محمد جواد پرچمی
Статистикаبنا نبود که عاشق کنی محل ندهی . . . @ertebatmardomi
- Последний пост
- 15 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
براى خطه عزیز #جنوب طلوع کرده وطن از غروب دریایش هویت همه شد نام خوب دریایش خلیج فارس عجب مردمی به ما داده شدند اسلحه نقره کوب دریایش قشون دشمن خاکش ، کف روی آب است سپاه خصم رود در رسوب دریایش بگو به دشمن ایران که غرق خواهی شد چنان زباله تو در رُفت و روب دریاش... به چابهار و به بوشهر و بندرعباسش که ایستاده بمیریم رو به دریایش سلام بر شرف مردم نجیب جنوب سلام بر وطن و بر جنوب دریایش محمدجواد پرچمی
без подписи
#لبیک #یالثارات_الخامنه_ای بس است شعر یتیمی و سوگ را خواندن بس است روضه گرفتن بس است گریاندن مباد آنکه در این داغ سخت ، سرد شویم دوباره سِر بشویم و بدون درد شویم بدان که دشمن از این سوگ ، خلسه میخواهد ولی امام شهیدت حماسه میخواهد مباد باز اسیر کلیشه ها بشویم اسیر وعده وعید همیشه ها بشویم بس است گریه ، وداع از ملال باید کرد برای خلق حماسه قتال باید کرد بگو معامله عده ای سیاسی را مذاکرات دروغین دیپلماسی را جواب دشمن سفاک در محاربه است بس است صبر ومدارا ، دلیل : تجربه است امام جامعه را کشته اند میفهمید؟ طناب حیله گری رشته اند میفهمید؟ تقاص خون صد و شصت و هشت کودکمان به گردن همه باشد ، بزرگ و کوچکمان مرام شیعه ندارد قصور و کوتاهی بریز خون مرا در ازای خونخواهی قسم به مشت گره کرده ات به اندوهت هنوز بر سرما هست دست مجروحت شهادت تو عجب محشری بپا کرده که جای جای وطن را چو کربلا کرده اگرچه خون خودت را تو خونبها کردی به سرزمینت ابر قدرتی عطا کردی تو را اگر به صف کربلا گذر میشد سپاه جد تو هفتاد و سه نفر میشد زهیر کو که به ایمان تو صلا گوید کجاست عابس تا بر تو مرحبا گوید حبیب کو که برآرد زبان به تحسینت که مدحت تو بگوید زمان تدفینت وهب بگوید عجب با اراده جان دادی حسین وار تو با خانواده جان دادی حکایت تو به تاریخ همچو افسانه ست مثال بارز یک مرگ قهرمانانه ست اگرچه سخت شده از میان ما بروی بناست تا پس از عمری به کربلا بروی برو شهید خدا ، وصل نوش جانت باد طواف صحن ابالفضل نوش جانت باد برو که خون تو فصل جدید آگاهیست وظیفه من و ما هم پس از تو خونخواهیست مرام شیعه ندارد قصور وکوتاهی بریز خونمرا در ازایخونخواهی #محمد_جواد_پرچمی
ما را ببر به سیر الی الله زودتر جان مرا بگیر در این راه زودتر از حس و حال شهر بگو: عین کربلاست انگار اربعین شده یکماه زودتر #محمد_جواد_پرچمی
без подписи
#غدیریه قسم به چشمه و باران قسم به رود خروشان قسم به محشر و میزان قسم به حوری و قلمان قسم به نوح و سلیمان قسم به یوسف کنعان قسم به آیه تطهیر و نص علم الانسان گرفته ام ز علی جان ، فقط دهم به علی جان خم محبت مولا به طبع هرکه نسازد شب غدیر به حالش هوای برکه نسازد کسی ز شاخه انگور تیر و ترکه نسازد شراب مستی ما را بگو که سرکه نسازد که مست میکنم امشب نجف مقابل ایوان نمی دهم به جنان سایه سار نخل نجف را نمی دهم به جهان درهمی ز دخل نجف را نوشته در شجره نامه ام ز نسل نجف را حرارتی است در آنجا که فصل فصل نجف را اگر که غوره بریزی شراب می شود آسان چه داشت آب نجف که شراب مزمزه کردم که با حقارت نفسم دگر مبارزه کردم به پشتوانه آن شاه حس جربزه کردم هزار مرتبه گفتم علی و معجزه کردم علیست معجزه ای که ندارد آخر و پایان علی شناس شدم بسکه خانواده علی گفت به گوش من پدرم صبح و شام ناد علی گفت هرآنکسی جلوی ظلم ایستاده علی گفت فقط فقط فقط اینجا حلال زاده علی گفت حلال زادگیم را علیست حجت و برهان علیست شرط درستی گفته ها و سندها علیست راهنمای تمام راه بلدها علی مبین تشخیص خوب هاست ز بدها علیست شرط حلال و حرام زادو ولدها نداشت نطفه پاک آنکه از علیست گریزان به زندگی هدفی جز علی نداشته ایم ما شرافت و شرفی جز علی نداشته ایم ما به دهر جان به کفی جز علی نداشته ایم ما خلیفه خلفی جز علی نداشته ایم ما خلیفه های دروغین که اند ؟ ننگ به آنان علیست آنکه نیاید برای او مترادف علیست آنکه ندارد شبیه بین طوائف علیست آنکه عمل کرده تک به تک به وظائف علیست آنکه به نهج البلاغه بوده مولف علیست حافظ وحی و علیست کاتب قرآن علیست محشر کبری علیست حاکم محشر علیست ساغرو ساقی علیست ساقی و ساغر علیست آخر و اول علیست اول و آخر علیست دلبر و دلدار علیست در دل و دلبر به جز علی چه کسی هست روز واقعه میزان علیست آتی و اسبق علیست قادر مطلق علیست باعث رونق علیست حامل بیرق علیست فاتح بدر و حنین و خیبر وخندق علیست آنکه برایش نوشته حق و مع الحق به جان فاطمه حق با علیست در همه دوران علیست هرچه نگفتم علیست هرچه بگویم علیست هرچه بکارم علیست هرچه برویم علیست هرچه بگیرم علیست هرچه بجویم علیست ذکر نکویم علیست حق حق و هویم علیست افضل الاذکار عارفان مسلمان چه افتخار به از این که دوستدار علی ام یکی ز خیل غلامان بی شمار علی ام در این دوروزه دنیا فقط دچار علی ام زمان مردن خود چشم انتظار علی ام فمن یمت یرنی دیدنی است در بر جانان غدیر چیست ؟ بگو در میان خطبه زهراست غدیر پشت در خانه بین ندبه زهراست غدیر در زدن خانه ها به نوبه زهراست غدیر دست ورم کرده شد که رتبه زهراست غدیر چیست؟ جهاد زنی میانه مردان غدیر بود شروع حسادتی که نوشتند چگونه شرح دهیم از جسارتی که نوشتند هجوم آتش و آن هتک حرمتی که نوشتند زدند فاطمه اش را به شدتی که نوشتند زدند فاطمه را در میان کوچه دوچندان غدیر رمز ورودی کربلای حسین است غدیر حجت شرعی ماجرای حسین است غدیر حرف تمامی خطبه های حسین است سر به نیزه علی گفت این صدای حسین است غدیر معنی آزادگی است در دل میدان خدا كند برسم به شروع ماه محرم خدا كند برسم باز در پناه محرم خدا کند برسم زیر خیمه گاه محرم خدا كند كه بمیرم ز داغ شاه محرم که حق ادا کنم از روضه های سید عطشان #محمد_جواد_پرچمی
без подписи
خبر عجب خبری بود صبرمان کم شد ضیافت رمضان ناگهان محرم شد امان از آن خبری که گرفتنش سخت است شهید خامنه ای ، آه گفتنش سخت است اگرچه آب شدیم و اگرچه شمع شدیم کنار پرچم ایران دوباره جمع شدیم از آن به بعد فقط کار دست مردم بود لوای سرخ علمدار دست مردم بود دمی ز پا ننشست امت عزادارش گرفت از همه لبیک ، این عمارش اگرچه خصم پی خستگی مردم بود زمانه شاهد همبستگی مردم بود گره زدیم به ایمان خشاب اسلحه را کشیده ایم به خاری سپاه ابرهه را محاسبات یهود و قریش برهم خورد دوباره شمر زمان ضرب شست محکم خورد قرار شد صف کفار را عقب بزنیم دوباره بر دهن تجزیه طلب بزنیم نماز وحدت خود را همه اذان دادیم یک اربعین به تمام جهان نشان دادیم که شیعیان علی از کسی نمی ترسند ز های و هوی سگ و کرکسی نمی ترسند یک اربعین همه گفتند نوبت ظفر است آهای مردم دنیا ، خدا بزرگتر است خدا بزرگتر از ناوهای آمریکاست خدا بزرگتر از موشک و هواپیماست خدا بزرگتر از غول های پوشالیست سلاح و ناو ، همانند طبل توو خالیست خدای ظلم سیتزان همیشه همره ماست که ذوالفقار علی نیروی مسلح ماست حماسه ساز ترین ملتید ای مردم از این به بعد ابرقدرتید ای مردم نشان دهید رگ غیرت دلیران را به یاد رهبر ایران ، بخوان ای ایران را #محمد_جواد_پرچمی @mohamadjavadparchami
نماهنگ "مردم پیروز" محمدجواد پرچمی آهنگساز و تنظیم: سروش لاسمی تدوین و گرافیک : مهدی یزدانی مجری طرح: مرکز رویداد رسانه جریان #مردم_پیروز
без подписи
🎬بخوان ای ایران را 🔹شعرخوانی محمدجواد پرچمی درباره حماسه بزرگ ملت ایران . ✅کانال عقیق @aghigh_ir
#یازهرا آفتاب مرا تو شب نکنی چه کنم مرگ را طلب نکنی همسرت را تو جان به لب نکنی فقط امشب تو کاش تب نکنی تو که تب میکنی علی چه کند؟ خوندل میخورد ،ولی چه کند؟ تب تو هست علت تب من رخت بسته است خنده از لب من اشک شد روزی مرتب من نگرانیست کار هر شب من نگرانم مرا صدا نکنی تو بخوابی و چشم وا نکنی شب به شب درد،خواب از تو گرفت درد پهلو گلاب از تو گرفت گریه بی حساب از تو گرفت اجل آمد جواب از تو گرفت التماس مرا جواب نکن خانه را بر سرم خراب نکن آه آیینه ترک خورده آه خون دل از فدک خورده آه در غصه ها محک خورده آه ای خانوم کتک خورده من غریبم تو دوستدارم باش با همین وضعیت کنارم باش با همین وضع پای کار منی با همین وضع ذوالفقار منی با همین وضع افتخار منی نو عروس منی بهار منی هی نگو که غروب خواهی شد بخدا زود خوب خواهی شد بی تو عمرم تباه خواهد شد همسرت بی پناه خواهد شد مونسم بی تو چاه خواهد شد روزگارم سیاه خواهد شد بی تو دق مرگ میشوم زهرا نخل بی برگ میشوم زهرا تو بمان کار را درست کنم درو دیوار را درست کنم زخم بسیار را درست کنم نوک مسمار را درست کنم نوک مسمار ، حرف خوبی نیست تو بمان ، میخ نیست ، چوبی نیست چوب در سوخت ، گیسویت راهم میخ در سوخت ، پهلویت راهم در که افتاد ، ابرویت راهم دیدم انداخت بازویت راهم دیدم آتش طمع به نورت کرد دیدمت فضه جمع و جورت کرد دیدمت ای وقار بی مانند دیدمت ای زن شرافتمند پیش چشم غریب و خویشاوند چون نشد که حریف تو بشوند همگی ریختند روی سرت تار شد روزگار در نظرت تار شد دیدگان ما هردو نیلگون شد جهان ما هر دو شد بریده امان ما هردو بند آمد زبان ما هردو نه تو دیگر علی علی گفتی من هم افتادم و برآشفتی تو برآشفتی و لگد خوردی در تلاطم به جزر و مد خوردی بین آن کوچه دست رد خوردی از قلافی که بود بد خوردی بعد از آن روز رو به قبله شدی خسته از مردم محله شدی بعد از آن روز کم سخن گفتی دو سه تا جمله با حسن گفتی به من از غسل و از کفن گفتی و به زینب ز پیرهن گفتی به حسینت هی آب میدادی گفتی از کربلا و افتادی #محمد_جواد_پرچمی #فاطمیه
#اما_هنوز_هم سیبی رسیده ام ، اما هنوز هم... مملو از ایده ام ، اما هنوز هم ... از آشنا و دور ، از دشمنان و دوست خیری ندیده ام ، اما هنوز هم... از هرکسی که بود ، از هرکسی که هست گرچه بریده ام ، اما هنوز هم... از جمع دوستها با اینکه انزوا را برگزیده ام ، اما هنوز هم ... در من توقعی از هیچکس نبود سختی کشیده ام ، اما هنوز هم... خوردند و رد شدند ، رفتند و بد شدند نخلی تکیدهام ، اما هنوز هم... هی نردبان شدم ، هی سایه بان شدم قدری خمیده ام ، اما هنوز هم... دارم طلب ولی ، خوردم رکب ولی بر این عقیده ام اما هنوز هم! در جستجوی خویش ، تا آرزوی خویش خیلی دویده ام ، اما هنوز هم... از عمد کر شدم، گفتند خر شدم آری شنیده ام ، اما هنوز هم... گرچه پکر شدم ، فهمیده تر شدم عبرت چشیده ام ، اما هنوز هم... اماهنوز هم هرجا که لازم است فورا رسیده ام ، اما هنوز هم... #محمد_جواد_پرچمی
✍🏻 من کاری نکردم که درخور تو باشه 🎥 مراسم عزاداری شب سیام ماه صفر 🗓 شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۴ 🎙 مداح: #حاج_محمود_کریمی 📍 #حرم_امام_رضا (علیهالسّلام) 🏷 #امام_حسین www.fotros.ir
زمینه (من کاری نکردم که درخور تو باشه) 🎥 مراسم عزاداری شب سیام ماه صفر 🗓 شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۴ 🎙 مداح: #حاج_محمود_کریمی 📍 #حرم_امام_رضا (علیهالسّلام) 🏷 #امام_حسین www.fotros.ir
#کوفه #دروازه_کوفه مقابل تو نشستم هلال نيمه من به حال من نظرى ، نظرة رحيمه من ز بى قرارى خواهر ، سه روز ميگذرد از آن دو بوسه آخر سه روز ميگذرد دلم شكست ترا روى نيزه ها ديدم سه روز ميگذرد كه ترا نبوسيدم زمانه بر دل زينب چقدر تنگ گرفت محل بوسه من را چگونه سنگ گرفت ؟ همان دو آيه كه خواندى دل مرا خوش كرد ولى به روى دهان تو سنگ جا خوش كرد تو از بلندى نيزه كجا نيفتادى ؟!؟! به روى دامن زينب چرا نيفتادى چه داشت خانه خولى كه آشيان كردي ؟ چه داشت صندوق اخنس درآن مكان كردى؟ چه داشت گوشه خورجين كه بين آن رفتى؟ مگر عقيله ندارى كه با سنان رفتى؟ بيا دو جمله گلايه بگويمت اي سر به اشك ديده بيا تا بشويمت اي سر بيا دو آيه بخوان غم شود فراموشم به جاى خانه خولى بيا در آغوشم براى ديدن من آمدى؟ چرا اينجا؟ چرا ميانه بازار ؟ بين اين غوغا دلم شکست که دیدی مرا سربازار معذبم جلوی تو میان این اشرار به روی ناقه عریان عقیله را دیدی دلم شکست که با ساربان مرا دیدی دلم شکست که با نیزه تو رقصیدند دلم شکست سرت را به بام کوبیدند ميان كوفه ملاقات بى مصائب نيست ببخش وضعيت خواهرت مناسب نيست تبرکا همه جا نعل تازه می بردند مرا به مجلسشان بی اجازه می بردند نفس بریده به اطفال تو نفس دادم به دلقکان حرامی جواب پس دادم زمانه بعد تو با ما چه کرده ، یا الله که ما مکالمه کردیم با عبیدالله #محمد_جواد_پرچمی @mohamadjavadparchami
#شب_عاشورا #وداع #گودال با دختران خسته ات امشب وداع کن با نجمه و رقیه و زینب وداع کن با ما وداع میکنی امشب برای چه؟ بستی گره به معجر زینب برای چه؟ این بغض را به سینه ما جمع میکنی از روی خاک ، خار چرا جمع میکنی ؟ جای وداع کاش که من را بغل کنی امشب مرا به نیت فردا بغل کنی فرموده است مادرمان تا ببوسمت فردا که وقت نیست ، بمان تا ببوسمت باید ادا کنم سخن مادر تورا میبوسمت ، گلوی تو را حنجر تورا امشب دل همه نگران من و تو هست فردا غروب شمر میان من و تو هست فردا غروب روی تنت جای بوسه نیست بر جای جای پیرهنت جای بوسه نیست فردا غروب پیکر تو زیر نیزه هاست پیراهن شریف تو درگیر نیزه هایت فردا غروب دور تو جنجال میکنند جمعیتی روانه گودال میکنند من میدوم به مقتل و راهم نمیدهند بعد از تو بی پناه ، پناهم نمیدهند تو آه میکشی و جوابت نمیدهند من التماس ميكنم آبت نمیدهند گودال محو چهره پیغمبری توست در دست شمر حلقه انگشتری توست فردا غروب حرمله گستاخ میشود با خشکی گلوی تو سرشاخ میشود فردا غروب شمر روی سینه تو و ... سنگ است میخورد روی آیینه تو و ... فردا محاسن تو به دستان قاتل است زینب میان حلقه جمعی اراذل است با ریگ های داغ مرا میزنند آه یک عده قلچماق مرا میزنند آه فردا غروب دور حرم طبل ميزنند بر اسبهاي تازه نفس نعل ميزنند فردا غروب موی رقیه چه میشود؟ خیمه پس از عموی رقیه چه میشود؟ فردا غروب مادر ما بین مقتل است خنجر میان پنجه قاتل معطل است #محمد_جواد_پرچمی
#یا_علی_اصغر چه قدر بی خبر و بی هوا زدی نامرد چه کرده بود مگر با شما ؟ زدی نامرد . همین که تیر رها شد علی به خود پیچید صدای تیر در آمد چرا زدی نامرد ؟ . نوشته اند که حتی سپاه جا خوردند صدا زدند چرا بچه را زدی نامرد ؟؟؟…. . پدر خمید و پسر رفت و مادرش افتاد سه شعبه را تو مگر چند جا زدی نامرد ؟ . حسین دور خودش بین دشت می چرخید چگونه خنده بر این ماجرا زدی نامرد . بگو که این سر کوچک چقدر می ارزد که پشت خیمه روی نیزه ها زدی نامرد . رباب را چقدر با همان کمان از عمد میان کوفه و کرب و بلا زدی نامرد #محمد_جواد_پرچمی
#یا_علی_اصغر گمان كنم برود با جواب برگردد به همره تو به همراه آب برگردد گمان كنم دل لشکر به رحم مىآيد خدا كند ورق اين كتاب برگردد فقط دو جرعه براى گلوى تو كافیست كه رنگ بر رخت ای آفتاب برگردد به روى دست پدر، آب هم اگر نخوری به چشمهای تو شايد كه خواب برگردد نشانه رفته كمان، گودى گلوى تو را خدا كند كه از اين انتخاب برگردد براي تو نگرانيم؛ اين سر كوچک اگركه تير بگيرد شتاب، برگردد گرفت خون تو را سمت آسمان پاشيد نخواست بر سر مردم، عذاب برگردد قرار بود پدر روسپيد باز آيد نه با محاسن از خون خضاب برگردد ميان معركه هی مینشست و پاميشد رمق نداشت كه پا در ركاب برگردد تمام حادثه را اهل خيمه میفهمند به پشت خيمه كه با اضطراب برگردد نخوردى آب و پدر از خجالت، آب شده چگونه با دل از غم كباب برگردد امان ز لحظهی تلخى كه آب نوشدو شير ميان سينهی خشک رباب برگردد #محمد_جواد_پرچمی
حضرت قاسم ع اى قرص ماه ، زلف ترا آفتاب بست با نيمي از عمامه به رويت نقاب بست . اندازه ات نبود زره ، دستپاچه شد بند لباس هاى ترا با شتاب بست . اول دو بوسه از لب خشكت عسل گرفت بعدا عقيق را به لب در ناب بست . با اشك چشم پشت سرت وان يكاد ريخت وقتي حسين پاى ترا در ركاب بست . معلوم شد حمايلى اندازه ات نبود شمشير را به شانه تو با طناب بست . وقتى قرار شد بروى گريه اش گرفت گرد و غبار پر زدنت را به آب بست . تا گفتى يا حسن نفس كوفيان گرفت پاى سپاه را تشر اين خطاب بست . تا گفتى يا حسن بخدا عمه ،جان گرفت اميد بر عنايت اين انتساب بست . گفتند مادرت برود بين خيمه ها راه ترا كه سنگ زن بى حساب بست . از روى اسب نيزه تنت را بلند كرد چشمان نجمه را دم خيمه رباب بست . جارى شدى به خاك و لگدهاى اسبها گل بودى و به مقتلت از خون گلاب بست . وقتى عمو رسيد صدا زد يتيم بود... چشم ترا چه سخت چه بااضطراب بست . نجمه سوال كرد چرا قد كشيده است چشمان خويش را عمو در جواب بست