میرزانِوشتھ
Статистикаاز آن میرزابِنویسها منظور نیست ، میرزایش فرق میکند. در قد وقواره میرزا نیستی و الا میگفتم انتقاد و پیشنهاد داشتی در خدمتمو این آیدی رو میذاشتم برات @iman1214 حیف شد نیستی
- Последний пост
- 20 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 79
- 1/48двое суток
- 90
- 1/72трое суток
- 97
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تف بر این دنیا و اف بر ما که این حرامزادهترینْ، انتقام دو تن عمّال و حمّال به هلاکترسیدهی خویش را میخواهد بگیرد و ما هیچ! ما و انتقام؟! هیچ! هیچ و خاک کل عالم برسر ما که شب در اندیشه خونخواهی از آن بهترینِروزگارها به خواب نمیرویم و به همین امید صبح از خواب برنمیخیزیم! تف بر این دنیا و اف بر ما! میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
گروه فرهنگی هنری ماهو تقدیم میکند: 📜 سوگ خوانی عین 💠 عین مثل علی الاصول... 📆 زمان : از ۲۱ تیرماه ۱۴۰۵ در دو سانس ۱۷:۳۰ و ۱۹:۳۰ 📍 مکان: مشهد مقدس ، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲ ، سالن استاد نوری 🖥 رزرو از طریق سایت mahogroup.ir 📞 تلفن راهنما: 09934141570 @mahogroup
نمیخواهم سیلی آخر را بخورم! تا امروز فکر میکردم واقعیت را کامل پذیرفتهام و حال با صبری که خدا داده دارم پیش میروم! بلوکهای چندمتری که حرم را حصر کرده، عکس تابوتها، طراحی جایگاه وداع، نقشه مسیر وداع و سفر مقدماتی عراقچی و تصویرهای دیگر قلبم را فشار میدهد، سینهام را تنگ میکند. انگار واقعیت را از ذهنم دارند فرو میکنند به قلبم! اگرچه از همان اولها عزم مشهد ماندن داشتم برای آخرین دیدار، برای وداع، برای بدرقه ولی الان دلم میخواهد دور شوم! هم در روز و زمان دور شوم و هم در شهر و مکان! فکر میکردهام که واقعیت را پذیرفتهام! ولی حالا میترسم! نمیخواهم سیلی آخر را بخورم!! میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
ساعت نه و ده شب است و در حیاط حوزه هنری نشستهایم و نمیدانیم چه خاکی برسرمان باید بکنیم که یکهو چند صدای مرگ بر فلان از خانههای اطراف حوزه میآید! نمیدانیم یکهویی چه شده است که همه با هم شعار میدهند!؟ ده دقیقه یک ربع بعد ماشینها ریختهاند تو خیابون و بوق میزنند و صدا موسیقی را زیاد میکنند و میرقصند! تا آن جایی خیابان شلوغ میشود که دیگر ماشینها حرکت نمیکنند و سوارانش پیاده شده میرقصند!! نمیخواهم چیزی که آنها از اینترنشنال شنیدهاند را بپذیرم. واسه همین شروع میکنم به فیلمبرداری برای ساعت بعدی که همه این اخبار تکذیب میشود! ولی در بحثمان با بچههایی که آنجا هستند، گفتم مشکل ما خود آقای خامنهایست؛ او همیشه شهادتطلب بوده! همانجا به یاد حسین میافتم! میگویم به خودمان و آقای خامنهای و این قماشِ الانشاد کاری ندارم، ولی چطور برای شهادت تو فرحت به آل زیاد و آل مروان؟! ما که واسه پسرت تاب نداشتیم واسه تو چه کار کنیم؟! میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
без подписи
«السلام علی الحسین و علی علیبنالحسین و علی اولادالحسین و علی اصحابالحسین»
آتشبس شاید، ولی وداع با اسلحه؟ هرگز!
گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم ای عشق دلافروز دل من به تو گرم است
بله؛ در خلقت برابریم و از خدا میخواهیم که همه را بیامرزد، دور یا نزدیک از ما. از همهٔ آنها که رفتهاند درگذرد. غم از شادی پفیوزان بزدل عالم داریم که این همه خون با فریبهایشان ریختند. لکن فراموش نمیکنیم که در عهدمان برادرانی داشتیم، الحق و الانصاف مردانه ایستادند و دفاع کردند از عهد مقدس و نهایتا بدون داشتن باکی از مرگ، آن را به آغوش گرفتند. پدران و مادران آنان نیز داغدار فرزند و زن و فرزندانشان هم بیوه و یتیم شدند. البته الحمدوالمنه لله که عهدمان به کوری چشم دشمنان ذلیلشدهاش پابرجاست! ما فراموش نمیکنیم، شما هم نکنید! ما اگر برای مغفرت رفتگانتان فاتحه میفرستیم، امید خودمان شفاعت برادران شهیدمان است! میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
چون کار تدفین به پایان رسید، علی دست از خاک تکاند و رو کرد به پناه همیشگیاش که پیشتر از این داغدارش بود و بنای درد دل را چنین گذاشت: اى رسول خدا، از من و دخترت بر تو سلام باد كه در جوار تو آمد، و بهسرعت به تو ملحق شد. اى رسول حق، از دورى دختر برگزيدهات شكيبايىام كم شد، و طاقتم از دست رفت، جز آنكه مرا در فراق عظيم تو، و سنگينى مصيبتت جاى تسليت در مصيبت فاطمه است؛ زيرا من بودم كه با دست خود تو را در آغوش خاک جاى دادم، و سرت بر سينه من بود كه روح پاكت از قفس تن پريد. ما از خداييم و به خدا بازمىگرديم. راستى كه امانت بازگردانده شد، و گروگان دريافت گرديد. اما غصه من ابدى است، و شبم قرين بيدارى است تا زمانى كه خداوند براى من جايگاهى را كه تو در آن اقامت دارى اختيار كند. بهزودى دخترت از همدستى امت براى ستم بر او به تو خبر خواهد داد، در پرسيدن از او اصرار كن، و خبر اوضاع را از او بخواه، در حالى كه بين ما و تو فاصله زيادى نشده و زمانه از يادت خالى نگشته، اين همه ستم به ما شد. به هر دو نفر شما سلام باد؛ سلام وداعكننده، نه سلام رنجيدهخاطر دلتنگ. اگر از كنار مرقدت بروم نه از باب ملالت است، و اگر بمانم نه از جهت بدگمانى به آنچه خداوند به صابران وعده داده است. میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
گروه فرهنگی هنری ماهو تقدیم می کند: 🎭 تئاتر زخم 📜 روایتی تازه از غمی که هرگز کهنه نمی شود... 📆 زمان : از ۳۰ آبان ماه ۱۴۰۴ هجری شمسی 📍 مکان: مشهد مقدس ، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲ ، سالن استاد نوری 🖥 رزرو از طریق سایت mahogroup.ir 📞 تلفن راهنما: 09934141570 🌐 آدرس فضای مجازی https://zil.ink/mahogroup
انّا نموت و لایموت الحسین علیهالسلام!
خدایا! اگر هزار سال هم به من عمر بخشیدی، باز هم در گور تا به ابد، چشم و قلبم را از یورش و شورش مور و موش حفظ کن! چرا که لحظه مردنم خوب میدانم اگر عمر نوح را هم به من بخشیده باشی، آن طور که باید، برای حسینت گریه نکردهام! بگذار تا آخر دنیا این چشم خیس و این دل سوخته باشد! میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
گروه فرهنگی هنری ماهو تقدیم می کند: 📜 عین 🎭 جدیدترین اثر سوگ خوانی گروه ماهو 📆 تیر و مرداد ماه ۱۴۰۴ هجری شمسی / محرم و صفر ۱۴۴۷ هجری قمری ⏱ به زودی... 🔸عین مثل عباس...🔸 @mahogroup
آتشبس شاید، ولی وداع با اسلحه؟ هرگز!
امروز خیلی روز سختیه؛ هنوزم سختیهاش تموم نشده! ولی اگه بنا بود تو یه روز سختی تموم بشیم، ناامید بشیم، رها کنیم و از اون به بعدش زنده نمونیم، هیچ روزی سختتر از عاشورا برامون نبود! که لایوم کیومک یااباعبدالله! ولی ما از بعد عاشورا زنده موندیم! و حتی مرگ رو از عاشورا زندگیاش کردیم! دیگه اینها که هیچ است. میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
1. همه چی آرام است در ایران همه چی آرام است. هرچند وقت یکبار در مهمانی و بیآرتی و سرکار جهت خالی نبودن عریضه بحث ترامپ و تهدیدهایش نسبت به ایران میشود. خیلی تهدیدهایش در دل مردم محلی از اعراب ندارد؛ چون مابین بحثها میتوان چایی هورت کشید و به ادامه کارمان بپردازیم یا که از صندلیمان در بیآرتی بلند شویم و از آن پیاده شویم. ولی بحث سکه و دلار و بازی تراکتور و استقلال بینتیجه نمیماند. 2. اذانت را بگو آقاجان! به عربی از ماذنه چیزی میگوید. الله اکبر و اشهد و اینها نیست. با خدا کار دارد. ما هیچکداممان نمیدانیم چهاش شده است. میگوید از یکسری چیزها ناامید است. فکر نمیکنم چیز زیادی باشد؛ اهل زمین را میگوید! ولی به نظرم در کل ماذنه جای این حرفها نیست. 3. مردی که خنجر پوشیده است مردی که خنجر به کمرش بسته و چیزهایی غیرفارسی میگوید! از کلماتش فقط مسلمانانش را میفهمم. انگار دنبالش میگردد، گمش کرده! آدم اگر از یک چیزی دومیلیارد داشته باشد که دیگر گمش نمیکند. نه؛ دنبال چیزی نیست، از مسلمانان باناراحتی زمان یک برنامهای چیزی را میپرسد! 4. جیبیلی در پیج امام استوری و پروفایل و پستهای تصویری، همگی عکسهای انیمهشده شدن! امتیاز این مرحله را هیچکس از دست نمیدهد حتی پیج رسمی امام خمینی. 5. ترکشهای انفجار مهیب زنی با گریه و التهاب از انفجار دوری فیلم میگیرد. فیلم کوتاه است و دوربین هم میلغزد و غیرحرفهاست. کپشنهای ترجمه شده به فارسی نوشته است که آن چیزهایی که شبیه ترکش از آن انفجار دور اینور و آنور پرتاب میشود، اعضای بدن انسان است. انفجار از زن فیلمبردار دور است؛ از ما دورتر. 6. شرط اول نوشتن در نوشتن این متن در ورد ذهنم درگیر گرفتن همزمان Ctrl و Shft و 2 است که حتما نیمفاصلهها را هرطور شده درست بگذارم. بالاخره هرکسی از یک چیزی رنج میبرد، ذهنش درگیر میشود. در کل درگیری ذهن خیلی مهم است. *تصاویر اشاره شده میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
در حیاتم زیاد فرعون بودم، حلالم کنید
در همزمانی بهارنو و شبهای قدر، از خدا بهترینها را در تقدیر سال جدید برای شما میخواهم؛ سالی سرشار از سلامتی و برکت و تلاش و زندگی. سال نوتون مبارک!!☘✨ میرزا نوروز صفر چهار میرزانوشتہ 🆔 @mirzaiman
کم غم رو دلمون نشسته که از صبح این هوا هم ما رو گرفته و خیال ول کردن نداره. هی میگم پاشو خودتو جمع کن بابا! لایوم کیومک یا اباعبدالله! باز از اون طرف میگم خداروشکر به اندازه ۱۴۰۰ سال گَرد تاریخ رو شهادت سیدالشهدا نشسته. سید که از اولاد اولاد اولاد سیدالشهدا بود، شهادتش انقدر مچالهمون کرده، اگه سال ۶۱ خاکبرسر میموندیم و بعد سیدالشهدا زنده میموندیم چقدر داغون میشدیم! از یه طرف میگم چه سال سخت و سنگینی رو پشت سر گذروندیم، چه حاجت به این عمر داشتیم ما؟! از طرف دیگه میگم خوب شد تو این زمونه بودیم و زنده موندیم و چهارتا مرد تو این دنیا دیدیم ولی خب یا دهر اف لک من خلیل! انقدر محکم بود سید، انقدر محکم حرف میزد، کوه بود، کوه! تکیهگاه محکم همه بود. برا همینه که هیچکس نمیخواد باور کنه سید شهید شده، دیگه روح تو کالبد نداره، همه منتظرند امروز یهو سید ظاهر بشه و بگه من زندهام! حق هم داریم، رفتن کوه رو کی باور کرده؟ کی تخیل کرده که کوه یه روزی از پیشمون بره؟ خلاصه خدایا اگه یکم بهم ریختهایم به دل نگیر، عیبمون اینه که هیچ موقع فکر اینجاشو نمیکردیم! سید که دفن بشه، شاید باورمون بشه!