محمد حسنی سعدی
Статистикаگاه نوشت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی Www.kojachenin.blogfa.com @Mhasani2
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 70
- 1/48двое суток
- 80
- 1/72трое суток
- 86
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📌چرا شاخص فرزندآوریمان در حد کشورهای توسعه یافته است؟ 🔸علیرغم تبلیغاتی که همه آن را پذیرفته اند عوامل اقتصادی باعث اصلی کاهش میل خانواده ها به فرزندآوری نیست. 🔸 با نگاهی به نقشه دنیا و قیاس کشورها بر اساس میزان فرزندآوری متوجه می شویم کشورهای توسعه یافته کمترین نرخ باروری را دارا هستند. 🔸چه شده که در این میان ایران همطراز با کشورهای توسعه یافته دارای این نرخ پایین باروری شده است. 🔸با بررسی دقیق تر متوجه می شویم کشورهایی با اقتصاد بسیار ضعیف تر و نابسمان تر از ایران نرخ های باروری بسیار بالاتری از ایران دارند. پس به نظر عوامل فرهنگی مهمتر از عوامل اقتصادی در این میان تاثیر گذار هستند. 🔸یکی از مهمترین علل کاهش باروری در کشورهای توسعه یافته عدم اطمینان اقتصادی ذکر شده. عدم اطمینان اقتصادی بیشتر از اینکه به عوامل اقتصادی ارتباط داشته باشد به نگرش روانی افراد جامعه ارتباط پیدا می کند و در کشورهای توسعه یافته هم که اقتصاد بسامانی دارند این عامل موثر است. 🔸 به عبارتی سطح توقع شما از زندگی و انتظاری که از آینده اقتصادی خود دارید مهمتر از شرایطی است که اقتصاد دارد. 🔸سوال اینجاست که در کشورهای دارای اقتصاد ضعیف مگر اطمینان اقتصادی بالاتر است که نرخ باروری بالاتری دارند؟ نکته همین جاست که احتمالا سطح توقع و انتظار آنان و استانداردی که برای یک زندگی ایمن برای خود تعریف می کنند متفاوت است. 🔸به عبارتی ادراک و احساس امنیت اقتصادی در این موارد بسیار مهمتر از واقعیت اقتصادی است و امید نقش بسیار پررنگی در برنامه ریزی خانوار برای آینده دارد. 🔸پروژه کشتن امید به آینده در ایرانیان که با تحریم اقتصادی و تحمیل تورم های سنگین در کنار عملیات روانی رسانه های مامور به این کار کلید خورد تا حد زیادی موفق بوده است و باعث شده ایرانیان نسبت به آینده امید بسیار کمی داشته ادراکشان از وضعیت اقتصادی بسیار بدتر از واقعیت اقتصاد باشد و البته انتظارشان از سطح زندگی بسیار بالاتر از کشورهای همطراز بوده است. 🔸کلید نارضایتی و جنبش های اعتراضی اخیر هم دقیقا به همین کشته شدن امید به آینده در ایرانیان ارتباط پیدا می کند. پروژه ای که با ارائه تصویر غیرواقعی از دوران پهلوی رویا فروشی کرده و آلترناتیو فانتزی را به خورد کسانی داد که از تاریخ و گذشته اطلاعات دقیق و واقعی نداشتند و زیر پرچم وطن فروشانی رفتند که تنها راه نجات کشور را تسلیم شدن در مقابل بیگانه القا کردند. https://kojachenin.blogfa.com/post/333 https://t.me/mhasanisadi
هر کسی سعادتش را ندارد نام "حسین" را با عشق به زبان بیاورد! ناراحت بی حرمتی های اطراف نباش، ناراحت عاقبت آنهایی باش که خواستند زیبایی این نام امیدبخش را با خدعه به ظلم و سیاهی شان رنگ کنند. ما این مسیر را در سایه ی آسمانی ها به حرم خواهیم رساند. #زهره_زارعی «نواحی اشک» محمد حسنی سعدی تنظیم: آرمان مهربان شاعر: رضا یزدانی
🔴در جنگ هم باید زندگی کرد 🔸این روزها می گذره و روزی که خیلی دیر هم نیست سایه جنگ از سر کشور برداشته میشه. اون روز شاید به نگرانی های امروزمون بخندیم. کاری نداریم که روسیاهی می مونه برای اونایی که تو این روزها سمت دشمن وایستادن و از حمله به خاک کشورمون حمایت کردن اما چیزی که مهمتره اینه که باید هر چه زودتر از این التهاب و بلاتکلیفی خارج بشه کشور. 🔸شاید چند سال طول بکشه این وضعیت و نباید همه چیمونو معطل این وضعیت نه جنگ نه صلح کنیم . باید به زندگی ادامه داد. هنرمندان باید فعالیتشون رو از سر بگیرن. کارهای اقتصادی هر چند در ابهام ایجاد شده خیلی سخت شده ولی به هر حال باید دوباره بلند شیم و حرکت کنیم. 🔸ما تجربه جنگ هشت ساله رو داشتیم و و در اون ایام هیچی تعطیل نبود. مردم زندگیشونو می کردن و با سبک دهه شصتیش همه چی در جریان بود. فیلم و سریال ها و کنسرت ها چرا باید تعطیل باشه ؟ هنرمندان همین روزهاست که رسالت اصلی امید دادن به جامعه رو دارن و در همین وضعیت غایب اصلی هستن. 🔸حتی معتقدم باید نقد اقداماتی که باعث شد کشور به این وضع بیافته از همین حالا شروعه بشه. کسانی که با تنگ نظری بخش زیادی از جامعه و سلیقه شون رو به رسمیت نشناختن در بروز این وضعیت مقصر اصلی هستند. تکثرگرایی و نگاه ایران برای همه مردم ایران کمی در جنگ شکل گرفت و باید کسانی که با این وحدت مخالف بودن و هستند به چالش جدی کشیده بشن. 🔸زندگی ادامه داره و نباید همه چی معلق و بلاتکلیف بمونه که انتظار بکشیم کی جنگ تموم میشه. باید زندگی کنیم. باید امید داد. باید شاد بود و شادی رو گسترش داد. https://kojachenin.blogfa.com/post/332 https://t.me/mhasanisadi
📌نان در افراط است! 🔸خیلی کوچک بودم وقتی خانواده ما به خط امامی شناخته می شدند و از سوی بخشی از خانواده که متعلق به جناح راست آن موقع بودند مورد شماتت قرار می گرفتیم و خصوصا سر پذیرش قطعنامه به پدر من بد و بیراه می گفتند که امام را به پذیرش قطعنامه مجبور کردید و ... آن موقع نخست وزیری میرحسین موسوی نقطه اعتراض آنان به امام بود که چرا او را به رییس جمهور تحمیل کرده اند. 🔸بزرگتر که شدم از سوی همین جناح راست که حالا طرفدار ولایت شده بود برچسب چپی می خوردم و به عدم تبعیت از ولایت فقیه محکوم می شدیم. همزمان دوستانمان که اصلاح طلب های تندی بودند به ما می گفتند اصولگرا و ما را در جمع خودشان راه نمی دادند. 🔸وقتی احمدی نژاد آمد گول شعارهای عدالت خواهانه اش را خوردیم و مدت کمی از او حمایت کردیم و بعد که شعارها توخالی از کار درآمد به مخالفش تبدیل شدم و عهد کردم پشت سر هیچ رجل سیاسی نایستم. در این ایام هم مغضوب اصولگرایان سنتی بودیم و هم اصلاح طلبان ما را از خود نمی دانستند. 🔸در ایام انتخابات 88 وبلاگی داشتم که منتقد دولت بود و آنقدر پربازدید شد که فیلترش کردند. تصمیم گرفتم دیگر سیاسی ننویسم و وبلاگ اجتماعی زدم و شاید این متن شکستن عهدی باشد که کرده بودم. 🔸دیگر هیچ وقت تمام قد پشت هیچ رجل سیاسی نایستادم تا فتنه و جنگ اخیر که احساس کردم تمامیت میهن در خطر است و تمام قد سعی کردم علیه جنگ افروزان و وطن فروشان بایستم. در این ایام هم کم بد وبیراه و فحش از مخالفان نشنیدم . 🔸اما با مزه تر اینکه در همین ایام دوستان اصولگرا گفته بودند فلانی ولایت مدار نیست و مرا طرد کردند از محافل خودشان. در سوی مقابل دوستان اصلاح طلب هم مرا هم پیاله اصولگرایان دانسته بودند و نالایق برای حضور در جمعشان. 🔸حال که بحث توافقنامه صلح شده وقتی طرف انقلابی را به آرامش و واقع گرایی دعوت می کنم برچسب ترسو و دنیا طلب و عافیت طلب می خورم. 🔸البته هیچ وقت به خیر سیاسیون دل نبسته بودم و زندگی ام را هم روی فعالیت سیاسی بنا نکرده ام اما چیزی که در این سالها یاد گرفته ام اینکه معتدل بودن در این جامعه دو قطبی هزینه دارد و اگر قصد محبوبیت و پیشرفت سیاسی داری باید به یکی از قطب های افراطی سیاسی بپیوندی و نان در افراط است. وسط بودن یعنی چوب دو سر طلا! بودن و امثال من وسط باز را هیچ کس گردن نمی گیرد. https://kojachenin.blogfa.com/post/331 https://t.me/mhasanisadi
📌نسیه آرمان گرایی یا نقد عملگرایی 🔸 این روزها چالش جدی بین طیف های مختلف جامعه همین انتخاب و تشخیص حد و مرز رویکردهای آرمانگرایانه و عملگرایانه است. 🔸انقلاب ما(تقریبا مثل همه انقلاب ها) یک انقلاب ایدئولوژیک بود و رهبران آن بر اساس ایدئال ها و آرمان هایی سخن گفته و عمل می کنند که در ابتدای انقلاب شعارهای اصیل و آرمانی آن عنوان شده است. 🔸شاید فرق اساسی ما با بسیاری از انقلاب ها این باشد که با وجود گذشت نزدیک به نیم قرن همچنان شعارهای اولیه انقلاب پابرجا بوده و برآن تاکید می شود هر چند در عمل از بسیاری از این شعارها به علت عملی نبودن آن کوتاه آمده ایم. در سیاست خارجه اما انگار مقاومت سختی برای ایستادگی بر شعارهای اولیه وجود داشته و دارد و حتی حاضر شدیم برا پافشاری بر آرمان هایمان جنگ با بزرگترین قدرت نظامی دنیا و دو قدرت هسته ای را به جان بخریم و به لطف خدا و ایستادگی مردم با پیروزی نسبی از آن بیرون آمدیم. 🔸اما حال که بحث دیپلماسی پایان جنگ و استفاده از مواهب این پیروزی نسبی و جبران خسارات به میان آمده دومرتبه جدال آرمانگرایان و عملگرایان جدی شده و گاه حس می شود کشور را زمین گیر کرده است. 🔸در ساحت رهبری جامعه ترسیم ایدئال های آرمانی و تمدنی بسیار نیکوست ولی در حیطه عمل گاها مقدورات و معذوراتی وجود دارد که کوتاه آمدن از این ایدئال ها را ناگزیر می کند. 🔸نمونه ای سراغ نداریم که مذاکره ای با تحقق صددرصدی مطالبات یک طرف به پایان رسیده باشد مگر در جنگ مغلوبه ای که یک طرف تسلیم کامل را پذیرفته باشد نظیر ژاپن جنگ جهانی دوم. 🔸پس اگر بخواهیم مذاکره و دیپلماسی به نتیجه برسد بایستی در مواردی هم امتیازاتی برای طرف مقابل قائل شد تا بتواند به مردم خود به عنوان دستاورد بفروشد وگرنه به هر قیمت زیر بار این توافق نمی رود.حال اگر طرف مقابل شما دیوانه ای با قدرت زیاد و تکبر مستکبرانه باشد که این دشواری دوچندان می شود. 🔸در موارد بسیاری در تاریخ پس از انقلاب، نقد جدی نسبت به همین تاکید بر آرمان ها و از دست دادن امتیازات نقد وجود دارد. هرچند نقد جدی در خصوص این موضوعات مثل دفاع مقدس و نحوه اتمام آن، نحوه مدیریت گروگانگیری سفارت امریکا، برجام و مدیریت بحران هسته ای، حمایت از محور مقاومت و... تابوست و حرف زدن از آن جرات فراوان می خواهد ولی ای کاش برای درس گرفتن و به کاربستن آن درآینده لااقل در محافل قدرت بحث و نقد جدی در این موارد انجام شود تا هزینه فایده برخی پافشاری های آرمانگرایانه دقیقا بررسی شود و اینکه چقدر نقد عمل گرایانه در ازای نسیه آرمان گرایانه ای که به آن نرسیدیم از دست دادیم. 🔸مذاکرات پیش رو با امریکا که خود تابوشکنی بی نظیری است میدان سختی است که شاید بزرگترین چالش آن مهار آرمانگرایان قابل احترامی است کوچکترین عقب نشینی را خیانت و وطن فروشی می خوانند. نقش رهبری جامعه در مدیریت این احساسات گاها مخرب بسیار می تواند راهگشا باشد تا به نقطه اپتیموم و بهینه ای برسیم که با کمترین هزینه بیشترین فایده را به دست آوریم. 🔸🔸به امید سرافرازی و سربلندی میهن و ملت عزیزمان. https://kojachenin.blogfa.com/post/329 https://t.me/mhasanisadi
📌دیاسپورا، ناکامی، سرخوردگی و خشم 🔸اخیرا بخشی از دیاسپورای ایرانی آن قدر رفتارهای نامتعارف و عجیبی داشتند که باعث تعجب همگان شدند. حتی کارشناسان غیرایرانی انگشت به دهان ماندند که اینها چطور خواهان بمباران کشورشان از کشورهایی می شوند که در میان افکار عمومی دنیا منفورترین اند. در حالی که اسراییل از سوی همه مردم دنیا به نسل کشی متهم می شود و علیهش مرتبا اعتراض و تجمع برگزار می شود ایرانی خارج نشین با پرچمش می رقصد و نتانیاهو را عمو می خواند و از او تشکر می کند. 🔸با بررسی شخصیت و رفتار اکثر کسانی که در این زمره قرار می گرفتند به یک نتیجه رسیدم: به غیر از عده معدودی که بابت مخالفت و فعالیت تبلیغی و رسانه ای خود پول دریافت می کنند بقیه آدم هایی سرشار از حس ناکامی و سرخوردگی هستند که این ناکامی به خشم تبدیل شده و باعث رفتارهای عجیب و غیرمتعارفی از سوی آنان می شود. 🔸در حالی که در کشور خودشان هیچ موفقیت و دستاوردی نداشتند تمام ناکامی خود را ناشی از سیستم سیاسی ایران پنداشتند و اکثرا با امید و آرزوی زندگی بهتر و مرفه از کشور خارج شدند اما وقتی به سرزمین رویاهاشان رسیدند متوجه شدند برای موفقیت در اینجا باید چندین برابر ایران تلاش کنند و چون راه برگشتی هم نمی یافتند با تلاش و مشقت فقط برای بقای خود جنگیدند. البته نمونه های موفق هم کم نداریم اما معتقدم همان ها هم اگر در ایران همان قدر تلاش می کردند چه بسا موفق تر هم می شدند و البته این گروه موفق اتفاقا کمتر به تظاهرات براندازانه رفتند و به کار و زندگی خودشان مشغول بودند. 🔸اینکه چقدر سیستم سیاسی حاکم بر کشور در ناکامی و سرخوردگی این افراد موثر بوده است البته چیزی قابل اثبات و تحقیق نیست اما این جماعت تمام این ناکامی را گردن سیستم سیاسی انداختند و درد غربت و دوری از خانواده و سختی های دیگر خود را ناشی از حکومتی دانستند که آنها را به زعم خودشان مجبور به خروج از کشور کرده بود. 🔸خشم این جماعت به حدی رسید که بمباران و کشتار را هم برای مردم ناگزیر دانستند و تجویز کردند. بماند که برخی ته دلشان از انتقام از هموطنی که باعث آوارگیشان شده خوشحال هم می شدند و البته به زبان نمی آوردند(الله اعلم) و وقتی از تجزیه و آشوب در نتیجه فروپاشی سیاسی می گفتیم پاسخی می دادند که پشتش این بود که دیگی که برای ما نجوشد مهم نیست چه در آن بجوشد و نهایتا ما اینجا زندگیمان را می کنیم. 🔸هر چه که بود تمام شد و فعلا روسیاهی این جماعت غیرقابل انکار است و کسی چشم انداز سرنگونی نظام که آرزوی آنان بود را هم پیش بینی نمی کند. باید منتظر موج افسردگی و احساس ناکامی مضاعف آنها باشیم و چرخه افزایش خشم و پرخاشگری آنان احتمالا حالا حالا ها ادامه دارد و ما هم شرمگین باید نظاره گر رفتار کسانی باشیم که آبرویی برای ما در سطح دنیا نگذاشته اند. https://kojachenin.blogfa.com/post/328 https://t.me/mhasanisadi
📌در مدح جنگ! 🔸خیلی دشوار میشه از محاسن و خوبی جنگ گفت. چون ارزش از دست رفتن جان یک انسان شاید با تمام خوبیها و نتایج مثبت جنگ برابری کنه. ولی به هر حال جنگ با تمام زشتی ها و مصیبت هاش نتایج مثبتی هم داره و از قضا خیلی از این نتایج به غیر از جنگ از طریق دیگه ای حاصل نمیشه. 🔸نمی خوام حرف کلیشه ای رو تکرار کنم که جنگ مرد و رو از نامرد جدا می کنه هرچند حقیقت اینه که غیر از جنگ هیچ زمانی عیار آدم ها محک جدی نمی خوره اما بیشتر قصدم از این نوشته آثار اجتماعی و تمدنی جنگ بود نه این کلیشه مشهور اخلاقی. 🔸شاید مهمترین نتیجه جنگ تقویت احساسات میهن پرستانه است. این احساسات در نوع افراطی البته می تونن تبدیل به فاشیسم و شوونیسم بشن و آثار مخربی هم دارن اما با کنترل این احساسات میشه آثار مثبتی رو در جوامع شاهد بود. هر چند مطابق اکثر نظریات جهان وطنی ضد دولت و ملت و خصوصا آنارشیست ها این احساسات صرفا باعث تقویت رقابت منفی و مخربی میشه که نهایتا به جنگ و نفرت تبدیل میشه. 🔸جنگ البته با نگاهی بی رحمانه و غیر انسانی باعث گردش نخبگان و محک خوردن نیروی انسانی هم میشه که گاهی ثمراتش خیلی به رشد کشورها کمک کرده. معمولا بعد از جنگ ها تلاش برای بازسازی و ساختن مجدد کشور هم با احساسات میهن پرستانه نتایج مثبتی به همراه داره که مثال کلیشه ای آلمان و ژاپن رو نمی خوام تکرار کم. 🔸نتیجه مثبت دیگری که تقریبا همه بر سرش توافق دارن اینه که اکثر ابتکارات و ابداعات بشر و پیشرفت های علمی و تکنولوژیک منشا نظامی و جنگی دارن. در زمان بحران و فشار که جان خود و هم میهنت رو در خطر می بینی تلاش بسیار بیشتری برای خلق و بدعت می کنی و مهمتر اینکه دولتها در این زمان به راحتی پول خرج می کنند چون حیات و حفظ تمامیت و نبرد وجودی جایی برای ملاحظه و صرفه جویی باقی نمی گذاره. 🔸جنگ انرژی متراکم ذخیره شده بین مردم و حکومتها رو تخلیه می کنه. در زمان صلح اکثرا اختلافات باعث انباشت نفرت ها میشه و این نفرت ها بر کارایی دو طرف اثر می گذاره. شیطنت ها و ضربات گاه و بی گاهی که از طرق غیرنظامی به هم وارد می کنند باعث ناکارآمدی و تحلیل سیستم ها میشه. جنگ این انرژی منفی و نفرت ها رو تخلیه می کنه و باعث میشه اصطلاحا طرفین بعد از اینکه تمام توانشون رو برای ضربه به طرف مقابل صرف کردند برن پی زندگی شون و جنگ سرد بی نتیجه رو تمام کنند. 🔸البته شرایط نه جنگ نه صلح یا همون جنگ سرد که الان در اون قرار داریم و احتمالا تا مدتها سایه اون بر سر ماست حتی از جنگ مخرب تر و نابودگر تره. خصوصا اینکه ما با کسی می جنگیم که استاد جنگ ترکیبی است و با حوصله پی نابودی ماست. https://kojachenin.blogfa.com/post/327 https://t.me/mhasanisadi
♦️جامعه روی گسل های طبقاتی، اعتقادی و نسلی 🔶️ تقریبا دو دسته عمده در جامعه حضور بارزتری دارند. یکی عدهای عمدتا مذهبی و هوادار نظام سیاسی و دسته دوم که اخیرا ابراز وجود کردند عده ای با گرایش دنیوی و سکولار و مخالف سیستم حاکم هستند. 🔶️دسته اول و خصوصا بخش وفادار و پای کار نظام حدود 15 تا 20 درصد جمعیت کشور برآورد می شوند اما در مورد دسته دوم و بخش پای کار و فعال آنان برآورد کردن کار دشواری است اما بعید است بیش از یک تا دو درصد جامعه را بتوان جزو این دسته به شمار آورد. 🔶️البته ظهور و نمود حضور دسته دوم در جامعه خصوصا در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی خیلی بیشتر از این مقدار آنان را جلوه می دهد اما ضمن اعتراف به اینکه آمار رسمی و علمی در این خصوص نداریم به نظرم خیلی کمتر از آنی هستند که نمایش دارند. 🔶️اما در سالیان اخیر همین عده اندک هم بسیار پرحاشیه و دردسرزا شده اند. این عده عموما از نسل های تازه به سن جوانی رسیده دهه هشتاد و بخشی از دهه هفتاد هستند. به هنجار های نسل قبلی پایبندی ندارند و شکاف بین نسلی عمیقی با والدین خود دارند. 🔶️تقریبا به هیچ ایدئولوژی و اصول اخلاقی پایبندی ندارند و شکاف اعتقادی عمیقی نیز با جامعه دارند. سرکش و هنجار شکن و تابع جو رسانه های غربگرا هستند. فرهنگ کره ای به عنوان نماد تجدد در ذهن آنان مدینه فاضله است و لذت جویی و رفاه طلبی شاخصه این نسل است. 🔶️از نظر اقتصادی به خاطر شرایط بد اقتصادی و تبلیغات رسانه های غالب ناامید از آینده هستند و هیچ چشم انداز امیدوار کننده ای برای خود در سیستم حاکم نمی بینند. البته عمدتا به دنبال یک شبه پولدار شدن هستند و زحمت زیادی به خود تحمیل نمی کنند. خروج از ایران را برای خود آزادی از زندانی می دانند که رفاه و تجمل را برای آنان با کمترین زحمت فراهم می کند. 🔶️دسته اول و قطب مخالف اما نیاز به معرفی زیادی ندارد. این دسته برای خود فضای ایزوله ای درست کرده که کمترین اختلاط را با جامعه داشته باشد. مسجد و مدرسه مخصوص، تفریحات اختصاصی، پاتوق و محافل مخصوص و آیین و مراسمات خود را داشته و سعی می کنند با بقیه جامعه کمترین مواجهه را داشته باشند. 🔶️این جداسازی که در سالهای اخیر شدت بیشتری نیز پیدا کرده جامعه را به شدت دوقطبی کرده و پس از جنبش اعتراضی 1401 اثرات مخرب آن به وضوح قابل رؤیت است. 🔶️در این میان اما اکثریت جامعه تعلقی به هیچ کدام از این دو دسته نداشته اما به دلیل حاکم بودن دسته اول با دسته دوم همدلی بیشتری دارند اما حاضر نیستند هزینه ای برای آرمان های آنان پرداخت کنند. 🔶️اگر هر چه زودتر فکری به حال این شکاف و گسل های اجتماعی طبقاتی، نسلی و اعتقادی نکنیم سرنوشت خوبی در انتظار جامعه مان نخواهد بود. خصوصا اینکه دشمنان کشورمان از همین گسل ها و شکاف ها بهترین استفاده را می کنند و ایجاد آشوب و تفرقه با هدف تجزیه و فروپاشی کشور را هدف خود قرار داده اند. https://kojachenin.blogfa.com/post/326 https://t.me/mhasanisadi
♦️زن در ازای چه مهریه می گیرد؟ 🔶️این روزها بحث قانون مهریه دوباره مجادله در خصوص جایگاه و کارکرد مهریه را داغ کرده است. کسی جرات ندارد این سوال جدی را مطرح کند که زن قرار است در ازای چه مهریه دریافت کند؟ چند نگاه عمده به مهریه وجود دارد: 🔶️مهریه در ازای مالکیت مرد بر زن: در برخی جوامع عقب افتاده مثل برخی مناطق افغانستان هنوز زن در ازای مهریه خریداری شده و به عنوان ملک مرد در می آید و طبیعتا حق هر گونه رفتار و برخوردی را نیز با او دارد. در خیلی از مناطق حتی مهریه به پدر عروس پرداخت شده و زن حقی از آن ندارد. در برخی مناطق ایران هم شنیده می شود که خرید زن همچنان به رسمیت شناخته می شود ولی امروز جزو نوادر به شمار می رود. 🔶️مهریه در ازای تمکین: این نگاه شاید در جامعه سنتی پذیرفته شده بود اما اکنون حامیان حقوق زن این نگاه را نوعی کاستن جایگاه زن به بدن او می دانند و اگر به زنی هم بگویید بدنت را در ازای مهریه بایستی در اختیار فردی قرار بدهی به او بر می خورد و این نگاه را مردسالارنه و سلطه جویانه می داند. بماند که در غرب رابطه بدون رضایت حتی برای زن و شوهر تجاوز به حساب آمده و قانون با مرد متجاوز برخورد می کند. 🔶️مهریه در ازای ریاست مرد: این نگاه هم اکنون که مرد فقط طبق قوانین حق ریاست دارد و در عمل چنین حقی برای او قائل نیستیم کمی خنده دار شده. فقط در طبقات پایین اجتماعی و یا خانواده های شدیدا مذهبی هنوز مرد حق ریاست دارد و این حق به رسمیت شناخته می شود. 🔶️مهریه به عنوان تامین اجتماعی زن: امروزه این نگاه خیلی مدرن و پذیرفته شده است و مدیرانی که با قانون مجلس مخالفت می کنند از کاسته شدن این نقش حمایتی از زنان گلایه دارند. اما اگر قرار است از زن حمایت شود خوب است صندوقی مثل بیمه برای زنان تشکیل دهند و از کسانی که ازدواج می کنند مبلغی دریافت شود و به کسانی که طلاق می گیرند مبلغی بابت ادامه زندگیشان پرداخت شود تا این نقش هم رسمی و با آبرو ایفا شود. 🔶️مهریه در ازای حق طلاق و حضانت: این موضوع البته خیلی باب شده که در هنگام عقد در ازای حق طلاق و حضانت و حق خروج از کشور و خلاصه کلیه حقوق مردان از مهریه خود صرف نظر می کنند و به قولی به تساوی کامل همه چیز برگزار می شود و هیچ کسی حق و برتری به دیگری ندارد. البته یک حق برای زن طبق قانون باقی می ماند که نفقه است و تمکینی که با دادگاه و پاسگاه قابل دریافت نیست! 🔶️از همه اینها که بگذریم زندگی مشترک با حقوق و دادگاه ارتباطی ندارد و اینها فقط در شرایط جدایی و اختلاف مورد بحث است. اما نکته قابل توجه این است که حامیان حقوق زنان از تضییع حقوق زنان در قانون جدید گلایه می کنند اما کسی نمی گوید اگر مابه ازای مهریه ریاست مرد است چرا آن را کسی به رسمیت نمی شناسد و اگر قرار بر تساوی حقوق و وظایف است پس چرا زنان همچنان مهریه و نفقه را حق خود می دانند. https://kojachenin.blogfa.com/post/325 https://t.me/mhasanisadi
♦️فساد اخلاقی جامعه در سایه تورم 🔶️تورم علاوه بر مشکلات اقتصادی که ایجاد می کند تبعات اجتماعی سنگینی نیز به دنبال داشته است. سالهاست که جامعه به تورم و از دست رفتن قدرت پول ملی و افزایش قیمتها عادت کرده و این موضوع آثار زیادی بر رفتارهای فردی و جمعی جامعه بر جا گذاشته است. 🔶️شاید مهمترین اثر تورم بر رفتار جامعه را بتوان بی قراری و عجله جامعه در رفتارهای اقتصادی ذکر کرد. سرمایه گذاری بلند مدت در چنین شرایطی کار عاقلانه ای به نظر نمی رسد و همه تلاش می کنند در کوتاه ترین مدت به سود زیادی دست پیدا کنند تا از شتاب زیاد تورم جا نمانند. 🔶️سفته بازی و فعالیت های اقتصادی مثل سکه و دلار و رمزارزها و در مقاطعی بورس و گلد کوئست و فعالیت های هرمی چنان رواجی در جامعه دارند که اگر به کسی بگویید در فلان پروژه صنعتی و تولیدی سرمایه گذاری کرده ام قطعا به شما می خندد و نصیحتتان می کند که چنین حماقتی نکن.ملک و ساخت و ساز اما ماجرای دیگری دارد و بسیاری سرمایه گذاری در آن را به دلیل اینکه بر موج تورم سوار بوده و همواره بازدهی آن تورم را پوشش می دهد گزینه مناسبی برای سرمایه گذاری عنوان می شود. 🔶️اما به نظرم اثر زیان بار دیگر تورم بر رفتار تجار ما بوده است. چه در داخل و چه در خارج از کشور تجار و بازرگانان ایرانی بسیار بدنام و غیرقابل اعتماد معرفی می شوند. در حالی که تجار ترکیه در تمام کشورهای منطقه به کار حرفه ای و تمیز مشهور شده اند ایرانیان با رفتارهای عجولانه و اعتمادزدا همواره در تسلط بر بازارهای کشورهای دیگر ناموفق بوده اند. 🔶️اگر در کشورهای عراق، افغانستان، آسیای میانه و قفقاز، سوریه تحقیق کنید متوجه می شوید رفتارهای غیرحرفه ای تجار چقدر بر تجارت خارجی ما لطمه وارد کرده است. بدقولی و بدحسابی و دائم از این شاخه به آن شاخه پریدن تجار در فروش کالا از این تجار چهره ای غیرقابل اعتماد ساخته که البته منصفانه نیست اگر نگوییم بخشی از این رفتار هم ناشی از سیاست های اقتصادی دم دمی کشور بوده و تقصیری متوجه آنان نیست. 🔶️تاجری که با خرید و احتکار کالایی در مقاطعی که با جهش تورمی مواجه هستیم به سود سرشاری رسیده است ترجیح می دهد وقت خود را با سر و کله زدن با یک مشتری خارجی تلف نکند و هیچ نیازی نمی بیند برای جلب اعتماد مشتری تلاش کند. در تجارت داخل کشورمان نیز مثال های زیادی از بی اخلاقی تاجران و کاسبان ایرانی سراغ داریم. 🔶️تورم فساد و تباهی را در کشور گسترش می دهد اماقبلا هم گفته ام که تا زمانی که تورم برای گروه های مختلف بانفوذ در کشور منفعت کلان ایجاد می کند نباید شاهد از بین رفتن آن باشیم و این وسط منافع ملی و کلان کشور و اقشار ضعیف هستند که لطمه های بزرگ و غیرقابل جبران می بینند و شاهد فساد اخلاقی جامعه در سایه تورم هستیم و تصمیم گیران هم تحت تاثیر ذی نفعان تورم تلاش جدی برای تغییر این وضعیت نمی کنند. https://kojachenin.blogfa.com/post/324 https://t.me/mhasanisadi
♦️نیاز به تصمیم های سخت و دشوار داریم 🔶منافع ملی خیلی وقت ها فدای منافع محلی و قومی میشه. نمایندگان مجلس وظیفه اصلیشون رو تامین منافع حوزه انتخابیه خودشون می دونن تا منافع کشور و این قضیه باعث شده بسیاری منابع و امکانات کشور تلف بشه تا آقای نماینده و مسئول به محبوبیت مقطعی خودش دست پیدا کنه. 🔶فولادسازی رو وسط کویر ساختیم و آب دریا رو با هزینه گزاف لوله کشی کردیم عوض اینکه فولادسازی رو لب دریا بسازیم. پتروشیمی و پالایشگاه رو با فاصله زیاد از منابع فسیلی می سازیم و با لوله و خرج هزینه زیاد خوراکش رو تامین می کنیم تا آقایان گزارش کنند فلان قدر اشتغال ایجاد کردیم. 🔶عوض اینکه به مزیت های اقتصادی هر منطقه بپردازیم و از ظرفیت های بالقوه اونها برای ایجاد اشتغال استفاده کنیم با ایجاد هزینه زیاد سعی کردیم مزیت های سایر مناطق رو به منطقه خودمون بیاریم و تلاش نکردیم مزیت های ذاتی مناطق رو به دست بیاریم و نتیجه اش شده هزاران طرح فولاد و پتروشیمی کلنگ خورده و ناتمام در کشور. 🔶تعصبات قومی و منطقه ای هرازچندگاهی باعث تنش هایی میان مناطق مختلف میشه. نمونه اخیرش بحث فردوسی پور و زنوزی درباره تراکتورسازی و تجزیه طلبان طرفدارش بود.این بحث به مجادله زیادی بین پان ترک ها و مخالفینشون انجامید و طبق معمول آذری زبان ها از ظلم هایی که در حقشون صورت گرفته نالیدن و مخالفین اونها رو محکوم به تجزیه طلبی کردن. 🔶بخش اعظمی از این احساسات ناشی از تبلیغات سیاسی هست که با هدف ایجاد تفرقه از رسانه های معاند تزریق میشه اما راه حل جلوگیری از این تنش ها در کشور متکثر قومی مثل ایران چیست؟ 🔶چه کنیم که کشور بر اساس منافع جمعی و عادلانه اداره بشه ومنابع و منافع بر اساس استحقاق هر بخشی تخصیص داده بشه. مثلا خوزستانی ها و بوشهری ها همیشه از اینکه بخش زیادی از درآمد صادراتی کشور رو تامین می کنن ولی از منافعش بی بهره هستند گلایه مندند. یا همشهریان من معتقدند منافع استخراج مس به کرمانی ها نمی رسه و بندرنشینان از اینکه درآمدهای تجاری دریا به حساب تهرانی ها واریز میشه گلایه مندند. 🔶یک راه حل پیشنهادی اداره کشور بر اساس نظام فدرال هست که بارها مطرح شده. این موضوع دو مخالفت اصلی رو برانگیخته . اول اینکه استقلال طلبی و تجزیه طلبی رو تقویت می کنه و دوم اینکه استانهای محروم از منابع طبیعی و ظرفیت های صنعتی رو محروم تر و ضعیف تر می کنه. 🔶ولی به نظرم ریشه اصلی مخالفت با این موضوع مخالفت حاکمان مرکزی با کمتر شدن دامنه نفوذ و حاکمیت خودشون بر منابع و منافع کشور هست. نظام بروکراسی اداری کشور علاقه ای به کاهش دامنه نفوذش نداره و این موضوع باعث تشدید مرکزگرایی میشه که در نتیجه تمرکز همه منابع و منافع در تهرانی شده که خیلی ها رو برای دسترسی به این منابع به مهاجرت به تهران وادار کرده و میکنه و نتیجه اش هم شده یک شهر بی در و پیکر که هزاران مشکل داره که هر روز بر اونها افزوده میشه ومشکل آب آخرینش بوده. 🔶جابجا کردن پایتخت و پراکنده کردن وازرتخانه ها در سطح کشور دیگر راه حل پیشنهادی بوده که به دلیل هزینه های زیاد و غیرقابل پیش بینی اون کسی جرات عملی کردنش رو پیدا نکرده. 🔶با نگاهی استراتژیک و ملی اما تنها راه حل این مشکل و دهها مشکل دیگر کشور کم کردن دامنه نفوذ و مالکیت دولتی در کشور هست که در قالب خصوصی سازی و کوچک کردن دولت محقق میشه. کوتاه کردن دست دولت از اقتصاد ایده امروز و دیروز نیست و با اجرای اصل 44 با بدترین شکل به ظاهر شروع شد و با ظهور خصولتی ها وضعیت بدتر از قبل رو به کشور تحمیل کرد. 🔶کشور نیاز به تصمیم های بزرگ داره و همین حالا هم برای کوچک سازی دولت و آزاد سازی اقتصاد دیر شده. هر روزی که این اقدام عقب میافته هزینه اجرای اون هم بیشتر میشه. بحران انرژی و آب داره به مرز غیرقابل مدیریتی می رسه که تنها علاجش هم همین تصمیم ها بزرگ، دشوار و سخت هست که مرد اجراش رو در کشور نمی بینیم. https://kojachenin.blogfa.com/post/323 https://t.me/mhasanisadi
♦️چقدر خرج داریم و چقدر برج 🔹خیلی از هزینه هایی که ما طبقه متوسط تو زندگیمون می کنیم خرج های ضروری نیستن. نمی خوام بگم لازم نیستن ولی اگر حذفشون کنیم لطمه اساسی بهمون وارد نمیشه. اصطلاحا بهش گفته میشه برج، هزینه های تجملات، تفریحات خاص، سفرهای پرخرج، هزینه های زیبایی و آرایش غیر معمول، هزینه های ورزشی اضافه، رستوران و غذای پرخرج بیرون و امثالهم. 🔹اگر به خانم ها بر نخوره اکثر این هزینه ها هم مربوط به خانمها و البته بچه های خانواده هست ولی اعتراف می کنم خیلی از این هزینه ها قابل حذف کردن هم نیست و تو روحیه و انرژی خانواده تاثیر مثبت و مهمی داره.ولی اینم بدیهی است که در بسیاری از موارد حذفشون لطمه خاصی وارد نمی کنه اگر بتونیم با هوس هامون کنار بیایم. 🔹طبقه متوسط در فشارهای اقتصادی بیشترین لطمه رو می خوره. (طبقه ثروتمند در شرایط تورمی پولدارتر هم میشه) چون سبک زندگیش خیلی مشابه طبقات بالاست ولی درآمدش اکثرا کفاف این سبک زندگی رو نمی ده. 🔹این طبقه اصطلاحا صورت خودش رو با سیلی سرخ نگه می داره و سعی می کنه پوشش و تفریحات و سفرش لاکچری و باکلاس باشه و همیشه در قرض و قسط بدهی غوطه وره. 🔹شاید تو این شرایط بد اقتصادی که هی داره بدتر هم میشه تنها راهی که بشه ادامه حیات داد اینه که در یک سری از هزینه های غیرضروریمون تجدید نظر کنیم. من خودم که با همسرجان نشستیم و این کار رو کردیم به شما هم توصیه می کنم قبل از اینکه در بدهی ها غرق بشید در هزینه ها تجدید نظر اساسی بکنید. 🔹تذکر: رفقای پولدارمون لطفا به این مطلب توجه نکرده و به عشق و حالشون ادامه بدن. https://kojachenin.blogfa.com/post/322 @mhasanisadi
#اکران_مستند 🔰 میدان در قاب 🔹نشست بررسی و اکران فیلمهای مستند 🔻 با موضوع #مقاومت 🔸شنبه ۲۹ شهریور | • مستند "اخوان الصدق" به کارگردانی مجید مجیدپور 🔸یکشنبه ۳۰ شهریور | • مستند "نحیط" و "مادر اسرائیل" به کارگردانی احسان شادمانی 📌ساعت ۱۸:۳۰ ، چهارراه فرهنگیان، ورودی هتل پارس، تماشاخانه پارس 🔹ورود برای عموم آزاد است. ❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 🔸حوزه هنری انقلاب اسلامی کرمان 🔸درصفحاتاجتماعے باماهمـراه باشید: 🔹 ایتـا / بلــه
♦️وقتی لذت جویی تکلیف می شود 🔹این جمله رو ژیژک گفته که در دنیای مدرن لذت بردن و لذت جویی برای ما تبدیل به یک تکلیف شده. زیاد درباره تفاوت لذت و شادی و خوشبختی گفته میشه وفکر کنم لازم نیست بگم که لذت های آنی چقدر مخرب هستند و اعتیاد به لذت باعث میشه انسان از خوشبختی و خوشحالی دائمی فاصله بگیره. 🔹فردی که به لذت بردن معتاد میشه تا هیجان و لذت بهش نمی رسه مثل یک آدم معتاد بی قرار میشه و همش دنبال لذت جدید می گرده تا هوسش رو ارضا کنه. مثالی که همه ما رو درگیر کرده فضای مجازی و به خصوص اینستاگرام هست که گاهی ساعتها ما رو مشغول خودش می کنه و از کارهای واجبتری مثل مطالعه و در جمع خانواده بودن دور می کنه. 🔹احساس نشاط و خوشبختی که از کنار خانواده بودن به انسان دست میده بسیار پایدارتر و سازنده تره ولی انسان معتاد به لذت علاقه داره که سرش در گوشیش باشه و هیجان و لذت آنی رو به دست بیاره و بسیاری مهمانی ها رو می بینیم که همه عوض معاشرت با هم سرشان در گوشی است و هیچ تعاملی با هم ندارند. زندگی مدرن با تفریح های هیجان انگیز جدیدی تعریف شده که هر کس این لذت ها رو نداشته باشه احساس عقب ماندگی می کنه. 🔹سفرهای کوتاه و طبیعت گردی های پرهیجان، شهربازی و وسایل ترسناکش، ورزش های هیجان انگیز و خیلی از اعمالی که صرفا ترشح آدرنالین هدف اصلیشه تا 50 سال پیش در زندگی بشر وجود نداشته. 🔹شاید از همه بدتر تخریب این نگاه لذت جویانه به روابط عاطفی برمی گرده. انسان لذت جو دیگه به روابط عاطفی پایدار و ریشه دار نمی تونه دلخوش باشه و تنوع طلبی روابط سطحی و زودگذربراش جذاب تر خواهد بود. فرزندآوری هم با سختی و مشقات اون دیگه براش جذاب نیست و به همین دلیل آمار ازدواج و فرزندآوری هر روز کمتر میشه. 🔹مهمترین نشانه لذت جویی در ما اینه که هر وقت هیچ کار لذت جویانه ای نمی کنیم بی قرار میشیم و کنار خانواده بودن و معاشرت کردن با اونها ما رو آروم نمی کنه. وقتی سن آدم کمی بالا میره کم کم متوجه میشیم که باید چیزی مهمتر از این لذت ها بخواهیم اما برخی اوقات دیگه خیلی دیره و هم ترک اعتیاد لذت جویی برامون سخته و هم فرصت برای ساختن زندگی و خانواده رو از دست دادیم. https://kojachenin.blogfa.com/post/321 @mhasanisadi
اکران مستند @kermane_no
♦️چقدر برای لایک دیگران زندگی می کنیم؟ 🔹همه ما تا حدودی تحت تاثیر قضاوت سایرین قرار می گیریم. طرز نگاه و قضاوت افرادی که با آنان ارتباط داریم روی رفتار و طرز فکر ما اثر می گذارد. 🔹 انتخاب های ما در پوشش، محل زندگی، رفتارو نوع گفتار، ازدواج و تقریبا همه اعمال با در نظر گرفتن نظر سایرین شکل می گیرند. 🔹در سنین پایین والدین تعیین حدود وهنجارها را بر عهده دارند و کمی که بزرگتر می شویم قضاوت گروه همسالان و دوستان ما هم تعیین کننده می شوند اما بعد از نوجوانی دیگر دیدگاه ما در مورد قضاوت سایرین در عدم حضور آنان هم بر روی انتخاب های ما اثرگذار می شود. 🔹خودم اصطلاح قضاوت نیابتی را برای این تاثیر گذاری نظر سایرین در غیاب آنان انتخاب کرده ام و عزیزی که مشاورم بود برای این پدیده نام وجدان دگرآموخته را انتخاب کرده بود. وجدانی که ناخودآگاه بر اساس قضاوت سایرین شکل گرفته و در غیاب آنان هم بر روی انتخاب ها و نگرش های ما تاثیر می گذارد. 🔹به طور مثال ممکن است انتخاب یک برند در خرید لوازممان که هیچ گاه مورد قضاوت مستقیم سایرین قرار نمی گیرد با توجه به اینکه می دانیم این انتخاب از نظر گروههای مرجع و تاثیرگذار بر ما با کلاس و مطلوب است صورت بگیرد. 🔹یا ممکن است از رفتاری پرهیز کنیم که کاملا خصوصی و پنهانی است و دیگران از وقوع آن مطلع نمی شوند اما به این دلیل که می دانیم از نظر سایرینی که قضاوتشان برایمان مهم است این کار زشت و ناپسند است از انجام آن منصرف می شویم. 🔹شاید به نظر بد نرسد که ما اینگونه برای خود چارچوب اخلاقی تعیین کنیم اما زمانی این اهمیت دادن به این وجدان خطرناک می شود که تبدیل به یک وسواس شود و برای ما هزینه زیادی ایجاد کند. 🔹بسیاری افراد در جامعه گرفتار این موضوع هستند که خرید فلان برند چقدر باکلاس است و هزینه زیادی برای خودشان ایجاد می کنند نه برای راحتی و آسایششان بلکه برای اینکه از نظر دیگران مطلوب به نظر برسد. 🔹حتی در شرایطی که اصلا مورد قضاوت مستقیم سایرین قرار نمی گیرند رفتارشان را بر اساس قضاوت دیگران شکل می دهند. به قول یکی از عزیزان برند لباس زیرشان را که هیچ گاه دیگران آن را نمی بینند هم بر اساس اینکه این برند چقدر مطلوب دیگران است انتخاب می کنند و از اینکه انتخاب با کلاسی کرده اند احساس خوبی پیدا می کنند. 🔹این موضوع که با نگرش و قضاوت سایرین زندگی کنیم گرفتاری زیادی در زندگی مدرن ایجاد کرده است. اینکه چه چیزی با کلاس است و مد روز غیر از هزینه های مادی بسیاری از مشکلات روانی را درجامعه ایجاد کرده است که باعث شده افراد احساس مطلوبیت نمی کنند و از شرایطی که در آن هستند احساس بیزاری می کنند. 🔹خصوصا در زندگی های مشترک بسیاری فقط به این دلیل که همسرشان به دلیل شغل، قیافه، سطح اجتماعی، خانواده و ... قضاوت منفی از جامعه دریافت می کند احساس خوشبختی نمی کنند و دائم در فکر نقش بازی کردن یا تغییر شرایطی هستند که در بسیاری موارد اصلا قابل تغییر نیست و مجبور می شوند ویترینی غیرواقعی از زندگیشان به دیگران نشان دهند و خصوصا در شبکه های اجتماعی تصویری فیک از خود و زندگیشان در چشم دیگران فرو کنند. 🔹خیلی عالی است که همین امروز در رفتارها و نگرش خود دقیق شویم و ببینیم چقدر تحت تاثیر سایرین رفتار می کنیم و چقدر از به دست آوردن لایک دیگران خشنود شده و رفتارهایمان را تغییر می دهیم و فکر کنیم چقدر از رفتارها به خوشبختی و احساس خوبمان ضربه وارد کرده است و آنها را از زندگیمان حذف کنیم. https://kojachenin.blogfa.com/post/320 @mhasanisadi
без подписи
♦️ایرانیان، نژاد برتر و باهوش و عقب نگه داشته شده! 🔹درباره هوش ایرانیان اینقدر نوشتند و خواندیم که اکثر ما فکر می کنیم در دنیا ما ایرانیان هوش مافوق طبیعی داریم و بقیه دنیا خنگ هستند. چند نکته مهم در این میان وجود دارد. اولا تحقیقات کم اعتباری هم که وجود دارد هوش ایرانیان را متوسط ارزیابی کرده است. 🔹 ثانیا اینقدر سنجش هوش که گفته شده اقسام بسیار متنوعی هم دارد کار دشواری است و اختلاف بر سر نوع سنجش آن وجود دارد که اصلا روی تحقیقات انجام شده نمی توان حسابی باز کرد. 🔹نکته آخر و مهمتر که می خواهیم درباره اش صحبت کنیم اینکه اصلا هوش به چه دردی می خورد وقتی پشتکار و تلاشی وجود نداشته باشد. حقیقت این است که ایرانیان به گذشته خود خیلی افتخار می کنند که ما در دنیا سرآمد بوده ایم و قدیم ترین امپراطوری دنیا از آن ما بوده و از این قبیل ( که خیلی ازاین نظریات ریشه دقیقی هم ندارد) و حالا که می بینند در دنیا زیاد به حساب نمی آیند سعی می کنند با چند حیله این حس حقارت خود را جبران کنند. 🔹اولین حیله باستان گرایی افراطی است و نسبت دادن بدبختی مان به اسلام که از ابتدای مشروطه با نظریات افرادی چون آخوند زاده و میرزا آقاخان کرمانی شکل گرفت. 🔹اینان با خلق ایده موهوم نژاد آریایی که درباره آن اختلاف زیادی وجود دارد سعی کردند نظریه نژادی را جا بیندازند که ایرانیان را تافته جدابافته ای بدانند که در این منطقه میان عده ای اقوام وحشی گرفتار شده اند وجایگاه اصلیشان وسط اروپاست! 🔹نظریات نژادی که بر برتری اقوام از نظر هوش و استعداد و توانایی های ذهنی تاکید می کنند اکنون به طور کلی منسوخ شده اند و هیچ گواه علمی معتبری بر آن وجود ندارد اما از اکثر ایرانیان که سوال کنید متوجه نژادپرستی آنان و اعتقادشان به برتری نژاد موهوم آریایی خواهید شد. 🔹حیله دیگری که عقده حقارت ما را تسکین می دهد این است که ما ایرانیان خیلی باهوش و دارای توانایی ذهنی فوق العاده هستیم و اکنون به دلیل ناکارآمدی حکومت و سیستم سیاسی حاکم به این روز نشانده شدیم وگرنه لیاقت ما خیلی بیشتر از اینی است که اکنون هستیم. 🔹حقیقت تلخ این است که عقب ماندگی ما اگرچه قطعا به عوامل سیاسی هم ربط دارد اما بسیاری ناکارآمدی ها هم به عملکرد خودمان بر می گردد. آمار نشان می دهد دارای کمترین جمعیت فعال در میان کشورهای دنیا هستیم و هیچ ملتی بدون تلاش جمعی و عزم عمومی به پیشرفتی نایل نشده است. ژاپن و آلمان بعد از جنگ دوم هم به واسطه تلاش بیوقفه به جایی رسیدند که الگوی جوامع دیگر شدند و درباره سختکوشی چینی ها هم که همه توافق دارند. 🔹پس چه بهتر که بر تلاش و پشتکارمان بیفزاییم و از غر و نق زدن کاسته و تقصیر عقب ماندگیمان را هم فرافکنی نکنیم. 🔹🔹پ.ن: دوباره تاکید می کنم این سخن به معنای تایید ناکارآمدی های موجود نیست و قطعا با همت جمعی این ناکارآمدی ها هم قابل اصلاح هستند. https://kojachenin.blogfa.com/post/319 @mhasanisadi
♦️عاقبت بچه های تلخی ندیده 🔹فضای مجازی پر شده است از توصیه های آب دوغ خیاری برای تربیت فرزندان که بچه ها را با هیچ ناملایمی مواجه نکنید و مراقب باشید دچار تروما نشوند و مسایل بزرگترها را به بچه ها منتقل نکنید و نگذارید مثل نسل ما ایدئولوژی زده شوند و امثالهم. 🔹نتیجه این طرز فکر این شده است که با بچه های نسل جدید که حرف می زنی متوجه می شوی هیچ دغدغه و هویت خاصی ندارند و تنها به خوش گذرانی و لذت فکر می کنند و بس. 🔹بچه های این نسل در آینده قرار است در جامعه زندگی کنند و با خشونت و بی رحمی آن مواجه شوند ولی آنها را پر از اعتماد به نفس کاذبی بار آورده ایم که با کوچکترین ناملایمی قهرخواهند کرد و تن به هیچ چالشی نخواهند داد. چرا فکر می کنیم سانسور کردن همه حقایق از فرزندانمان کمک به اوست. او در آینده در مواجهه با همه حقایق تلخ موجود در جامعه کم خواهد آورد. آنها دنیا را مثل فانتزی های فضای مجازی می انگارند و هیچ دید واقعی از دنیایی که قرار است در آن زیست کنند ندارند. 🔹به ویژه در ایام جنگ اخیر زیاد دیدم که والدین تلاش می کردند حقایق جنگ را از بچه ها پنهان کنند و اجازه دسترسی آنان به اخبار دنیای واقعی را بر آنان سد کنند و تلاش کنند آنان در جزیره ای امن فارغ از هیاهوهای عالم واقعی زیست کنند. البته منظور من خردسالان نیست اما از سنی که فرزندانمان با حقایق این دنیا آشنا می شوند مواجهه با حقایق تلخ و ناگوار این دنیا بخشی از حقایقی است بایستی بیاموزند. با سانسور واقعیات تلخ این دنیا از آنان فقط مواجهه با واقعیات در آینده را برای آنان سخت تر خواهیم کرد. 🔹درباره ایدئولوژی هم اینکه خیلی روشنفکرانه بگوییم بایستی فرزندانمان خودش دین و ایدئولوژی خود را وقتی بزرگتر شد انتخاب کند جفای بزرگی در حق اوست و او را تهی از هرگونه ایدئولوژی و اعتقاد و هویتی بار خواهد آورد که بدون یک نظام ارزش گذاری او را به سمت و سویی خطرناک هدایت خواهد کرد که در نسلی که اکنون به سن دبیرستان و دانشگاه رسیده اند به خوبی این بی هویتی را مشاهده می کنیم. 🔹نسل ما دهه شصتی ها به صورت افراطی با مسایل مختلفی از قبیل جنگ و کشتار و ایدئولوژی های افراطی مواجه بود و مثلا وقتی برای نسل جدید تعریف می کردم ما وقتی 5-6 ساله بودیم به راحتی با جنازه شهدا مواجهه داشتیم برایشان باورپذیر نبود. اما به نظر می رسد آن زیادهروی باعث شده ما وقتی پدر و مادر شدیم ناخودآگاه فرض کردیم باید فرزندانمان را بدون مواجهه با تلخی ها و ناملایمات تربیت کنیم. 🔹هر چه ما به فرزندمان نیاموزیم و مواجهه با آن را از او دریغ کنیم بعدا که وارد جامعه شد تلخ تر و شدیدتر خواهد چشید و آنگاه شاید مواجهه منطقی با آن را نیاموخته و سردرگم و افسرده شود پس چه بهتر که خودمان کنترل شده و آرام مثل واکسن به او بیاموزیم که قرار است در چه جنگلی در آینده زندگی کند. https://kojachenin.blogfa.com/post/318 @mhasanisadi
♦️سایه جنگ، بدتر از جنگ 🔹جنگ پدیده ای شوم و غیرقابل تحمل است اما تجربه ثابت کرده سایه جنگ که سالهاست آن را تجربه کردیم از خود جنگ مخرب تر است. در ایام جنگ به دلیل هیجان و حس انتقامی که در جامعه ایجاد می شود کمتر کسی متوجه آثار مخرب جنگ می شود و تنها مثل تماشای مسابقه فوتبال همه پیگیر هستند که کی زد و کی خورد و کی محکمتر زد و کی برد و کی باخت. 🔹اما سایه جنگ که این روزها آن را تحمل می کنیم جامعه را در بلاتکلیفی و ابهام فرو می برد. جامعه اینچنین هیچ انگیزه ای برای تلاش و آغاز حرکت های نو ندارد. بسیاری افراد از بلاتکلیفی در اختلال اضطراب فراگیر گرفتار می شوند و بی دلیل مضطرب و افسرده می شوند. 🔹شاید ضرب المثل مرگ یک بار و شیون یک بار را به همین دلیل گفته اند و کسانی که تیمار مریض بدحال را بر عهده دارند خوب می دانند که چقدر تلخ است که ته دلت گاهی به مرگ عزیزترین کسانت راضی می شوی وقتی رنج و فرسایش او را می بینی. 🔹برای ما هم خیلی سخت است که بگوییم جنگ فراگیر از شرایطی که در آن گرفتار شده ایم بدتر است. آرزوی وقوع جنگ خیلی احمقانه به نظر می رسد و اینقدر تبعات آن تلخ و ناگوار است که هیچ کس به آن راضی نمی شود ولی گاهی متاسفانه دفع افسد به فاسد است و انتخاب بین بد و بدتر. 🔹جنگ فرسایشی روانی شاید اکنون تاکتیک دشمنان ملت ماست تا ما را در بلاتکلیفی و ابهام و سایه جنگ جوری نگاه دارند که امید و انگیزه را در جامعه ما از بین ببرند و جامعه مرده هیچ گاه به توفیق و پیشرفت دست پیدا نمی کند. باید شکست این جو را و به هر شکلی از این وضعیت بیرون بیاییم. چه بهتر که با صلح فراگیر باشد اما تجربه می گوید به این زودی ها نباید شاهد صلحی آرامش بخش باشیم. 🔹به امید آبادی میهنمان و روزی که دشمنانمان دیگر جرات دست اندازی به مام وطن را نیابند و هم وطنانمان در صلح و آرامش تنها در اندیشه رشد و ارتقای کشور وساختن خانه اجدادیمان باشند. @mhasanisadi https://kojachenin.blogfa.com/post/317