محتواخور | هادی هادیان
Статистика🦸محل تجربیات گیمیفایشده من 🖋️ اهل #نوشتن 📑 علاقهمند به #دیجیتال_مارکتینگ و این داستانها 🎮 بابای #گیمر ▫️▫️▫️ 👇ارتباط با هادی @Hadi_Hadiyan 👇وبسایت هادی Hadihadian.ir 👇شکمنویسیهای هادی @shekamnevis
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 38
- 1/48двое суток
- 43
- 1/72трое суток
- 46
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
وقتی بازیها، فرهنگ یک تمدن را منعطف میکنند 🌀 جریان چیه؟ تغییر، همیشه به معنی نابودی نیست. گاهی، هنر بقا در این است که بدانی چطور بازی را عوض کنی، بدون اینکه رنگ و بوی کهنات را از دست بدهی. 🇨🇳 از کرانه رودخانههای چین باستان به سرتاسر جهان: سالها پیش، در امتداد رودخانههای چین، کشاورزان برای بارانخواهی و طلب برکت محصول، مراسمی آیینی برگزار میکردند. قایقهایی که سرشان را به شکل اژدها میآراستند، با ضرباهنگ طبل، روی آب رژه میرفتند. این یک آیین کهن کشاورزی بود برای گرامیداشت «چو یوان»، شاعری که خود را به رود انداخت تا اعتراضش را به ظلم نشان دهد. ♨️ اما آن آیین کهن، امروز تبدیل به چه چیزی شده؟ یک ورزش المپیکی نفسگیر با ۲۲ پاروزن، یک طبلزن، و یک سکاندار، که در سراسر جهان طرفدار دارد. «قایقرانی اژدها» (Dragon Boat) یکی از درخشانترین نمونههای «انعطافپذیری بدون ازدستدادن هویت» یا همان Dynamic Adaptation است. این بازی آیینی ۲۰۰۰ ساله، از دل باورهای کشاورزان چین برخاست، اما برای زندهماندن، تن به تغییر داد. 🟡 چه تغییری؟ 🛠 قوانینش استاندارد شد: امروزه تعداد پاروزنها، وزن پاروها و طول مسیر دقیقاً مشخص است. 🛠 از یک آیین محلی، به یک رقابت جهانی تبدیل شد: فدراسیون جهانی قایقرانی اژدها (IDBF) در سال ۱۹۹۱ تأسیس شد و حالا مسابقاتش در بیش از ۸۰ کشور جهان برگزار میشود. 🟢 اما چه چیزی را حفظ کرد؟ سر اژدها همچنان با همان نقشونگار کهن روی قایق نقاشی میشود. ضرباهنگِ طبل، همان ریتم قدیمی آیینهای مذهبی را تداعی میکند. و مهمتر از همه، روح جمعی و هماهنگی گروهی که جوهره اصلی این بازی بود، همچنان پابرجاست. 🚩 آخرش که چی؟ رمز ماندگاری یک بازی بومی، در «انعطافپذیری هوشمندانه» آن است. بازیهایی که بتوانند خود را با زمانه تطبیق دهند و هویت کهنشان را فراموش کنند، نه فقط زنده میمانند، بلکه به پلهایی بین نسلها تبدیل میشوند. تغییر، همیشه خیانت نیست. گاهی تغییر، وفادارانهترین کار ممکن است. 📚 مثلن این قسمت را از کجایمان درآوردیم؟ از اینجا 👇 📑 یونسکو - پروندهی ثبت قایقرانی اژدها راستی در کامنتها، به مثلن ایرانی این داستان پرداختهایم #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #محتواخور #بازی_در_خدمت_فرهنگ_و_تمدن [ @mohtavakhor ]
تکتک فریمهای Spirited Away شاهکاره! ▫️نقل هست که هر زمان پیکسار و دیزنی ایده کم میآوردن، نوارهای ویدیو انیمههای میازاکی رو میآوردن و یه دور دیگه نگاه میکردن 😅 👾 @play_magazine
شروعِ خوب، محتوا نمیشناسد | مقدمه را به نوشتار محدود نکنیم 🌀 جریان چیه؟ توضیح و الزام «قلابکردن مخاطب» در دنیای تولیدمحتوا آنقدر هم سخت نیست. به شرط اینکه بپذیریم بافتار محتوا فقط به ساختار دلخواهمان (داستان کوتاه، موسیقی، ریلرز اینستاگرامی و بازی موبایلی و دیگر و دیگر و دیگر) خلاصه نمیشود. 📝 مقالهنویسهای خوب، مفهوم «قلاب» را پیش از سروکار داشتن با کاغذ و قلم درک کردهاند. به چه شکل؟ 💭 مثلنهای زیر از میان شروعهای موفق (Opening) در مدیومهای مختلف گلچین کردهام: 🎥 تعقیب و گریز نفسگیر و دستگیری نئو در فیلم ماتریکس 🎥 سرقت ماهرانه و معرفی شخصیت جوکر در فیلم شوالیه تاریکی 📔 بیدارشدن گرگور زامسا و تبدیلش به یک حشره در داستان مسخ از کافکا 📔 فضاسازی دیستوپیایی از وینستون اسمیت در داستان 1984 از جورج اورول 🎮 محاصره لیان میان روستاییها و وحشت از دکتر سالوادور در رزیدنت اویل 4 🎮 از پا دراوردن پوسایدن و غرقشدگی جهان در خدای جنگ 3 🎼 پیشدرامد تصنیف قطعه الههناز اثر روحالله خالقی و صدای استاد بنان 🎼 اتمسفر عجیب در شروع قطعه به سوی تاریکی از پینک فلوید 🧩🧩 حتی در بازیوارسازی هم جریان همین است؛ اگر طراح بازی، ذهن محتواخوری داشته باشد و بهخوبی طعم قلابهای شیرین زیر ذهنش مانده باشد، بلد است که چگونه مکانیک بازی را آغاز کند و ذوق کاربر را به هیجان بکشاند. 🚩 گرفتید چه شد؟ محتوای خوب، قلاب خوبتری دارد. امــــــــــــــــــــــــا یک شروع خوب، هرچقدر هم که جاندار باشد، باید با ادامه محتوا هماهنگ و آن را به شکل طبیعی به پیش ببرد. 🪝 قلاب موفق، نوید یک تجربه کامل را میدهد؛ اگر این نوید زمین بخورد، ذوق مخاطب سرد میشود. #محتواخور #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #گیمیفیکیشن_در_خدمت_محتوا [@mohtavakhor]
تخصصهای فنی را با بازی یاد بگیریم 1. Kubernetes k8sgames.com 2. DevOps devops.games 3. Linux overthewire.org 4. Git ohmygit.org 5. Python codecombat.com 6. CSS & HTML codepip.com 7. Cybersecurity picoctf.org 8. Mobile Coding (like Duolingo) sololearn.com…
تخصصهای فنی را با بازی یاد بگیریم 1. Kubernetes k8sgames.com 2. DevOps devops.games 3. Linux overthewire.org 4. Git ohmygit.org 5. Python codecombat.com 6. CSS & HTML codepip.com 7. Cybersecurity picoctf.org 8. Mobile Coding (like Duolingo) sololearn.com 9. For Complete Beginners scratch.mit.edu 10. 25+ Programming Languages codingame.com @MehrdadLinuxchannel @ContentTherapy محتواتراپی
میگم ها حدود یک ماه قبل، قصهای شروع کردیم با طعم زعفرانیِ: #بازی_در_خدمت_فرهنگ_و_تمدن 🗺 وقتی مسیر را مرور کردم، ذوقم شعلهور شد که چقدر خوب پیش رفتیم: ✅ پیشدرآمد ✅ همبافت بودن بازی با زندگی مردم (Cultural Embeddedness) ✅ بازآفرینی اسطوره و ارزشها (Mythopoetic Function) ✅ انتقال شفاهی و عملی بین نسلها (Intergenerational Transmission) ✅ کارکرد آیینی و حل تعارض (Ritual & Juridical Function) ✅ نماد مقاومت فرهنگی (Symbolic Resistance) ⏳ انعطافپذیری بدون ازدستدادن هویت معنایی (Dynamic Adaptation) ⏳ حفظ سرمایه فرهنگی (Intangible Cultural Capital) ⏳ نهادینهسازی رسمی (Institutionalization) برنامهها داریم برای این داستان. همراهمان باشید ❤️ #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #محتواخور [ @mohtavakhor ]
نویسندگان Silent Hill f سالانه ۲۰۰ کتاب میخوانند | ۲۰۰ کتاب برای تولید ۱ بازی اوکاموتو، تهیهکننده سایلنت هیل: ما درون تیم توسعه و بهخصوص در میان نویسندگان سناریو، فشاری متقابل ایجاد کردهایم تا هر عضو سالانه حداقل ۱۰۰ تا ۲۰۰ کتاب مطالعه کند. از خودم نگفتم ها 📑 سندش اینجاست خُب؛ اگر نویسندگان بازی Silent Hill f در جهت الهامگیری از هُنرهای سنتی مطالعه میکنند؛ پس ما هم میتوانیم خوانش کتاب را در رسپی خوراک مغزی خود قرار دهیم به منظور: افزایش ورودی ذهنی و چربکردن سیبیل تفکر خلاق! مگه نه؟ #محتواخور #کتابازی [ @mohtavakhor ]
لگو آرت چیست؟ آشنایی کامل با هنریترین تم LEGO بسیاری از ما لگو را با ساختن ماشینها یا ساختمانهای بزرگ میشناسیم، اما دنیای جدیدی از این برند، قواعد بازی را کاملا تغییر داده است. مجموعههای LEGO Art برخلاف مدلهای سنتی، هدفشان ساختن اسباببازی نیست؛ بلکه خلق آثاری است که جایگاهشان در گالریهای هنری یا روی دیوار خانه است. در این مسیر، قطعات پلاستیکی نقش رنگ و بافت را ایفا میکنند تا شاهکارهای مشهور را بازآفرینی کنند. اما آیا واقعا تمام این آثار هنری برای نصب روی دیوار طراحی شدهاند یا نکتهای پنهان در نوع طراحی آنها وجود دارد؟ 🔍 برای کشف راز این تم هنری کلیک کنید. 🆔 @myzoomg
وقتی میگه: رفته بودم بردگیم، غول مرحله آخر رو زدم #طنزیمالیسم [ @mohtavakhor ]
وقتی فرهنگ، سلاحی از جنس مقاومت میسازد | بازی از جنس تمدن 🌀 جریان چیه؟ گاهی در پوستِ یک بازی، مقاومت را تمرین میکنیم. 📍موقعیت؟ قرن شانزدهم میلادی، مزارع نیشکر برزیل گرمای سوزان، پاهای خسته و صدای شلاق. کارگرهایی که تنها سرمایهشان در برابر ظلم، بدن خستهشان است. اما چیزی در حال جوانهزدن است: یک حرکت موزون عجیب که استعمارگران پرتغالی فکر میکردند فقط یک تفریح بیمعنی روبهرو هستند. آنها نمیدانستند که «رقص کاپوئرا»، مشابه یک کلاس رزمی مخفی برای کارگران عمل میکند. کاپوئرا، محصول دوران تاریک بردهداری است. بردگان آگاه بودند که اگر استعمارگران بفهمند آنها مبارزه تنبهتن را تمرین میکنند، مجازاتشان مرگ است. پس چه کردند؟ حرکات رزمی را در قالب یک رقص پنهان کردند. اینجا بود که نماد مقاومت فرهنگی (Symbolic Resistance) در دل یک فرهنگ متولد شد. جایی که در پشتصحنه یک بازی یا رقص ساده، آینده تمدن یک منطقه شکل گرفت. و حالا امروز؟ 🏅کاپوئرا در سال ۲۰۱۴ در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد. این هُنر از یک رقص ساده، تبدیل به پرچم هویت سیاهپوستان برزیل شده است. 🗯 مثلن را کمی ایرانیزهاش کنیم؟ چوگان! ورزشی کهن از جنس سوارکاری که فقط یک بازی نیست؛ بلکه نماد هویت تمدن ایران است. در دوران حمله مغول و پس از آن، وقتی بسیاری از سنتهای ایرانی در حال نابودی بودند، چوگان همچنان در میان بزرگان و مردم زنده ماند. برگزاری مسابقات چوگان در میدان نقشجهان اصفهان، فقط یک تفریح درباری نبود؛ تأکیدی بود بر هویت ایرانی در برابر فرهنگ بیگانه. 🚩 آخرش که چی؟ کاپوئرا و چوگان، هر دو، یک پیام مشترک دارند: وقتی یک فرهنگ در معرض تهدید قرار میگیرد، بازیها میتوانند به سلاح مقاومت تبدیل شوند. گاهی بازیها، تبدیل به پرچمی میشوند که مردم یک سرزمین، هویت خود را زیر سایه آن حفظ میکنند. 📚 مثلنها را از کجایمان درآوردیم؟ از اینجا 👇 📑 مقاله «فرهنگ چوگانبازان؛ واکاوی بازی چوگان در میان مردم ایران» 📑 پروندهی ثبت «حلقه کاپوئرا» در فهرست میراث ناملموس یونسکو #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #محتواخور #بازی_در_خدمت_فرهنگ_و_تمدن [ @mohtavakhor ]
قبلتر رویهای در کانال داشتیم به نام #گزارش_هشتگ جریانش چه بود؟ موضوعاتی که از غنچه میشُکفتند را برایشان یک اسم خاص انتخاب و هر ماه گزارش آنها را به حضورتان اعلام میکردیم. 🎯 از امروز بازی فرق دارد. در جهت غنای علمی محتواخور و اثربخشی ماندگارتر، سعی کردهام که زمین بازی را تغییر دهم و موضوعات تخصصیتر را با استمرار بیشتری دنبال کنم. چرا این کار را کردم؟ چون دلم خواست نه؛ از آنجایی که شما، چشموچراغ بنده هستید، گفتم شاید با این استراتژی، بتوانم کمی نُقلونبات محتواخور را دستچین کنم. مثلن شاید کسی دلش نخواهد داستان #بازی_در_خدمت_فرهنگ_و_تمدن را دنبال کند. و یا شاید مبحث #بازی_جدی برای برخی طعم باربیکیو مدیترانهای داشته باشد. راستی این وسط همچنان سینی مزّه برپاست و داستانهایی مثل #گیمیفیکیشن_در_خدمت_محتوا #معرفی_کمپین_بازیمحور #معرفی_بردگیم #بازی_نوشت و محتواچههای دیگر برقرار است. 🚩 آخرش که چی؟ هیچی آقا؛ از این بعد برای موضوعاتی با سروشکل علمیتر، مسیر روشنتری ترسیم میکنیم😅 #فرمایشات_گرانبار_آشپز_محتواخور [ @mohtavakhor ]
خُب رسیدیم به قسمت سوم داستان اسباببازی اندی بزرگ شده و اسباببازیهایش را به بانی (دختر کوچک همسایهشان) هدیه میدهد. وقتی او وودی را از جعبه بیرون میآورد و میگوید: این وودیه، همیشه بهترین رفیق من بوده ناگهان تمام گذشتهاش را در یک نگاه خلاصه میکند. اینجا وودی برای اولینبار میفهمد که عشق واقعی، یعنی رها کردن با احترام. اندی دیگر به او نیاز ندارد، اما عشقش را در قلب مهربان بانی زنده میکند. این صحنه به ما یادآوری میکند که پایان یک رابطه، پایان عشق نیست؛ فقط شکل آن تغییر میکند. ما آدم بزرگها، باید یاد بگیریم که گاهی فرزندان یا عزیزانمان را رها کنیم تا خودشان پرواز کنند، اما هرگز نباید به آنها یاد بدهیم که خاطراتشان را دور بیندازند. اگر مثل من زیاد گریه میکنید، دیدن قسمت سوم داستان اسباببازی را پیشنهاد میکنم چون: اشک ریختن درباره گذشته، همیشه نشانه ضعف نیست؛ نشانه این است که چیزی را عمیقاً دوست داشتهایم. یادداشت بالا به ذوقتان نشست و کمی لبهایتان را زاویهدار کرد؟ پس تشریف ببرید در کامنتها و کاملترش را بخوانید #بازی_نوشت #محتواخور 🎬 بازینوشت داستان اسباببازی | قسمت اول 🎬 بازینوشت داستان اسباببازی | قسمت دوم [ @mohtavakhor ]
مفهوم بازی را بهتر بشناسیم | مرور یک موضوع مهم 🌀 جریان چیه؟ Game ≠ Entertainment ≠ Gamification قبلتر هم گفته بودیم که: هر گردی، گردو نیست. بازی با سرگرمی فرق دارد. بهخدا که فرق دارد. پس هر چند وقت یک بار، این داستان را برای خودتان مرور کنید. 💭 همین ابتدا چند مثلن دردناک بگیم: ❌کارفرمای پروژهای که یک گردانه شانس بیمزه به کمپین چِپانده و ذوق دارد که گیمیفیکیشن به دل کار اضافه کرده! ❌بازیکنی که با بازی Tetris سرگرم است و زیرلب زمزمه میکند که: ایول، عجب گیمیفیکیشنی دارد! ❌مُدرسی که برای حل هر تمرین به دانشآموزانش جایزه میدهد و خدای سیستم Reward را در بازیوارسازی به زانو درمیآورد. ببینید؛ بازی یک رفتار اجتماعی است و گیمیفیکیشن بهکارگیری همان بازی برای رسیدن به یک هدف خاص. خُب طبیعی است که در این داستان سرگرم شویم و شاید هم این وسط، کمی سروتوتین (هورمون شادی) در مسیر انتقالدهندههای عصبی بدنمان آزاد شود. 📕 به قول استفن ناخمانویچ (نویسنده کتاب ذهن بازیگوش): سرگرمی یعنی روحیه آزاد اکتشاف، انجام دادن و بودن برای لذت ناب. اما بازی توسط مجموعهای از قوانین تعریف میشود. 🚩 خلاصه بگم که: سرگرمشدن میتواند از بازیهای بزرگ و کوچک ساخته شود. همین سرگرمی، ساختار ضعیفتری نسبت به بازی دارد امــــا برخی سرگرمیها گونههای رسمی بازیها هستند که شاید بشود آنها را بازی نامید. 💢 راستی: بالاتر صحبت از شاهکار Tetris شد. لینک بازی آنلاینش را در کامنتها پیشکشتان کردهام. #مفاهیم_بازی #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #گیمیفیکیشن_در_خدمت_محتوا [@mohtavakhor]
#طنزیمالیسم [ @mohtavakhor ]
بازی یا دادگاه؟ | فرهنگ بازیها در خدمت جنگ و صلح 🌀 جریان چیه؟ این روزها، بازار دعوا و نزاع و خشونت داغ است. از کوچهپسکوچههای شهر تا فضای مجازی و همین خاورمیانه عجیب؛ انگار که «حل اختلاف» را فراموش کردهایم. اما قدیمیها، رازی داشتند که امروزیها از آن غافل شدهاند. خورشید این روزها خیلی داغ و زباننفهم است؛ پس کلاس بازی و فرهنگ امروز را در نواحی خٌنَک کردستان ایران برگزار میکنیم: حوالی تابستان دهه سی یا چهل. دو طایفه، بر سر حق آب یک چشمه، به جان هم افتادهاند. فریاد، توهین و دست رویِ قبضه سلاح. چند قدم تا کُتککاری فاصله است. اما ناگهان، یک پیرمردِ ریشسفید وسط میدان میایستد: بەسە. با کەشتی، دوا قسە بکات. ترجمه: بس است. بگذارید کشتی، حرفِ آخر را بزند. 💎 این جریان، دقیقاً همان چیزی است که در علوم انسانی به آن کارکرد آیینی و حلِ تعارض (Ritual & Juridical Function) میگویند. یعنی بازی، تبدیل میشود به یک دادگاهِ زنده؛ جایی که قانون، با مهارت و چابکی نوشته میشود، نه با کاغذ و دادخواهی. این فرهنگ فقط به ایران خودمان محدود نمیشود ها، 💭 برویم یک مثلن جهانی بزنیم: در جزایر کارولین (نواحی شرق آسیا)، وقتی دو روستا بر سر زمین نارگیل اختلاف پیدا میکردند، به جای جنگ، مسابقهی قایقرانی میگذاشتند. هر روستا بهترین پاروزنان خود را به آب میزد و برنده، حق برداشت نارگیل را پیدا میکرد. 🀄️ در این موقعیت، بازی یک «کانالِ امن» برای تخلیهٔ خشم و پرخاشگریِ نهفته فراهم میکند. به جای خونریزی واقعی، تنش میان افراد در چهارچوب نمادین بازی تخلیه میشود. این دقیقاً همان کارکردی است که «کٌنش آیینی» در نظریههای انسانشناسانه دارد: آیین، خشونت بالقوه را به نظم نمادین تبدیل میکند. 🚩 آخرش که چی؟ بازی بومی، فقط یک سرگرمی نیست؛ یک «نهاد اجتماعی خودجوش» است که: ✅ خشونت را به نظم ✅ تعارض را به همکاری ✅ اختلاف را به فرصتی برای بازتولید فرهنگ تبدیل میکند. 📚 مثلنها را از کجایمان درآوردیم؟ از اینجا 👇 📖 کتاب «بازیهای محلی ایران» 📑 نظریه «درام اجتماعی» ویکتور ترنر 💢 راستی: چند مثلن ایرانیزه دیگر هم در کامنتهای همین پُست برایتان کنار گذاشتهام. #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #محتواخور #بازی_در_خدمت_فرهنگ_و_تمدن [ @mohtavakhor ]
روایت ۲.۱ میلیارد روپایی در دیجیکالا | چگونه یک مینیگیم، ۲ میلیون کاربر را درگیر کرد؟ 🌀 جریان چیه؟ دیجیکالا در جریان مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ با اجرای کمپین «بفرمایید جام»، به جای روشهای سنتی، توپ را به زمین «گیمیفیکیشن» انداخت. در دنیای تجارت الکترونیک، میخکوبکردن کاربر و تبدیل حضور او به یک تعامل پایدار، شبیه به برنده شدن در فینال جام جهانی است. گاهی کاربر به جای اسکرول کردنهای بیهدف، ترجیح میدهد مسابقه دهد و آنجاست که استراتژی بازیوارسازی رمز موفقیت بازاریابی میشود. چیزی شبیه کمیپین روپایی در دیجیکالا. ⚽️ هسته اصلی این کمپین، یک بازی ساده اما بهشدت اعتیادآور به نام «روپایی» بود. آمارها نشان میدهد که در طول این کمپین ۲.۱ میلیارد بار در این بازی روپایی زده شده است. 🔍 اما بیایید عمیقتر به ماجرا نگاه کنیم؛ رقم ۲.۱ میلیارد روپایی، پالس روشنی از یک تغییر رفتار است: این آمار ثابت میکند کاربران صرفاً برای رفع کنجکاوی و سرک کشیدن به یک کمپین جدید روی لینکها کلیک نکردهاند؛ آنها درگیر اتمسفری شدند که بازگشت هرروزه به پلتفرم را برایشان از یک انتخاب، به یک سرگرمیِ جدی و مستمر تبدیل کرد. ۴۲ درصد از کاربران، دو روز یا بیشتر به طور مداوم درگیر بازی و لندینگ کمپین بودهاند. این نرخ بازگشت برای یک مینیگیم درونپلتفرمی، اثبات میکند که طراحی درست مکانیزم رقابت، چگونه یک بازدیدکننده گذرا را به مخاطبی وفادار تبدیل میکند. از زمین بازی تا سبد خرید؛ امتیازها، رفتار خرید را تغییر میدهند 🎖مهمترین دستاورد هر کمپین بازاریابی، هدایت کاربر از نقطه بازی به نقطه تبدیل (Conversion) است. کاربران برای ماندن در میدان رقابت و کسب امتیاز بیشتر، استراتژیهای خرید متفاوتی را در پیش گرفتند و همین موضوع به موفقیت بینظیر این کمپینِ تعاملی کمک کرد. 🔖 منبع؟ بفرمایید اینجا #گیمیفیکیشن_در_خدمت_محتوا #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #معرفی_کمپین_بازیمحور #محتواخور [ @mohtavakhor ]
آواتار تنها تصویری متحرک در جهان بازی نیست. امتداد حضور انسان است. همیشه گفتهام که: گیمر باید اهل مطالعه و کتاببازی باشد. اما هستند گیمرهایی که فقط کتاب نمیخوانند، کتاب هم مینویسند. قلمتون سبز سرکار خانم دکتر رفیعزاده بمانید برای جامعه بازی ایران🍀 #محتواخور #کتابازی [ @mohtavakhor ]
Overcome your fear, Luigi. 👻👻 [ @mohtavakhor ]
نسلی از جنس پولاد | وقتی پدرها با فرزندان بازی میکنند و آیندهشان را میسازند 🌀 جریان چیه؟ بدون کلاس، بدون کتاب؛ نسلی که مردانگی را با یک توپ پارچهای و چند تکه از درخت نخل تمرین میکند. ❤️🩹 به احترام نازنینمردم جنوب ایران، کلاس درس بازی و فرهنگ امروز را گرمسیری برگزار میکنیم: ☀️ آفتاب داغ و طاقتفرسای مرداد، کمکم جای خود را به نسیم غروبش میدهد. پدرها زیر سایهبان نخلها نشستهاند و پسرها، چشم به دستهای پدر دارند. یک توپ پارچهای کهنه، چند تکه چوب نخل، و یک هدف در دوردست. بازی «دارتوپا» یا همان «دارتوپ» سالهاست که در استان هرمزگان، از بندرلنگه تا میناب و جاسک، نسلبهنسل بازی میشود. به چه شکل؟ 🧩 دو گروه پنجنفره یا بیشتر روبهروی هم میایستند. یک نفر توپ را به هوا پرتاب میکند و دیگری با چوبی که در دست دارد، به آن ضربه میزند. گروه مقابل باید توپ را بگیرد و امتیاز بگیرد. اما این بازی، قانون مکتوبی ندارد. نه آییننامهای در کار است و نه مربی آموزشی. پدرها قوانین را نمیگویند، نشان میدهند: چطور چوب را بگیری، چه زاویهای توپ را بزنی، چطور بدوی که نفست بند نیاید. 🏐🌴 پدر، پسر و یک نخل تنها پدر چوب را محکم در دست میگیرد، توپ را بالا میاندازد و با یک ضربه حسابشده، آن را به سمتِ هدف میفرستد. چوب را به سمت پسر دراز میکند: «حالا تو؛ نوبت توه. زود باش. چشمت به توپ باشه و نه به دستهای رقیبت». هیچ کلمهای درباره قانون ردوبدل نمیشود. همهچیز فقط با نگاه، حرکت و تکرار منتقل میشود. و جالبتر اینکه در جنوب ایران، بازیها فقط سرگرمی نیستند؛ تمرینی هستند برای زندگی. 🗯 دلم مثلن میخواهد: 📍در هرمزگان، دختربچهها با بازی «دوت لوکا»، بچهداری و تربیتِ فرزند را تمرین میکند. 📍در بوشهر، بازی «کُرملوچ شی پا» را بزرگترها راه میانداختند و تمرین دقت، حافظه و همکاری جمعی را فرهنگسازی میکنند. 💠 میدانید راز ماندگاری این بازیها چیست؟ همان اصل سومی که در این پست به آن اشاره کردیم: ✅ انتقال شفاهی و عملی بین نسلها (Intergenerational Transmission) بازیهای بومیمحلی «بُنمایه فرهنگی» ملتها هستند. آنها سینهبهسینه از گذشتگان به آیندگان به ارث میرسند. هیچ کتابی آنها را ننوشته، هیچ کلاسی آنها را تدریس نکرده. اما هزاران سال زندهماندهاند. چرا؟ چون هر پدری، با یک چوب و یک توپ، به فرزندش چیزی فراتر از یک بازی را میآموزد: چطور در گرما بدوی، چطور تیم باشی، چطور ببازی و بلند شوی. چطور بچه جنوب باشی 🚩 آخرش که چی؟ در ایران، بازی یعنی نفسکشیدن یک هٌنر. سرزمینی که انتقال شفاهی و عملی فرهنگ بین نسلها، در بهترین حالت ممکن رقم خواهد خورد. البته اگر بگذارند! ____ 📚 مثلنها را از کجایِمان درآوردیم؟ منابع زیادی را شخم زدم. تعدادش زیاد است. آدرس دقیقترش را همین پایین بخواهید تا تقدیم کنم #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد #محتواخور #بازی_در_خدمت_فرهنگ_و_تمدن [ @mohtavakhor ]
اینجارو باش 😎 https://www.ign.com/articles/university-gives-students-up-to-15k-in-scholarships-for-rare-gaming-achievements دانشگاه سیلیکونولی بورسیهی تحصیلی تا سقف ۱۵ هزار دلار برای دانشجویان دارای دستاوردهای نادر در بازیهای ویدئویی در نظر گرفته است. خُـــــــب من برم چمدون رو ببندم 👋👋