tgindex
میخ (ریشه‌دار شدن)

میخ (ریشه‌دار شدن)

Статистика
@mikhsociologyарабский

سیاست، سینما و زندگی به روایت جامعه‌شناسی (علیرضا اسکندری‌نژاد)

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
арабский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
233
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 051
21 постов
Вовлечённость
451,1%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
31
1/48двое суток
35
1/72трое суток
38

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🎥فیلم The Invite (دعوت) مدت‌ها بود که سینما، خصوصاً سینمای آمریکا، شگفت‌زده‌ام نکرده بود. The Invite شاید از نظر سینمایی (مؤلفه‌های فنی) اثر ویژه‌ای نباشه، اما بدون شک از نظر داستانی و روایی کم‌نظیره. در دوره‌ای از تاریخ سینما و تلویزیون که مهم‌ترین تِم داستانی «آزادی»، «تنوع»، «تکثر» و سایر ارزش‌های لیبرال دموکراتیکه، The Invite روایتگر سرگردانی آدم‌های مدرنیه که زندگی زناشویی سنتی نیازهاشون رو ارضا نمی‌کنه و تلاش می‌کنن تا با فرافکنی نیازها به «خرید افراطی»، «مواد» و «کناره‌گیری از زندگی اجتماعی» از ملالت زندگی زناشویی فرار کنن. بی‌گمان این فرافکنی نیازها اونها رو به اوج دلزدگی و فرسودگی می‌رسونه و حالا به دنبال راهی هستن که به این رابطه‌ی مرده پایان بدن. اینجاست که فیلم یک راه‌حل پیش‌بینی‌پذیر و نت‌فلیکسی روبه‌روشون می‌ذاره: خروج از قالب متعارف زناشویی و تجربه کردن اشکال متنوع زیست جنسی. شاهکار روایی فیلم دقیقاً در کلنجار زوج داستان با این تجربه‌ی جدید رقم می‌خوره. به نظرم امروز، ورای بحث‌های سنتی «ارزش ماهوی خانواده»، سینمایی که در راستای یادآوری ارزش «حفظ روابط» و پس زدن «تنوع‌طلبی» گام بر می‌داره شایسته‌ی ایستاده تشویق شدنه. #فیلم @mikhsociology

  • без подписи

  • طعم نثر چوبک رو پیش‌تر در «عنتری که لوطی‌اش مرده بود» چشیده بودم، اما «تنگسیر» چیز دیگه‌ای بود. داستان، روایت زائر محمده (تنگسیر میان‌سال و یار سابق رئیسعلی دلواری)؛ مردی که پولی رو که با کار مشقت‌بار در شرکت انگلیس‌ها به دست آورده، قرض داده و حالا اون‌هایی که واسطه‌ی انتقال پول بودن، این موضوع رو انکار می‌کنن. به همین خاطر، محمد تفنگش رو برمی‌داره و می‌ره تا حقش رو از طریق لوله‌ی تفنگ زنده کنه. روایت غیرت، دلیری و ظلم‌ستیزی تنگسیرها و مردمان شجاع خطه‌ی جنوب، به همراه فضاسازی و توصیفات بی‌نظیر صادق چوبک که شما رو با خودش به دل گرما و رطوبت بوشهر می‌بره، باعث می‌شه «تنگسیر» در میان بهترین رمان‌های ایرانی که تا حالا خوندم قرار بگیره. @mikhsociology

  • گازیوروسکی، علی‌رغم همه‌ی انتقاداتی که به حق بهش وارده، پژوهشگر کم‌نظیریه. روایت‌هاش از کودتای نوژه، ۲۸ مرداد و سال‌های ابتدایی انقلاب عمدتاً مبتنی بر داده‌های دست اوله که از طریق مصاحبه با مأموران بازنشسته‌ی CIA، کارگزاران دولتی ایران و سایر اشخاص مرتبط به دست اومده. با وجود اینکه برخی، ازجمله آبراهامیان، گازیوروسکی رو تاریخ‌نگار revisionist خطاب می‌کنن و معتقدن که این تاریخ‌نگاران همچنان در پارادایم «جنگ سرد» روابط ایران و آمریکا رو تحلیل می‌کنن، این کتاب جزو درخشان‌ترین آثار تاریخ معاصر ایرانه. @mikhsociology

  • گفت‌وگویی با سنت جامعه‌شناسی @mikhsociology

  • 24 июл.1722из one_vengeance_for_all

    He was once a fierce opponent of the Islamic Republic. Today, he says Ayatollah Khamenei made Iran stronger. Here's why he changed his mind. 🩸 Every debt will be paid. 🗡 @One_VENGEANCE_FOR_ALL

  • 17 июл.1591из farhikhteganmag

    کشور در جنگ نه تنها گذار سیاسی را تجربه نکرد بلکه نظام خودش را تثبیت کرد علیرضا اسکندری نژاد جامعه‌شناس در «فرهیختگان گپ»: 🔻 وقتی حوادث یک سال اخیر را مشاهده می‌کنیم می‌بینیم این غلیان جمعیت تموم نشده، غلیان جمعیتی که جامعه شناسان می‌گویند خیلی نادر اتفاق می‌افتد و در یک کشور بعید است بیشتر از یک بار آن هم در طول یک قرن رخ بدهد. 🔻 در یک هفته اول جنگ خیلی از ما آماده بودیم که شاهد یک گذار سیاسی باشیم اما علی‌رغم همه محاسبات عقلایی دوام آوردیم. کشور نه تنها گذار سیاسی را تجربه نکرد بلکه نظام خودش را تثبیت کرد. 🎥 ویدیو کامل در یوتیوب | آپارات | سایت #فرهیختگان_گپ کاری از مجله تصویری فرهیختگان @FarhikhteganMag

  • 14 июл.14121из farhikhteganmag

    🔻روشنفکری، ایران و مسئولیت پذیری 🔻 بیژن عبدالکریمی و علیرضا اسکندری نژاد در قسمت ۱۴۳ «فرهیختگان گپ» تشییع عظیم میلیونی رهبر شهید را از منظر جامعه‌شناختی و سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرار دادند. ⭕ ویدیو کامل در یوتیوب | آپارات | سایت #فرهیختگان_گپ کاری از مجله تصویری فرهیختگان @FarhikhteganMag

  • نظام‌های سیاسی هیچ‌وقت در اوج صلابت برای تغییرشون رفراندوم برگزار نمی‌کنن.

  • من هم با شما موافقم، نمیشه از مفهوم رفراندوم استفاده کرد. این پدیده بسیار عظیم‌تر از رفراندوم است.

  • 6 июл.3 2332061

    خطاب به اهالی علوم انسانی، خصوصاً جامعه‌شناسان: اگه درباره‌ی این روز بزرگ سکوت کردید، درباره‌ی بقیه‌ی پدیده‌های اجتماعی هم سکوت کنید

  • 🎥فیلم I Swear یکی از مهم‌ترین رسالت‌ها و کارکردهای سینما -که این روزها تقریباً فراموش شده- افزایش دانش و معرفت نسبت به موضوعاتیه که ازشون بی‌اطلاعیم. من، تمام عمرم، به افرادی که بی‌دلیل وسط خیابون فریاد می‌کشیدن و فحش می‌دادن به چشم دیوونه نگاه می‌کردم و مطمئنم که اکثر افراد هم مثل من بودن و هستن. کمترین کاری که I Swear انجام داده، افزایش معرفت نسبت به یک بیماری عصبی تحت عنوان سندروم تورته، بیماری‌ای که موجب میشه تا افراد کاملاً بی‌اختیار فریاد بکشن و بدون هیچ قصدی فحاشی کنن. اگه از تمام ویژگی‌های مثبت سینمایی این فیلم بگذریم، همین یک مورد باید ما رو نسبت به تماشاش ترغیب کنه. یکی از بهترین فیلم‌هایی که طی یک سال اخیر دیدم. #فیلم @mikhsociology

  • 11 июн.2 710217

    ناصر فکوهی؛ فقیر در فهم معنا و توانمند در موج‌سواری رسانه‌ای طی روزهای گذشته، ناصر فکوهی، استاد بازنشسته‌ی انسان‌شناسی دانشگاه تهران، با انتشار یادداشتی تحت عنوان «دعوت به مراسم گردن‌زنی: ابتذال خشونت به زبان یک فیلسوف» به نقد برشی از سخنان بیژن عبدالکریمی در تقبیح روشنفکران ایرانی بی‌توجه به مخاطرات ژئوپولیتیک، پرداخته است. با وجود هجمه‌های اخیر به این سخنان، حضور ناصر فکوهی در این صحنه به‌عنوان چهره‌ای دانشگاهی صاحبِ ده‌ها تألیف و ترجمه، نظرم را جلب کرد تا نکاتی در این خصوص بنویسم. ۱) یادداشت فکوهی را خبرگزاری خبرآنلاین نیز بازنشر داده است. نکته‌ی جالب اینکه خبرآنلاین در خطایی عامدانه یا سهل‌انگارانه، مصاحبه‌ی عبدالکریمی با «ایران ۲۴» را به صداوسیما نسبت داده است. این لغزش نشان می‌دهد نیت اصلیِ این بازنشر احتمالاً یورش‌های رسانه‌ایِ جناحی علیه صداوسیماست؛ ۲) پس از انتشار مصاحبه‌ی عبدالکریمی، چندین رسانه‌ی بزرگ به بازنشر این بریده پرداختند؛ ازجمله صدای آمریکا. جالب است که این موج رسانه‌ای با همراهی رسانه‌های آمریکایی (صدای آمریکا و مؤسسه‌ی توانا در رأسشان) و رسانه‌های جریان غرب‌گرا مثل «شرق» که دقیقاً همانند مؤسسه‌ی توانا جملات عبدالکریمی را به «تهدید برای حذف منتقدان» تحریف کرد، همراه شد؛ ۳) خود عبدالکریمی پس از انتشار این بخش از مصاحبه‌اش به‌صراحت اعلام کرد که در آن قسمت از مصاحبه از زبان طنزآلود بهره برده است و دقت به چهره‌ی مجری برنامه که در حال خنده‌های بلند است، گویای جدی نبودن ماجراست؛ ۴) فارغ از دو نکته‌ی اخیر، بی‌گمان دو اشتباه فاحش صورت پذیرفته است: نخست، بیان طنزآلودی که آغشته به ادبیات خشونت‌آمیز است و گوینده از پیش نسبت به مخاطرات رسانه‌ای آن آگاهی کامل دارد و دوم انتشار این بریده توسط رسانه‌ی متولی این برنامه که قطعاً باید بیش از مهمان برنامه نسبت به این مخاطرات آگاه بوده باشد؛ ۵) با وجود این، آن بریده منتشر شد و توسط رسانه‌های خارجی و داخلی بریده‌تر شد و به‌عنوان سندی دال بر خشونت‌طلبی فیلسوف حامی حکومت در ایران، به مخاطبان عرضه شد. تا اینجا شاهد یک سهل‌انگاری و بهره‌برداری وسیع رسانه‌ای بوده‌ایم، اما پس از همه‌ی اینها چه می‌شود که یک‌مرتبه، در کنار نام‌ افرادی چون احمد زیدآبادی، محمدعلی جنت‌خواه و مجتبی واحدی (چهره‌های فکاهی‌نویس توئیتری)، نام استاد بازنشسته‌ی انسان‌شناسی با یک یادداشت خشم‌آگین هویدا می‌شود؟ ۶) به نظرم، فکوهی هم مانند بسیاری از چهره‌های دانشگاهی دیگر پی برده که جامعه‌ی ایران، خصوصاً جامعه‌ی دانشگاهی، این روزها کسی را با تألیف و ترجمه (خواه صدها اثر باشد) به یاد نمی‌آورد و مانند بسیاری از هم‌قطارانش به چاه فراموشی افتاده است. به نظر می‌رسد به همین خاطر تصمیم گرفته باشد که قلمش را به امواج و طوفان رسانه‌ای بسپارد تا شاید با جلب توجه مخاطبان توده‌ای، نام به‌حاشیه‌رفته‌اش را دوباره بر سر زبان‌ها بنشاند. نکته‌ی حیرت‌برانگیز در خصوص این چهره‌ی نوظهور رسانه‌ای آن است که دست بر قضا استاد «انسان‌شناسی» است، حوزه‌ای از دانش که به تفسیر چندلایه، توصیف ضخیم و فهم بافتارهای فرهنگی و اجتماعی پیوند خورده است. بدیهی است که فکوهی برای مطرح کردن نامش در رسانه‌ها، آموزه‌های لوی-اشتراوس، رولان بارت، پی‌یر بوردیو، کلیفورد گیرتز و سایر پژوهشگران بزرگ فرهنگ را کنار گذاشته است و بر اساس بریده‌ای از سخنان عبدالکریمی، بی‌آنکه از متن و بطن گفت‌وگو اطلاعی داشته باشد یا پژوهشی درباره‌اش انجام دهد، آن را به‌مثابه‌ی «حُکم دیوانه‌وار و فارغ از هر منطق و عقلانیتی» رمزگشایی می‌کند. این استاد انسان‌شناسی، به‌کلی تألیفات و ترجمه‌هایش را از یاد می‌برد و به‌عنوان استاد رشته‌ای که به فهم معنا شهره است، به همه‌ی سوابق دانشگاهی‌اش پشت پا می‌زند. ۷) نکته‌ی تأسف‌آورتر درباره‌ی فکوهی آن است که من علی‌رغم جست‌وجو در وبسایت فکوهی ندیدم که او مشابه این یادداشت را در مورد کسانی نوشته باشد که مستقیماً و صراحتاً علیه جامعه‌ی ایران جنگ‌افروزی می‌کنند و خشونت را، نه صرفاً برای بخشی از روشنفکران، که برای کل جامعه طلب می‌کنند. در واقع، صاحب ایده‌ی «ترامپ تحت تأثیر جنگ‌طلبانه‌ی افراد بی‌‌عقل و فاسدی چون جان بولتون و مایک پومپئو‌ حرکت نمی‌کند»، بعد از فروکش کردن نسبی آتش تجاوز خارجی یک‌باره رگ غیرتش باد کرد و تصمیم گرفت که به‌جای نگارش یادداشتی علیه متجاوزان و تجاوز‌طلبان، عبدالکریمی را نقد کند. ۸) ای کاش افرادی جوان‌تر، با هوشیاری بیشتر و حافظه‌ای بهتر در کنار ناصر فکوهی حضور داشتند تا او را از انجام دادن چنین خطای فاحشی در دهه‌ی هشتم زندگی‌اش (بعد از جمع‌آوری ده‌ها عنوان کتاب و مقاله‌ی انسان‌شناختی در حوزه‌ی فهم و تفسیر فرهنگ، بافتار و معنا) بر حذر می‌داشتند. @mikhsociology

  • 🎥فیلم Project Hail Mary هیچ. مطلقاً چیزی برای ارائه نداشت. تعجب می‌کنم که این‌چنین کانون توجه و استقبال تماشاگران در سرتاسر جهان قرار گرفته. جزو معدود فیلم‌هایی بود که نتونستم پشت سر هم ببینم و تمومش کنم. تماشاش سه شب طول کشید. ریتم کند و ملال‌آور، داستان و پی‌رنگ تکراری به‌شدت حوصله‌ رو سر می‌بره. #فیلم @mikhsociology

  • 7 мая36571из otaqejangmedia

    از بلاتکلیفی بیشتر از بمب می‌ترسم ✍️ علیرضا اسکندری‌نژاد روزهای دشواری را سپری می‌کنیم؛ نه شور و حرارت دوران جنگ را داریم و نه آسودگیِ خاطر برای زیستن در صلح. درگیر برزخ بزرگی هستیم. همه‌چیز شبیه روزهای پس از جنگِ پیشین است؛ همه منتظر و پادرهوا هستند. جامعه به معنای واقعی کلمه معلق است. بسیاری دل‌ودماغی برای آغاز کسب‌وکارشان ندارند و منتظرند تا ببینند چه می‌شود. راستش را بخواهید، من هم منتظرم. بارها گفته‌ام و باز هم تکرار می‌کنم که این شرایط، بسیار مهلک‌تر از بمباران و جنگ است. بیش از همیشه نگرانم که در این برزخ اسیر و گرفتار شویم. شخصاً ترجیح می‌دهم نگران جان خانواده‌ام باشم تا نگران اضمحلال مستمر ایران. مردن بر اثر اصابت بمب را هزاران بار شرافتمندانه‌تر از زیستن در بلاتکلیفی و ابهام می‌دانم. اساساً وضعیت اجتماعی و اقتصادی را به‌گونه‌ای نمی‌بینم که بیش از این تابِ این بلاتکلیفی را داشته باشد. بیش از همیشه نگرانم که دستاوردهای جنگ و هزینه‌هایی که تمام مردم ایران بابت آن پرداخته‌اند، به هیچ تبدیل شود. با وجود این‌ها، بیش از این نگرانی‌ها، امیدوارم که رهبری جمهوری اسلامی مدبرانه ایران را از چنین وضعیتی خارج کند. دلگرمم که علی‌رغم همه‌ی فشارهای داخلی و خارجی، دوراندیشیِ سیاسی و نظامیِ رهبر سوم انقلاب بر فضای سیاسی کشور تفوق پیدا خواهد کرد. همان دستی که سال‌ها به تجهیز ایران برای حضور در این جنگ عظیم مشغول بود، امروز نیز ما را از این برزخ خارج خواهد کرد. درس بزرگی که در روزهای جنگ آموختم این است که طی دهه‌های اخیر، اکثر نیروهای سیاسی ایران (همان نیروهایی که از نهادهای به‌اصطلاح انتخابی برخاسته بودند) تصمیم‌هایی خسران‌بار برای کشور اتخاذ کردند. اگر سکان هدایت کشور در اختیار هریک از این نیروها بود، احتمالاً تاکنون ایران را تسلیم اجانب کرده بودیم. باید به دستان هدایتگر رهبر، آن هم رهبری از تبار خامنه‌ای، ایمان داشته باشیم. @otaqejangmedia برای ارسال نوشته‌های خود با @ravieiran در ارتباط باشید.

  • 4 мая3 550520

    استعفا از حزب اراده‌ی ملت ایران؛ چرا دیگر اصلاح‌طلب نیستم ​جناب آقای دکتر احمد حکیمی‌پور دبیرکل محترم حزب اراده‌ی ملت ایران ​با سلام؛ خواهان آن هستم که نکاتی را با شما در میان بگذارم. ​نهم اسفندماه پارسال، زندگی‌های بسیاری را برای همیشه تغییر داد؛ در واقع بهتر است این‌طور بگویم: ایران را برای همیشه تغییر داد. ما به‌عنوان فعالان حزبی اصلاح‌طلب، تصور می‌کردیم که با وقوع چنین حمله‌ای (در این ابعاد و با این شدت)، ایران با فروپاشی حتمی روبه‌رو خواهد شد. یا شاید کمی خوش‌بینانه، تصور می‌کردیم که چنین حملاتی نهایتاً به جابه‌جایی رهبری جمهوری اسلامی منجر خواهد شد؛ تغییری که فضا را برای گشایش‌های بین‌المللی و داخلی آماده می‌کرد. بارها در گفت‌وگوهایمان ارکان حاکمیتی و نظامی را نقد می‌کردیم و تا حدی بر این اعتقاد پافشاری می‌کردیم که نهادهای غیرانتخابی، مخل توسعه و پیشرفت کشورند. قویاً بر این اعتقاد استوار بودیم که دولت مسعود پزشکیان می‌تواند و باید زمام اکثر امور را به دست بگیرد. ​با همه‌ی این‌ها، جنگی بس عظیم بر ایران تحمیل شد و همه‌ی آن چیزهایی که سال‌ها تکرار می‌کردیم، غلط از آب درآمد. نه ایران در برابر بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی جهان (همان‌هایی که می‌گفتیم چاره‌ای جز سازش با آن‌ها نیست) فروپاشید، نه رهبری نظام تغییری در رویکرد و مسیر داد و نه نهادهای نظامی و غیرانتخابی آن‌چنان که ما تصور می‌کردیم، کم‌ثمر بودند. به‌عکس، دیدیم که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و در رأس آن‌ها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بی‌باک در صحنه ایستادند و عالی‌ترین فرماندهانشان را هم از دست دادند. به‌خوبی تماشا کردیم که چگونه نهادهای تحت فرمان رهبر جمهوری اسلامی در این جنگ به وظایفشان عمل کردند و هزاران بار فراتر از انتظارات ظاهر شدند. ​در معادلات منطقی ما اصلاح‌طلبان که مداوماً خود را نیروهای «عقلانی» و «خردورز» کشور می‌نامیدیم، ایران باید از خیر بسیاری از چیزها می‌گذشت تا به چنین جنگی دچار نشود. با وجود این، نیروهای «تندرو»، «هسته‌ی سخت قدرت» و «بی‌خردانِ» این کشور، هیچ‌چیز ندادند و در نبرد هم دشمنان را عقب راندند. اگر بدون بغض و کینه نگریسته باشیم، به سستی پیش‌بینی‌های خود و درستی پیش‌بینی‌های خامنه‌ای شهید پی برده‌ایم. طی تمام این سال‌ها، مصرانه تکرار کرد که مذاکره با آمریکا ثمری ندارد. هر بار که چنین جملاتی را بر زبان جاری می‌کرد، گویی خنجری بر قلب ما فرو می‌رفت؛ وامصیبتا سر می‌دادیم و از وضعیت بغرنج کشور زیر سایه‌ی تحریم‌ها می‌گفتیم و بانگ ترک تخاصم با آمریکا سر می‌دادیم. بارها، علی‌رغم اینکه می‌توانست با اختیارات مصرح در قانون اساسی مانع این کار شود، فضا را برای مذاکره با آمریکا گشود؛ هر بار تکنوکرات‌ها و اصلاح‌طلبان شادمانه به مذاکرات رفتند و هر بار هم در حق ایران خیانت شد. ​یقین دارم که همین الان، بسیاری از هم‌حزبی‌ها و نیروهای اصلاح‌طلب همچنان بر طبل حماقت‌بار مذاکره می‌زنند و خواهان امتیازدهی به آمریکا برای رسیدن ایران به «توسعه» هستند. شک ندارم که باز هم به ترساندن مردم از نتایج مذاکره نکردن و واندادن در برابر آمریکا روی آورده‌اند. هرچه در روزهای پس از جنگ تلاش کردم تا ارتباطم را با بدنه‌ی حزب و اعضا حفظ کنم، دلم رضایت نمی‌داد. خاطرات بسیار خوشی از فعالیت در حاما دارم و دوستان بسیار نازنینی طی این سال‌ها پیدا کردم؛ با این همه، قویاً احساس می‌کنم که «اراده ملت» هم مانند بسیاری از گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب، در برابر این زلزله و سونامی عظیم سیاسی، تاریخی، اجتماعی، تمدنی و نظامی، قدری تکان نخورده است. ​به نظرم بسیاری از نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب دچار مرگ اجتماعی شده‌اند، رابطه‌ی طبیعی و ارگانیک خود با جامعه را از دست داده‌اند و در عالم هپروت سیر می‌کنند. آنچه جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنه‌ای در جنگ با آمریکا از خود نشان داد، قطعاً تا قرن‌ها در کتب تاریخ تدریس خواهد شد؛ با این حال عده‌ای هنوز در دل این تاریخ و این کشور، اهمیت موضوع را درنیافته‌اند. همچنان از تورم، فقر، فساد و بسته بودن فضای سیاسی می‌گویند و چونان دفتر سیاسی حاما، بیانیه می‌دهند که باید بودجه‌ی دفاعی را کم کرد و منابع را در اختیار توسعه‌ی کشور قرار داد! ​یقین دارم که اصلاح‌طلبی با این مسیری که برای خود برگزیده است، از صحنه‌ی اجتماعی و سیاسی به‌شکل طبیعی حذف خواهد شد. حزبی که هنوز مختصات سیاسی و تاریخی ایران و نقشه‌های دشمنان این کشور را درنیافته است، محکوم به اضمحلال و نابودی است. به همین خاطر، عمیقاً از ادامه‌ی همراهی با این مجموعه‌ی سیاسی گریزانم. از همین رو، تقاضا دارم که استعفای من از تمامی مناصب حزبی، از جمله دبیری استان تهران، و همچنین عضویتم در حزب اراده ملت ایران را پذیرا باشید. ​ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی / کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است @mikhsociology

  • 28 февр.347165из imammoussasadr

    🔹️اسراییل شر مطلق است بدتر از اسرائیل در جهان وجود ندارد اگر اسرائیل با شیطان درگیر شود ما با شیطان همراه می شویم اگر اسرائیل با کمونیسم درگیر شود ما درکنار کمونیسم می ایستیم اگر اسرائیل با راست (سرمایه داری) بجنگد ما در کنار راست می ایستیم این منطق ماست اسرائیل طبق تصور ما شر مطلق است من شخصاً در حد برداشت و اعتقاداتم رژیمی خطرناک تر از اسرائیل نمی شناسم. ویدیو از: arbaeenstock.com 🆔️ @imammoussasadr

  • 17 февр.3 9904062

    درباره‌ی فیگورهای سیاسی اینستاگرامی؛ مورد مطهرنیا اصلاً غافلگیرکننده نبود که پس از مناظره‌ی اخیر مطهرنیا و عبدالکریمی، رسانه‌های اجتماعی مملو از ویدیوهای کوتاه این مناظره شد. ویدیوهایی که در آنها مطهرنیا، همچون همیشه‌اش، با خطابه‌های جذاب، عبدالکریمی و جمهوری اسلامی را به باد انتقاد می‌گیرد. به نظرم یکی از مهم‌ترین دلایل ظهور و محبوبیت چنین فیگورهایی در رسانه‌های اجتماعی آن است که می‌توانند حیات چندلایه، عمیق و پیچیده‌ی سیاسی را تبدیل به مدل‌های مفهومی و تحلیلی بسیار ساده کنند. البته این موضوع ناشی از بلاهت یا سودجویی این دسته از افراد نیست، بلکه بیشتر معلول ویژگی‌های کاربران این رسانه‌ها و خواسته‌های آنهاست. در واقع، کاربران اینستاگرام فارسی که تعداد بسیار زیادی هم دارد، به فیگورهایی چون مطهرنیا نیاز دارند تا آنها را از سردرگمی و ابهام ناشی از ماهیت پیچیده‌ی امر سیاسی و اجتماعی نجات دهد. در مقابل هم این فیگورها در یک فرایند رفت‌وبرگشتی، گفتار و گفتمان خود را با این انتظارات بیشتر منطبق می‌کنند. به بیانی دیگر، کاربست مفاهیمی نظیر «مکعب اقدام» یا انواع مفهوم‌سازی‌های عددی (مثل ۳ جیم بحرانی: جانشینی، جابه‌جایی و جایگزینی) همگی برای پاسخگویی به انتظارات کاربران رسانه‌های اجتماعی، خصوصاً اینستاگرام، است. مطهرنیا چنان از محبوبیت ناشی از گردش ویدیوهایش در رسانه‌های اجتماعی مست و مغرور شده که در حین مناظره مداوماً قضاوت را به مردم (یعنی کاربران رسانه‌های اجتماعی) می‌سپرد و با پوزخندی دگراحمق‌پندارانه به طرف مناظره می‌نگرد چراکه خوب می‌داند که بر شانه‌ها و مغزهای کثیری از کاربران سوار شده است. @mikhsociology

  • 14 февр.4 3501848

    دیاسپورای ایرانی و خطر شکل‌گیری جنبش سلطنت‌طلبانه‌ی خشونت‌محور به نظرم یکی از دلایل مهم استقبال دیاسپورای ایرانی از فراخوان‌های اعتراضی این نکته است که بسیاری از آنها، فارغ از اینکه افراد متخصص، ماهر و توانمندی هستند یا نه، بیش از تمام مصیبت‌های مهاجرت، از فاصله‌ی انتظارات و واقعیت خارج دلسرد و ناامید شده‌اند و به همین خاطر، جمهوری اسلامی را مسئول وضعیت ناگوارشان می‌دانند. بدون‌شک امواج گسترده‌ی مهاجرت شکل گرفته طی یک دهه‌ی اخیر ناشی از ناکارآمدی و مسائل داخلی کشور است اما در این میان نمی‌توان نقش فشارهای رسانه‌ای را نادیده گرفت، فشارهایی که قوای ادراکی ایرانی‌ها را هدف گرفته است. این تصور که «من در ایران به حق خودم نرسیدم پس مهارجت می‌کنم تا حقم را بگیرم» بیش از آنکه ناشی از عوامل مؤثر داخلی باشد، ناشی از انتظارات فزاینده‌ای است که در اذهان ایرانی‌ها نسبت به خارج از کشور شکل گرفته است. فاصله‌ی میان این انتظارات و واقعیت زیستن در خارج از ایران بسیاری از آنها را ناامید، افسرده و خشمگین کرده است. فارغ از گروه‌های محدود سازمان‌دهی‌شده و خشونت‌طلب پادشاهی‌خواه، بسیاری از شرکت‌کنندگان در تجمعات اپوزیسیون همین افراد ناامید و خشمگین‌اند. هنر سلطنت‌طلبان طی سه سال اخیر این بوده که توانسته‌اند تصویری دلپذیر از فردای براندازی جمهوری اسلامی در اختیار دیاسپورا قرار دهد و حالا اینها تصور می‌کنند که بعد از مهاجرت ناموفق و دلسردکننده‌شان می‌توانند «حقشان» را در ایران پس بگیرند. پیش‌تر در یادداشتم تحت عنوان «جمهوری اسلامی قابل براندازی نیست!» توضیح دادم که براندازی جمهوری اسلامی بنا به دلایلی ممکن نیست. یکی از آن دلایل مهم فقدان جنبش فراگیر اجتماعی بود. همچنان نیز تصور نمی‌کنم که سلطنت‌طلبان توانسته باشند که چنین جنبشی را متولد کنند؛ با این حال، گستره و مقبولیت فزاینده‌ی آنها زنگ خطری برای جمهوری اسلامی و اپوزیسیون غیرسلطنت‌طلب است. خصوصاً آنکه این گروه از مخالفان علاقه‌ی چندانی به دیالوگ ندارند و تلاش می‌کنند تا با خشونت کلامی، رسانه‌ای و فیزیکی سایرین را حذف یا در گفتمان خود حل کنند. در این میان، حذف و طرد اپوزیسیون داخلی غیرخشونت‌طلب یا جریان‌های فکری دگراندیش دمیدن بر آتش خشونت‌طلبی فراگیر سلطنت‌طلبان است. راه برون رفت و مهار چنین اپوزیسیون افسارگسیخته‌ و بی‌محابایی صرفاً رواداری و مدارا با نیروهای مخالف و دگراندیش و تلاش برای اصلاح سیاست‌های اقتصادی و غیراقتصادی است. امیدوارم جمهوری اسلامی پیش از آنکه چنین جنبش خشونت‌طلبی شکل بگیرد، در این مسیر گام‌های جدی بردارد. @mikhsociology

  • без подписи