شاهکار آفرینش/بانو محمدی
Статистика- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 9
- 1/48двое суток
- 10
- 1/72трое суток
- 11
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
پیش آمده که خودم شخصا به یک نفر یک لطفی کردم که خیلی خوشحال شده و از ته دلش از من تشکری کرده و خیلی قدر دانسته و گفته واقعا تو خیلی خوب هستی و همچنين پیش آمده گاهی به یک کسی یک کاری را نکنم و کارش چند برابر سخت انجام شده و از من هیچ لطفی برایش نرسیده همه ما این هارا تجربه کردیم گاهی خوبی کردیم و گاهی سستی کردیم و هیچ خیر ما نرسیده این به این معنا هست که همه ما می توانیم هم خوب باشیم و هم بد پس چرا باید قدر خوبی های بی دلیل را ندانیم و بابت آنها خوشحال نباشیم بدی و خوبی همیشه است ولی در نهایت باید از زیبایی ها لذت ببریم تا بیشتر اش کنیم و بدی ها را هم نادیده بگیریم فقط برای حال خوب خودمان 🥰✨️ #بانومحمدی
خدایا شکرت
. اعتماد داشته باشید که آنچه متعلق به شماست همیشه شما را پیدا خواهد کرد...
من معتقد هستم ذهن انسان عامل اصلی موفقيت، خوشبختی،ثروت،و آرامش است هیچاحدی،هیچ اتفاقی و هیچ قدرتی تاثير گذار تر از ذهنیت درست در زندگی نیست #بانومحمدی
انرژیییییی🥹🫶
بنظر من شیرین ترین کلمه (بالأخره) هست مثلا بگوئی بلاخره آمدم،بلاخره توانستم،بلاخره رسیدم، بلاخره دیدم، بلاخره شنیدم، و بلاخره شد.... #بانومحمدی
من دوستداشتن کسانی را باور می کنم که خودشان را بیشتر از من دوست میدارند.... #بانومحمدی
خط هما
خودمکشیدممممممممم هااا🥹🫶
زنی که شعر میفهمد را نمی شود به شیوه ای پیش پا افتاده دوست داشت...
زنی که کتاب میخواند، به آسانی عاشق نمیشود؛ او تنها به دنبال همتای معنویای است که با جزئیات کوچکش تشابه داشته باشد...
وقتی پا به زندگیای یک نویسنده گذاشتی؛ بدان یک روز در نوشتههایش هم جا داری! #شهناز
یا خانم نویسنده و شاعر باش، یا خانمِ نویسنده و شاعر باش.
در دلم خیلی (ای کااااش) ها دارم
без подписи
انرژی دادین دیگه هممیکشم🥹
نقاشی ام را هم لایکنمیکنید؟
مثلا در یک عرصه کاری شروع به کار می کنی ولی مادرت مخالفت می کند و در این عرصه هیچ حمایتی نمی کند چند سال بعد متوجه می شوی که اگر ادامه می دادی چقدر پیشرفت می کردی به مادرت می گویی اگر تو مخالفت نمی کردی من امروز اینجا رسیده بودم مادرت همکه متوجه می شود که چقدر می توانستی رشد کنی می گوید تو اگر واقعا می خواستی حرف من مانع تو نمی شد آن وقت متوجه می شوی که در آینده حتی مادر ات هم حسرت های تو را گردن نمی گیرد هیچ کس مسؤول نرسیدن های خودت نخواهد بود بجز خودت #بانومحمدی
امروز آخرین روزی هست که بیست ساله هستم😭🙂