tgindex
Mint
@mintmintmeперсидский

Main channel: @mintytedyishere

Последний пост
21 нояб.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
56
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
177
20 постов
Вовлечённость
316,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • ما موندیم و حوضمون

  • اومدم از چت جیپیتی کمک بگیرم بهم گفت نمیتونم بگم🙏

  • https://t.me/littlecrazy2007 از پشت بهش خنجر زدی، درست زمانی که حواسش به هیچجا نبود و داشت برای خریدهایی که کرده بود ذوق میکرد.

  • https://t.me/lostdreaminfo1 شاهرگش رو میزدی و قطره به قطره ی خونش رو جمع میکردی و با اون خون ترسش رو به تصویر میکشیدی و این بوم به عنوان یه شاهکار توی موزه به نمایش گذاشته شد اما هیچکس متوجه نشد این بوی بد در نزدیکی این بوم به چه دلیله.

  • https://t.me/corvoir اون رو به مکان مورد علاقش بردی، درست روی قله ی کوهستان توی سرد ترین ماه سال، برف بی‌مهابا میبارید و وقتی دست هاش رو باز کرد و با لبخند به منظره ی روبه روش نگاه کرد اون رو هل دادی، روی زمین قل میخورد و در اخر با ضربه ی محکمی به تخت سگ پایین کوه مغزش روی برف ها پاشید.

  • https://t.me/mermaidintheRed به اندازه ی کافی درد کشیده بود، هرچقدر هم که میخواستی خودت رو از اون جدا کنی باز هم روحت این رو قبول نمیکرد پس قرار نبود بیشتر از این بهش درد بدی، یه شلیک درست بین ابروهاش و تمام.

  • https://t.me/silvers_now هیچکس نفهمید چرا ولی اخرین صحنه ی رو به رو شدن تو با اون تیتر همه ی اخبار شد اونقدر اون رو با مشت و لگد زده بودی که هیچی از صورتش نمونده بود اما به طرز معجزه اسایی هنوز اشک از چشمهاش جاری بود

  • https://t.me/xckdjzxh نیمه ایی که گذر عمر رو حس میکرد اون بود و نیمه ایی که زندگی ابدی داره تو وجود اون همیشه باعث عصبانیتت میشد چون بهت یاداوری میکرد که چهره ی پیر شده ی تو چطوریه پس اون رو توی آتیش سوزوندی تا هیچ اثری از توی سالخورده به جا نمونه.

  • https://t.me/idonotcareaboutthelink قلب اون بود که همیشه اذیتت میکرد قلبی که پر از احساسات بود و باعث میشد هر دوی شما رو ضعیف بکنه پس با خنجری که داشتی روی بدنش افتادی و بارها به قلبش ضربه زدی تا زمانی که اخرین نفسش رو کشید.

  • https://t.me/narahopegirl بی رحمی اون نیمه همیشه روی اعصابت بود پس تصمیم داشتی به بی رحم ترین شکل ممکن اون رو بکشی. عشق سابقش رو درحالی که داشت شخص دیگه ایی رو میبوسید جلوی چشم‌هاش اوردی و دقیقا وقتی که به اون ها زل زده بود از پشت با ماشین بهش میزنی.

  • https://t.me/OmidCyruspi پشت پیانوی طلسم شده میشینی و اون رو هم به اتاق دعوت میکنی، اون فکر میکنه پیانوی طلسم شده هر دوی شمارو خواهد کشد اما فقط تو خبر داری که نوازنده زنده میمونه، شروع میکنی به نواختن و صدای پیانو کل اتاق رو میگیره، خیره به چشم های اون و میبینی که از چشمها و گوش هاش خون بیرون میزنه و جون میده.

  • https://t.me/meowmoin میدونی که توی حالت عادی توان انجام این کار رو با نیمه ی ضعیف ترت نداری اما همین ضعیف بودنش بوده که همیشه عصبانیت میکرده پس وقتی خوابه میری بالای سرش و براش عزاداری میکنی و در آخر گاز رو باز میکنی و از اتاق بیرون میای

  • https://t.me/my_meowh نمیتونی توی چشم‌هاش نگاه کنی اما چاقویی که توی دستته رو سفت گرفتی و بدنت میلرزه اما در نهایت چشم هات رو میبندی و چاقو رو درست توی قلبش فرو میاری

  • 21 нояб.40из mintytedyishere

    فوروارد کنید بگم اگر قرار بود به دو نفر تبدیل بشید و قاتل خودتون باشید نیمه‌ی دیگرتون رو چطوری به قتل میرسوندید.

  • https://t.me/theventme حس تنهایی وسط جمع.

  • видео или голосовое, без подписи

  • به هرحال ما برای زندگی به همه ی احساسات نیاز داریم

  • Done.

  • https://t.me/torang_mi حس پایان… وقتی دیگه هیچی برات اهمیت نداره.

Mint — tgindex