- Последний пост
- 16 дек.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
کنون چه کنم، با خطای دلم؟ 『 @mongehaa 』
شکوه کردن به نظرم بیفایدهترین کار دنیاست. با این همه، این همهی چیزی، واقعا همهی چیزی است که من برایش انرژی دارم. 『 @mongehaa 』| کافکا
من هیچوقت نمیتونم همهی کارهایی رو که ازم میخوای انجام بدم یا دقیقا همونطوری که تو میخوای باشم، تو هم نمیتونی، ولی ترجیح میدم اینطور فکر کنم که ما میتونیم از اون دسته آدمایی باشیم که جرئت میکنن خود واقعیشون رو به هم معرفی کنن. در غیر اینصورت چیزی که بینمون میمونه سکوت هست و دروغ، که دشمنان اصلی عشق هستن. 『 @mongehaa 』| آلن دوباتن
و ناگهان آن مرد خستهای که صبح زود میرفت و دیر به خانه برمیگشت، دیگر پدرت نیست؛ بلکه خودت هستی. 『 @mongehaa 』
سیاوش قمیشی داره میخونه: "اون روزا ما دلی داشتیم واسه بردن..." واقعنا! یه مدته نه درست غصه میخوریم، نه درست خوشحال میشیم. نه درست عاشق میشیم، نه درست عاشقمون میشن. رو هواییم انگار. حس و حالامون عمق نداره. انگار دیگه دلی نداریم واسه بردن و البته واسه خیلی چیزای دیگه. 『 @mongehaa 』
یه مدت که بگذره میفهمی باید منتظر آدمای خوب باشی نه خوب شدن آدما. 『 @mongehaa 』
видео или голосовое, без подписи
اینو مطمئن باشید که یه آدم وقتی شمارو واقعی بخواد، هیچوقت کاری نمیکنه یا خودشو تو موقعیتی قرار نمیده که امکانش باشه شما رو از دست بده. اخلاق هایی که شمارو اذیت کنه میذاره کنار و همیشه بهتون احترام میذاره و اگر هرچیزی به غیر از این دیدین بدونید که دوست داشتنی در کار نبوده و نیست. 『 @mongehaa 』
بزرگسالی این شکلیه که فردای شبی که مُردی، باید پاشی و دوباره زندگی کنی. 『 @mongehaa 』
『 @mongehaa 』
видео или голосовое, без подписи
با وجود دشواریهای ماجرای من، با وجود بغضها، تشویشها و تردیدها، با وجود حسرتهایی که در این راه خواهم خورد، من بیوقفه در دل خود بر عشق بهعنوان ارزش آری خواهم گفت. 『 @mongehaa 』| رولان بارت
سلام. من دوباره تصمیم گرفتم اینجا بنویسم. امیدوارم بمونید و بهم انگیزه بدید.
«دوباره کمی خودم را به دست آوردهام و اندکاندک کار میکنم؛ همان جریان پیاپی از هم پاشیدن و یه خود آمدن، پراکندگی و جمع و پیوسته جمعِ پریشان بودن!» - روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب. 『 @mongehaa 』
اگر چه پایانش زیبا نبود اما از اینکه روزی قلب من دارای قشنگ ترین احساسات بود پشیمان نیستم. 『 @mongehaa 』
خيلى سادست؛ اگه طلا زنگ زد طلا نبوده، اگه عشق تموم شد عشق نبوده، و اگه دوستا رفتن هیچوقت دوست نبودن. 『 @mongehaa 』
من تورا دوست داشتم، در روزهایی که مسئلهی ما، زنده ماندن بود نه عاشق بودن. 『 @mongehaa 』
چه کسی پیروز جنگ است؟ نمیدانم عزیزم، نمیدانم چه کسی پیروز است اما بیشک کسانی که جوانی را باختهاند، ماییم. 『 @mongehaa 』| کیمیا رجبی
من اینجا ریشه در خاکم من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم من اینجا تا نفس باقیست می مانم من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم؟! امید روشنایی گرچه در این تیرهگیها نیست من اینجا باز در این دشت خشک تشنه میرانم من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح می خوانم و می دانم تو روزی باز خواهی گشت. 『 @mongehaa 』| فریدون مشیری