب ایستادگی کرد. پیش از این، بسیاری فکر میکردند آمریکا شکستناپذیر است، اما اکنون همه میبینند که اینگونه نیست. ایران قطعاً یک قطب در جهان چندقطبی خواهد بود؛ یک دولت-تمدن یا یک امپراتوری. کل نظام تکقطبی به دلیل اقدامات ایران بسیار سریعتر از قبل در حال فروپاشی است.» متن کامل خبر https://snn.ir/005vwc @Metapolitic
ایران قطعا یک دولت-تمدن یا امپراتوری در جهان چندقطبی خواهد بود کنستانتین فون هافمایستر، نویسنده و رئیس رسانه Multipolar Press در گفتوگویی با محمدطاها جهاندیده با میزبانی اندیشکده فراسیاست، گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای مجلس و پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی به چشمانداز ایران پس از جنگ در چندقطبیگرایی تمدنی و آغاز پایان نظم تک قطبی آمریکا پرداخت. متن خبر @Metapolitic
- «پسا-سیاست در برابر سیاست اگزیستانسیال»؛ داریا پلاتونووا دوگینا - نظریهپرداز و شارح سنتگرا و فرزند فقید الکساندر دوگین - در این نوشتار طرح بحث را با یک تلهگذاری هوشمندانه آغاز میکند: پیروزی ادعایی لیبرالیسم در پایان قرن بیستم، لزوما به معنای شکوفایی انسان نبود، بلکه به معنای مرگ «امر سیاسی» بود. در جهان امروز، انسان دیگر یک موجود متفکر و یکپارچه نیست؛ بلکه به یک «گره شبکهای» (ریزوم) تقلیل یافته است که هویتش با کنترل تلویزیون و الگوریتمهای رسانهای در کسری از ثانیه تغییر میکند. انسان پستمدرن دچار تفکر گلیچ شده است؛ تفکری پر از نویز، بدون تمرکز، و ناتوان از درک حقایق کلان. در ماتریکس کنونی غرب، مقیاسها همانند سندرم آلیس در سرزمین عجایب مختل شدهاند - پسا-سیاست اعلام میکند که برترین ارزش، «بقای مادی انسان»، «رفاه اقتصادی» و «آسایش بیولوژیک» است. حال یک اتفاق بسیار کوچک با دستگاه پمپاژ رسانهای، ابعادی آخرالزمانی پیدا میکند، اما قتلعامهای واقعی و کلان (مانند آنچه در غزه رخ میدهد) در بایکوت شناختی ماتریکس مسکوت میمانند. #مرات405 #ترجمه | «مرآت»؛ برای نگریستن #الهیات و #جامعه @MeraatOnline
Iran's Horizon in Civilizational Multipolarity 🔻Metapolitics Think Tank (Farasiyasat), in collaboration with the Futures Studies Group of the Research Center of the Islamic Consultative Assembly, and the Institute for Fundamental Studies of Science and Technology of Shahid Beheshti University, presents: 👤Guest: Constantin von Hoffmeister President of Multipolar Press 👤Host: Taha Jahandideh President of Metapolitics Think Tahk 🔻JUNE 3, 2026, WEDNESDAY, 10 PM, CEST 4 PM EDT 🔻To register, please send your full name to metapolitics@mail.ir @Metapolitic
▪️اندیشکده فراسیاست با همکاری گروه آیندهپژوهی دفتر مطالعات حکمرانی مرکز پژوهشهای مجلس و پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی برگزار میکند: 📌افق ایران در چندقطبیگرایی تمدنی 👤سخنران: کنستانتین فون هافمایستر نویسنده و رئیس رسانه Multipolar Press 🔻زمان: چهارشنبه ۱۳ خرداد، ساعت ۲۳:۳۰ 🔻این جلسه به زبان انگلیسی برگزار میشود. 🔹جهت ثبت نام، نام و نام خانوادگی خود را به ایمیل metapolitics@mail.ir ارسال نمایید. @Metapolitic
مقالهای در وبگاه ایتالیایی اینساید اوور 🔻🔻🔻🔻 دونالد ترامپ، امپراتورِ تمدنی در حال مرگ؛ درباره ترامپیسم ✍🏼 آلن دو بنوا؛ فیلسوف و بنیانگذار جریان «راست نو» در فرانسه 🔹 مقدمه دونالد ترامپ صرفاً یک رئیسجمهور دیگر در تاریخ آمریکا نیست. او نماد زوال تمدنی است که نظریهپردازانی مانند «اشپنگلر» آن را اجتنابناپذیر میدانستند. ترامپ با به چالش کشیدن نظم بینالمللی لیبرال، گسست اروپا از آمریکا و فروپاشی پیمانهای سنتی، چهرهای قیصری را به نمایش میگذارد که ویژه دوران پایانی تمدنهاست. این تحلیل اوضاع کنونی جهان را به ویژه برای خوانندگان علاقهمند به علوم سیاسی و روابط بینالملل، به روشنی ترسیم میکند. 🔸 چرا ترامپ یک «امپراتور» است؟ به قدرت رسیدن ترامپ فقط یک تغییر یا انفصال ساده نبود. دو بنوا با اشاره به «اسوالد اشپنگلر» (فیلسوف آلمانی) مینویسد: «ترامپ نمونهای برجسته از خصلت قیصریِ (سزارگونه) اَشکال قدرت در تمدنهای رو به زوال است.» این قیصرگرایی اگرچه رگههایی از پوپولیسم دارد، اما با آن یکی نیست. شخصیت خودشیفته و جاهطلب ترامپ، او را به بازیکنی تبدیل کرده که همه چیز را در چارچوب رابطهی قدرت میبیند. از نظر او، همه چیز قابل فروش است، حتی منافع حیاتی ملتها. 🔹 دوگانگی سیاست خارجی: جهاد جهانی یا نظم منطقهای؟ نویسنده تأکید میکند که ترامپ در برابر جهان چندقطبی رفتاری دوگانه دارد: 1. در ظاهر میپذیرد که آمریکا دیگر نمیتواند «ژاندارم جهان» باشد و نباید عقاید خود را به دیگران تحمیل کند. 2. در عمل هرجا که احساس کند منافعش به خطر افتاده، دخالت میکند. او به دنبال قلمرو هژمونیک در «نیمکره غربی» است و کشورهای مستقل را تنها اسباببازیهای دورانداختنی میداند. 🔸 هویت اجتماعی ترامپیسم: تودههای خشمگین و ملیگرایی جکسونی پایگاه رأی ترامپ متشکل از طبقات متوسط و کارگری است که احساس میکنند نخبگان سیاسی آنان را تحقیر کردهاند. مهمترین ویژگیهای این جریان عبارتاند از: · خشم اجتماعی و هویتی: واکنش به صنعتیزدایی، فقر، طردشدگی و ایدئولوژی «وُک». · ایزولاسیونیسم (انزواطلبی): طرفداران فقط با مداخلات نظامیِ کوتاهمدت و بدون فرسایش موافقند. · ملیگرایی به سبک «اندرو جکسون»: با احترام به سرمایهداری، دولت محدود و نفوذ شدید باورهای مسیحی (بهویژه انجیلیها). · بعد مذهبی: وفاداری به ترامپ فراتر از سیاست معمول است و ابعاد یک آیین یا فرقه را پیدا کرده است. 🔹 متحدان غیرمنتظره: کاتولیکهای پست-لیبرال و تکنو-فوتوریستها دو بنوا اشاره میکند که ترامپ از دو طیف فکری بسیار متفاوت پشتیبانی میگیرد: · کاتولیکهای پست-لیبرال: مانند «آدریان ورمیول» و «پاتریک دنین» که به نقد لیبرالیسم میپردازند و بر «قانون اساسی مبتنی بر خیر عمومی» تأکید دارند، اما از نقد سرمایهداری غافل میمانند. · تکنو-فوتوریستهای سیلیکونولی: چهرههایی مانند «کرتیس یاروین»، «پیتر تیل» و «نیک لند» که رویای فناوریِ رستگاریبخش، فرار از مرگ و حتی سلطنتهای تکنو-محور را در سر میپرورانند. این گروه که به لیبرترینیسم (آزادیخواهی افراطی) گرایش دارند، نه به حقوق بشر باور دارند و نه به مردم. 🔸 اروپا و دام تقلید کورکورانه نویسنده به شدت به راستهای اروپایی که ترامپ را الگوی خود میدانند هشدار میدهد: «شعار "آمریکا را دوباره بزرگ کن" فقط به آمریکا مربوط است، نه بقیه جهان. ترامپ از ظهور یک اروپای قدرتمند وحشت دارد، چون آن را رقیب خود میبیند.» بنابراین هرگونه تقلید از ترامپ در اروپا، اگر همراه با مقابله با منافع آمریکا نباشد، صرفاً به وابستگی بیشتر اروپا خواهد انجامید. 🔹 آمریکا در حال زوال، نه شکوفایی به باور دو بنوا، ترامپ نماد آمریکای رو به زوال است: · سهم اقتصاد آمریکا از ۴۰٪ در دهه ۱۹۵۰ به ۲۵٪ کاهش یافته. · ارتش آمریکا از ۱۹۴۵ هیچ پیروزی قاطعی به دست نیاورده. · جامعه در آستانه فروپاشی است و دلارزدایی از تجارت جهانی آغاز شده است. · نظرسنجی مؤسسه «ایفوپ» در ژانویه ۲۰۲۶: ۵۱٪ فرانسویها آمریکا را تهدید نظامی برای فرانسه میدانند و ۴۲٪ آن را «کشور دشمن» توصیف میکنند. 🔻نتیجهگیری: نقاب از چهره قدرت برداشتن در نهایت، نویسنده اعتراف میکند که ترامپ نکات مثبتی نیز دارد. او ریا را کنار میزند، روابط قدرت را عریان نشان میدهد، به واقعیت بازمیگردد و سیاستهایی مانند مهاجرتزدایی و مبارزه با «وُک» را دنبال میکند. اما دو بنوا تأکید میکند: «استفاده از کارهایی که ترامپ انجام میدهد برای اثبات امکانپذیریِ برخی امور، به معنای پذیرش نوکری و وابستگی به او نیست. نمیتوان "مثل ترامپ" بود، مگر آنکه "علیه او" نیز بود.» پیوند: https://it.insideover.com/politica/donald-trump-limperatore-di-una-civilta-morente-lanalisi-di-alain-de-benoist.html @metapolitic