tgindex
گردآفریدِ‌‌ شعر

گردآفریدِ‌‌ شعر

Статистика
@mina_vaseghперсидский

آشفته‌ام، برای خودم حرف می‌زنم! مینا واثق هستم. http://t.me/BChatPlusBot?start=Mina

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
35
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
204
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
197
34 постов
Вовлечённость
96,6%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 35
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
161
1/48двое суток
184
1/72трое суток
198

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • Channel photo updated

  • 6 авг.123213

    شرمنده‌ام اگر که ز غم حرف می‌زنم آشفته‌ام برای خودم حرف می‌زنم #میناواثق

  • 5 авг.118142

    چشم‌هایت چه قدر گویا بود روز آخر که گریه می‌کردی چه نیازی به دوستت دارم! در ره عشق، واژه رهزن بود... #میناواثق

  • 2 авг.155171

    چرا هنوز در دلم نشسته‌ای...؟ برو من و تو هیچ کاره‌ی همیم #میناواثق

  • امشب از دور در کنار تو ام...

  • -دردمو زیاد می‌کنی مانولین... از من چی می‌خوای؟ بخت بدم رو؟ +خیله خب! تو می‌خوای بگی که به بخت بد اعتقاد داری؟ باشه! حالا منم اعتقاد دارم، خوبه؟ بخت بدتو می‌خوام... آره می‌‌خوام... از هیچی هم نمی‌ترسم! -تو خیلی جرئت داری مانولین! +من هیچی ندارم! هیچی! اما می‌خوام از تو بگیرم... می‌خوام با من قسمتش کنی... نه! نمی‌خوام قسمت کنی... همه‌ش مال من هر چی که بده مال من :) [پیرمرد و دریا]

  • فروغ فرخزاد را باید در کلیت کارنامه و مسیر تحول شعری‌اش سنجید، نه بر پایه‌ی چند شعر یا چند سطر جداافتاده. اهمیت او در شعر معاصر فارسی، حاصلِ ترکیبِ صداقت عاطفی، جسارت زبانی، تصویرسازی‌های تازه و تواناییِ تبدیل تجربه‌ی شخصی به مسئله‌ای انسانی و اجتماعی است. شعر فروغ، به‌ویژه در دوره‌ی پختگی، از اعتراف فردی فراتر می‌رود و به تأملی عمیق درباره‌ی تنهایی، عشق، مرگ، آزادی و وضعیت انسان بدل می‌شود. ارزش ادبی یک شاعر نیز تنها به بی‌نقص‌بودن همه‌ی آثارش وابسته نیست؛ بلکه به تأثیری مربوط است که بر زبان، نگاه و امکان‌های شعر می‌گذارد. فروغ از این منظر، یکی از چهره‌های تعیین‌کننده‌ی شعر نو فارسی است؛ شاعری که زبان زنانه و تجربه‌ی زیسته را به شکلی جدی وارد عرصه‌ی شعر کرد و در واپسین سروده‌هایش به بیانی فشرده، نمادین و اندیشمندانه رسید. شاید همه‌ی شعرهای او در یک سطح نباشند، اما جایگاه تاریخی و هنری‌اش در شعر معاصر، انکارشدنی نیست.

  • خون می‌چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من می‌کنم افشردن جان است #سایه

  • چه مهربان بودی ای یار، ای یگانه‌ترین یار چه مهربان بودی وقتی دروغ میگفتی #فروغ

  • و در شهادت یک شمع راز منوری است که آنرا آن آخرین و آن کشیده‌ترین شعله خوب میداند. #فروغ

  • و من چنان پرم که روی صدایم نماز میخوانند … #فروغ

  • من از کجا میآیم؟ من از کجا میآیم؟ که اینچنین به بوی شب آغشته‌ام؟ هنوز خاک مزارش تازه‌ست مزار آن دو دست سبز جوان را میگویم … #فروغ

  • چرا نگاه نکردم؟ تمام لحظه‌های سعادت میدانستند که دست‌های تو ویران خواهد شد و من نگاه نکردم تا آن زمان که پنجره‌ی ساعت گشوده‌شد و آن قناری غمگین چهار بار نواخت چهار بار نواخت #فروغ

  • چگونه میشود به آن کسی که میرود اینسان صبور، سنگین، سرگردان، فرمان ایست داد. چگونه میشود به مرد گفت که او زنده نیست، او هیچوقت زنده نبوده‌است. #فروغ

  • من سردم است. من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد‌. #فروغ

  • без подписи

  • هو دو شب در آفتابت شعله‌ور بودند می‌دیدم ز ژرفای وجودم باخبر بودند می‌دیدم چه می‌گفتند با من آن دو سیمرغ سیاه آیا که چون رودابه محو زال زر بودند می‌دیدم فراتر از کلام آیینه‌هایت روبه‌رو با من به فرجام تمنا رهسپر بودند می‌دیدم پر از خوف و خطر، ایمان و کفر، آیینه و خنجر حوالت‌گوی تاریخ بشر بودند می‌دیدم نمی‌دانم کجا بودم، چه می‌کردم، چه می‌گفتم! تمام لحظه‌هایم بال‌ و پر بودند می‌دیدم در آن معراج کوتاهی که دیشب داشتم با تو زمین و آسمان بیرون در بودند می‌دیدم نخستین بار بود آن‌گونه در من خیره می‌ماندی دو چشمت در دلم گرم سفر بودند می‌دیدم یکی بودیم بیرون از مدار ماه‌ و سال آنجا دقایق سایه‌های رهگذر بودند می‌دیدم کجا بودیم؟ آنجایی که وصلی هست بی فصلی زمستان و بهار آنجا اگر بودند می‌دیدم خدا گرم تماشا بود و آدم غرق حوّا بود ملائک فکر غوغایی دگر بودند می‌دیدم 🆔 @mirshekak

  • وطن کجاست؟

  • گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت...

  • نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد... #اخوان