مناظرات و کنفرانس
Статистикаاین کانال متعلق به گروه جمهوری لائیسیته ایران میباشد لینک عضویت در گروه: https://t.me/cvgfdsi
- Последний пост
- 3 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✍دعوت عمومی از جمهوری خواهان 💢گروه جمهوری خواهان لائیک ایران دعوت میکند، از فعالان سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و مدنی. 💯در شرایطی که جامعه با چالشهای گوناگون روبهروست، بیش از هر زمان دیگری نیاز به گفتوگو، همدلی، و همکاری میان نیروهای دلسوز و مسئولیتپذیر احساس میشود. آیندهای بهتر تنها زمانی ساخته میشود که افراد با وجود تفاوت دیدگاهها، بر اصول مشترک انسانی، احترام متقابل، و منافع عمومی تکیه کنند. ما بر این باوریم که پیشرفت جامعه از مسیر مشارکت آگاهانه، گفتوگوی سازنده، و پرهیز از تفرقه میگذرد. هر جریان فکری و اجتماعی که به کرامت انسان، آزادی اندیشه، عدالت، و حقوق شهروندی پایبند باشد، میتواند در تقویت امید سیاسی،اجتماعیو مدنی کاهش فاصلهها نقش داشته باشد. از همه فعالان فکری، سیاسی، اجتماعی و مدنی جمهوری خواهان دعوت میشود که با کنار گذاشتن اختلافات فرساینده، بر نقاط مشترک تمرکز کنند و برای گسترش آگاهی، مسئولیتپذیری، و همبستگی سیاسی بکوشند. مسیر تغییر پایدار، از اتحاد بر سر اصول انسانی و رفتار مدنی میگذرد، نه از حذف و تقابل. https://t.me/cvgfdsi جمهوری خواهان محترم در نشر این بیانیه کوشا باشید 🙏
📚☕هر روز یک جرعه کتاب بنوشیم؛ 👓 برای یک نگاهِ تازه 🌱 برای آرامشِ ذهن. 🧐این کانال مخصوص شماست؛ اهل فکر و کتاب و همه کسانی که می خواهند لحظه ای مکث کنند. لینک کانالمون. https://t.me/ketabkhanekheradqraian
کاش تقویم1401و 1404 آبان/دی نداشت.. 💔🖤🏴
اگر تمام ادیان و مذاهب را یکجا جمع کنید ، از متن این آهنگ بهتر و کاملتر برای بشریت نمیتوانند دستاوردی داشته باشند ببینید و بشنوید و لذت ببرید ..👌🏼 #کانال_تفکر_انقلاب لینک عضویت 👇 https://t.me/vcxzsnm
موضوع: در ایران پس از براندازی، جایگاه دین چگونه تعریف خواهد شد؟ آیا شاهد نوعی رنسانس مذهبی و بازگشت نواندیشانه به ایمان خواهیم بود، یا مذهب به عرصهی خصوصی رانده شده و از حیات اجتماعی و سیاسی کنار خواهد رفت؟ چشمانداز شما از آیندهی ایران در این زمینه چیست؟ استاد مهمان: محمد مهدی قربانیان ( نویسنده ، تاریخ پژوه ، استاد حوزه )
جمهوری ما بر پایه آزادی و اراده مردم استوار است، نه بر تاج و تخت ((جورج واشنگتن)) دعوت شدید به گفتمان موضوع: در ایران پس از براندازی، جایگاه دین چگونه تعریف خواهد شد؟ آیا شاهد نوعی رنسانس مذهبی و بازگشت نواندیشانه به ایمان خواهیم بود، یا مذهب به عرصهی خصوصی رانده شده و از حیات اجتماعی و سیاسی کنار خواهد رفت؟ چشمانداز شما از آیندهی ایران در این زمینه چیست؟ استاد مهمان: محمد مهدی قربانیان ( نویسنده ، تاریخ پژوه ، استاد حوزه ) (@Mohammadmahdighorbanian1) با مدیریت: Resting in peace گروه جمهوری لائیسیة ایرانی https://t.me/+BdcbYpYA4ks3MWFk
جمهوری ما بر پایه آزادی و اراده مردم استوار است، نه بر تاج و تخت ((جورج واشنگتن)) دعوت میشود به گفتمان موضوع جلسه: طراحی ایران فردا مهمان جلسه: جناب #اسمعیل @mashesmall فعال سیاسی • مجری و ناظر جلسه: Resting in peace تاریخ: پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۴ زمان: ۲۲ شب به وقت ایران
جمهوری ما بر پایه آزادی و اراده مردم استوار است، نه بر تاج و تخت ((جورج واشنگتن)) دعوت میشود به گفتمان موضوع جلسه: طراحی ایران فردا مهمان جلسه: جناب #اسمعیل @mashesmall فعال سیاسی • مجری و ناظر جلسه: Resting in peace تاریخ: پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۴ زمان: ۲۲ به وقت ایران گفتمان به صورت ویسکال انجام خواهد شد https://t.me/+BdcbYpYA4ks3MWFk
بجز شاه و شیخ که غارتگرند، بنی آدم اعضای یک پیکرند. «جمهوری ما بر پایه آزادی و اراده مردم استوار است، نه بر تاج و تخت» — جورج واشنگتن 🟢 #دعوت_به_جلسه_تخصصی_سیاسی 🔹 موضوع: آینده جمهوری اسلامی ایران چگونه رقم خواهد خورد؟ تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیش رو چیست؟ چه بحرانهایی در راه است و چه تغییراتی باید انتظار داشت؟ 👤 میهمان ویژه: #جناب_آقای_نیما_بهرامی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر و سیاست بینالملل - دانشگاه گلاسگو ناظر و مجری جلسه : #ვზსταn_βαβακ 📅 زمان: جمعه ۱۴۰۴/۷/۱۱ ⏰ ساعت: ۲۲:۰۰ به وقت ایران ✅ گفتمان به صورت ویسکال (گروه صوتی) برگزار میشود. 💬 سوالات خود را در گروه ارسال کنید و حضور فعال داشته باشید. ایران امروز در آستانه تغییر است؛ آینده ایران در دستان مردم ایران! با هم درباره چشمانداز تحول صحبت کنیم و به نقشهای برای فردایی بهتر برسیم. #گروه_جمهوری_لائیسیته_ایران #لینک_عضویت_در_گروه 👇👇 https://t.me/cvgfdsi
🇮🇷 آینده ایران در پیچ تاریخی 🇮🇷 بجز شاه و شیخ که غارتگرند، بنی آدم اعضای یک پیکرند. «جمهوری ما بر پایه آزادی و اراده مردم استوار است، نه بر تاج و تخت» — جورج واشنگتن 🟢 #دعوت_به_جلسه_تخصصی_سیاسی 🔹 موضوع: آینده جمهوری اسلامی ایران چگونه رقم خواهد خورد؟ تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پیش رو چیست؟ چه بحرانهایی در راه است و چه تغییراتی باید انتظار داشت؟ 👤 میهمان ویژه: #جناب_آقای_نیما_بهرامی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر و سیاست بینالملل - دانشگاه گلاسگو ناظر و مجری جلسه : #ვზსταn_βαβακ 📅 زمان: جمعه ۱۴۰۴/۷/۱۱ ⏰ ساعت: ۲۲:۰۰ به وقت ایران ✅ گفتمان به صورت ویسکال (گروه صوتی) برگزار میشود. 💬 سوالات خود را در گروه ارسال کنید و حضور فعال داشته باشید. ایران امروز در آستانه تغییر است؛ آینده ایران در دستان مردم ایران! با هم درباره چشمانداز تحول صحبت کنیم و به نقشهای برای فردایی بهتر برسیم. #گروه_جمهوری_لائیسیته_ایران #لینک_عضویت_در_گروه 👇👇 https://t.me/cvgfdsi
مناظرات و کنفرانس pinned a photo
مناظرات و کنفرانس pinned a photo
و چنین بود سرگذشت قیامملی بیست و هشت امرداد کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ راه آزادی ایران و مسیر رفاه و سعادت این ملت را بست و به حاکمیت ملی که میتوانست منشا همه پیروزیها و نیکبختیهای مردم این سرزمین باشد پایان داد کودتایی که در سال ۳۲ بذرش توسط آمریکا و خاندان پهلوی کاشته شد، در سال ۵۷ جوانه زد و میوه کریه و تلخ آن امروزه کام آمریکا و کل جهان را تلخ کرده است
۲۸ مرداد، #کودتا یا #قیامملی؟ (۱۴) Reference 1) Langley, Virginia 2) 307. Record of Meeting in the Central Intelligence Agency 3) 260. Telegram From the Station in Iran to the Central Intelligence Agency 4) 261. Telegram From the Embassy in Iran to the Department of State 5) 263. Telegram From the Station in Iran to the Central Intelligence Agency 6) 307. Record of Meeting in the Central Intelligence Agenc 7) 269. Telegram From the Station in Iran [text not declassified] ۸) زیرنویس همان 9) 267. Telegram From the Embassy in Iran to the Department of State گزارش ماتیسُن در همان روز ۲۵ مرداد گواه بر اینست که ریاحی در دیدار با ژنرال مککلور، درخواست او را برای بازداشت مصدق رد کرده و کودتا را کوشش گروه اندکی از افسران خوانده است. برپایه گزارش مککلور، ریاحی فرمانهای شاه را منکر نشده هرچند به ژنرال آمریکایی گفته که ایران و مردمش، جایگاهی برتر از شاه یا هر دولتی دارند و ارتش، ازآن مردم است 10) 264. Telegram From the Station in Iran to the Central Intelligence Agency 11) 265. Telegram From the Central Intelligence Agency [text not declassified] 12) 272. Telegram From the Central Intelligence Agency [text not declassified] 13) Burton Burry 14) 271. Telegram From the Embassy in Iraq to the Department of Stat 15) 271. Telegram From the Embassy in Iraq to the Department of Stat 16) 272. Telegram From the Central Intelligence Agency [text not declassified] 17) 273. Telegram From the Station in Iran to the Central Intelligence Agency 18) 274. Memorandum Prepared in the Directorate of Plans, Central Intelligence Agency 19) 277. Telegram From the Central Intelligence Agency [text not declassified] ۲۰) متن این بیانیه را ستاد سیا در همان تلگرام یادشده گنجانده بود و به رم فرستاده بود ۲۱) پیش از رویدادهای ۹ اسفند ۱۳۳۱، شاه و مصدق در چند زمینه به تفاهم رسیده بودند که یکی ازآن ها فروش تدریجی املاکسلطنتی از سوی شاه بود 22) 279. Telegram From the Embassy in Italy to the Department of State 23) Clare Boothe Luce 24) 278. Telegram From the Central Intelligence Agency to the Station in Iran ۲۵) بخشی از گزارش روزولت در همان نشست در ستاد سیا است ۲۶) به یادداشتهای دکتر امینی در برگ ۶۰۹ جلد یکم سوداگری با تاریخ بنگرید ۲۷) در این باره دکتر محمد امینی با نخستین گزارش دهنده این دیدار گفت و گو کرده و اسنادی را نیز از روزنامههای ایتالیا یافتهاند که در جلد دوم سوداگری با تاریخ که در دست انتشار است، به آگاهی همگان خواهند رساند 28) 289. Telegram From the Station in Iran to the Central Intelligence Agency 29) 289. Telegram From the Station in Iran to the Central Intelligence Agency 30) 289. Telegram From the Station in Iran to the Central Intelligence Agency 31) 292. Telegram From the Central Intelligence Agency to the Station in Iran 32) 293. Telegram From the Central Intelligence Agency [text not declassified] 33) Special Assistant for Counterinsurgency and Special Activities ۳۴) ویلبر، اسناد سازمان سیا، برگ ۸۴، با ویرایش دکتر محمد امینی ۳۵) پروژه تاریخ شفاهی ایران، دانشگاه هاروارد، مصاحبه ضیاصدقی با ارتشبد حسنتوفانیان، ۹ می ۱۹۵۸، رونویس نوار ۲، برگهای ۱۵ و ۱۶ ۳۶) زاهدی، اردشیر، خاطرات اردشیر زاهدی، جلد یکم، برگ ۱۵۲ ۳۷) چرا مصدق فرمان برکناری خود را نادیده گرفت؟ - مستند سقوط - رادیو فردا ۳۸) زاهدی، همان، برگهای ۱۴۳ و ۱۴۴ ۳۹) به یادداشتهای دکتر امینی درباره جلالی در جلد یکم سوداگری با تاریخ بنگرید ⇐ تمام مستندات این مقاله در کتاب Foreign Relations of the United States آمده است | (لینک خرید کتاب با قیمت $۱۳۸)
۲۸ مرداد، #کودتا یا #قیامملی؟ (۱۳) از ساعت ۱۰ بامداد، ما به پیامد رویدادها بسیار امیدوار شدیم ۲٦ خط که دربرگیرندهی پاره ای نام ها است هنوز فاش نشده و سپس او سپهبد آینده هدایت الله گیلانشاه را بردیم در جایی که زاهدی پنهان بود و به سفارت بسیار نزدیک، درخانهی یکی از آدم های ما هاوارد "راکی" استون. او در زیرزمین آن خانه بود و ما این دونفر را کنارهم نهادیم و گفتیم: "آقایان چنین می نماید که شما باید به زودی دست به کار شوید. با یک دیگر گفت و گو کنید و ببینید بهترین برنامهی کار چیست." و این نزدیک به نیمروز بود و چیزی که ما را نگران می کرد این بود که این بارهم مانند دیگر تظاهرات ایرانی، آن ها که درخیابان هستند بروند برای ناهار و چُرت پس از نیمروز، زیرا این رسم شان بود!... ما هنوز خویشتن باوری نیرومندی نداشتیم تا خبر رسید که گروه گسترده ای به سوی رادیو تهران روان اند. راه را ارتشیان بسته بودند و به ماشین ها راه نمی دادند هرچند با جمعیّت همکاری می کردند... رادیو تهران تا ساعت دو پس نیمروز در گرماگرم این رویدادها دربارهی نرخ پنبه برنامه داشت و به یکباره از آن زمان موسیقی آغاز شد... و از ساعت دو نیم، رادیو خاموش شد و ما راهی برای رساندن خود به رادیو نداشتیم هرچند همه چیز امیدبخش می نمود... من به سفارت بازگشتم و نزدیک ساعت سه و نیم بود که رادیو دوباره با پشتیبانی سرمستانه از زاهدی زنده شد... اندکی پس ازآن من به خانه ای که زاهدی در زیرزمین آن پنهان بود رفتم و دیدم که زاهدی با زیرپیراهنی و شلوار خانگی همراه با گیلانشاه که او هم یک پیراهن کهنهی چرکین ورزشی و شلواری پاره در تن داشت، ناهار می خوردند. زاهدی یونیفورمش را در کنارش داشت و من گفتم: "آقایان، زمان کار فرا رسیده، شما باید بیرون به خیابان بروید و رهبری را دست بگیرید. رادیو هم دردست ما است. شوربختانه باطری رادیویی که ما به آن داده بودیم تمام شده بود و آن ها نمی دانستند که رادیو تهران در دست ما است. آن ها گفتند: "چشم، ولی این کار را چگونه انجام دهیم؟" من گفتم: "کاری که خواهیم کرد چنین است: گیلانشاه را با یکی از ماشین های نمره سفید غیر دیپلماتیک می فرستیم و ما می چرخیم تا یک تانک یا کامیونی از سربازان هوادار شاه را بیابیم و سپس گیلانشاه پیاده خواهد شد و آن تانک و اگر نبود آن کامیون سربازان را با خودهمراه کرده و با ژنرال زاهدی در نبش خیابانی در ساعت چهار و سی دقیقه دیدار خواهد کرد. ما زاهدی را در یک جبپ سربسته با نمرهی سفید به آن خیابان خواهیم رساند. از آن جا شما به رادیو خواهید رفت و ژنرال زاهدی پیام خود را از رادیو زنده با مردم درمیان خواهد نهاد. از آن پس همه چیز در دست شما است." گفتند: "بسیار خوب". بازهم بگو مگو درگرفت. گیلانشاه در این اندیشه بود که یک سر به ستاد ارتش بروند. من این پیشنهاد را وتو کردم #پایان
۲۸ مرداد، #کودتا یا #قیامملی؟ (۱۲) و اینک یکی از شاهبرگهای گزارش: بنابراین شد که در روز چهارشبنه یک گردهمایی بزرگ را برپایه ارزشهای مذهبی سازمان دهیم و از همه افسران و سربازان وفادار و مردم ایران بخواهیم که پیرامون دین و تاج گرد آیند. نیک بنگرید که کسانی میگویند و مینویسند که رویدادهای روز ۲۸ مرداد، خودجوش و خود برانگیخته بوده و فرمانده آمریکایی کودتا، به نشست سیا گزارش میدهد که در شامگاه بیست و ششم مرداد، شورای جنگی به سفارش او، روز چهارشنبه یا ۲۸ مرداد را برای رزمآرایی نهایی با مصدق برگزیده است ناگفته پیداست که سازماندهیهای ماههای گذشته و به ویژه آنچه در این ستاد فراهم شده بود، مانند کاریکاتورها، نوشتارها و چیزهای دیگر، کارآیی انباشندهای داشتند ... به هرروی تا آن هنگام که ما با ناکامیها و درنگهای زیادی در این کارزار روبه رو بودیم، به راستی چنین مینمود که اینبار به پایان لعنتی کار بسیار نزدیک شده ایم. ما گفتیم: خوب اگر ملاها تا روز آدینه کاری نمیتوانند بکنند، پس نمیتوانند بکنند و این بسیار بد است، هرچند ما باید تظاهراتی در روز چهارشنبه داشته باشیم. ما نمیتوانیم اجازه دهیم که این کار از نزد ما رانده شود که اگرشد، چه بسا برای همیشه رانده خواهد شد {والر در این جا پرسشی می کند که در متن فاش نشده. از پاسخ روزولت میتوان دریافت که پرسش او درباره آن سه پیامی است که از جمله برای هنگ کرمانشاه و لشکر اصفهان فرستاده شد} روزولت: آری آنها اردشیر زاهدی، سرهنگ فرزانگان و دو مأمور سیا رفتند هرچند آن سپاهیان تا پس از این که کارها به انجام رسیده بود به تهران نیامدند اما کارشان سودمند بود زیرا در یکجا که هواداری بسیار نیرومندی از مصدق وجود میداشت، همدان بود و آن سربازان درست درهنگامیکه حزب ایران و حزبتوده در خیابانها بودند به همدان رسیدند و آنها را به شدت زدند و به سوراخهایشان فراری دادند و سپس به تهران آمدند. ستاد ارتش دراین باره بسیار در شگفت بود و دولتیان در همدان هم از این رویداد گیج شدند. برای آنها روشن نبود که چرا افسری از کرمانشاه به آنجا آمده و به گرفتاری آنها پایان داده است. این نخستین خبر خوش روز چهارشنبه بود سپس پیرامون ساعت ۹ بامداد، که من گمان میکنم برای تظاهرات خیلی زود باشد، چنین نیست؟ والر: بسیار زود است. روزولت: خدارا شکر که خبر رسید که از حدود ساعت ۹ جمعیتی در بازار گردآمده وسپس دفتر حزب ایران را تکه پاره کردند و سپس سراغ دفتر باختر امروز رفتند و من گمان میکنم این کار نام فاش نشده، هرچند می دانیم رهبری این بخش از کارزار با علیجلالی بود ویلبر: من تعجب می کنم زیرا یکی از گزارشهایی که ما دریافت کردیم این بود که غوغا به رهبری کسانی از زورخانه و نامها فاش نشده آغازشده بود روزولت: ما نمیدانیم. با گذشت زمان آگاه خواهیم شد هرچند هنگامیکه از آماجهای آنها آگاه شدیم، دانستیم که کار علی جلالی است و آنها سراغ باختر امروز که یکی از زهرآگینترین روزنامههای سخت هوادار مصدق و ضد آمریکایی بود رفتند، به راستی آنجا را ویران ساختند و پلیس به روی آنها تیراندازی نمیکرد. پس کارها به جریان افتاد و گمان میکنم ساعت ۱۰ بود که گروهی از اوباش به سوی خانه مصدق راهی شدند. آنجا بود که خونریزی آغاز شد زیرا سربازان درآن هنگام از چند و چون کار بیخبر بودند به ویژه گارد نگهبان مصدق، و این است به روی شورشیان آتش گشودند. آنها از دستور پیروی میکردند و از اینرو آتش گشودند و گمان میکنم بیشتر کشته شدنها در آنجا بود. در رادیو و در روزنامهها درباره شمار کشتهشدگان تا جایی که ما میدانیم گزافهگویی شده، همچنین درباره میزان درگیری پیرامون خانهی مصدق ... هرچند خانه مصدق غارت و ویران شد و اندکی دیرتر صدای خمپاره میآمد که گویا برخی از سربازان برای تفریح به خانه مصدق خمپاره باریدند ... #ادامهدارد 👇
۲۸ مرداد، #کودتا یا #قیامملی؟ (۱۱) بازگردیم به گزارش نشست از زبان کرمیت روزولت: دوشنبه بیشتر زمان به پخش نسخههای فرمان گذشت، که بیش از اندازه کارساز بود، به ویژه در میان ارتشیان. کوشش دیگر {آن روز} پخش آگاهیهای تازه از سوی زاهدی بود. بیانیه تازهای فراهم شد که ما برای چاپ آنها در روزنامهها کوشش کردیم ... کار شگفتآوری بود و من نمیدانم که چگونه چنین کردند، اما همه {روزنامهها} فرمان را چاپ کردند و آن مصاحبه ساختگی با زاهدی را هم چاپ کردند و یکروز پس از آن، مصاحبه راستینی را با او چاپ کردند مصاحبه ساختگی فضلاللهزاهدی، به خامه یکی از تواناترین روزنامهنگاران وابسته به سیا در ایران، علیجلالی بود. افزون براسنادی که در دست است، این را خود جلالی نزدیک به بیست و پنج سال پیش به من گفت و دوتن دیگر که یکی از آن ها هنوز زنده است، در این دیدار و گفت و گو شرکت داشتند.(۳۹) روزنامههای شاهد مظفر بقایی و داد عمیدینوری، این مصاحبه ساختگی را چاپ کردند. اینک دنبالهی گزارش نشست: بازهم فرمانهارا عکسبرداری و پخش کردند و {روزنامه ها} همچنان به مصدق میتاختند. اگرچه تا امروز صورت حسابی برای ما نفرستادهاند. گفتگوهای بیشتری میان مککلور و ریاحی شد و مککلور براین باور بود که بهترین راهکار این است که با ریاحی بسازیم و او مصدق را براندازد ... دوشنبه شب، برای من شبی کنجکاوانه بود. ما یک نشست بزرگ #شورایجنگی (در متن گزارش Council of War} در یکی از خانههای درون سفارت داشتیم که زاهدی {نامهای دیگر دراین جا فاش نشدهاند} و من را دربر میگرفت افزون بر زاهدی و روزولت، نام ایرانیان شرکتکننده در شورای جنگی که در این جا فاش نشده، چنین است عبارت بودند از: سرلشکر گیلانشاه - سه برادر رشیدیان - و سرهنگ فرزانگان ما این آدمها را در کف ماشینها و جیپهای سربسته میآوردیم و میبردیم و شگفت اینکه یکبار هم ماشینها را در هنگام رفتن از یا آمدن به سفارت بازرسی نکردند. بیافزایم که ترافیک {آمد و رفت از سفارت} سنگین بود، صدها ماشین میآمدند و میرفتند. در حالیکه شورای جنگی بکار خود میپرداخت، من باید گاه آن را ترک میکردم تا با سفیر هندرسُن {که پاسی پس نیمروز دوشنبه از بیروت بازگشته بود} دیدار کنم و یک بار ژنرال مک کلور در برابر دفتر سفیر نشسته و نگران از دیدار {سه شنبه شب} سفیر هندرسُن با مصدق و دیدارها و گفتگوهای پیشین خود با ریاحی بود. به من گفت: ما باید به نخست وزیر اطمینان دهیم که کسی را در داخل سفارت پناه ندادهایم و من پاسخ میدادم که به ایشان اطمینان دهید... هندرسن نیک آگاه بود که چه میگذرد. او پس از ماجرا به من گفت تو آنچه را بایسته بود انجام دادی، باید به آنها میگفتی که کسی در سفارت پناه نجسته و سپس باید کار خود را میکردی. گمان نمیکنم مککلور از کار ما آگاهی داشت اینک به بخش پایانی برنامه ریزی قیامملی از شامگاه ۲۶ مرداد به این سوی میرسیم: روزولت: تصمیم نهایی سرانجام در آن شب دوشنبه ۲۶ مرداد گرفته شد. یک نمونه گفتگوی ایرانی بود! گفتگو در پیرامون نقشه بیش از چهار ساعت به درازا کشید. به من احساس گناهی دست نمی داد که به این نشست بروم یا بیرون آیم. گاه و بیگاه نیز هندرسن را در جریان می گذاردم و سرانجام آشکار بود کسی در این میانه باید تصمیم بگیرد و این است که تصمیم براین شد که ما دست خود را در روز چهارشنبه ۲۸ مرداد، آشکار خواهیم کرد. برآن شدیم که سه پیام بیرون از تهران بفرستیم و کارهای خود را درتهران نیز زورآورتر کنیم. واین سه پیام چنین بودند سه خط در این جا هم چنان محرمانه اند برای فرستادن این پیامها، سرهنگ فرزانگان همراه با جرالد تاون، افسر گارد ملی که بخشی از تیم سیا بود برای دیدار با سرهنگ بختیار به کرمانشاه رفت و اردشیر زاهدی همراه با ناخدا کَرُل راهی اصفهان شدند. اردشیر زاهدی این سفر را ناشی از ابتکار خود میداند و مینویسد که پدرش هم از این کار آگاه نبوده است. روزولت نادرستی این سخن اردشیر زاهدی را در این گزارش آشکار میکند: سپس ما به یک پشتیبانی نظامی بیرون از تهران نیاز داشتیم و چنین مینمود که بهترین گزینه ما یکی هنگ کرمانشاه زیر سرپرستی سرهنگ بختیار بود و دیگری لشکر اصفهان زیر سرپرستی سرلشکر محمود دولو #ادامهدارد 👇
۲۸ مرداد، #کودتا یا #قیامملی؟ (۱۰) به رشته گسسته گزارش نشست CIA بازگردیم ما فورا برای نوشتن یک بیانیه از سوی زاهدی برای روزنامهها و مردم ایران دست به کار شدیم. {توضیح نگارنده، اینهم از نشانههای قیامملی است که بیانیه نخستوزیر آنرا در پایگاه سیا در سفارت ایالات متحده آمریکا بنویسند!} او خبرنگاران خارجی را دیده بود. اینک باید با مردمش سخن می گفت و ما بسیار هیجان زده بودیم. ما در درازای پس از نیمروز دیکته میکردیم {سه خط و نیم در این جا هنوز فاش نشدهاند} ما از توانایی چاپ فارسی در سفارت برخوردار نبودیم، دستگاه چاپ داشتیم، اما حروف {فارسی} چیده نشدهبود و نمیخواستیم یک حروف چین بومی {=ایرانی} را به سفارت بیاوریم که مبادا راز رو شود. ما از {نام آشکار نشده} خواستیم که بیانیه را به فارسی تایپ کند. او ۱۰ نسخه تایپ کرد. ما آنها را شتابان نزد زاهدی بردیم و او امضا کرد و به ما بازگرداند و سپس آنها را درمیان خبرنگاران خارجی، پارهای از روزنامههای ایرانی که در دسترس بودند و تنی از افسران ارتش پخش کردیم. هنگامیکه از اینکار فارغ شدیم، دیگر برای چاپ آنها در روزنامههای بامدادی دیر بود {پنج خط و نیم فاش نشدهاند} این بیانیه در بامداد دوشنبه {۲٦ مرداد} بیرون آمد. {در اینجا پرسش و پاسخهای ویزنر و روزولت در چند خط هنوز محرمانهاند} روزولت: یک نشانه امیدوار کننده دیگر هم در شامگاه یکشنبه روی داد. تودهایها آغاز به راهپیمایی کرده و شعار میدادند مرگ بر شاه. ارتشی ها بی آن که دستوری داشته باشند، بیرحمانه آنها را زدند و چندین کامیون از تودهایهای کتکخورده و خونین پر کردند و بردند. اگرچه دستوری برای این کار نداشتند، این کار خودجوش به ما امید فراوانی داد و از اینرو شامگاه یکشنبه به سیاهی بامداد آن روز نبود. اینک چیزی که ما را نگران میکرد، امنیت مأموران و همکاران ما در این کارزار بود. زاهدی را نمیتوانستیم مأمور (agent) بخوانیم، اما او همکار {یا متحد} به شمار میآمد و ما نسبت به او مسئولیت داشتیم. ما بسیار بیمناک بودیم که هر آینه او دستگیر شود، همه ماجرا بهم خواهد ریخت و از این رو، ما این ریسک را کردیم که آدمهای اصلی را در خانههای آمریکاییان پنهان کنیم. ما چند تنی را در خانههایی که در داخل سفارت داشتیم و خانه یکی از کارکنان ما جادادیم، اگرچه بیشتر آنها در خانههای بیرون از سفارت بودند. این کار به دو انگیزه بود، یکی این که به آنها پناه بدهیم و دیگر اینکه بتوانیم آنها را ببینیم. زیرا اگر در خانههایی میبودند در کویهایی که آمریکاییها هرگز به آن جا رفت و آمد نداشتند، دیدار با آنها ناشدنی بود و برای به انجام رساندن این برنامه (=براندازی مصدق) ما باید در تماس بیگسست با آنها میبودیم ویزنر: آن #غار معروفی که زاهدی درآن پنهان شده، کجا بود؟ روزولت: تا آنجا که من میدانم، این ماجرا افسانهای است. زاهدی از بامداد دوشنبه در دست ما بود. او جایی برای خودش در یکشنبه شب یافت و او را بامداد دوشنبه نزد ما آوردند از داستان پنهان بودن و در زیرزمین یا غاری زیستن زاهدی، چندین روایت است. خود او گفته که که یک شنبه شب ۲۵ مرداد را در خانه میراشرافی پنهان بوده و فرزندش در یادنامهاش مینویسد که پدرش را که چندی در پناه #کاشانی، رئیسمجلس، در ساختمان مجلس بست نشسته بود، پس از آزاد شدن، اول بردیم منزل عمهام ... چند روزی هم در منزل جواد حمزوی ... بعدا رفت به خانه رضا کینژاد و چند روز بعد او را بردیم به منزل مصطفیمقدم ... گمان میکنم آیتالله کاشانی سفارش کرده بود ... از آن پس {دهم مرداد} پدرم در باغ مصطفی مقدم در سلطنتآباد شمیران منزل گزید (۳۸) اردشیر زاهدی هرگز از تحویلگرفتن پدرش از سوی ستاد سیا در بامداد دوشنبه، ۲٦ مرداد، سخنی نمیگوید #ادامهدارد 👇
۲۸ مرداد، #کودتا یا #قیامملی؟ (۹) زاهدیها، پدر و پسر، دلیری زیادی در در ازای این ماجرا از خود نشان دادند. از اینرو بر آن شدیم که کوشش اصلی خودرا متمرکز کنیم در نشان دادن به ارتشیان و مردم که کوششی برای کودتا در میان نبوده و این مصدق است که گذار قانونی دولت را با کودتایی ناکام کرده است. از اینرو، نخستین گام ما فراهم ساختن یک گفتگوی پنهانی با یک گزارشگر {خارجی} بود. دو نفر بیشتر نبودند، یکی از نیویرکتایمز و دیگری از اسوشیتدپرس که ما برای ساعت ۱۱ برنامه ریختیم. ما می خواستیم ژنرال زاهدی در آنجا باشد اما او امکان آمدن را نداشت و ما هم نداشتیم. ما زمینه را فراهم کردیم. زاهدی جوان با نسخه اصلی فرمان برگماری زاهدی به نخستوزیری و شماری نسخههای عکس برداری شده در آنجا بود که آنها را به گزارشگران داد. همچنین پیامی از پدرش به همراه داشت که بیرون آمد و از جمله ما نسخهای را درهواپیمایی که برای بازگرداندن سفیر هندرسن به بیروت میرفت فرستادیم ما از آن هنگام فرمان را تصاحب کردیم و پس از عکسبرداری، آنرا در گاوصندوق سفارت نهادیم. {فرمان} دو بار عکسبرداری شده بود، یکی از سوی ایرانیها و دیگری در سفارت. نسخه ایرانیها در حقیقت بهتر از نسخه ما بود اما نسخه ما بود که بیشتر پخش شد و در روزنامهها به چاپ رسید نیک بنگرید که در همه جا سخن از #فرمان است و نه #فرمانها، آنهم فرمان نخستوزیری زاهدی اردشیر زادهدی در یادمانده اش مینویسد که نصیری در روز آدینه ۲۳ امرداد با هر دوفرمان از کلاردشت به دیدار او آمده و او این هر دو فرمان را به پدرش داده: چون روز تعطیل بود قرار شد فردا که شنبه بود و هیئتدولت جلسه داشت، در پایان جلسه، وقتی هنوز وزرا نرفته بودن، نصیری فرمان عزل آقای مصدق را هم ببرد و به ایشان ابلاغ کند (۳۶) اردشیر زاهدی میافزاید که چون از سرنوشت نصیری و یا رفتار مصدق بیمناک بوده، در همان عکاس خانه ساکو که دارندهاش از معتمدین بوده، از هر دو فرمان چندین نسخه برداشتهاند. با این همه، اردشیر زاهدی در دیدار با خبرنگاران، نسخهای از فرمان عزل مصدق را در دست نداشته و کرمیت روزولت هم از نهادن یک فرمان در گاوصندوق سفارت یاد میکند و در روزنامههای آن زمان نیز تنها پیکرهای که به چاپ رسیده، از فرمان نخستوزیری زاهدی است. تا به امروز نیز در هیچ کجای جهان، جز آن عکس ناروشنی که یک خبرنگار ایتالیایی هنگام ویرانی خانه مصدق و گشودن صندوق یادداشتها و اسناد نخستوزیری، از نصیری گرفته و گویا فرمان برکناری مصدق را در دست دارد، نسخه دیگری یافت نشده و به چاپ نرسیده است. مصدق در دادگاه نظامی گفته بود که فرمان را مشکوک برشمرده و چگونگی ابلاغ آنرا در ساعت ۱ بامداد، مشکوکتر. دادستان هم نسخهای ازآن فرمان را رونمایی نکرده است ایرج امینی، فرزند دکتر علی امینی میگوید: درآن زمان عموی من، ابوالقاسمامینی، کفیل وزارت دربار بود. اگر اعلیحضرت، عموی مرا با فرمان عزل فرستاده بودند حضور دکتر مصدق، مسلما دکتر مصدق تبعیت میکردند و این جریان پیش نمیآمد. ولی وقتی شما اول صبح دو نفر از همکاران نزدیک مصدق را دستگیر میکنید و بعد سرهنگ نصیری را ساعت ۱۲ شب با زره پوش و سرباز میفرستید به درخانه دکتر مصدق، یک مقداری میشود به این گفت #کودتا #ادامهدارد 👇
۲۸ مرداد، #کودتا یا #قیامملی؟ (۸) اینک برای روشن ساختن چند و چون قیامملی، گزارش نشستی را که نوشتارم را با آن آغاز کردم و هشت تن از بلند پایگان CIA را دربر میگرفت و تاریخ آن هشت روز پس از کودتای ۲۸ امرداد بود، در زیر بازگو میکنم ویزنر: آقای روزولت گزارش دادند که در گفت و گوهایش با با بلندپایه ترین مقامات بریتانیا، آنها دلایل وی را در گزارش ندادن کامل از بامداد یکشنبه ۱۶ اوت، {پس از نیمروز ۲۵ مرداد تهران} تا پس از نیمروز چهارشنبه ۱٩ اوت، {شامگاه ۲۸ مرداد تهران}، دریافتند و پذیرفتند. دلایل هم این بود که او با این گزینه روبرو شد که یا باید به گزارشدهی دقیق و کامل بپردازد و یا باید وارد کار شود - او نمی توانست هر دو کار را بکند - پس او دومی را برگزید ژنرال کیبل در این جا افزود که ما البته با {تصمیم روزولت} همراهی کامل داریم روزولت: من چنین میاندیشم که گزارشها تا شامگاه شنبه به اندازه کافی گویا بودند و اگرچه برخی از جزئیات گزارش نشدند و میتوان به آنها افزود، گمان میکنم که شما تصویر روشنی از آنچه میگذشت دردست دارید. گزارشهای یکشبه به این سو، چهره کمرنگی داشتند. ما همه نمودگارها را در درازای شنبه شب گزارش دادیم که گواهی بود از به کژراهه رفتن برنامه {در شب ۲۴ مرداد}. جیپ رادیویی هرگز نرسید، سیستمتلفنی از کار نیافتاده بود، تانکها در رفت و آمد بودند ولی ما راهی برای این که دریابیم هر تانک از سوی چه کسی است دردست نداشتیم و آشکار بود که چیزی به بیراهه رفته زیرا شلیک گلوله هم اندک بود. ما تا ۵:۵۰ {بامداد یکشنبه} از پیامد رویدادها آگاه نبودیم. در ساعت ۴:۵۰ دقیقه که جلوگیری از آمد و رفت به پایان رسید، ما کسی را برای سرکشی فرستادیم و او گزارش داد که آری تانکهای زیادی پیرامون خانه مصدق گردآمده بودند، هرچند روشن نبود. نزدیک ساعت ٦ بامداد {نامی که فاش نشده، شاید اسدالله رشیدیان} که یک ستون استوار دراین کارزار بود، برافروخته و آتشین آمد و گفت که نصیری بازداشت شده است. در آن هنگام من، ژنرال مک کلور را یافتم و از او خواستم که به سرتیپ ریاحی زنگ بزند و چند و چون کارها را جویا شود. من گزارش مک کلور را تا زمانی دیرتر دریافت نکردم ولی گمان میکنم که در همان هنگام بود که ریاحی به مک کلور گفته بود که گارد شاه به سرپرستی نصیری انگیزه کودتا داشتند و سرکوب شدند، هرچند گواهیهایی از دخالت آمریکا نیز در دست است. او اندکی دیرتر به مک کلور گفته بود که ما کسانی را در سفارت پنهان کردهایم که یکی ازآنها سرلشکر زاهدی است. من به مک کلور گفتم که چنین نیست و پولارد دست اندرکار توطئهای نبوده و ما هیچ کس را در سفارت پنهان نکرده ایم مراد از پولارد دست اندرکار توطئه ای نبوده، کاپیتان یا ناخدا اریک پولارد، وابسته نیروی دریایی ایالات متحده در سفارت بود. این پوشش کاری او بود و برنامه ای که برای انجامش به ایران گسیل شد، سرپرستی گروه ضد شورش و کارهای ویژه یاACSA بود (۳۳) دونالد ویلبر، یکی از برنامه ریزان اصلی پروژه آژاکس که در این نشست به گزارش روزولت گوش فرامی دهد، درگزارش ویژهاش پس از ۲۸ مرداد چنین نوشت: پایگاه تهران در آوریل ۱٩۵۳، روابط پنهانی با {فضل الله} زاهدی را از راه ناخدا اریک پولارد ... بار دیگر برقرار کرد. در ماه ژوئن {خرداد / تیر} برای کارآمد بودن پیوندهای پنهانی با زاهدی و به انگیزههای امنیتی فرزند او، اردشیر زاهدی، برای پیغامبری برگزیده شد و پس از ۲۱ ژوئیه {سی تیر ۱۳۳۲}، تماس با {فضل الله} زاهدی بدون واسطه شد (۳۴) ارتشبد حسنتوفانیان در یادماندههایش از همین پوارد یاد کرده و مینویسد که پولارد برای گرفتن کمیسیون یا حق دلالی هواپیماهای F14 سراغ او آمده بود و در پاسخ به این که شما کیستید و چرا باید به شما پولی داد، گفته بود که من بودم که در سال ۱٩۵۳ دلارها را به ایران بردم و شاه را روی تختسلطنت نگه داشتم و شاه به من مدیون است (۳۵) اینک به گزارش نشست بازگردیم: روزولت: ریاحی رئیسستاد مصدق بود، مصدق گفت که پیامی را در ساعت ٧ بامداد از رادیو پخش کنند که به شرکت آمریکاییها اشارهای نمیکرد و تنها اشارهای بود به این که گروهی از سربازان گارد شاه میخواستند کودتا کنند و شکست خوردند. هیچ اشارهای به فرمانی از سوی شاه یا کوشش برای برکناری رسمی مصدق و یا گزینش زاهدی نبود. در نخستین پیام رادیویی، نامی از زاهدی برده نشد. {چهار خط و نیم در این جا هنوز فاش نشده است} #ادامهدارد 👇