خانم میم
Статистика_دانشجو معلمی با غزل های تابه تا ،قلم نوپا و صدای بلند! _جنونی بالحسین، دلیلُ عقلی! _ در حال تمرین زنانگی _Hsp(Highly SENSITIVE PESRSON ) https://t.me/BiChatBot?start=sc-d60def2f44
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 9
- 1/48двое суток
- 10
- 1/72трое суток
- 11
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من کار دارم، کار دارم، کار آی ای خیال لعنتی دست از سرم بردار!
بکشید مارا، ملت ما بیدار تر میشود...
زن جوانی و باید دواندوان بتوانی بیایی از وسط جنگ، خانه را بتکانی! دلت تکان نخورَد، بعد بمب خوردن اطراف لباس شیر بپوشی، زنی دلیر بمانی قوی شوی و خودت را چنان نشان دهی انگار نه رفته خانی از این خانه و نه آمده خانی! برای راهِ فرار از هزار و چارصد و جنگ به زور، عقربهها را به سالِ نو بدوانی امیدوار جهان باشی و لبالب از آواز اگرچه زیر لبت با جهان، دهانبهدهانی سپس به پنجرههایی که لکگرفته بچسبی که بچههات نبینند از اضطراب، نشانی برای حفظِ روانِ نهالِ تازهجوانه میان غرشِ جنگندهها ترانه بخوانی سریع دست بجنبانی و گذر کنی از خود کنار گاز، خودت را به پختگی برسانی و بنگری که شجاعت نیفتد از کت و کولت مدام پا شوی از جا که ترس را بنشانی اگر که شانهات افتاده! موت کمشده! بد نیست طبیعی است اگر خستهای، اگر نگرانی... عبور اگر کُند از پانویس تلویزیونها هزار رود پر از خون، تو نیز در جریانی! که کیف بچهی تو از تفنگ و اسلحه خالیست که جان بچه مهم نیست پیش دشمن جانی! که ایستادگی تو نشسته گوشهی تاریخ نمانده گرچه به بیداری زمانه، زمانی! که چیست نسبت کوهِ امید و این تن کوچک؟ چگونه جا شده دریا، درون قطرهچکانی؟ زن جوانی و باید در انتهای زمستان ببیند آینه، مشغول خواندن اخوانی! زن جوانی و با اینکه آب برده جهان را میان خانه نخوردهست آب از آب تکانی... _سحر هادیان
«برای آمدن مرگ از انتظار پرم.»
هر عاشقی گریست به یادت گریستم چشمان من چکیدهی غمهای عالمند
«یک لحظه غمت از دل من مینشود دور.»
کوهی است بارِ عشقِ تو و من به حیرتم کاین کوه را چگونه کِشم با تنی چو کاه!
گرچه دلتنگی ندارد چارهای، شادم که اشک قدری از دلتنگی من کاست، بعضی وقتها !
سلام جنگ.
و بلاخره.
به کفر اگر نگویم علی خداست ولی تمام خلق چه هستند، اگر علی بشر است؟؟
تنها امیدم...
آه بالا نشین..... از بلندای نیزه مارو ببین.....
به پای بوسی شش گوشهات مرا بطلب مخواه جان بدهم از غمی که میدانی....
خدا را از این غم چه چاره کنم....
تو شیب گودال...
اما حیف، چشم های حسین(ع) بود......
خسته از هرچی که بود، خسته از هرچی که هست....
без подписи
مجموع قیمت حدود سه کیلو آجیل با کیفیت معمولی ، ۱۰ میلیون تومان وجه رایج مملکت شد، یعنی تمام عیدی یک کارمند، هزینه خرید حداقل یک روسری خیلی معمولی در مملکت اسلامی که شعارش حجاب است چیزی حدود ۱ میلیون تومان(حدود دویست هزارتومان کمتر یا بیشتر) است. یادم میآید از یک جایی به بعد میخواستم کمتر لباس و کیف و کفش بخرم تا پسانداز کنم، خب نخریدم، اما پولی هم برای پسانداز نماند. خدا از باعث و بانی این گرانی ها، این ها که کرامت انسانی ما را اینقدر سخیف کردهاند نگذرد.