مُبی نوشت
Статистика«جایی برای نوشتن آنچه در دل است؛ بیپرده و بیواسطه.» چیزایی که گوش میدم: @mobimusiic
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
جدیداً کشف کردم یه نوع گریه دارم که مختص امام رضاست. ویژگیهای خودشم داره. معمولاً سریع جاری میشه، همراه با لبخنده، گرمه، معمولاً آنی این اتفاق میافته، بدون تلاش و پسزمینهٔ ذهنیه و متفاوتترین نوع رقیق شدن احساساتمه. خنکای محبتِ آقاست.
از اینکه آدما متعدد ناراحتم کنن خوشحال میشم؛ داری یکاری میکنی موقع کنار گذاشتنت ذرهای دلسوزی نکنم.
видео или голосовое, без подписи
اگر بناست دمی بیتو بگذرد عمرم، هزار بار بمیرم نبینم آن دم را.
﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾.
یاورِ همیشه مومن
نوشته بود سیتیزن دلِ پاک؟ نه عزیزمن! تو همیشه برای من یاورِ همیشه مومنی…
видео или голосовое, без подписи
پس بگو که قرار بود تو بیایُ من نمیدانستم :)
براتون پیش اومده یه اورانگوتان رو چندسال تو رودروایسی فالو داشته باشید بعد ببینید یه طرفه آنفالو کرده؟
فعلا به بخشیدن آدمها ادامه میدم تا زمانی که اسلحه بخرم.😔💅🏻
من حکومت و حاکمیت رو در اتفاقافتادن خیلی چیزها مقصر میدونم. منجمله این چند دستگی و گسل عجیبی که بین مردم یک جامعه، یک شهر و حتی یک خانواده افتاده/انداخته. در اینموضوع لااقل به عقیدهی من شکّی نیست، که دلایل مختلفی میتونه داشته باشه و الان حرف من این نیست و بعدتر مفصلتر دربارهش حرف میزنم. صبح از خواب بیدار شدم و طبق معمول گوشیم رو برداشتم، وارد اینستاگرام شدم و اولینپستی که دیدم، پست مجتبیشکوری بود با تیشرت سیاه و سرووضع آشفته، از کربلا و بعد از پیادهروی مرسوم اربعین. توی این ویدئو شکوری میگه که نمیخواسته چیزی ضبط و منتشر کنه، و ترس از قضاوتشدن، مانع میشه از اینکه آدمها حرف بزنن از چیزی که بهش رسیدن. شکوری از دگرگونیای که توی پیادهروی از نجف به کربلا واسهش اتفاق افتاده حرف میزنه و میگه در نهایت به این رسیدم که توی این نبرد خیر و شری که وجود داشت و هنوز وجود داره، من کجای این قضیه ایستادم؛ یک عالمه توجیه داشتم برای خودم توی این حوادثی که برای ایران اتفاق افتاده که چرا چیزی نمیگم، و ترس از دوستداشتهنشدن و ترس از قضاوت خودش رو قایم کرده بود پشت این توجیهات. اینکه پشت وطنی که انقدر مهجوره بایستی یا توی کنج عافیت بمونی. و چیزهای دیگری که حالا برید کاملش رو گوش بدید، چون حرفهای بسیار درست و دلنشینی زده. من شجاعتش رو در گفتن این حرفها خیلی ستودم. جلوی دوربیننشستن و این حرفها رو زدن، در معرض قضاوت خودت رو قراردادن چیزی نیست که راحت باشه و به راحتی از همه بر بیاد. شکوری توی این ویدئو حرف سیاسیای نزده بود. از یک سفر عرفانی گفته بود، یک عقیده و ضرورت دفاع از تمامیت ارضی. و کامنتها پر بود از ابراز تأسف برای وقتی که صرف شنیدن این آدم کرده بودند و «تکلیف تو هم مشخص شد»ها و «آنفالو»ها. طبیعتا هر کس مخیره تصمیم بگیره دیگری رو دنبال کنه، توی زندگیش نگه داره یا نه. ولی خب من این سطح از این روادارینداشتن و تحملنکردن نه سخن و تفکر مخالف، که سخن و تفکر کمی متفاوت با تو رو در «افراد» طیف مخالف با حاکمیت بیشتر دیدم تا در «افراد» طیف موافق. یعنی تمام حق رو برای خودشون در نظر میگیرن که عقیده و مسئلهشون رو آزادانه بیان کنن، ولی وقتی تو هم بخوای اینکار رو نه برای جواب به اونها، که صرف همین ابراز عقیده انجام بدی، به شدت در مقابلت جبهه میگیرن. و فضا انقدر بسته و مسموم شده که آدمها حتی باید برای اینکه چرا با جنگ و تجاوز بیگانه مخالفن و چرا معتقد به حفظ تمامیت ارضی ایرانن و چرا از آسیبدیدن زیرساختها و ابنیهها و آثار تاریخی ناراحتن، دلیل و توجیه بیارن. شاید این رفتار به دلیل دیدهنشدن و نایدیدهگرفتهشدن توی همهی این سالها بوده. ولی هر چیزی که هست، دقیقا همون رفتاریه که بهخاطرش معتقدن اینها برن و دیگری جاش رو بگیره. اگر تو به این باور داری که «آزادی» ِ در «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نسخهی غیر واقعی از آزادیه و باید بره تا جاش «آزادی» ِ در «زن، زندگی، آزادی» بیاد، پس طبیعتا نباید انقدر سخن و صدای متفاوت و حتی مخالف با خودت رو خفه کنی، تقبیح کنی و برچسب بزنی. این تفتیش عقاید و این دادگاههای صحراییای که توی ذهنت برای این و اون برگزار میکنی دقیقا مخالف آزادیه. این همون رفتاریه که بهخاطرش دیگری رو مذمت میکنی و حالا که قدرت در دست تو نیست که روی افکار کنترل داشته باشی، شبیه به تفکری که نقدش میکنی، لااقل فضا رو برای بیانش مسموم میکنی. ولی خب در نهایت، به نقل قول از مجتبیشکوری، «اگر این حنجره به درد دفاع از این سرزمین نخوره پس به چه دردی میخوره؟ من دوست دارم کایند باشم، نه نایس».
انسان دو رو بی شرم، کودن، چاپلوس و بدبخت است. اسداللهع
видео или голосовое, без подписи
تو سریال پوست شیر، یه جاش مامان ساحل به پلیس گفت: «تاحالا دیدی یه نفر عزیزشو دو بار از دست بده؟» انگار الان شده قصهی مادرای بچههای میناب.
دوس دارم بخوابم پاییز بیدارشم.
برنامهی خاورمیانه: ۲۲ تا ۳ صبح آمریکا حمله میکنه ۳ تا ۷ صبح ایران حمله میکنه ۷ تا ۱۹ خورشید حمله میکنه
🫠🤌🏻
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи