- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 79
- 1/48двое суток
- 90
- 1/72трое суток
- 97
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
جمع های زنانه شفاست. شفا برای زخم هایی که هیچوقت دیده نشد ، شنیده نشد ،پذیرفته نشد. شفا برای تنی که محترم شمرده نشد. شفا برای روحی که تشنه عشق بود. برای خودتون جمع های زنانه ایجاد کنید. و در اون جمع ها دربارهی خودتون و نه دیگران حرف بزنید. کارهایی رو انجام بدید که به صورت روزمره از انجام دادنش طفره میرید. کارهای جدیدی که وقتی خطا میکنی با لبخند و محبت با اشتباهت برخورد بشه. خلاصه که بهَم پناه ببریم برای دوام آوردن در دنیای بیرون.
به قول بیضایی شما اینقدر بدی ندارید که من بدترش رو نداشته باشم ، منم اونقدر بدی ندارم که شما بدترش رو نداشته باشید. یا به قول یونگ همه ما در تاریکی شبیه به یکدیگر هستیم. دونستن این مهم بهمون کمک میکنه خودمون و بقیه رو بهتر درک کنیم. شاید بتونيم سایههامونو در آغوش بگيريم. سایه هایی که درک نشده و تنها، رها شدن و بدون نگاه با دقت ما فقط مرگ آفرینی میکنن. به بدترین و شرم آور ترین خصلتی که داری فکر کن.
برای هر کسی که کودکی دارد. چه در بیرون و چه در درون.
کافکا پانصد بار برای فلیسه نامه نوشت در یکی از نامه ها خطاب به معشوق نوشته بود من آدم فلک زده ای هستم و تو عزیزدلم مقدّر بود تا برای متعادل کردن این فلاکت فراخوانده شوی. با همه این ها چه کسی بود که گفت، خودت خودت را در آغوش بگیر. دَمش گرم باد.
https://www.instagram.com/p/Db3RrtonZbX/?igsh=eGxmYjFpOWh0NXR0
فصلی یکبار همه با هم جمع میشیم و محل کارمون(خونه صلح) رو تمییز و مرتب میکنیم. به خاطر احترام به روحِ خونه ای که بیشتر عمرمون رو توی اون هستیم و موهبتهای زیادی برامون داره. امروز گرمی دلهامون رو به خنکی آبدوغخیار سپردیم و از بودن در کنار هم لذت بردیم. جای شما خالی✨
صداها کم کم عادی میشن، صداهای جدید اضافه و صداهای قبلی اهمییت شون رو از دست میدن. دیروز با شنیدن صدای نفس کشیدن کسی یهو از جام پریدم ،خواب بودم اما یه نفس آشنا منو پرت کرد وسط دنیای بیداری.چقدر صدایی که نیست میتونه واقعی و زنده باشه . اونقدر حضور قدرتمندی داره که تو رو مجبور به انجام کاری میکنه. درست مثل صداهای ذهن مون که همیشه همراه مون هستن و ما خیلی وقت ها اونا رو با واقعیت اشتباه میگیریم.
چَشم تو لانهایست برای ستاره ها. 'نادر نادرپور
без подписи
без подписи
حاکمِ خود بودن سخت است حاکمِ خوبِ خود بودن، سختتر! • در محاصره خشم و یأس و اندوه چگونه میتوان بر عزم استوار ماند؟ • کارهایی را باید انجام داد نه «به شرطِ حال»؛ بلکه «بههرحال»؛ و اینها ستونهای نگهدارندهٔ عزماند هرچه ستونها بجاتر و پابرجاتر، عزم زیباتر و استوارتر... برنامههای ثابتِ روزانه، ستونهای نشاطاند 'حسام ایپکچی
Hesam Ipakchi – بخشیدن
اپیزود پنجاهم: بخشیدن ــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی کسی از ما طلب «بخشیدن» میکند یا ما تقاضای «بخشش» از دیگران داریم؛ دقیقاً چهچیزی را انتظار داریم؟ کلمه بخشش نمایشگر چه تصوراتی است و آیا میتوانیم معانی گوناگونی برای آن پیدا کنیم؟ در اپیزود پنجاهم از پادکست انسانک به چهار معنای متفاوت از بخشش اشاره کردهام که روایتِ چهارم، ابداعی و پیشنهادی است؛ امیدوارم که برای شما هم راهگشا باشد چنانکه من در تجربه زیستهام توانستم از آن بهره ببرم. در این اپیزود، از هنر گروه بمرانی بهره گرفتهام و همچنین از دکلمه جناب شمس لنگرودی. 🎼 موسیقیهای اپیزود بهتدریج در همین کانال منتشر خواهند شد 🎞 همچنین فیلمهای کوتاهی از گزیدههای اپیزودهای انسانک در چنل یوتیوب به این نشانی قابل تماشاست 📝و همچنین برای طرح نظرات و یا پرسشها میتوانید در پست اختصاصی مربوط به این اپیزود در سایت انسانک با ما در تعامل باشید. #حسام_ایپکچی ــــــــــــــــــــــــــــــــ @Ensanak 🎧🌕
بچهها داشتن نقاشی آدم شجاع رو میکشیدن، یکی از بچه ها ادم شجاع رو این مدلی کشید. تسهیلگر ازش پرسیده به چی فکر کردی که آدم شجاع رو اینطوری کشیدی؟ گفت اخه شجاعت توی ظاهر ادما دیده نمیشه ممکنه دست نداشته باشه مو نداشته باشه چشم نداشته باشه ولی شجاع باشه... از بچهها یاد میگیریم.💜 موضوع ترم جرأتمندی و تربیت جنسی نقاشی از مانلی تسهیلگر آیدا رنجبر @solh_paydaar
Corsage فیلمی با دیالوگهای زیبا و موسیقی به یادماندنیست. دونستن اینکه زنی در چندین سال قبل اینقدر پیشرو و متفاوت بوده خیلی جالب و تاثیر گذاره. بعضی زنان سالها پیش از آنکه واژهای به نام «آزادی» یا «هویت زنانه» رایج شود، بهای سنگینی برای متفاوت بودن پرداختند. فیلم Corsage روایتی خیالپردازانه از زندگی امپراتریس الیزابت اتریش (سیسی) است؛ زنی که در چهلسالگی، در جامعهای زندگی میکند که ارزش یک زن را با جوانی، زیبایی، سکوت و فرمانبرداری میسنجد. او در میان تشریفات باشکوه دربار، آرامآرام احساس میکند دیگر جایی برای «خودِ واقعیاش» باقی نمانده است. اما این فیلم فقط درباره یک ملکه نیست. درباره زنی است که میان نقشهایی که جامعه برایش نوشته و هویتی که در درونش زنده است، گرفتار شده؛ تجربهای که برای بسیاری از زنان امروز نیز آشناست.
https://t.me/seda_sokhan_eshq/11
https://t.me/seda_sokhan_eshq/11
یه روزایی هم هست که حس میکنم یه فیل روی شونه هام نشسته ، با هیچ صحبت و برنامه ریزی هم پا نمیشه. همهی سخت کوشی منو زیر سوال میبره و میگه خوب حالا اگه زنی زندگی کن.
وقتی جواب وجود نداره، ذهن جای خالی رو پر میکنه. ذهن هم عموما دربارهی ترس ها ، نگرانی ها و طرحوارههای ما حرف میزنه .اینجاست که گفتگو میتونه نجات بخش باشه.