| قُـقـــــنوســــ |
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 103
- 1/48двое суток
- 118
- 1/72трое суток
- 127
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«چیزی را برای بعد نگذارید، بعدها زندگی میگذرد...»
آدمها عوض میشن، بپذیرید و عبور کنید. چون زندگی همینه.
گاهی برای یه چیزهایی میجنگم که خیلیها هیچ تصوری ازش ندارن.
🦦😁
نوشته بود: هرچقدر بیشتر بخشیدمش، از اون به بعد همونقدر کمتر دوسش داشتم من این جمله رو زندگی کردم.
یه مرحلهم هست به اسم سر شدگی یعنی نه ناراحت میشی، نه بحث میکنی، نه گله و شکایت میکنی، نه برات اهمیت داره دیگه، فقط انگار بدون سروصدا یه گوشهای برای خودت پیدا میکنی و از همونجا میری…
"وقت گذاشتن" روجدى بگیرید... براى خانواده تون، خودتون كاراتون، پارتنرتون وخيلى چیزای دیگه ... چون "وقت نداشتن" هیچ توجيهى نداره ...
«وقتی سعی میکنم وانمود کنم برام مهم نیست، ولی انگار یه گلوله درست وسط سینهم خورده.»
Self-respect is when you stop being easily available to people who never prioritise you. عزت نفس زمانی بهدست میاد که دیگه به راحتی در دسترس آدمایی که تو رو اولویت خودشون قرار نمیدن قرار نمیگیری.
🐎
امیدوارم تا عمر دارید دور باشید، از رابطههای بیپناه، سوالهای بیپاسخ، امیدهای بیجان... روزت بخير دوستم🫂
😌
ایرادی نداره اگه یه وقتایی ناراحت باشی یا حس ناکافی بودن داشته باشی؛ آدمیم دیگه، نمیشه که همیشه حالمون خوب باشه...
без подписи
او، تو را شکست و رفت؛ تو نگران شدی خستهاش نکرده باشی. بخواب، آدمِ ساده…
من در فروپاشیهایم اشکی نریختم و حالا برای گیر کردنِ لباسم به دستگیرهٔ در، زار میزنم؛ طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست. این، حاصلِ نادیده گرفتنِ رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش.
نشستم دارم زندگیمو میکنم، یهو هی یادم میاد… هی یادم میاد… هی یادم میاد...
🍃😍چونکه دوسش داشتین
تهش یه جایی بالاخره قبول میکنی که باید رها کنی ، نه چون نخواستی، چون نمیشد.... گاهی علیرغم همه تلاشهات ، نمیتونی بعضی چیزا رو تغییر بدی...
My dark days made me strong. Or maybe I already was strong, and they made me prove it. روزای سخت و تاریکم از من یه آدم قوی ساختن. یا شاید هم من از قبل قوی بودم، و اونا منو وادار به اثباتش کردن!