tgindex
ميزِ چوبى

ميزِ چوبى

Статистика
@mize_choobiперсидский

دلهامون يكى شد پشت ميز چوبى...همگام شديم با هم...همراه بشيد با ميز چوبى روزگارمون... 📜🖋نيكتا اعتمادى و نيكتا جمشيدى @mize_choobi

Последний пост
29 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
466
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
382
20 постов
Вовлечённость
82,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
104
1/48двое суток
119
1/72трое суток
128

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‏آن پاسخ‌های بی‌رحمانه را بیاد بیاور ‏تا دلتنگ نشوی #محمود_درویش @mize_choobi

  • من کسی که دوستش داشتم را رها کردم، اتفاقا آدم ساختن و ادامه دادن هستم؛ اما اگر قرار باشد همیشه در حال تلاش کردن برای این باشم که بگویم" من وجود دارم" ترجیح میدهم فراموش شوم. ‏#جورج _اورول @mize_choobi

  • 10 июл.2143из baycot

    ”تمام عمر دنبال شاهدی گشتی تا رنجت را باور کند، خودت مگر آن‌جا نبودی؟“ @baycot

  • در دلم آهسته می‌گرید کسی... #هوشنگ_ابتهاج @mize_choobi

  • ‏می‌بینی؟ طوری در رنج‌کشیدن ماهر شده‌ای، ‏که گاهی خودت هم زخم‌هایت را از یاد می‌بری. ‏و اما عزیزم دیدی؟ ‏دیشب هم صبح شد! ‏ #حمید_سلیمی @mize_choobi

  • هیچکس بازنگشته است نگاه کن هر کجا را می بینی رد پای رفتن است ... #محمد_شیرین_زاده @mize_choobi

  • 5 июн.3703из ghahveyeghajari

    انگار از هر چیزی یه ته مونده ای ازم مونده از صبرم حوصله‌ام ذوقم انگیزه ام توانم...🌱

  • من از خواب برگی ریحان آورده‌ام ریحان را به لبانم نزدیک می‌کنم صبح می‌شود کنار عطر ریحان زندگی را می‌بوسم و روز و پنجره را با مقداری از آفتاب که از کنار ابرها از آسمان می‌چکد ستایش می‌کنم من هنوز هستم #احمدرضا_احمدی @mize_choobi

  • ‏و کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت می‌رسد، از یاد نبری شانه‌ای در کار نیست و بهتر است بپذیری همیشه قرار است در آغوش باد گریه کنی؛ زیرا رنج تنهاست و رنجور تنهاتر #حمید_سلیمی @mize_choobi

  • کجا رها کنم این بارِ غم که بر دوش است ...! #فریدون_مشیری @mize_choobi

  • نه! هرگز شب را باور نکردم چرا که در فراسوهای دهلیزش به امیدِ دریچه‌ای دل بسته بودم #احمد_شاملو @mize_choobi

  • 7 февр.4402из RoshanakAramesh3

    هنوز با همه دردم امید درمان است که آخری بود آخر شبان یلدا را #سعدی

  • ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم #سعدی @mize_choobi

  • باغ بی برگی خنده‌اش خونی است اشک آميز. جاودان بر اسبِ يال افشانِ زردش می‌چمد در آن پادشاه فصل‌ها، پاييز. #مهدی_اخوان‌ثالث @mize_choobi

  • 11 дек.4778из baycot

    ‏دلتنگی طولانی آدم رو عوض میکنه، بی حوصله و بد خلق و حواس پرت و... میکنه، یهو به خودت میای میبینی دیگه خودتم نمیدونی اومدن اون چیز یا کسی که منتظرش بودی حالتو خوب میکنه یا نه، آدما رو تو دلتنگی نذارين، یهو برمیگردین میبینین هیچی سر جاش نیست مخصوصا خود اون شخص. @baycot ✅

  • نهایت دل شکستگی هم اونجایی که #محمود_درویش می‌نویسه: شاید برای تو چیز مهمی نبود، اما قلبِ من بود.. @mize_choobi

  • سخن گفتن با تو برایم پناه بود. #امیلی_دیکنسون @mize_choobi

  • 9 нояб.48011из baycot

    به نظرم همه آدم ها ی بار باید تا تهش برن؛ تا ته اون چیزی که خیلی بهش اصرار دارن برن و تا جون دارن براش بجنگن! اونقدر که خسته و زخمی برگردن مهم نیست که ته ش برنده شن یا بازنده مهم اینه که تهشو دیدن. کسی که تهشو دیده دیگه از هیچی نمیترسه. مدیون دلش نیست که شاید میشد. @baycot ✅

  • 4 нояб.4824из baycot

    آدمی که شنیده نشه بلندتر حرف میزنه، آدمی که درک نشه دیگه حرفی نمیزنه. @baycot ✅

  • پاییز، ای سرود خیال‌انگیز پاییز، ای ترانه‌ی محنت‌بار پاییز، ای تبسم افسرده بر چهره طبیعت افسونکار #فروغ_فرخزاد @mize_choobi