- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 26
- Всего постов
- 85
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 71
- 1/48двое суток
- 81
- 1/72трое суток
- 87
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بانو ثقفی نقل میکند: در روز های اول ازدواج یک بار برای آشپزی به آشپزخانه رفتم. آقا آمدند و دست مرا گرفتند و گفتند من تو را برای آشپزی نمیخواهم، من شما را برای خانمی در خانه میخواهم. همیشه در اتاق جای بهتر را به من تعارف میکردند. تا من نمیآمدم سر سفره، غذا خوردن را آغاز نمینمودند. حاضر نبودند که در خانه کار کنم و همیشه میگفتند: جارو نکن. اگر میخواستم لب حوض روسری بچه ها را بشویم میآمدند و میگفتند: بلند شو، تو نباید بشویی. من پشت سر آقا اتاق را جارو میکردم و وقتی منزل نبودند لباس بچه ها را میشستم. یک سال که به امامزاده قاسم رفته بودیم. کسی که همیشه در منزل ما کار میکرد با ما نبود. بچه ها بزرگ شده و دختر ها شوهر کرده بودند. وقتی ناهار تمام شد لب حوض نشستم تا ظرف ها را بشویم؛ ایشان همین که دیدند من دارم ظرف ها را میشویم به فریده گفتند بدو! خانم دارد ظرف میشوید. فریده دوید و آمد ظرف ها را از من گرفت و شست و کنار گذاشت. (آقا روح الله، ص١٨٣) پ.ن: همسر امام خمینی از اشراف بودند و زندگی طلبگی برای ایشون سخت بوده. اما چیزی که این سختی رو قابل تحمل میکرد، محبت و احترام زیاد امام خمینی به ایشون بود.
ازین نوستالژی ها...
... آیت الله حسن زاده بسیار به وجد آمده بودند و گویی شوق، وجودشان را فرا گرفته بود، دستان آیت الله تالهی را در دست گرفته بودند و نوازش میکردند و میفرمودند: آقاجان شما از اوتاد هستید. شما به مقام عندیت رسیدهاید. برکت ها بخاطر وجود شما به ما میرسد. (محرم راز، ص١٢٩) پ.ن: متاسفانه و متاسفانه آیت الله تالهی همدانی شناخته شده نیستند. این چیزی که بنده دارم اینجا میخونم از ایشون، ایشون بسیار بسیار بزرگ بوده. بزرگانی مثل علامه حسن زاده پیش ایشون تواضع کردند.
من در مکالمه با خودم وقتی به خودم میگم بسه دیگه فعلا کتاب نخر: جواب خودم به خودم: باشه پس میخرم
جلد سوم مجموعه سلوک عاشورایی هم به پایان رسید. خیلی خوب بود، واقعا خیلی خوب بود. کلا بیان آقا مجتبی تهرانی رو دوست دارم. لذت بردم و استفاده کردم. ایشون چون شاگرد امام خمینی بودند و پیوند معرفتی هم با آیت الله شاه آبادی دارند بوسیله امام، خوندن آثارشون به شما کمک میکنه که آثار امام خمینی رو هم بهتر بخونید.
آخرین باری که توفیق شد مشرف بشم مشهد، روز آخری که رفته بودم حرم، به قصد وداع زیارت میکردم اما تا دو سه بار دلم نیومد از ضریح فاصله بگیرم، باز دور میزدم و میومدم سمت ضریح. وقتی که میخواستم بیام بیرون دیدم همچنان نمیتونم وداع کنم... ناخودآگاه رفتم سمت یک دیواری و سرم رو گذاشتم روش و اشک ریختم...دلم نمیومد برم و این رو به امام رضا میگفتم. این حال رو تا اون موقع تجربه نکرده بودم. وقتی اومدم تهران و خدمت آیت الله یزدان پناه رسیدم و از زیارت امام رضا گفتم و این قسمت رو تعریف کردم؛ ایشون تبسمی کرد و با لبخند فرمود بله...یعنی ایشون هم به سختی دل کَنده. اینقدر امام لطیف و مهربانی داریم ما. آدم شرمنده میشه و میگه آخه شما میدونی من اینقدر هیچ و ناپاکم، چرا یه جوری مهربانی میکنید انگار پاک پاکم! بدبخت اونی که با این امام هیچ پیوندی نداره و فکر میکنه درستشم همینه...
مسیر تضعیف ولی فقیه سوم تصمیمات برآمده از اجماع نهادها بجای حکم ولی فقیه #برنامه_جریان
ایشان به شدت اهل عبادت هستند. یکی از کارهایی که رویه ایشان است، این است که ختم قرآنشان را در نماز های نافله انجام میدهند. ایشان یک وقت فرمودند که من و حاج آقا مصطفی هر آدم معنوی که سراغ داشتیم و [دیگران] میگفتند رفته و دیدهایم. البته بعداً گفتند که برای ما روشن شد که هیچ کس در همین معنویت مثل آقا نمیشود! (آقا مجتبی، ص١٧) پ.ن: هرچه بیشتر شخصیت امام سید مجتبی خامنهای رو بشناسید بهتر متوجه میشید ایشون یکی از ذخیره های خدا بود که عیان شد. رگه های قویِ سلوکی و معنوی که در ایشون هست به علاوه مراتب عالی علمی که بنابر نقل دیگران، دارای سبک مستقل فقهی هستند به همراه حضور در عرصه سیاسی و راهبردی؛ همه باعث شکلگیری یک شخصیتی شده که هم معنویت داره، هم سعه صدر و هم صراحت و سیاستاندیشی. ایشون رو خیلی دوست دارم. دوست دارم این رو آشکارا بگم، ایشون رو بسیار بسیار بسیار زیاد دوست دارم.
به طور کلی هر انسانی اگر بخواهد به کمال وجودیاش برسد، باید حرکت کند. (سلوک عاشورایی، ج٣ منزل هجرت و مجاهدت، آقا مجتبی تهرانی، ص١۶٠) پ.ن: اصل در زندگی انسان تحرک او و حرکت کردن اوست؛ نه اینکه انسان به نتیجهای برسه یا به مقامی برسه و بعد متوقف بشه. اگر گفته میشه رشد انسان بینهایته یا کمال او حد نداره، همه این ها دلیل بر اینه که تمام زندگی آدمیزاد یعنی حرکت کردن او. حالا یا این حرکت به سمت صعود رخ میده و تا بی نهایت صعود میکنه یا به سمت سقوط رخ میده و تا بی نهایت سقوط میکنه. شاید بشه اینطور گفت موعد نتیجه گرفتن انسان، در روز قیامت اتفاق میوفته و قبل از اون همه انسان ها در حرکت هستند یا با اختیار یا بیاختیار. همین بدن خودتون رو ببینید، یا شما حرکتش میدید، ورزش میکنید، تقویتش میکنید، یا اینکارو نمیکنید و صرفا زمان اینکارو باهاتون میکنه و بدنتون رو به پیری میره. طبق یک حرکتی این بدن پیر میشه یا تقویت میشه. خلاصه که طبق بیان مرحوم آقا مجتبی تهرانی، انسان اگر بخواد به کمال برسه، این امر مستلزم اینه که حرکت بکنه، حرکتی بینهایت نه حرکتی با هدف و نیت متوقف شدند. نه با این هدف و نیت که بگیم من اینقدر حرکت میکنم بعد فلان جا متوقف میشم دیگه میایستم؛ این یعنی باختن. این یعنی اینکه شما خودت رو از کمال خودت محروم کردی. فلذا اصل بر حرکته، برخی ها تا آخر عمر حرکت نمیکنند. برخی ها هم هرچقدر که زمین بخورند، اما حرکت میکنند...
یه وقتایی چنان عطش کتاب داشتن بهم دست میده که همینجوری دیوانهوار کتاب میگیرم. پروردگارا مرا کنترل کن لطفاً
چندسال پیش سر یک موضوعی، شدیداً ناراحت بودم. با ناله و اضطرار نام امام رضا و امام جواد رو صدا میزدم و به این شکل خوابم برد و خواب امام جواد رو دیدم. خواب مفصلی بود و حقیقتا هر وقت یادش میوفتم خوشحال میشم. مختصری از اون خواب رو تعریف میکنم برای اینکه بگم امام و معصوم بر امور همهی ما اشراف دارند و حواسشون هست و بیشتر از ما هم حواسشون هست. منتهی اگر ما از این فرصت ها استفاده کنیم و مثل یک سائل درمانده واقعا با شکستگی بریم به سمت این انوار، میبینیم لطفشون چقدر شامل حال ما شده و میشه و ما خبر نداشتیم و نداریم. در خواب، بعد از اینکه من سرم رو از پای مبارک ایشون برداشتم و گریههام تموم شد، ایشون کاغذی رو از جیب خودشون در آوردند که چندبار تا خورده بود. کاغذ رو باز کردند و فرمودند ناراحت نباش، ما خبر داریم، ببین این نامه رو تو در سال ٩۶ برای ما نوشتی، غصه نخور ما حواسمون هست. به کاغذ که نگاه کردم دیدم این دستخط دستخط منه، نوع تا زدن کاغذ هم همون شکلیه که من کاغذ رو تا میزنم تا کوچیک بشه. از خواب که بیدار شدم هرچقدر فکر کردم که من سال ٩۶ چی نوشتم خطاب به اهل بیت یادم نیومد. فقط میدونستم که من در ایام نوجوانیام گاهی وقتا روی کاغذ نامهای خطاب به اهل بیت مینوشتم. ببینید، شما ولایت کسانی رو قبول کردید که حواسشون به ریز و درشت شما هست! مراقب شما هستند، حواسشون به شما هست، به سخنان شما وقتی باهاشون حرف میزنید به نوشتار شما وقتی چیزی براشون مینویسید به قلب شما وقتی با دلشکستگی بهشون توجه میکنید، کامل توجه میکنند. توجهی همراه با رأفت و محبت. این افتخار نداره که ما ولایت این بزرگان رو قبول داریم؟ این نباید سبب بشه ما خدارو شکر کنیم؟ واقعا باید خدارو شکر کرد که بین اینهمه آدم در جهان، خدا عنایت کرده با این خاندان آشنا بشیم و ولایتشون رو بپذیریم. بعضیا آشنا میشن و نمیپذیرند. و البته، این انوار الهی محبت کامل و توجه کامل دارند؛ مهم اینه ما چجوری باهاشون رفتار میکنیم چجوری باهاشون تا میکنیم. باید گدای این خاندان بود و به دنبالشون رفت و باهاشون زندگی کرد.
قَیِم من، آقا و مولای من، صاحب اختیار من، صاحب امور من، امامِ من... لایقِ وصل تو که من نیستم، اذن به یک لحظه نگاهم بده
🗣 محمد علی کریمخانی 📸 اینستاگرام 🎧دانلود اپلیکیشن ملوبیت
🎙#گفتار | بُرشی از سلسله مباحث تفسیریِ حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای - ۱۱ 💠 موضوع: معاملهی کریمانه @rahbari_plus
در جمهوری اسلامی ما دو نگاه عمده داریم که این دو نگاه باهم درگیرند. یک نگاه، دیدگاهش درباره انقلاب اسلامی اینه که انقلاب اسلامی یک پدیده تاریخی بود که در سال ١٣۵٧ به وقوع پیوست و تموم شد و صرفا یک اتفاق تاریخی است نه بیشتر. نگاه دیگر اینه که انقلاب اسلامی صرفا یک پدیده صرف تاریخی نیست که بگیم مربوط به گذشته است. بلکه یک واقعیتی است دارای حیات و زنده است. به علاوه این نکته، انقلاب اسلامی وجود خودش رو در مواقع بحرانی دقیقا مثل همین جنگ چهل روزه به عنوان یک پدیده زنده نشون میده. یعنی انقلاب اسلامی هنوز جریان داره، وجود داره و پشتوانهی دارای حیات مردم و ایران و نظام جمهوری اسلامی است و ما، چه کشور، چه مردم کشور و چه نظام حاکم بر کشور همگی از منبع انقلاب اسلامی همچنان تغذیه میکنیم حتی اگر متوجه نشیم. در نتیجه این انقلاب یک پدیده صرفا تاریخی تموم شده نیست و همچنان وجود داره. تفاوت این دو نگاه در نوع حکمرانی خودش رو نشون میده. در نوع نگاه به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه خودش رو نشون میده. در نوع حل مشکلات و روبرو شدن با چالش ها خودش رو نشون میده. این دو نگاه همچنان با هم اصطکاک دارند و آثارش رو ما در برخی امور میتونیم ببینیم.
فلذا در یک بُعدی میتوان گفت هر انسانی که هست، این خلقت و نظام انسانی به آن احتیاجی داشته که خداوند آن نیاز را برطرف نموده
رحمة للعالمین
رساله لباللباب جزو آثاریه که احتیاطاً بهتره با اجازه استاد و یک بزرگتری مطالعه بشه. فلذا بنده که این کتاب رو اینجا گذاشتم، خودم توصیه میکنم اگر بدون مقدمه و بدون اجازه این اثر رو مطالعه نکنید بهتر باشه. گفتم این نکته رو بگم که این احتیاط هم رعایت بشه.
این دو کتاب هم بلخره رسیدند. رساله لباللباب، متن اولین جلسات عرفانی علامه طباطبایی هست که توسط علامه طهرانی یادداشت شده و بعد ایشون چیزهایی رو به متن اضافه کردند خودشون. من این اثر رو دورادور میشناختم اما چیزی که در نهایت باعث شد ترغیب بشم بخرمش، این بود…
در یک چنین روزی، رحمة للعالمین از میان بشریت رفت.