tgindex
آموزش کامل احکام نجوم از مقدماتی تا پیشرفته مخصوص علوم غریبه

آموزش کامل احکام نجوم از مقدماتی تا پیشرفته مخصوص علوم غریبه

Статистика

این مطالب توسط استاد میثم قیاسی نوشته و درج میشه

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
627
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
133
17 постов
Вовлечённость
21,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
63
1/48двое суток
72
1/72трое суток
77

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نقطهٔ اول حمل، یکی از دو نقطهٔ تلاقی دایرةالبروج با معدّل‌النهار است. در این نقطه، خورشید در مسیر سالانهٔ خود از نیمکرهٔ جنوبی آسمان به نیمکرهٔ شمالی عبور می‌کند. این لحظه، همان «اعتدال بهاری» و آغاز بهار در نیمکرهٔ شمالی است. از آنجا که این نقطه نماد شروع و نوزایی طبیعت بوده، قدما آن را مبدأ منطقةالبروج قرار دادند و نام «حمل» (برّه، نماد زایش و آغاز) بر آن نهادند. پس از آن، خورشید در مسیر خود به ترتیب از برج‌های ثور، جوزا، سرطان و... عبور می‌کند تا پس از ۳۶۵ روز و اندی، بار دیگر به نقطهٔ آغاز بازگردد. هرگاه در متون کهن می‌خوانید «خورشید در برج سرطان است»، یعنی ۹۰ تا ۱۲۰ روز از آغاز بهار گذشته و خورشید به قطاع ۹۰ تا ۱۲۰ درجه‌ای دایرةالبروج رسیده است. --- ۵. منطقةالبروج و فصل‌های سال موقعیت خورشید در برج‌های مختلف، مستقیماً با فصل‌های سال در ارتباط است: · بهار: خورشید در برج‌های حَمَل، ثور و جوزا (۰ تا ۹۰ درجه). · تابستان: خورشید در برج‌های سرطان، اسد و سنبله (۹۰ تا ۱۸۰ درجه). · پاییز: خورشید در برج‌های میزان، عقرب و قوس (۱۸۰ تا ۲۷۰ درجه). · زمستان: خورشید در برج‌های جَدْی، دلو و حوت (۲۷۰ تا ۳۶۰ درجه). نکتهٔ جالب اینجاست که بیشترین ارتفاع خورشید در نیمکرهٔ شمالی، در «انقلاب تابستانی» (اول تیر، حدود ۲۱ ژوئن) رخ می‌دهد که خورشید در ابتدای برج سرطان (میل ۲۳.۵+ درجه) است. کمترین ارتفاع نیز در «انقلاب زمستانی» (اول دی، حدود ۲۱ دسامبر) رخ می‌دهد که خورشید در ابتدای برج جَدْی (میل ۲۳.۵- درجه) قرار دارد. این همان زاویهٔ ۲۳.۵ درجه‌ای میل کلی است که در گفتار سوم به آن اشاره کردیم. --- ۶. منطقةالبروج در نجوم احکامی اکنون ببینیم این دانسته‌ها چه کاربردی در احکام نجومی دارند: · استخراج برج خورشید و ماه: دانستن برجی که خورشید و ماه در آن قرار دارند، در استخراج تقویم، تعیین نوروز حقیقی، و محاسبهٔ اوقات شرعی به کار می‌رود. برای نمونه، وقت اذان ظهر در زمستان (برج جَدْی) با وقت آن در تابستان (برج سرطان) کاملاً متفاوت است، زیرا ارتفاع خورشید تغییر کرده است. · منازل قمر: ماه در طول یک ماه قمری، ۲۸ منزل را در منطقةالبروج می‌پیماید. هر منزل تقریباً ۱۲.۸ درجه از مسیر را می‌پوشاند. شناخت این منازل در رؤیت هلال و تعیین آغاز ماه‌های قمری ضروری است. در گفتارهای آینده مفصلاً به منازل قمر خواهیم پرداخت. · محاسبهٔ کسوف و خسوف: خورشیدگرفتگی هنگامی رخ می‌دهد که ماه در یکی از دو گرهٔ مداری خود (نقاط تلاقی مسیر ماه با دایرةالبروج) قرار گیرد. این گره‌ها که «رأس» و «ذنب» نامیده می‌شوند، در منطقةالبروج واقع‌اند و محاسبهٔ آن‌ها نیازمند شناخت دقیق این دایره است. · احکام فقهی مرتبط با ماه‌های قمری: آغاز و پایان ماه رمضان، ذی‌حجه و سایر ماه‌های قمری، منوط به رؤیت هلال است که آن نیز به موقعیت ماه در منطقةالبروج وابسته است. --- خلاصهٔ گفتار هشتم ۱. منطقةالبروج کمربندی به پهنای حدود ۲۰ درجه بر روی کرهٔ آسمان است که خورشید، ماه و سیارات در آن حرکت می‌کنند. ۲. این کمربند به ۱۲ برج ۳۰ درجه‌ای تقسیم می‌شود: حَمَل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جَدْی، دلو و حوت. ۳. برج یک تقسیم‌بندی ریاضی است، اما صورت فلکی مجموعه‌ای واقعی از ستارگان است. این دو را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت. ۴. مبدأ برج‌ها، نقطهٔ اعتدال بهاری (اول حمل) است که خورشید در آغاز بهار در آن قرار می‌گیرد. ۵. موقعیت خورشید در برج‌ها، تعیین‌کنندهٔ فصل‌های سال، اوقات شرعی، و بسیاری از محاسبات نجومی دیگر است. ۶. شناخت منطقةالبروج پیش‌نیاز مباحثی مانند منازل قمر، کسوف و خسوف، و رؤیت هلال است که در گفتارهای آینده بررسی خواهند شد.

  • گفتار هشتم: منطقةالبروج؛ کمربند دوازده‌گانه در گفتار سوم، به اختصار با منطقةالبروج به عنوان یکی از دایره‌های بزرگ فلکی آشنا شدیم و اشاره کردیم که این دایره، مسیر حرکت سالانهٔ خورشید در زمینهٔ ستارگان است. اکنون وقت آن رسیده که با دقت و تفصیل بیشتری وارد این موضوع شویم؛ زیرا منطقةالبروج نه تنها مبنای تقویم و گاهشماری است، بلکه بسیاری از احکام نجومی، از جمله تعیین اوقات شرعی، استخراج برج‌ها و شناخت منازل قمر، بر اساس آن بنا شده است. اگر نجوم احکامی را یک ساختمان بدانیم، منطقةالبروج ستون مرکزی آن است. --- ۱. منطقةالبروج چیست و چرا به این نام خوانده شده؟ واژهٔ «منطقةالبروج» از دو بخش تشکیل شده: «منطقة» به معنای کمربند، و «بروج» جمع «بُرج» به معنای قلعه، برج دیده‌بانی یا خانهٔ بلند. گویی قدما آسمان را شهری بزرگ تصور می‌کردند که خورشید، ماه و سیارات در آن ساکن هستند و هر یک در برج مخصوص خود جای دارند. این کمربند آسمانی، نواری فرضی به پهنای حدود ۲۰ درجه (در برخی منابع ۱۸ درجه) است که ۱۰ درجه بالاتر و ۱۰ درجه پایین‌تر از خط اصلی دایرةالبروج را می‌پوشاند. اما چرا این کمربند چنین اهمیتی دارد؟ پاسخ روشن است: خورشید، ماه و تمام سیارات پنجگانه (زحل، مشتری، مریخ، زهره و عطارد) همواره در همین محدودهٔ ۲۰ درجه حرکت می‌کنند و هرگز از آن خارج نمی‌شوند. اگر شب‌های متوالی به آسمان نگاه کنید و موقعیت ماه را نسبت به ستارگان زمینه یادداشت کنید، خواهید دید که ماه نیز مانند خورشید، مسیر خود را در همین کمربند می‌پیماید. این محدودیت جالب، کار منجمین را بسیار آسان کرده است؛ زیرا به جای آنکه سراسر آسمان را زیر نظر داشته باشند، تنها بر روی این نوار باریک متمرکز می‌شوند. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Ecliptic band with planets --- ۲. برج‌های دوازده‌گانه و نام‌های آن‌ها دایرةالبروج به ۱۲ بخش مساوی تقسیم می‌شود که هر یک «بُرج» نام دارد. از آنجا که محیط هر دایره ۳۶۰ درجه است، هر برج دقیقاً ۳۰ درجه از این مسیر را اشغال می‌کند. این ۱۲ برج به ترتیب عبارت‌اند از: ۱. حَمَل (برّه، قوچ) — از صفر تا ۳۰ درجه ۲. ثور (گاو) — از ۳۰ تا ۶۰ درجه ۳. جوزا (دوپیکر) — از ۶۰ تا ۹۰ درجه ۴. سرطان (خرچنگ) — از ۹۰ تا ۱۲۰ درجه ۵. اسد (شیر) — از ۱۲۰ تا ۱۵۰ درجه ۶. سنبله (خوشه، دوشیزه) — از ۱۵۰ تا ۱۸۰ درجه ۷. میزان (ترازو) — از ۱۸۰ تا ۲۱۰ درجه ۸. عقرب (کژدم) — از ۲۱۰ تا ۲۴۰ درجه ۹. قوس (کماندار، نیم‌اسب) — از ۲۴۰ تا ۲۷۰ درجه ۱۰. جَدْی (بزغاله) — از ۲۷۰ تا ۳۰۰ درجه ۱۱. دلو (آب‌ریز) — از ۳۰۰ تا ۳۳۰ درجه ۱۲. حوت (ماهی) — از ۳۳۰ تا ۳۶۰ درجه این نام‌ها ریشه در تمدن‌های باستانی، به‌ویژه بابِل و یونان دارند و از طریق ترجمه‌های عربی به متون نجومی اسلامی راه یافته‌اند. بیرونی در کتاب التفهیم به تفصیل دربارهٔ ریشه‌شناسی این نام‌ها و معانی آن‌ها سخن گفته است. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Zodiac signs ecliptic circle --- ۳. تفاوت مهم «برج» و «صورت فلکی» یکی از رایج‌ترین اشتباهات در میان عامهٔ مردم، خلط میان «برج» و «صورت فلکی» است. این دو مفهوم گرچه نام‌های یکسانی دارند، اما کاملاً از یکدیگر متمایزند: · برج یک مفهوم ریاضی و قراردادی است. برج‌ها تقسیم‌بندی دقیق دایرةالبروج به ۱۲ قطاع ۳۰ درجه‌ای هستند و ربطی به شکل و اندازهٔ واقعی صورت‌های فلکی ندارند. این تقسیم‌بندی بر اساس اعتدال بهاری (نقطهٔ اول حمل) که خورشید در آغاز بهار در آن قرار می‌گیرد، انجام شده است. به این نظام، «بروج فلکی» یا «بروج نجومی» گفته می‌شود. · صورت فلکی یک مفهوم نجومی و رصدی است. صورت‌های فلکی، مجموعه‌هایی از ستارگان هستند که قدما شکل‌هایی مانند شیر، گاو، ترازو و... را در آن‌ها تصور می‌کردند. اندازهٔ این صورت‌ها با یکدیگر برابر نیست. برای نمونه، صورت فلکی اسد بسیار بزرگ‌تر از ۳۰ درجه است و صورت فلکی سرطان کوچک‌تر. همچنین مرزهای میان آن‌ها دقیقاً بر خطوط ۳۰ درجه‌ای منطبق نیست. برای روشن‌تر شدن موضوع، به این مثال توجه کنید: تصور کنید نقشهٔ یک کشور را به ۱۲ استان مساوی ۳۰ هزار کیلومتر مربعی تقسیم کنیم و نام هر استان را از روی بزرگ‌ترین شهر آن برداریم. اکنون اگر بگوییم «فلان روستا در استان شیراز است»، این یک تقسیم‌بندی اداری و ریاضی است. اما «شهر شیراز» با مرزهای واقعی‌اش، لزوماً کل آن استان را نمی‌پوشاند. برج‌ها همان «استان‌های ریاضی» آسمان هستند و صورت‌های فلکی همان «شهرهای واقعی». 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Zodiac signs vs constellations difference --- ۴. نقطهٔ اعتدال بهاری و آغاز منطقةالبروج گفتیم که برج‌ها از «نقطهٔ اول حمل» آغاز می‌شوند. اما این نقطه کجاست و چرا مبدأ قرار گرفته است؟

  • · ربع مجیب: ابزاری ربع‌دایره‌شکل که با آن ارتفاع خورشید و از روی ارتفاع، زمان باقی‌مانده به ظهر یا عصر را محاسبه می‌کردند. این ابزار میان مؤذنان و ائمهٔ جماعات بسیار محبوب بود. · شاخص و دایرهٔ هندیه: ساده‌ترین روش برای تعیین سمت جنوب و لحظهٔ ظهر. یک میلهٔ عمودی (شاخص) روی زمین نصب می‌کردند و دایره‌ای به مرکز آن رسم می‌کردند. پیش از ظهر و پس از ظهر، نوک سایه دایره را قطع می‌کرد. نیمساز زاویهٔ میان این دو نقطه، جهت جنوب را نشان می‌داد. ارتفاع خورشید را نیز از روی طول سایه و با استفاده از جدول‌های ظلّ (سایه) محاسبه می‌کردند. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Astrolabe altitude measurement --- ۵. کاربرد سمت و ارتفاع در احکام شرعی اکنون به اصل مطلب بازگردیم: سمت و ارتفاع چه نقشی در استخراج احکام دارند؟ الف) اوقات نماز: · ظهر شرعی: لحظه‌ای که خورشید به نصف‌النهار می‌رسد، یعنی سمت آن دقیقاً صفر درجه (جنوب) و ارتفاع آن به حداکثر روزانهٔ خود می‌رسد. · مغرب شرعی: لحظه‌ای که ارتفاع خورشید به صفر درجه می‌رسد و قرص آن در زیر افق غربی پنهان می‌شود. سمت خورشید در این لحظه در نیمکرهٔ شمالی، کمی مایل به شمال غربی است. · عصر شرعی: بر اساس افزایش سایهٔ شاخص که خود تابعی از ارتفاع خورشید است. ب) قبله‌یابی: · سمت قبله در هر شهر یک عدد ثابت است. اگر بدانیم سمت قبله در تهران ۳۸ درجه است، کافی است جهت جنوب را بیابیم و ۳۸ درجه به سمت غرب منحرف شویم. · همچنین می‌توان منتظر ماند تا خورشید به سمت ۳۸ درجه برسد. در آن لحظه، جهت خورشید همان جهت قبله است و سایهٔ شاخص، خط قبله را نشان می‌دهد. ج) رؤیت هلال: · ارتفاع هلال از افق غربی در لحظهٔ غروب خورشید، یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کنندهٔ امکان رؤیت ماه نو است. اگر ارتفاع هلال کمتر از حد معینی باشد (بسته به شرایط، معمولاً زیر ۵ تا ۷ درجه)، رؤیت آن با چشم غیرمسلح ممکن نیست. · سمت هلال نسبت به خورشید نیز مهم است. هلال باید در سمتی قرار داشته باشد که نور کافی از خورشید دریافت کند و در عین حال از شعاع خورشید به اندازهٔ کافی دور باشد تا دیده شود. د) نماز آیات: · در خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی، سمت و ارتفاع خورشید یا ماه به ترتیب برای یافتن موقعیت گرفتگی و زمان دقیق آن به کار می‌رود. --- خلاصهٔ گفتار هفتم ۱. ارتفاع فاصلهٔ زاویه‌ای جرم آسمانی از افق است، از صفر (افق) تا ۹۰ درجه (سمت‌الرأس). ۲. سمت زاویهٔ افقی جرم نسبت به جنوب است، از صفر (جنوب) تا ۳۶۰ درجه در جهت غرب. ۳. این دو مؤلفه با یکدیگر دستگاه مختصات افقی را تشکیل می‌دهند که موقعیت هر جرم را برای یک ناظر خاص و در یک زمان خاص مشخص می‌کند. ۴. ابزارهایی مانند اسطرلاب، ربع مجیب و شاخص، برای اندازه‌گیری این دو مؤلفه در نجوم قدیم به کار می‌رفتند. ۵. تمام اوقات شرعی، جهت قبله، رؤیت هلال و نماز آیات، به نحوی به سمت و ارتفاع خورشید و ماه وابسته‌اند.

  • گفتار هفتم: سمت و ارتفاع؛ دو بال ستاره‌شناسی رصدی در گفتار چهارم با دایرهٔ ارتفاع آشنا شدیم و اشاره کردیم که این دایره دو مؤلفهٔ مهم را برای مکانیابی اجرام آسمانی فراهم می‌کند: «ارتفاع» و «سمت». در گفتار ششم نیز دیدیم که طول و عرض جغرافیایی چگونه موقعیت شهرها را روی کرهٔ زمین مشخص می‌کنند. اکنون زمان آن فرا رسیده که به طور مستقل و مفصل به این دو مفهوم بپردازیم؛ دو بالی که ستاره‌شناسی رصدی بدون آن‌ها قادر به پرواز نیست. اگر مختصات آسمانی را یک زبان بدانیم، سمت و ارتفاع الفبای آن هستند. --- ۱. ارتفاع — فاصلهٔ زاویه‌ای جرم از افق نخستین مؤلفه، «ارتفاع» نام دارد. ارتفاع یک جرم آسمانی، فاصلهٔ زاویه‌ای آن از افق ناظر است که بر حسب درجه اندازه‌گیری می‌شود. تصور کنید روی یک دشت هموار ایستاده‌اید و به خورشید یا ماه نگاه می‌کنید. اگر خطی مستقیم از چشم شما به آن جرم و خطی دیگر به افق رسم شود، زاویهٔ میان این دو خط، ارتفاع آن جرم است. ارتفاع از صفر درجه آغاز می‌شود و تا ۹۰ درجه ادامه می‌یابد: · هنگامی که جرم درست روی افق باشد (لحظهٔ طلوع یا غروب)، ارتفاع آن صفر درجه است. · هنگامی که جرم درست در بالای سر شما قرار گیرد (سمت‌الرأس)، ارتفاع آن ۹۰ درجه است. · هر چه جرم در آسمان بالاتر رود، ارتفاع آن بیشتر می‌شود. برای نمونه، در یک روز تابستانی در تهران، خورشید هنگام ظهر به ارتفاعی حدود ۷۸ درجه می‌رسد، اما در یک روز زمستانی، ارتفاع ظهر خورشید حدود ۳۱ درجه است. این تفاوت فاحش، نتیجهٔ همان زاویهٔ ۲۳.۵ درجه‌ای میان معدّل‌النهار و منطقةالبروج است که در گفتار سوم بررسی کردیم. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Altitude of celestial object diagram --- ۲. سمت — زاویهٔ افقی نسبت به جنوب دومین مؤلفه، «سمت» یا «آزیموت» نام دارد. سمت، زاویه‌ای افقی است که موقعیت جرم را روی صفحهٔ افق مشخص می‌کند. به زبان ساده، اگر روی زمین بایستید و دور خود بچرخید، در هر لحظه رو به یک سمت از دایرهٔ ۳۶۰ درجه‌ای افق ایستاده‌اید. سمت یک جرم، جهتی از افق را نشان می‌دهد که آن جرم در آن دیده می‌شود. در نجوم اسلامی، مبدأ اندازه‌گیری سمت معمولاً نقطهٔ جنوب است و درجه‌بندی از جنوب به سمت غرب انجام می‌شود. بنابراین: · سمت جنوب: صفر درجه · سمت غرب: ۹۰ درجه · سمت شمال: ۱۸۰ درجه · سمت شرق: ۲۷۰ درجه البته باید توجه داشت که در برخی مکاتب نجومی دیگر، مبدأ سمت را شمال قرار می‌دهند. اما در زیج‌های اسلامی و متون کهنی مانند التفهیم بیرونی، مبدأ سمت، نقطهٔ جنوب نصف‌النهار است. این نکته در محاسبهٔ قبله اهمیت فراوان دارد، زیرا زاویهٔ قبله که در زیج‌ها آمده، معمولاً «انحراف از جنوب» است. برای نمونه، وقتی گفته می‌شود سمت قبله در تهران ۳۸ درجه است، یعنی ۳۸ درجه از جنوب به سمت غرب منحرف شویم. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Azimuth angle diagram --- ۳. رابطهٔ سمت و ارتفاع با یکدیگر اکنون که هر دو مؤلفه را شناختیم، بیاییم ببینیم چگونه با هم کار می‌کنند. موقعیت هر جرم آسمانی در هر لحظه، با دو عدد به طور کامل مشخص می‌شود: یکی ارتفاع و دیگری سمت. این دو عدد مانند طول و عرض جغرافیایی روی زمین عمل می‌کنند، اما روی کرهٔ آسمان و نسبت به ناظر. به این دستگاه مختصات، «دستگاه مختصات افقی» می‌گویند. برای نمونه، اگر بگوییم «خورشید در ارتفاع ۴۵ درجه و سمت ۱۳۵ درجه قرار دارد»، یعنی خورشید در میانهٔ راه میان افق و سمت‌الرأس (ارتفاع ۴۵) و در جهت جنوب غربی آسمان (سمت ۱۳۵ درجه، یعنی ۱۳۵ درجه از جنوب به سمت غرب چرخیده‌ایم) دیده می‌شود. ویژگی مهم دستگاه مختصات افقی این است که برای هر ناظر منحصر به فرد است و با گذر زمان تغییر می‌کند. دو ناظر در دو شهر مختلف، در یک لحظهٔ مشخص، ارتفاع و سمت متفاوتی برای خورشید ثبت می‌کنند. همچنین، یک ناظر ثابت در طول روز، تغییر مداوم ارتفاع و سمت خورشید را شاهد است. این پویایی، دستگاه افقی را برای رصدهای میدانی و تعیین اوقات شرعی بسیار مناسب می‌سازد، اما برای ثبت موقعیت ستارگان در کتاب‌ها و زیج‌ها ناچار به استفاده از دستگاه‌های دیگری مانند «دستگاه استوایی» هستیم که در گفتارهای آینده به آن خواهیم پرداخت. --- ۴. اندازه‌گیری سمت و ارتفاع در عمل؛ از اسطرلاب تا شاخص ساده چگونه منجمین قدیم سمت و ارتفاع را اندازه می‌گرفتند؟ پاسخ در ابزارهای دقیقی نهفته است که ساخته بودند: · اسطرلاب: مهم‌ترین ابزار نجوم کلاسیک اسلامی. با آویختن اسطرلاب از حلقهٔ آن و نشانه‌روی خورشید یا ستاره از طریق عضاده (خط‌کش چرخان روی اسطرلاب)، می‌توان ارتفاع جرم را از روی درجه‌بندی پشت اسطرلاب خواند. سمت را نیز با استفاده از صفحهٔ عنکبوت و شبکهٔ مختصات روی صفیحه استخراج می‌کردند. اسطرلاب را «رایانهٔ جیبی منجمین مسلمان» نامیده‌اند و در گفتارهای آینده مفصلاً به آن خواهیم پرداخت.

  • برای نمونه، در زیج ایلخانی خواجه نصیر طوسی، جدولی برای زاویهٔ قبله در شهرهای مختلف جهان اسلام ارائه شده است. در آن جداول، سمت قبله برای هر شهر از نقطهٔ جنوب نصف‌النهار محاسبه شده بود. برای تهران، این زاویه حدود ۳۸ درجه از جنوب به سمت غرب است. یعنی اگر رو به جنوب بایستیم و ۳۸ درجه به سمت غرب بچرخیم، دقیقاً رو به کعبه ایستاده‌ایم. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Qibla calculation spherical triangle --- ۵. روش‌های سادهٔ قبله‌یابی برای عموم مردم از آنجا که همهٔ مردم به اسطرلاب و زیج دسترسی نداشتند، دانشمندان اسلامی روش‌های ساده‌تری نیز برای تعیین قبله ابداع کردند. از جمله: · قبله‌یابی با خورشید: دو روز در سال (۷ خرداد و ۲۵ تیر)، خورشید درست در بالای سر کعبه قرار می‌گیرد (سمت‌الرأس مکه). در این لحظه، در هر نقطه از جهان که خورشید قابل مشاهده باشد، جهت خورشید دقیقاً جهت قبله است. این روش را «روز جهانی قبله» نیز نامیده‌اند. · قبله‌یابی با ستارهٔ قطبی: در نیمکرهٔ شمالی، با یافتن شمال حقیقی به وسیلهٔ ستارهٔ قطبی و دانستن زاویهٔ تقریبی قبله، می‌توان جهت نماز را تعیین کرد. · قبله‌یابی با محراب مساجد معتبر: در شهرهایی که مساجد قدیمی و معتبر با محراب‌های دقیق دارند، جهت محراب می‌تواند راهنمای خوبی باشد، مشروط بر آنکه بدانیم آن محراب با محاسبات دقیق نجومی ساخته شده باشد. --- خلاصهٔ گفتار ششم ۱. عرض جغرافیایی فاصلهٔ زاویه‌ای هر نقطه از استواست و از صفر تا ۹۰ درجه اندازه‌گیری می‌شود. قدما آن را با ارتفاع ستارهٔ قطبی می‌سنجیدند. ۲. طول جغرافیایی فاصلهٔ زاویه‌ای هر نقطه از نصف‌النهار مبدأ است و از صفر تا ۱۸۰ درجه شرقی یا غربی سنجیده می‌شود. ۳. طول و عرض جغرافیایی، مبنای اصلی محاسبهٔ اوقات شرعی، جهت قبله و امکان رؤیت هلال هستند. ۴. دانشمندان اسلامی با استفاده از مثلثات کروی و جداول زیج‌ها، زاویهٔ دقیق قبله را برای شهرهای مختلف محاسبه می‌کردند. ۵. روش‌های ساده‌ای مانند استفاده از خورشید در روزهای خاص یا ستارهٔ قطبی، قبله‌یابی را برای عموم مردم ممکن می‌ساخت.

  • 🌍 گفتار ششم: طول و عرض جغرافیایی و قبله‌یابی قدما در گفتار پنجم با قطب آسمان و حرکت روزانهٔ سپهر آشنا شدیم. اکنون نوبت آن است که از آسمان کمی به زمین بازگردیم و با دو مفهوم بنیادین دیگر آشنا شویم که بدون آن‌ها، تعیین موقعیت شهرها، محاسبهٔ اختلاف وقت‌ها و مهم‌تر از همه، یافتن جهت قبله ممکن نیست. این دو مفهوم، «طول جغرافیایی» و «عرض جغرافیایی» نام دارند. --- ۱. عرض جغرافیایی — فاصله از استوا تصور کنید روی کرهٔ زمین، از استوا (آن خط فرضی که زمین را به دو نیمکرهٔ شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند) به سمت شمال یا جنوب حرکت می‌کنیم. به فاصلهٔ زاویه‌ای هر نقطه از استوا، «عرض جغرافیایی» گفته می‌شود. این فاصله را با درجه بیان می‌کنند، از صفر درجه در استوا آغاز می‌شود و در قطب شمال به ۹۰ درجهٔ شمالی و در قطب جنوب به ۹۰ درجهٔ جنوبی می‌رسد. برای نمونه، شهر تهران در عرض جغرافیایی حدود ۳۵.۷ درجهٔ شمالی قرار دارد. این یعنی اگر از استوا مستقیماً به سمت تهران بیاییم، زاویه‌ای حدود ۳۵.۷ درجه را پیموده‌ایم. شهر مکه نیز در عرض ۲۱.۴ درجهٔ شمالی واقع شده، یعنی به استوا نزدیک‌تر از تهران است. شهر استانبول در عرض ۴۱ درجهٔ شمالی است و مسکو در عرض ۵۵.۷ درجهٔ شمالی. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Latitude lines on globe عرض جغرافیایی را قدما چگونه اندازه می‌گرفتند؟ روش سنتی و بسیار دقیق آن، استفاده از «ارتفاع ستارهٔ قطبی» بود. اگر در نیمکرهٔ شمالی بایستید و ارتفاع ستارهٔ قطبی از افق را با اسطرلاب اندازه بگیرید، عدد به دست آمده تقریباً برابر با عرض جغرافیایی محل شماست. چرا؟ زیرا ستارهٔ قطبی در امتداد محور چرخش زمین قرار دارد و هر چه به قطب نزدیک‌تر شویم، در آسمان بالاتر می‌آید. در استوا، ستارهٔ قطبی درست روی افق دیده می‌شود (ارتفاع صفر، عرض صفر) و در قطب شمال، درست بالای سر (ارتفاع ۹۰ درجه، عرض ۹۰ درجه). این روش ساده و هوشمندانه، قرن‌ها راهنمای منجمین و دریانوردان مسلمان بود. --- ۲. طول جغرافیایی — فاصله از نصف‌النهار مبدأ اگر عرض جغرافیایی موقعیت شمالی-جنوبی را مشخص می‌کند، طول جغرافیایی موقعیت شرقی-غربی را نشان می‌دهد. طول جغرافیایی هر نقطه، فاصلهٔ زاویه‌ای آن از یک نصف‌النهار مبدأ است. امروزه نصف‌النهار مبدأ را در «گرینویچ» لندن قرار داده‌اند، اما در نجوم اسلامی قدیم، مبدأ طول‌ها معمولاً «جزایر خالدات» (جزایر قناری امروزی) یا «ساحل غربی آفریقا» در نظر گرفته می‌شد که غربی‌ترین نقطهٔ شناخته‌شدهٔ جهان آن روزگار بود. طول جغرافیایی نیز مانند عرض، با درجه اندازه‌گیری می‌شود، از صفر تا ۱۸۰ درجه به سمت شرق و صفر تا ۱۸۰ درجه به سمت غرب. شهر مکه در طول جغرافیایی حدود ۳۹.۸ درجهٔ شرقی قرار دارد و تهران در طول ۵۱.۴ درجهٔ شرقی. این یعنی تهران حدود ۱۱.۶ درجه از مکه شرقی‌تر است و به همین دلیل، ظهر شرعی در تهران زودتر از مکه فرا می‌رسد. اختلاف هر یک درجه طول جغرافیایی، معادل ۴ دقیقه اختلاف زمان است. پس ظهر تهران حدود ۴۶ دقیقه پیش از ظهر مکه رخ می‌دهد. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Longitude lines on globe --- ۳. چرا طول و عرض جغرافیایی در نجوم احکامی حیاتی است؟ اکنون که این دو مفهوم را شناختیم، بیاییم ببینیم چرا بدون آن‌ها نمی‌توان احکام نجومی را استخراج کرد: ۱. اوقات شرعی تابع موقعیت است: لحظهٔ طلوع، ظهر و غروب خورشید برای هر شهر متفاوت است. این تفاوت ناشی از طول و عرض جغرافیایی متفاوت شهرهاست. برای نمونه، در یک روز مشخص، تهران و استانبول ممکن است بیش از نیم ساعت در اذان ظهر اختلاف داشته باشند. ۲. قبله تابع طول و عرض است: جهت قبله را نمی‌توان با حدس و گمان یافت. باید دانست که مکه در چه طول و عرضی قرار دارد و شهر مورد نظر در چه طول و عرضی. آن‌گاه با استفاده از فرمول‌های مثلثات کروی، زاویهٔ انحراف قبله از جنوب (یا شمال) را محاسبه کرد. این زاویه برای هر شهر منحصر به فرد است. ۳. رؤیت هلال تابع موقعیت است: هلال ماه ممکن است در یک کشور دیده شود و در کشور دیگر نشود. این اختلاف، علاوه بر عوامل جوی، به عرض جغرافیایی و طول جغرافیایی ناظر نیز بستگی دارد. هر چه به استوا نزدیک‌تر باشیم، هلال در افق غربی ارتفاع بیشتری دارد و رؤیت آن آسان‌تر است. --- ۴. شیوهٔ محاسبهٔ قبله در قدیم دانشمندان اسلامی برای یافتن قبله از روش‌های دقیق ریاضی استفاده می‌کردند. یکی از معروف‌ترین این روش‌ها، روش «مثلثات کروی» بود که بر اساس طول و عرض جغرافیایی مکه و شهر مقصد عمل می‌کرد. در این روش، سه نقطه روی کرهٔ زمین در نظر گرفته می‌شود: قطب شمال، شهر مقصد، و مکه. میان این سه نقطه، مثلثی کروی تشکیل می‌شود. با دانستن طول و عرض دو شهر و با استفاده از قانون «تانژانت» یا «سینوس» در مثلثات کروی، زاویهٔ قبله محاسبه می‌گردد.

  • · وقت نماز ظهر و عصر: ظهر شرعی دقیقاً لحظهٔ عبور خورشید از نصف‌النهار است. وقت عصر نیز بر اساس تغییر ارتفاع خورشید و افزایش سایه محاسبه می‌شود. · وقت نماز مغرب و عشا: غروب خورشید هنگامی رخ می‌دهد که ارتفاع خورشید به صفر برسد و به زیر افق رود. شفق (سرخی پس از غروب) نیز با زاویهٔ خاصی از زیر افق سنجیده می‌شود که در گفتارهای آینده مفصلاً بررسی خواهد شد. · قبله‌یابی: سمت قبله در هر شهر، زاویه‌ای مشخص است که نسبت به نصف‌النهار آن شهر سنجیده می‌شود. برای نمونه، سمت قبله در تهران حدود ۳۸ درجه از جنوب به سمت غرب منحرف است. · رؤیت هلال: ارتفاع ماه از افق در لحظهٔ غروب خورشید و سمت آن نسبت به خورشید، تعیین‌کنندهٔ امکان رؤیت هلال است. --- خلاصهٔ گفتار چهارم ۱. نصف‌النهار دایره‌ای است که از قطبین آسمان و سمت‌الرأس می‌گذرد و لحظهٔ عبور خورشید از آن، «ظهر شرعی» را رقم می‌زند. ۲. دایرهٔ ارتفاع دایره‌ای است که از سمت‌الرأس به جرم آسمانی می‌رسد و دو مؤلفهٔ «ارتفاع» و «سمت» را برای مکانیابی اجرام آسمانی فراهم می‌کند. ۳. تمام اوقات نمازهای پنجگانه و جهت قبله، بر اساس موقعیت خورشید نسبت به این دو دایره تعیین می‌شوند.

  • 📐 گفتار چهارم: نصف‌النهار و دایرهٔ ارتفاع در گفتار پیشین، با سه دایرهٔ بنیادین آسمان آشنا شدیم: معدّل‌النهار، منطقةالبروج و افق. امروز به سراغ دو دایرهٔ مهم دیگر می‌رویم که ارتباط مستقیم با وقت‌شناسی شرعی و جهت‌یابی دارند. این دو دایره را باید ستون فقرات نجوم احکامی در مقام عمل دانست؛ زیرا بدون آن‌ها، تعیین وقت نماز و یافتن قبله ممکن نخواهد بود. --- ۱. نصف‌النهار — خط فرضی شمال-جنوب آسمان نخستین دایره‌ای که امروز معرفی می‌کنیم، «نصف‌النهار» نام دارد. این واژه در زبان عربی به معنای «نیمه‌کنندهٔ روز» است و علت این نام‌گذاری را اندکی بعد شرح خواهیم داد. اما پیش از آن، ببینیم این دایره چگونه تعریف می‌شود. نصف‌النهار دایره‌ای فرضی بر کرهٔ آسمان است که از دو نقطهٔ قطب شمال آسمان و قطب جنوب آسمان می‌گذرد و از نقطهٔ درست بالای سر ناظر (که آن را «سمت‌الرأس» می‌نامیم) نیز عبور می‌کند. اگر این دایره را ادامه دهیم، از زیر پای ناظر (سمت‌القدم) نیز خواهد گذشت. به بیان ساده‌تر، نصف‌النهار خطی است که آسمان را از شمال به جنوب تقسیم می‌کند و از بالای سر شما رد می‌شود. تصور کنید در یک دشت باز ایستاده‌اید. رو به جنوب، خطی فرضی بر آسمان رسم کنید که از نقطهٔ جنوب افق آغاز شود، از بالای سرتان بگذرد و به نقطهٔ شمال افق برسد. این همان نصف‌النهار شماست. اگر همین کار را رو به شمال انجام دهید نیز به همان دایره می‌رسید، چرا که نصف‌النهار یک دایرهٔ کامل است که آسمان را دور می‌زند. ما معمولاً فقط نیمه‌ای از آن را که بالای افق و قابل مشاهده است در نظر می‌گیریم. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Meridian astronomy diagram --- چرا «نصف‌النهار» نامیده شده است؟ علت این نام‌گذاری، ارتباط مستقیم این دایره با مفهوم «ظهر» و «نصف روز» است. خورشید در حرکت روزانهٔ خود از شرق به غرب، هنگامی که به نصف‌النهار می‌رسد، درست در وسط مسیر روزانه‌اش قرار می‌گیرد. این لحظه، «ظهر» یا «نصف روز» نام دارد. در این هنگام، خورشید به بیشترین ارتفاع خود از افق (در آن روز خاص) دست یافته و سایهٔ اشیاء به کمترین مقدار خود می‌رسد. این دقیقاً همان لحظه‌ای است که در فقه اسلامی، «زوال شمس» و آغاز وقت نماز ظهر شناخته می‌شود. پس نصف‌النهار نه تنها یک مفهوم نجومی، که یک معیار شرعی درجه اول است. هر نقطه از زمین، نصف‌النهار مخصوص به خود را دارد. نصف‌النهار تهران با نصف‌النهار مکه، استانبول یا لندن متفاوت است، زیرا سمت‌الرأس در هر یک از این شهرها متفاوت است. به همین دلیل، لحظهٔ ظهر شرعی در شهرهای مختلف یکسان نیست و با تغییر طول جغرافیایی، تغییر می‌کند. --- ۲. دایرهٔ ارتفاع — خط فرضی بالا-پایین دومین دایرهٔ امروز، «دایرهٔ ارتفاع» یا «دایرهٔ سمت و ارتفاع» نام دارد. این دایره بر خلاف نصف‌النهار که شمالی-جنوبی است، در راستای شرقی-غربی عمل می‌کند. دایرهٔ ارتفاع از سمت‌الرأس (بالای سر) آغاز می‌شود، به جرم آسمانی مورد نظر (مثلاً خورشید یا ماه) می‌رسد و سپس تا افق ادامه پیدا می‌کند. به زبان ساده، دایرهٔ ارتفاع، خطی است که جرم آسمانی را به نقطهٔ بالای سر شما وصل می‌کند. دو مفهوم بسیار مهم از این دایره استخراج می‌شود: · ارتفاع: فاصلهٔ زاویه‌ای جرم آسمانی از افق. اگر خورشید درست روی افق باشد، ارتفاع آن صفر درجه است. اگر درست بالای سر باشد، ارتفاع آن ۹۰ درجه است. ارتفاع با ابزاری به نام «اسطرلاب» یا «ربع مجیب» اندازه‌گیری می‌شود و در استخراج اوقات شرعی کاربرد فراوان دارد. · سمت: زاویهٔ افقی جرم آسمانی نسبت به نقطهٔ جنوب (در نجوم اسلامی، مبدأ سمت معمولاً نقطهٔ جنوب است). برای نمونه، اگر سمت خورشید ۹۰ درجه باشد، یعنی خورشید دقیقاً در غرب قرار دارد. سمت، در تعیین جهت قبله نقشی اساسی ایفا می‌کند. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Altitude and azimuth astronomy --- رابطهٔ نصف‌النهار و دایرهٔ ارتفاع این دو دایره، شبکه‌ای فرضی بر آسمان تشکیل می‌دهند که موقعیت هر جرم آسمانی با آن‌ها مشخص می‌شود. نصف‌النهار، مبدأ اندازه‌گیری زمان ظهر است و دایرهٔ ارتفاع، معیار سنجش فاصلهٔ خورشید از افق. هنگامی که خورشید به نصف‌النهار می‌رسد، ارتفاع آن به حداکثر روزانهٔ خود می‌رسد و این لحظه، ظهر شرعی است. همچنین، با داشتن سمت قبله و ارتفاع خورشید، می‌توان زمان دقیق نماز را در هر نقطه از زمین محاسبه کرد. برای نمونه، یکی از روش‌های سنتی تعیین قبله چنین است: منتظر می‌مانیم تا خورشید به سمت دقیق قبله برسد (یعنی سمت خورشید با سمت قبله یکی شود). در آن لحظه، سایهٔ شاخص، جهت قبله را نشان می‌دهد. این روش ساده، بدون استفاده از هیچ ابزاری، حاصل کاربرد مستقیم مفهوم «سمت» از دایرهٔ ارتفاع است. --- کاربرد این دو دایره در احکام

  • سومین دایرهٔ بنیادین، «افق» نام دارد. افق، دایره‌ای است که از نقطهٔ ایستادن ناظر (شما) می‌گذرد و کرهٔ آسمان را به دو نیمکرهٔ بالایی و پایینی تقسیم می‌کند. نیمکرهٔ بالایی همان بخشی از آسمان است که می‌بینیم (آسمان مرئی) و نیمکرهٔ پایینی بخشی است که در زیر پای ما قرار دارد و از دید پنهان است. به بیان دقیق‌تر، صفحهٔ افق بر راستای شاقولی (خط عمود از نقطهٔ ایستادن شما به مرکز زمین) عمود است. برخلاف معدّل‌النهار و منطقةالبروج که برای همهٔ ساکنان زمین یکسان هستند، افق برای هر ناظر منحصر به فرد است. افق یک ناظر در تهران با افق ناظری در مکه، استانبول یا لندن متفاوت است، زیرا هر یک در نقطه‌ای متفاوت از کرهٔ زمین ایستاده‌اند. این تفاوت، پیامد مستقیم کرویت زمین است و اهمیت آن در نجوم احکامی بسیار زیاد است؛ چرا که وقت طلوع و غروب خورشید، زمان اذان، و حتی امکان رؤیت هلال ماه، همگی به موقعیت افق همان ناظر خاص بستگی دارد. افق خود بر دو گونه است: افق حقیقی و افق ظاهری. افق حقیقی، همان دایرهٔ فرضی ریاضی است که دقیقاً ۹۰ درجه از سمت‌الرأس (نقطهٔ درست بالای سر ناظر) فاصله دارد. اما افق ظاهری، آن چیزی است که ما در طبیعت می‌بینیم و تحت تأثیر پستی و بلندی‌های زمین، ساختمان‌ها و کوه‌ها قرار دارد. در محاسبات نجومی، همواره افق حقیقی ملاک است. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Astronomical horizon and zenith diagram --- 🔗 پیوند و زاویه‌های میان سه دایره اینک که هر سه دایره را شناختیم، باید رابطهٔ آن‌ها با یکدیگر را درک کنیم. این روابط، بنیان تمام محاسبات نجومی ما را تشکیل می‌دهند. ۱. زاویهٔ میان معدّل‌النهار و منطقةالبروج: صفحهٔ این دو دایره بر هم منطبق نیستند، بلکه با زاویه‌ای حدود ۲۳ درجه و ۲۶ دقیقه و ۲۴ ثانیه (به اختصار ۲۳.۴۴ درجه) نسبت به هم مایل هستند. این زاویه را «میل کلّی» می‌نامند. علت پدید آمدن فصل‌های سال دقیقاً همین انحراف است. اگر این زاویه صفر بود، خورشید همواره بر استوای آسمان حرکت می‌کرد و ما نه تابستانی داشتیم و نه زمستانی. دو نقطهٔ تلاقی این دو دایره، همان نقاط اعتدال بهاری و پاییزی هستند. ۲. رابطهٔ افق با آن دو دایره: برخلاف زاویهٔ ثابت میان معدّل‌النهار و منطقةالبروج، موقعیت افق نسبت به این دو دایره متغیر است و بستگی کامل به «عرض جغرافیایی» محل ایستادن ناظر دارد. در استوای زمین، افق بر معدّل‌النهار عمود است. هرچه به سوی قطب‌ها پیش برویم، این زاویه تغییر می‌کند تا جایی که در قطب شمال، معدّل‌النهار دقیقاً بر افق منطبق می‌شود و خورشید به مدت شش ماه در آسمان می‌ماند و شش ماه در زیر افق پنهان است. --- 🕌 کاربرد این سه دایره در احکام نجومی شاید بپرسید این دانسته‌ها چه ربطی به احکام شرعی دارد؟ پاسخ آن است که: · تعیین وقت نمازهای یومیه نیازمند شناخت موقعیت خورشید نسبت به افق و نصف‌النهار (که خود از امتداد قطبین و سمت‌الرأس می‌گذرد) است. ظهر شرعی لحظه‌ای است که خورشید از نصف‌النهار محل عبور کند. · استخراج جهت قبله برای هر شهر، با استفاده از مختصات کروی و روابط مثلثاتی میان دایره‌های بزرگ صورت می‌گیرد. زاویهٔ انحراف قبله از جنوب، بر اساس طول و عرض جغرافیایی مکه و شهر مورد نظر، روی کرهٔ آسمان محاسبه می‌شود. · رؤیت هلال ماه‌های قمری کاملاً به موقعیت ماه بر روی دایرةالبروج، زاویهٔ آن با افق، و زمان غروب خورشید بستگی دارد. ماه نو باید به اندازهٔ کافی از خورشید فاصله گرفته و ارتفاعش از افق به حدی رسیده باشد که نور آن قابل مشاهده باشد. · تشخیص وقت نماز آیات (خسوف و کسوف) مستلزم محاسبهٔ دقیق لحظه‌ای است که ماه به سایهٔ زمین وارد می‌شود (خسوف) یا سایهٔ ماه بر زمین می‌افتد (کسوف)، که این نیز جز از مسیر شناخت دایره‌های فلکی میسر نیست. پس آنچه در نگاه نخست رسم خطوطی فرضی بر آسمان می‌نماید، در حقیقت ابزاری برای بندگی دقیق‌تر و آگاهانه‌تر است. در گفتار بعد، وارد بحث «نصف‌النهار و دایرهٔ ارتفاع» خواهیم شد که مستقیماً به تعیین وقت ظهر شرعی و سایر اوقات نماز مربوط می‌شود. ---

  • توضیح کامل گفتار سوم -- 🌐 گفتار سوم: دایره‌های بزرگ فلکی پیش از آنکه وارد محاسبات نجوم احکامی شویم، باید با ساختار آسمان از دیدگاه هیئت قدیم آشنا شویم. در این نگرش، آسمان به صورت کره‌ای توخالی و عظیم تصور می‌شود که زمین در مرکز آن جای دارد و ستارگان، خورشید، ماه و سیارات بر سطح درونی این کره یا بر افلاکی شفاف که درون آن قرار دارند، حرکت می‌کنند. این مدل را امروزه «مدل زمین‌مرکزی» یا «مدل بطلمیوسی» می‌نامند. اگرچه پس از کپرنیک و گالیله دانستیم که خورشید مرکز منظومه است، اما برای بسیاری از محاسبات موضعی و شرعی، همان مدل قدیم کاربرد دارد و نتایج آن با رصدهای امروزی نیز سازگار است. بر این کرهٔ آسمانی، چندین دایرهٔ فرضی تعریف می‌شود که تمام اندازه‌گیری‌های نجومی بر اساس آن‌ها صورت می‌گیرد. این دایره‌ها را «دایره‌های عظیمه» (دایره‌های بزرگ فلکی) می‌نامند، زیرا هر یک کرهٔ آسمان را به دو نیمهٔ برابر تقسیم می‌کنند. امروز سه مورد از مهم‌ترین آن‌ها را بررسی می‌کنیم: معدّل‌النهار، منطقةالبروج و افق. --- ۱. ☀️ معدّل‌النهار — استوای آسمانی نخستین و شاید بنیادی‌ترین دایره در نجوم کروی، «معدّل‌النهار» نام دارد. برای درک آن، کافی است صفحهٔ استوای زمین را در ذهن خود آن‌قدر گسترش دهیم تا با کرهٔ آسمان برخورد کند. حاصل این گسترش، دایره‌ای فرضی بر پهنهٔ آسمان است که دقیقاً در راستای استوای زمین قرار دارد. به بیان ساده‌تر، معدّل‌النهار همان استوای زمین است که به آسمان فرافکنی (تصویر) شده باشد. اما چرا آن را «معدّل النهار» یعنی «تنظیم‌کنندهٔ روز» نامیده‌اند؟ دلیل آن روشن است: دو روز در سال، خورشید در مسیر حرکت سالانهٔ خود دقیقاً بر روی این دایره قرار می‌گیرد. در این دو روز که به «اعتدال بهاری» (اول فروردین، حدود ۲۱ مارس) و «اعتدال پاییزی» (اول مهر، حدود ۲۳ سپتامبر) معروف‌اند، طول شب و روز در سراسر کرهٔ زمین با یکدیگر برابر می‌شود؛ دوازده ساعت روز و دوازده ساعت شب. این برابری، حاصل قرارگیری خورشید بر استوای آسمانی است و نام «معدّل‌النهار» نیز از همین ویژگی گرفته شده است. از دیدگاه مختصات آسمانی، معدّل‌النهار مبدأ اندازه‌گیری «میل» (Declination) است؛ یعنی فاصلهٔ زاویه‌ای هر جرم آسمانی از استوای آسمان. اگر ستاره‌ای درست روی معدّل‌النهار باشد، میل آن صفر است. اگر به سمت قطب شمال آسمان برویم، میل مثبت و اگر به سمت قطب جنوب برویم، میل منفی می‌شود. این مفهوم دقیقاً شبیه «عرض جغرافیایی» روی زمین است که از استوا اندازه‌گیری می‌شود. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Celestial Equator and declination --- ۲. ♈️ منطقةالبروج — مسیر سالانهٔ خورشید و کمربند برج‌ها دومین دایرهٔ مهم، «منطقةالبروج» یا «دایرةالبروج» نام دارد. این دایره، مسیر ظاهری حرکت سالانهٔ خورشید در زمینهٔ ستارگان ثابت است. اگر در طول یک سال، هر شب در یک ساعت مشخص به آسمان نگاه کنیم و جای خورشید را نسبت به ستاره‌های پس‌زمینه ثبت کنیم، خواهیم دید که خورشید روی یک دایرهٔ مشخص حرکت می‌کند و پس از یک سال به نقطهٔ آغازین بازمی‌گردد. این دایره، همان منطقةالبروج است. پهنای این مسیر آسمانی حدود ۲۰ درجه (در برخی منابع ۱۸ درجه) در نظر گرفته می‌شود؛ یعنی کمربندی به پهنای ۲۰ درجه که ۱۰ درجه بالاتر و ۱۰ درجه پایین‌تر از خط اصلی دایرةالبروج را پوشش می‌دهد. در این محدوده، ۱۲ صورت فلکی معروف جای گرفته‌اند که آن‌ها را «بروج دوازده‌گانه» یا «صور منطقةالبروج» می‌نامیم: حَمَل (برّه)، ثور (گاو)، جوزا (دوپیکر)، سرطان (خرچنگ)، اسد (شیر)، سنبله (خوشه)، میزان (ترازو)، عقرب (کژدم)، قوس (کماندار)، جَدْی (بزغاله)، دلو (آب‌ریز) و حوت (ماهی). نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، تفاوت میان «برج» و «صورت فلکی» است. برج‌ها تقسیم‌بندی‌ای ریاضی و قراردادی هستند: هر برج دقیقاً ۳۰ درجه از دایرةالبروج را اشغال می‌کند (۱۲ برج × ۳۰ درجه = ۳۶۰ درجه). اما صورت‌های فلکی واقعی در آسمان، اندازه‌های متفاوتی دارند و مرزهایشان دقیقاً بر این تقسیم‌بندی منطبق نیست. در نجوم احکامی کلاسیک، آنچه ملاک محاسبه است، «برج» به معنای بخش ۳۰ درجه‌ای دایرةالبروج است، نه خود صورت فلکی. برای نمونه، هنگامی که می‌گوییم «خورشید در برج سرطان است»، یعنی خورشید در آن قطاع ۳۰ درجه‌ای از دایرةالبروج قرار گرفته که نام «سرطان» بر آن نهاده شده است. ماه و سیارات پنجگانه (زحل، مشتری، مریخ، زهره و عطارد) نیز مدارهایی نزدیک به دایرةالبروج دارند و همواره در همین محدودهٔ ۲۰ درجه دیده می‌شوند. از همین رو، رصد و پیش‌بینی موقعیت آن‌ها نیازمند شناخت دقیق منطقةالبروج است. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Ecliptic path and zodiac constellations --- ۳. 🌅 افق — مرز دید ناظر

  • -- 🌐 گفتار سوم: دایره‌های بزرگ فلکی پیش از ورود به محاسبات نجوم احکامی، باید با ساختار آسمان از دیدگاه هیئت قدیم آشنا شویم. آسمان در این نگرش، کره‌ای فرضی است که زمین در مرکز آن جای دارد و اجرام آسمانی بر روی این کره حرکت می‌کنند. بر این کره، چند دایرهٔ فرضی و بسیار مهم تعریف می‌شود که تمام اندازه‌گیری‌های نجومی بر اساس آن‌ها انجام می‌گیرد. امروز سه دایرهٔ اصلی را معرفی می‌کنیم. --- ۱. معدّل‌النهار — استوای آسمانی اگر صفحهٔ استوای زمین را آن‌قدر گسترش دهیم که با کرهٔ آسمان برخورد کند، دایره‌ای پدید می‌آید که آن را «معدّل‌النهار» می‌نامند. نامش را مدیون این ویژگی است که روزهایی از سال، خورشید دقیقاً بر روی این دایره قرار می‌گیرد و در نتیجه، طول شب و روز در سراسر زمین برابر می‌شود (اعتدال بهاری و پاییزی). این دایره، مبدأ اندازه‌گیری بسیاری از مختصات آسمانی است. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Celestial Equator diagram --- ۲. منطقةالبروج — مسیر سالانهٔ خورشید خورشید در طول یک سال، مسیر مشخصی را در زمینهٔ ستارگان می‌پیماید. به این مسیر دایره‌ای، «منطقةالبروج» یا «دایرةالبروج» گفته می‌شود. پهنای این کمربند آسمانی حدود ۲۰ درجه است و ۱۲ صورت فلکی معروف (حَمَل، ثور، جوزا و...) در همین محدوده جای گرفته‌اند. ماه و سیارات پنجگانه نیز همواره در همین ناحیه حرکت می‌کنند. هرگاه گفته می‌شود «خورشید در برج سنبله است»، یعنی موقعیت خورشید روی این دایره در محدودهٔ آن برج قرار دارد. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Ecliptic and zodiac band --- ۳. افق — مرز ناظر و آسمان افق، دایره‌ای است که از محل ایستادن ناظر (یعنی شما) بر کرهٔ آسمان رسم می‌شود و آسمان را به دو نیمکرهٔ بالایی (مرئی) و پایینی (غیرمرئی) تقسیم می‌کند. برخلاف دو دایرهٔ پیشین، افق برای هر ناظر منحصر به فرد است و با تغییر مکان، تغییر می‌کند. هر آنچه بالای افق قرار گیرد، قابل رؤیت است و هرچه پایین آن رود، از دید پنهان می‌شود. 📌 برای مشاهدهٔ تصویر، در گوگل سرچ کنید: Astronomical horizon --- پیوند این سه دایره معدّل‌النهار ───── \ (زاویهٔ میل: ۲۳/۵ درجه) منطقةالبروج ───── \ (وابسته به عرض جغرافیایی ناظر) افق ───────── معدّل‌النهار و منطقةالبروج با زاویه‌ای ثابت حدود ۲۳/۵ درجه نسبت به هم مایل هستند. این انحراف، علت پدید آمدن فصل‌هاست. افق نیز بسته به عرض جغرافیایی ناظر، نسبت به آن دو زاویه‌ای متفاوت پیدا می‌کند. تمام محاسبات نجوم احکامی، از تعیین وقت نماز تا استخراج جهت قبله و رؤیت هلال، بر پایهٔ همین دایره‌ها بنا شده است.

  • گفتار دوم: شکل زمین؛ کروی یا مسطح؟ ببینید دوستان، قبل از اینکه بریم سراغ ستاره‌ها و ماه و خورشید، باید تکلیف‌مون رو با زمینی که روش زندگی می‌کنیم روشن کنیم. خیلی از محاسبات نجومی ما اگر زمین رو صاف و تخت در نظر بگیریم، کلاً غلط از آب درمیاد. پس اول باید ثابت کنیم که زمین گرد است (یعنی کروی است). نه با حرف، بلکه با دلیل‌های ساده‌ای که همه بفهمن. چرا قدما باور داشتن زمین کره‌ست؟ شاید فکر کنید قدیمی‌ها فکر می‌کردن زمین مثل یک سینی صافه و اگه بری تهش از لبه پرت می‌شی پایین! اما واقعیت اینه که دانشمندان بزرگ ما مثل ابوریحان بیرونی، خواجه نصیر و حتی یونانی‌های قدیم، کاملاً می‌دونستن زمین گرده. چه جوری؟ ۱. دیدن دکل کشتی از دور : وقتی یه کشتی از بندر دور می‌شه، اول بدنه‌اش از نظر ناپدید می‌شه و بعد دکلش. اگه زمین صاف بود، کل کشتی باید یکدفعه کوچک می‌شد و محو می‌شد. این محو شدن تدریجی، یعنی زمین خمیدگی داره. ۲. سایهٔ زمین روی ماه : وقتی ماه‌گرفتگی (خسوف) رخ می‌ده، سایهٔ زمین روی ماه می‌افته. اگه دقت کنید، لبهٔ این سایه همیشه به صورت یک کمان دایره‌ست. چیزی که همیشه سایهٔ گرد بندازه، فقط یه چیزه: یک کره. یه صفحهٔ صاف نمی‌تونه همیشه سایهٔ دایره‌ای بسازه. ۳. تغییر جای ستاره‌ها در سفر : وقتی به سمت شمال یا جنوب سفر می‌کنی، ستاره‌هایی رو می‌بینی که قبلاً نمی‌دیدی و برعکس. ستارهٔ قطبی (همون ستاره‌ای که تقریباً ثابت‌ست و شمال رو نشون می‌ده) در شهرهای جنوبی پایین‌تر میاد، در شهرهای شمالی بالاتر. روی زمین صاف نباید چنین اتفاقی بیفته. این یعنی سطح زمین خمیده‌ست. استدلال باحال ابوریحان بیرونی بیرونی یه روش خیلی جالب و دقیق داشت برای اثبات گردی زمین (که توی کتاب التفهیم و قانون مسعودی بهش اشاره کرده): فرض کن کنار دریا روی یه بلندی ایستادی. یه قطعه چوب یا یه شاقول (همون ریسمان وزنه‌دار) رو دست می‌گیری و نگاه می‌کنی به افق (خط مرز آسمان و دریا). بعد می‌بینی که هر چی بالاتر می‌ری، افق ازت دورتر می‌شه. یعنی اون نقطه‌ای که آسمون و آب به هم می‌رسن، عقب‌تر می‌ره. اگه زمین صاف بود، افق همیشه ثابت بود. این پایین رفتن افق، دقیقاً به‌خاطر گردی زمینه. نتیجهٔ مهم و شرعی ماجرا خب، گرد بودن زمین چه ربطی به احکام ما داره؟ خیلی زیاد! · قبله‌ای که ما اینجا می‌خوایم محاسبه کنیم، روی یک کره حساب می‌شه، نه روی کاغذ صاف. پس زاویه‌ها فرق می‌کنه. · وقت نماز ظهر در شهرهای مختلف با هم فرق داره، چون خورشید برای همه جا همزمان در یک نقطه نیست. این یعنی ظهر تهران با ظهر استانبول یا مکه یکسان نیست. · وقتی ما می‌خوایم ماه نو رو رصد کنیم، باید جای ناظر روی کرهٔ زمین رو بدونیم. یک هلال ممکنه در یک کشور دیده بشه و در کشور دیگه نشه، چون زمین گرده و زاویهٔ دید فرق می‌کنه. پس همین که فهمیدیم زمین کره‌ست، اولین آجر بنای نجوم احکامی ما رو گذاشتیم.

  • 📖 گفتار اول: نجوم احکامی چیست و چرا مسلمانان آن را بنا نهادند؟ بسم الله. اول کار بیان کنیم ببینیم اصلاً ما اینجا چه کاره‌ایم و چی می‌خوایم یاد بگیریم. 🔭 ستاره‌شناسی دو جور است ستاره‌شناسی (همان نجوم) از قدیم دو شاخهٔ بزرگ داشته: ۱. نجوم رصدی : یعنی بروی پشت بام، بیابان یا رصدخانه، با چشم یا با دوربین، جای ستاره و ماه و خورشید رو اندازه بگیری، ثبت کنی، جدول درست کنی. این کار منجم و ریاضیدان است و کاملاً علمی و قابل اثبات است. ۲. نجوم احکامی : یعنی بر اساس همان اندازه‌گیری‌های دقیق، حکم صادر کنی. حالا این حکم می‌تونه از جنس «فلان موقع فلان ستاره طلوع می‌کنه، پس وقت نماز صبحه» باشه، یا می‌تونه از جنس «چون مریخ توی برج فلان قرار گرفته، حتماً جنگی درمی‌گیره». فرق این دو تا، فرق علم و خرافاته. ما توی این کانال، شاخهٔ اول نجوم احکامی رو کار داریم، یعنی: استفاده از نجوم رصدی برای استخراج احکام علمی و دقیق، مثل وقت نماز، جهت قبله، روز اول ماه، و زمان خورشیدگرفتگی. این کار رو علما و منجمین بزرگ مسلمان پایه‌گذاری کردن، نه پیشگوها. 🕌 چرا مسلمانان نجوم احکامی را بنا کردند؟ شاید بپرسی مگر دین با ستاره چه کار دارد؟ جوابش خیلی جالبه. مسلمانان از همان روزهای اول متوجه شدن که چهار عبادت مهم بدون نجوم ممکن نیست: ۱. نمازهای پنجگانه : باید بفهمی ظهر شرعی چه وقت است، یعنی چه لحظه‌ای خورشید از وسط آسمان رد می‌شود و سایه به حد معینی می‌رسد. ۲. روزه و عید فطر و قربان : باید ماه نو (هلال) را دقیق رصد کنی تا بگویی فردا اول ماه رمضان است یا نه. یک اشتباه، روزهٔ میلیون‌ها نفر را باطل می‌کند. ۳. قبله : از هر کجای زمین که باشی، باید جهت کعبه را پیدا کنی. این بدون ریاضیات کروی و نجوم ممکن نیست. ۴. نماز آیات (خورشید و ماه‌گرفتگی) : باید بدانی کِی گرفتگی (کسوف یا خسوف) رخ می‌دهد تا نماز آیات قضا نشود. پس مسلمانان برای عبادتِ درست و به‌موقعِ خدا نیاز ضروری به نجوم پیدا کردند. اینجا بود که خلفا و وزیران، منجمین را استخدام کردند، رصدخانه ساختند، و کتاب‌های یونانی و هندی و ایرانی را ترجمه کردند. 📚 کاری که بیرونی کرد حدود هزار سال پیش، ابوریحان بیرونی (همان دانشمند بزرگ ایرانی) کتابی نوشت به اسم «التفهیم لاوائل صناعة التنجیم» یعنی «فهماندن مقدمات ستاره‌شناسی به تازه‌کارها». این کتاب یک شاهکار است. چرا؟ چون بیرونی یک دانشمند درجه یک بود، اما حاضر شد کتاب رو به صورت پرسش و پاسخ بنویسه، با زبان ساده، تا هر کسی که سواد مقدماتی داره هم بفهمد. کار ما هم در این کانال دقیقاً ادامهٔ راه بیرونی است: سنگین‌ترین مفاهیم نجوم کلاسیک را با ساده‌ترین زبان ممکن. پس ما اینجا قرار نیست طالع‌بینی کنیم، قراره مثل بیرونی، مثل خواجه نصیر طوسی، مثل الغ‌بیگ، علم نجوم احکامی رو یاد بگیریم؛ همون علمی که به آدم میگه کجا بایسته نماز بخونه، کِی روزه بگیره، و چگونه آسمان را مثل یک کتاب باز بخواند. ---

  • Channel name was changed to «آموزش کامل احکام نجوم از مقدماتی تا پیشرفته مخصوص علوم غریبه»

  • Channel photo updated

  • Channel photo removed

  • ۹۱. عقول عشره و افلاک نه‌گانه: فلسفهٔ فارابی و ابن‌سینا ۹۲. حرکت قهقرایی افلاک از نظر ملاصدرا ۹۳. چرا نجوم احکامی محکوم شد؟ فتوای ابن‌تیمیه و دیگران ۹۴. رسائل اخوان‌الصفا در نجوم ۹۵. علم الهیئات و نسبت آن با هیئت بطلمیوسی ۹۶. نجوم در قرآن: اشارات و تفسیر ۹۷. مسجد و محراب: معماری بر اساس نجوم ۹۸. نجوم احکامی در تمدن اسلامی: از اندلس تا جاوه ۹۹. چرا زیج‌نویسی متوقف شد؟ ظهور تلسکوپ و مرگ بطلمیوس ۱۰۰. افق پیش رو: نجوم اسلامی در قرن ۲۱

  • 📜 فهرست صدگانه: از صفر تا زیج‌نویسی دفتر یکم: کلیات و هندسهٔ افلاک (گفتار ۱ تا ۱۲) ۱. نجوم احکامی چیست و چرا مسلمانان آن را بنا نهادند؟ ۲. فرق نجوم رصدی و نجوم احکامی و تنجیم ۳. جهان در چشم قدما: کائنات چندطبقه ۴. شکل زمین: کروی یا مسطح؟ ادلهٔ بیرونی در التفهیم ۵. اثبات کرویت زمین با کشتی و ستارهٔ قطبی ۶. دایره‌های بزرگ فلکی: معدّل‌النهار، منطقة‌البروج، افق ۷. نصف‌النهار و دایرهٔ ارتفاع: ستون فقرات نجوم محلی ۸. قطب آسمان و حرکت روزانهٔ سپهر ۹. طول و عرض جغرافیایی بلاد و قبله‌یابی قدما ۱۰. سمت و ارتفاع: دو بال ستاره‌شناسی رصدی ۱۱. منطقةالبروج؛ کمربند دوازده‌گانه ۱۲. برج‌های فلکی و صورت‌های فلکی: فرقشان چیست؟ دفتر دوم: خورشید، ماه، سیارات (گفتار ۱۳ تا ۲۷) ۱۳. خورشید در نجوم بطلمیوسی: فلک خارج‌المرکز ۱۴. حرکت سالانهٔ خورشید و نقطهٔ اوج و حضیض ۱۵. اعتدالین و انقلابین: بهار و پاییز فلکی ۱۶. معادلة‌الزمان: چرا ظهر شرعی هر روز در یک ساعت رخ می‌دهد؟ ۱۷. ماه: فلک تدویر و حرکت ماهانه ۱۸. اَهِلّه و محاق: چگونه هلال متولد می‌شود؟ ۱۹. شرائط رؤیت هلال از دید بیرونی و خواجه نصیر ۲۰. خسوف و کسوف در نجوم قدیم: حساب کسوف در زیج بیهقی ۲۱. سیارات خمسه: زحل، مشتری، مریخ، زهره، عطارد ۲۲. حرکت رجوعی سیارات و توجیه آن با افلاک تدویر ۲۳. شرف و هبوط، وبال و اوج: مصطلحات احکامی سیارات ۲۴. جدول مقادیر حرکات سیارات در زیج‌ها ۲۵. اقتران و استقبال: اجتماع و تقابل سیارات ۲۶. قرانات کواکب در تاریخ اسلامی: از طوفان نوح تا ظهور مغول ۲۷. تسخیر کواکب یا تسخیر عقل؟ نگاه فلسفی ابن‌سینا به احکام دفتر سوم: مقولات نجوم کروی و مواقیت (گفتار ۲۸ تا ۴۲) ۲۸. طلوع و غروب کواکب: طالع و غارب ۲۹. طلوع صادق و طلوع کاذب: فجر و شفق از نگاه منجم ۳۰. اوقات شرعی در زیج‌ها: نمازهای پنجگانه ۳۱. زوال و ظهر شرعی: سایهٔ شاخص ۳۲. قبله‌یابی با دایرهٔ هندیه ۳۳. قبله‌یابی با اسطرلاب ۳۴. نصف‌النهار و تعیین آن با خورشید ۳۵. سمت قبله در بلاد مختلف: از اندلس تا سمرقند ۳۶. زاویهٔ قبله در زیج ایلخانی ۳۷. دایرة‌الأفق و خط نصف‌النهار روی صفحه ۳۸. حرکت روزانهٔ آفتاب و رسم آن روی کره ۳۹. شب و روز شرعی و عرفی ۴۰. طلوع و غروب کاذب و حقیقی ۴۱. سایهٔ شاخص و تعیین وقت ظهر ۴۲. سمت الرأس و سمت القدم: تعریف و کاربرد دفتر چهارم: ابزارهای رصد (گفتار ۴۳ تا ۵۴) ۴۳. اسطرلاب: سلطان آلات نجومی ۴۴. اجزای اسطرلاب: عنکبوت، صفیحه، عضاده ۴۵. کار با اسطرلاب: ارتفاع خورشید ۴۶. استخراج سمت قبله با اسطرلاب ۴۷. اسطرلاب کروی و اسطرلاب مسطح ۴۸. ربع مجیب: ابزار محاسبات مثلثاتی ۴۹. ذات‌الحلق: حلقه‌های بطلمیوسی ۵۰. شاخص و دایرهٔ هندیه: ساده‌ترین ابزار ۵۱. آلات رصد در مراغه و سمرقند ۵۲. ذات‌الاوتار و سدس فخری ۵۳. تقویم‌نویسی با ابزار ساده ۵۴. ساختن اسطرلاب کاغذی دفتر پنجم: زیج‌ها و جداول (گفتار ۵۵ تا ۶۸) ۵۵. زیج چیست؟ فرهنگ لغت فلکی مسلمانان ۵۶. زیج شهریار: میراث ساسانی در نجوم اسلامی ۵۷. زیج ممتحن: کار بزرگ مأمون عباسی ۵۸. زیج بیهقی: اقتدار نجوم در خراسان ۵۹. زیج ایلخانی: گنجینهٔ خواجه نصیر طوسی ۶۰. زیج الغ‌بیگ: آخرین شکوفایی سمرقند ۶۱. چگونه یک زیج را بخوانیم؟ ۶۲. جدول تعدیل‌ها و جداول حرکات ۶۳. ورود به جداول با تاریخ هجری و یزدگردی ۶۴. تبدیل تاریخ‌ها: هجری، میلادی، یزدگردی، اسکندری ۶۵. استخراج موقعیت خورشید از زیج ایلخانی ۶۶. استخراج موقعیت ماه از زیج ایلخانی ۶۷. محاسبهٔ اوقات شرعی با زیج ۶۸. محاسبهٔ رؤیت هلال با زیج دفتر ششم: نجوم عملی و میدانی (گفتار ۶۹ تا ۸۰) ۶۹. تعیین سمت قبله بی‌هیچ ابزار ۷۰. پیدا کردن شمال حقیقی در شب و روز ۷۱. ساخت تقویم شمسی با شاخص ۷۲. تعیین نوروز حقیقی ۷۳. طول سال شمسی و قمری: اختلاف‌ها ۷۴. کبیسه‌ها: شمسی، قمری، میلادی ۷۵. چرا ماه رمضان در فصل‌ها می‌چرخد؟ ۷۶. سال یزدگردی و خراجی: تقویم‌های مالی ایران قدیم ۷۷. گاهشماری هجری شمسی: ابتکار عبدالغفار نجم‌الدوله ۷۸. برج‌های فلکی در شعر و ادب فارسی ۷۹. فالنامه و زیج: مرز علم و خرافه کجاست؟ ۸۰. یک منجم حرفه‌ای چه می‌داند که عوام نمی‌دانند؟ دفتر هفتم: آسمان شب و رصد ستارگان (گفتار ۸۱ تا ۹۲) ۸۱. شناخت صورت‌های فلکی مهم: دب اکبر، جبّار، عقرب ۸۲. ستارگان ثوابت و قدر آنها ۸۳. فهرست عبدالرحمان صوفی: اولین اطلس ستاره‌ای اسلام ۸۴. شعرای یمانی، سهیل، قلب‌العقرب: ستارگان معروف ۸۵. منازل قمر: ۲۸ ایستگاه ماه در آسمان ۸۶. انواء و طوالع: نجوم عربی در خدمت کشاورزی ۸۷. ستارهٔ قطبی در گذر زمان: جُدی و فرقدان ۸۸. مثلث تابستانی و زمستانی: راهنمای آسمان شب ۸۹. راه شیری در نجوم اسلامی ۹۰. شهاب و شهب: تفاوت در نگاه قدما دفتر هشتم: فلسفه و متافیزیک نجوم (گفتار ۹۱ تا ۱۰۰)

  • و عناوین زیر از این لحظه به بعد. توسط استاد میثم قیاسی بصورت کامل آموزش داده میشه

  • و این کانال تغیر کاربری میده به کانال اموزش نجوم احکامی