مُـــــحــــا mood…
Статистикаتیکه هایی از ممد t.me/HidenChat_Bot?start=286152201
- Последний пост
- 3 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 122
- 1/48двое суток
- 139
- 1/72трое суток
- 150
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
-افسانه ها میگن که میتونی حتی صدای پر زدن پروانه رو هم بشنوی -اون این کارو میکنه؟ -بله و در عمیق ترین غار ها نور میبینی و حرکت جهان رو به دور خودت حس میکنی...
видео или голосовое, без подписи
از این روزای سخت و پرماجرا...
واقعا خستم از این جهان از جهانی که حتما باید یه گُه خاصی باشی که راضی بشی از جهانی که دستاوردات معیار رضایتت از زندگیته از جهانی که نمیتونی یه لحظه بدون مقایسه با بقیه بگذرونی از جهانی که دائم باید بدویی که به یه خط پایان فرضی برسی فقط اون موقع لیاقت شاد بودن رو داری نمیرسی هیچوقت قرار نیست به اون خط لعنتی برسی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
در ستایش دست ها و سایه ها... اینارو دو سه سال پیش گرفتم و قرار بود یه مجموعه بشه و نیمه تموم موند نمیدونم چقدرر کارای تموم نشده دارم تو زندگیم چقدر سریالای نصفه نیمه کتابای تا ته نخونده کارای شروع شده و تموم نشده حتی تصمیمیی هم برای تموم شدنشون ندارم و قراره بیشتر هم بشه مگه قراره همه چی تموم بشه؟
همیشه پیروز در ۱۹۷۱ سه فضانورد شوروی، به هنگام بازگشت به زمین، کشته شدند، اما گویندهٔ اخبار تلویزیون نگفت: "هموطنان عزیز، فاجعهای رخ داده است." بلکه با لحن پیروزمندانهای گزارش داد که پرتاب سفینهٔ فضایی با موفقیت انجام شد، فلان و بهمان دستاوردها طی پرواز حاصل شد، موتورهای ترمز بهموقع روشن شدند، سفینه وارد لایههای ضخیمتر اتمسفر شد و بهدرستی بر روی هدف مورد نظر فرود آمد و فضانوردان در صندلیهای خود یافت شدند. در اینجا گویندهٔ خبر لحن پیروزمندانهٔ خود را به لحنی حماسی-تراژیک تغییر داد و اینگونه گزارش خود را تمام کرد: "اما نشانهای از حیات دیده نشد." کتاب شوروی ضد شوروری ولادیمیر واینوویچ بیژن اشتری نشر ثالث
▪فاجعهای بزرگ رخ داده است. چه کسی میتواند این فاجعه را روایت کند؟ ۱. کسانی که در این فاجعه کشته شدند؟ «مردگان» سخن نمیگویند، هرچند تکتکِ تنهای بیجانشان گواهِ انکارناپذیرِ فاجعه است. اما فاجعه در «یک تن»، «این تن»، «آن تن» خلاصه نمیشود. ۲. «شاهدانِ حاضر در صحنهی جنایت»؟ شاهدان، با گوشت و پوستشان فاجعه را تجربه کردهاند: اژدهای هزار سرِ فاجعه، بهسوی آنها آتش روانه کرده. آنها «شاهدِ سوختن» بودهاند. اما فقط در «یکی» از کوچهها، «یکی» از خیابانها، «یکی» از شهرهایی که فاجعه در آن رخ داده است. ۳. داغداران؟ آنها داغدارتر و سوگوارتر و ویرانتر از آناند که روایت کنند. داغ و سوگ و ویرانیشان عین روایت است: روایتِ داغ و سوگ و ویرانی. اما روایتِ فاجعه، فراتر از فقط سوگواری برای کشتهشدگان است. ۴. ناظرانِ بیرونی؟ ناظران، از هیولای فاجعه، از حقیقتِ هولناکِ فاجعه، دور هستند: دورتر از آنکه ابعادِ هیولا را ببینند. تمامیتِ فاجعه را نمیتوان روایت کرد، اما میتوان نامِ مردگان را ذکر کرد، خشمِ شاهدان را به نظاره نشست، در سوگِ داغداران غوطه خورد، و کلماتِ ناظران را شنید. تمامیتِ فاجعه را نمیتوان روایت کرد، اما از خلالِ خرده-روایتهای خونبار، میتوان جلوی فراموشی را گرفت، میتوان زوال را کُند کرد. ✍🏼 #ابراهیم_سلطانی 🔗 منبع #وضعیت_امروز_جامعه_ما @Jaryaann
و در نهایت اگر یکی از ما زنده بماند که بر جنازهی شما برقصد، کافیست...
از ماه امشب عکس نمیذارم که خودتون برید ببینید😌✌🏼
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи