tgindex
هم-شنوایی

هم-شنوایی

Статистика

سلام، و سلامتی هم همچون بیماری مسری است! من دکتری انسان‌شناسی دارم اینجا تحلیل های فرهنگی و اجتماعی‌م را با شما به اشتراک می گذارم. Instagram: dr.mortezakarimii Mortezakarimi7@gmail.com

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Здоровье
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 085
−1 за 4 дн.
Сутки
−1
−0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 457
20 постов
Вовлечённость
134,3%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
205
1/48двое суток
234
1/72трое суток
253

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سوگ ایران، تجزیه بدن جمعی ✍ مرتضی کریمی، دکترای انسان‌شناسی دوست افغانستانی‌ای داشتم که دانشجوی دانشگاه تهران بود. بعد از مدتی با هم صمیمی شدیم.یک بار که به محل کارم آمده بود، گرماگرم صحبت گفتم: «اسد، به نظرم باید برگردی افغانستان. افغانستان حالا به تو، به افراد تحصیل‌کرده نیاز دارد.» نگاه سرد و بی‌رمقی به من انداخت. نگاهی که حالا خیلی خوب می‌فهممش.نگاهی پر از درد و صد هزار افسوس.و یکی از دردها، لابد دردِ فهمیده‌نشدن بود؛ دردی غیرقابل توضیح با کلمات.دردی که فقط باید تجربه‌اش کنی تا بفهمی.دردی بدتر از بی‌وطنی.حالا معنای آن شدت از درد را تا حدی می‌فهمم. من آن روز پر از هیجان و احساس یکپارچگی بدنی بودم. ایران را داشتم. بدن ما فقط یک بدن فردی نیست. انعکاس هویت‌های بزرگ‌تر ماست.خانواده، محله، شهر، قومیت، ملیت...یکپارچگی بدن ما، به تمامیتِ آن چیزهای بزرگ‌تری وابسته است که خود را بخشی از آن می‌دانیم. آن نگاه سرد و در هم شکسته، از نگاه امروز من ــ که قطعاً هنوز هم نسبت به تجربه اسد خام و دور از واقعیت است ــ انعکاس آن شکاف‌ها بود. آن حس چندپارگی هویتی، فراتر از جغرافیا. آن ناتوانی در احساس تعلق و یکی دانستن «من» با «ما». حتماً نباید خاکمان جدا شود که این احساس را تجربه کنیم. اگرچه خاک هم بی‌نهایت مهم است. کشور هنوز سر جایش است،اما یکی‌یکی آدم‌هایش را، شخصیت‌های ملی و حتی تاریخی‌اش را...«جان»ش را، از ما می‌گیرند. هر روز و هر لحظه در حال انیرانی‌کردن دوستان ایرانی خود هستیم. هر روز دسته‌ی جدیدی را بیرون می‌گذاریم.و هر روز بدن خود را تکه‌تکه می‌کنیم: یکی را به خاطر عقیده‌اش، یکی را به خاطر سبک زندگی‌اش، یکی را به خاطر زبانش، یکی را به خاطر جنسیتش، یکی را به خاطر طبقه‌اش،و دیگری را به خاطر اینکه در لحظه‌ای حساس، «مثل ما» فکر نکرده است. امروز، مثل اسد، احساس می‌کنم بدنم مجمع‌الجزایری‌ست که جزایرش هر روز از هم بیشتر فاصله می‌گیرند. ابوموسی، تنب بزرگ، لاوان، تنب گوچکش... سوگِ «ایران»، برای من، سوگِ از دست رفتنِ یک «ما»ست. سوگِ جهانی که در آن می‌توانستم آدم‌های متفاوتی را ببینم و همچنان آنها را بخشی از خودم بدانم. و شاید به همین دلیل است که امروز، بیش از هر زمان دیگری، به گفت‌وگو نیاز داریم. به شنیدن همدیگر، به همدلی، به مکث‌کردن پیش از قضاوت، به در آغوش گرفتن هم. چون «خاک»، با همه نیرو و قدرت شگفت‌انگیزش، به‌تنهایی قادر به حفظ تمامیت ما نیست. وطن، فقط خاک و مرز نیست. وطن، آن بندهای نامرئیِ بسته به دل‌هایمان است. و با از دست دادن هر بند، با بیرون راندن هر انسان، با بی‌شرف و بی‌وطن خواندن هر شخص،«ایران» ــ این بدن بزرگ ــ در حال فروپاشی است. اگر این روزها گلویمان فشرده است، اگر قلبمان سنگین است،شاید به این خاطر است که در حال از دست دادن ایران، بدن جمعی خودمان، هستیم...و هر روز، با شدت و بیش از پیش، شاخه‌ای را که روی آن نشسته‌ایم می‌بریم. . . . #سوگ_جمعی #سوگ

  • گاهی سوگ، چیزی بیشتر از غم از دست دادن است. باید در سکوت سوگواری کنی. در ادبیات سوگ، به این تجربه «سوگ غیرقابل ابراز» (Disenfranchised Grief) گفته می‌شود. جامعه این سوگ را به رسمیت نمی‌شناسد یا امکان ابراز آزادانه‌اش را از فرد می‌گیرد. بازماندگان، با چنین سوگی زندگی می‌کنند. نمی‌توانند به‌راحتی درباره علت مرگ عزیزشان حرف بزنند. در بعضی خانواده‌ها، برگزاری آیین‌های معمول سوگواری نیز با محدودیت همراه می‌شود و روندهای قانونی، گاهی فرصت تماس و وداع مؤثر با عزیز را محدود می‌کند. بازماندگان ضمن تجربه اندوه به طور همزمان احساس عذاب وجدان و خشم نسبت به عزیزشان را حس می‌کنند و سؤال‌های بی‌پاسخ و بی‌پایانی در ذهنشان شکل می‌گیرد. این کارگاه طراحی شده است تا فضایی فراهم شود که بازماندگان، در کنار کسانی که تجربه‌ و دردی مشترک دارند، بدون ترس از قضاوت،‌شدن، داستانشان را بگویند. برای اطلاعات بیشتر و حضور در کنار ما لطفا نام و نام خانوادگی سن محل زندگی تلفن تماس و علت حضور و مدت زمان سپری شده بعد از سوگ را دایرکت یا به شماره ۰۹۰۳۷۷۱۷۱۰۳ پیامک کنید. . . . #سوگ_خودکشی #سوگ #درمان_سوگ

  • #کارگاه_لمس_سوگ (دوره ۳۲ ام) ۷، ۸ و ۹ مرداد ماه (چهار وپنج شنبه و جمعه) ساعت ۲۰ تا ۲۲ پیامک جهت ثبت نام: ۰۹۰۳۷۷۱۷۱۰۳ سلام 🌱 دوستان عزیز، یک: کارگاه آنلاین و ویدئوکال (تصویری) در گوگل‌میت است. دو: این کارگاه به دنبال لمسِ سوگ و نه درمان سوگ است. سوگ از نظر ما یک بیماری نیست که درمان شود، بلکه سویه دیگر عشقی‌ست که خانه‌اش را از دست داده است. سه: به جز دیدن لایو، پیش‌نیازی جز «همدلی» و «شفقت» برای شرکت نداریم. چهار: ظرفیت کارگاه ۲۰ نفر است. پنج: من از دوره‌های قبلی بسیار آموختم و از تمام کسانی که با من، پا در آب‌های مشترک هم-سوگی گذاشتند تا سوگ پدرم را بهتر لمس کنم بی‌نهایت ممنونم. تجربه آنها در کارگاه با ما حاضر خواهد بود. 🌷🙏🌷 شش: نظرات دوستانی که در کارگاه شرکت کرده‌اند را می‌توانید در هایلایت کارگاه_لمس_سوگ و #سوگ_رابطه #سوگ_جنین بخوانید. 🌿 مبلغی که برای تداوم این کار می‌توانید با ما سهیم شوید با احترام یک میلیون و ۷۰۰ تا دو میلیون تومان، هر قدر که در توانتون هست. مبالغ بالاتر کمک می‌کند راحت‌تر افرادی که کمتر پرداخت می‌کند را حمایت کنیم. 💢💢💢 محتوای پیامی که به دایرکت من ارسال می‌فرمایید  به شرح زیر است. لطفا حتما به تمام پرسش‌ها پاسخ دهید:  ۱.در خواست برای حضور در کارگاه (عنوان و تاریخ کارگاه قید شود) ۲. اسم و فامیل  ۳. سن ۴. محل سکونت ۳. شماره تلفن ۴. علت حضور و زمان از دست دادن عزیزی که باعث سوگ شما شده  و علت فوت عزیز.  سپاس 🌷 #کارگاه_سوگ #درمان_سوگ

  • без подписи

  • 2 июл.3 51279

    سوگِ بالاخره... جنگ «تلفات» دارد... ✍️ مرتضی کریمی، دکترای انسان‌شناسی از اروپا تماس گرفته بود، نمی‌توانست علت فوت پدرش را توضیح دهد. شرمی آغشته به احساس گناه گلویش را فشار می داد. چهار جلسه طول کشید تا «بتواند» بگوید پدرش را در بمباران یکی از مناطق تهران از دست داده است. در حالی که برای خرید به آن منطقه رفته بود و حتی منزلشان نزدیکی مناطق نظامی نبود.  پیش از فوت پدرش از حمله به ایران حمایت می‌کرد. فکر می‌کرد جنگ به هر حال «تلفات» دارد! در آمار رسمی و برای سیاست‌مداران عزیزان ما «تلفات» هستند. اما پدر، برای او مهمترین چیزی بود که برایش جهان را امن، معنادار و زیست‌پذیر می‌کرد. بخش مهمی از دلیلش برای دوست داشتن خودش، ایران و بودن و نفس کشیدن بود.   یک کس، یک کس نیست، کس ِ کسی دیگر است. و آن کس ِ دیگر کسانی دارد. و این کسان، تار و پود جهانند. هر کس به اندازه کل جهان ارزش دارد. و سوگ، تنها واکنش به فقدان یک انسان نیست، بلکه مواجهه با فروپاشی جهانی است که آن فرد در بنای آن سنگ زیرین بوده است. . پ.ن: این متن با اجازه نوشته شده است. . . . #سوگ #درمان_سوگ #جنگ #فقدان #سوگ_پدر

  • без подписи

  • 28 янв.2 87066

    ده توصیه واقع‌بینانه برای کمک به بازماندگان سوگ ایران ✍️ دکتر مرتضی کریمی، انسان‌شناس و تسهیلگر سوگ و سوگواری فیلم‌هایی که در فضای مجازی وایرال شده می‌توانند گمراه‌کننده باشند. فیلم‌هایی از مراسم خاص و عمدتا همراه با رقص که بسیار عمیق و البته دردناک‌اند. اما مهم است که بدانیم احتمالا و طبق مشاهدات محدود من این مراسم نه قاعده که متاسفانه استثنا هستند. در بسیاری از موارد مردم از گرفتن مراسم منع شده و حتی جنازه به آنها تحویل داده نشده یا بعد از چند روز داده شده است. بازماندگان هنوز تحت فشار بسیار برای برقراری ارتباط، روایت و اشتراک سوگِ خود هستند و متاسفانه رخدادهای فضای مجازی برای آنها که چنین رنجِ سهمگینی را به تنهایی به دوش می‌کشند کمتر التیام‌بخش است. ۱- با گفتنِ «حالا وقتِ سوگواری نیست» امکان سوگواری را از افراد نگیریم. سوگواری مساوی انفعال نیست. اجازه بدهیم افراد خودشان راه و رسم ِ سوگواری‌شان را انتخاب کنند. ۲- از قهرمانانه‌کردن داستان خودداری کنیم. سوگواری به معنای نشان‌دادنِ ضعف نیست. آدم‌ها حق دارند برای از دست‌دادن پاره‌ تنشان، درد بکشند و از این درد فریاد بزنند. ۳- برای کمک نیاز نیست عملی قهرمانانه انجام دهیم. اگر می‌ترسیم (که‌طبیعی است)، کافی‌ست کنار آنها باشیم و با فرستادن دسته گل، غذا، انجام کارهای اداری... به آنها این حس را بدهیم که کنارشان هستیم و تنهایشان نگذاشته‌ایم. نزدیکی کم‌خطر بهتر از فاصله‌گیری است. آنها نباید حس کنند که سوگ و دردشان هم خطرناک است!   ۴- شروع‌کننده بحث‌های سیاسی نباشیم و کاسه داغ‌تر از آش نشویم.بازماندگان هنوز از طرف نهادهای امنیتی تحت فشارند و ممکن است با صحبت‌های ما بیشتر احساس خطر و نا آرامی کنند. 5-  نه غم و اندوه ما (که همه داغدار و محق برای سوگواری هستیم) که رنج عظیم آنها باید اولویت داشته باشد و آنها انتخاب کنند که چه چیزی، کی، کجا و به چه کسی بگویند یا نگویند. ۷- اگر نمی‌دانیم چه بگوییم بهتر است سکوت کنیم یا همین موضوع (نداشتن کلمات کافی) را صادقانه در میان بگذاریم تا اینکه حرف‌های شعاری یا کلیشه‌ای بزنیم. پیام‌های کوتاه، بدون انتظار و بدون ادعا کمک‌کننده‌ترند. ۷- شنیدن امن به افراد کمک می‌کند روایت خود از سوگشان را بازنگری، ترمیم و تنظیم کنند. شنیدن بدون قضاوت و غیرکنجکاوانه بهترین هدیه‌ای است که  می‌توانیم با خود ببریم. جزییاتِ حساس و دردناک را نپرسیم مگر آنکه خودشان بخواهند در باره‌اش حرف بزنند. ۸- این موضوع را درک کنیم که بازماندگان با بزرگترین غم خود مواجه شده و بخش مهمی از توان بدنی و روانی خود را از دست داده‌اند. آنها دنبال شنیدن سوگ عمومی یا تحلیل سیاسی یا قهرمانانه ما نیستند. ۹- به آنها حق بدهیم که بی‌حس و فریز شده باشند، سوگواری‌شان تکه‌تکه باشد، بخواهند برقصند یا گریه کنند، بخواهند سکوت کنند یا در رسانه‌ها از سوگشان حرف بزنند. درست است که این یک سوگ عمومی است، اما آنها  صاحب عزا و در اولویت هستند.   ۱۰-  قبل از نزدیک‌شدن، کمی مکث کنیم، از خودمان بپرسیم آیا به دنبالِ‌التیام بازمانده هستیم یا التیام یا کنجکاوی خودمان! اگر لازم است قبلا در فضایی دیگر گریه کنیم تا کمی آرام‌تر شویم، جلوی رفتار هیجانی خود را بگیریم، به مرزهای بازماندگان احترام بگذاریم تا بتوانیم بخشی از حلِ مشکل باشیم نه بخشی از خود مشکل. شاید آنها دو ماه دیگر بخواهند عملی بسیار رادیکال انجام دهند اما درحال حاضر، در معرض رفتاری بسیار غیر انسانی بوده‌اند و روحشان خسته و مجروح است. چیزی که فعلا نیاز دارند ببینند کمی آرامش، پایداری، همدلی و رفتاری «بسیار بسیار انسانی»  است. در عین حال قانونی کلی و برای همه در مورد سوگ وجود ندارد و موارد گفته شده بسته به نزدیک بودن شما به بازماندگان، نیاز و شرایط آنها در لحظه، شرایط اجتماعی و... ممکن است تغییر کند.  @mortezakarimi77 #سوگ #سوگواری #درمان_سوگ #روانشناسی_سوگ #سوگ_جمعی #سوگ_سیاسی

  • برای شرکت در این دوره و آگاهی از شرایط به شماره ۰۹۱۹۴۶۲۳۲۴۳ در واتس‌اپ پیام دهید و اطلاعات زیر را ارسال کنید؛ نام و نام حانوادگی سن شماره تلفن و علت حضور

  • کنسرت شجریان، آیینه جامعه ما ✍️ دکتر مرتضی کریمی، انسان‌شناس همه چیز بهانه است، برای یادگیری. هر اتفاقی که در طول زندگی ما می‌افتد یک امکان است که به خودی خود نه مثبت است نه منفی. واکنش ما به آن اتفاق است که به آن معنا و جهت می‌دهد. امکانی که می‌تواند بدل به فرصت شود یا برعکس بدل به نکبت و مصیبت. من نمی‌خواهم به خطا یا صواب بودن انتخاب #همایون_شجریان بپردازم. هر روز اتفاقی از این قبیل می‌افتد که افکار عمومی را به خودش مشغول و آدم‌ها را به جان هم می‌اندازد و مهمترین داشته ما که همانا اتحاد و همدلی است را نشانه گرفته است (آنکه فردوسی سی سال برایش زحمت کشید، شاهنامه نبود، نامه‌ای بود به تک تک ما برای حفظ اتحاد و خاک این سرزمين). می‌دانم در این زمانه کنار کشیدن و هو کردن دیگران و دشنام دادن به حکومت ببشترین هورا و تشویق را دریافت می‌کند، و برای برخی نان و برای یک سری نام و برای عده‌ای هر دو را به همراه می‌آورد. شخصا در درستی انتخاب همایون تردید دارم اما در غلط بودن واکنش جمعی هیچ شکی ندارم. من بسیار کمتر دیده‌ام که ما از یک کار خوب از یک آدم درست، که سلبریتی نیست و کم هیاهو است، که تبلیغات خاصی پشتش نیست، آنقدر حمایت کنیم که به یک کار یا آدم که به نظرمان غلط است حمله می‌کنیم. شاید بیشتر این سرزنش‌ها که می‌کنیم فرافکنی و فرار از احساس بی‌قدرتی‌ خودمان است. چون کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم. آزادی و آبادانی این خاک به نظر من در گرو این است که ما «کاری دیگر» بکنیم و اگر خودمان توانش را نداریم از کارهای مثبت دیگری که دیگران می‌کنند حمایت کنیم. #سوزان_سونتاک جایی نوشته است فقط کسی حق دارد از بدبختی مردم عکس بگیرد که بخواهد برای آنها کاری انجام دهد. بر همین منوال از نظر من در شرایط کنونی کشور که امید از آب کمیاب‌تر است و وضعیت همبستگی ملی و فرهنگی از وضعیت برق بحرانی‌تر، و دلسوزان واقعی ایران در انزوا و گوشه‌نشین، کسی حق سرزنش کردن دیگران را دارد که خودش کار مثبتی انجام بدهد یا حداقل از یک کار خوب حمایت کند. در غیر این صورت ما همه سرمایه‌ها و داشته‌های اجتماعی و فرهنگی خود را به مرور زمان از دست خواهیم داد و فرمان به دست همان‌هایی خواهد افتاد که از این وضعیت سود می‌برند. آنها که شیفته فرمان دادن هستند، چه در داخل چه خارج کشور. . . . . @mortezakarimi77

  • 23 мая 2025 г.9182из drsargolzaei

    🔴 لایو اینستاگرمی با موضوع سوگ 🔹 امروز- جمعه - دوم خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۳۰ تهران ۲۳ ماه می ۲۰۲۵- ساعت ۹ صبح ونکوور 🔹 در صفحه‌ی اینستاگرام باشگاه پریفرونتال ذخیره شد: https://www.instagram.com/reel/DKAQDhKSSdc/?igsh=MTdpc2syNGIydjNsbQ== @drsargolzaei @prefrontalclub @mortezakarimi77

  • #کارگاه_لمس_سوگ (دوره بیست و نهم) سلام 🌱 یک: کارگاه چهار جلسه است. جلسه اول لایوی است در آپارات که آدرس آن در بیو صفحه است. دوم: کارگاه به صورت آنلاین و ویدئوکال (تصویری) در گوگل‌میت است. سوم: این کارگاه به دنبال لمسِ سوگ و نه درمان سوگ است. سوگ از نظر ما بیماری نیست که درمان شود، بلکه سویه دیگر عشقی‌ست که خانه‌اش را از دست داده است. چهارم: به جز دیدن لایو، پیش‌نیازی جز «همدلی» و «شفقت» به خود و دیگران برای شرکت نداریم. پنجم: نظرات دوستانی که در کارگاه شرکت کرده‌اند را می‌توانید در هایلایت #کارگاه_لمس_سوگ بخوانید. ششم: مبلغی که برای تداوم این کار می‌توانید با ما سهیم شوید ۹۵۰ تا ۱۲۵۰ هزار تومان، هر قدر که در توانتون 💢💢💢 محتوای پیامی که به دایرکت من ارسال می‌فرمایید به شرح زیر است: ۱.در خواست برای حضور در کارگاه (عنوان و تاریخ کارگاه قید شود) ۲. اسم و فامیل ۳. سن ۴. محل سکونت ۳. شماره تلفن و تلگرام با عکس خودتان در پروفایل. از پذیرش عزیزانی که عکس صفحه اینستاگرام و هم تلگرام ندارند معذوریم. ۴. علت حضور و زمان از دست دادن عزیزی که باعث سوگ شما شده است. Instagram: @dr.mortezakarimii سپاس 🌷

  • 17 мая 2025 г.7064из drsargolzaei

    🔴 لایو ۲۲ باشگاه پری‌فرونتال: 🟢 موضوع: باورهای رایج و قابل نقد و صحبت درباره‌ی سوگ: 🟢 دکتر محمدرضا سرگلزایی (روانپزشک) و دکتر مرتضی کریمی، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و دکترای انسان‌شناسی از دانشگاه تهران 🟢 زمان: جمعه ۲ خرداد ۱۴۰۴= ۲۳ می ۲۰۲۵ ساعت ۹ صبح غرب آمریکای شمالی ساعت ۱۲ ظهر شرق آمریکای شمالی ساعت ۱۹:۳۰ ایران ساعت ۱۸ اروپای مرکزی ۱- چرا گفته می‌شود "درمان سوگ"؟ مگر سوگ یک اختلال روانی است؟ نگاه آسیب‌شناسانه به سوگ، آن را به "بیماری" یا "اختلال تطابق" تقلیل می‌دهد، در حالی که سوگ یک واکنش انسانی و اجتماعی به فقدان است، نه لزوماً بیماری. ۲- "سوگ پنج مرحله‌ دارد." مدل کوبلر-راس با وجود شهرت زیاد، یک الگوی خطی و جهان‌شمول نیست. تجربه‌ی سوگ بسیار متنوع، غیرخطی، و وابسته به فرهنگ و زمینه‌ است. ۳- "باید رها کنی و ادامه بدهی". فشار فرهنگی و درمان‌محور برای "پشت سر گذاشتن" سوگ، اغلب منجر به سرکوب احساسات و قطع رابطه‌ی ادامه‌دار (bodily or symbolic) با فرد متوفی می‌شود. ۴- "مدت سوگ باید محدود باشد." برخی تصور می‌کنند اگر بعد از شش ماه یا یک سال هنوز عزاداری کنی، مشکلی داری. اما زمان سوگ بسیار شخصی و متغیر است. ۵- "سوگ فقط یک تجربه‌ی ذهنی‌ست." نادیده‌گرفتن بُعد بدنمند سوگ (تغییرات در تن، حس فیزیکی فقدان، لمس غایب) باعث می‌شود ابعاد عمیق و زیسته‌ی آن فهم نشود. 🛑 صفحه‌ی باشگاه پریفرونتال در اینستاگرام میزبان این گفت‌وگو خواهد بود. https://www.instagram.com/prefrontal.club #سوگ، #تفکر_نقاد #یاشگاه_پریفرونتال @drsargolzaei @prefrontalclub @mortezakarimi77

  • چه کسی از نظر حکومت ارزش سوگواری دارد؟ ✍️ دکتر مرتضی کریمی، انسان‌شناس و تسهیلگر سوگ آیا هر انسانی به اندازه دیگری ارزش و قابلیت سوگواری‌کردن (grievable) دارد؟جودیت باتلر، فیلسوف سرشناس آمریکایی معتقد است فرهنگ‌ها طیفی از ارزش سوگ‌پذیری ایجاد می‌کنند که نمایانگر «ارزش زندگی» افراد هستند.  از نظر باتلر فرهنگ‌ها معمولا به جانِ مهاجرین، زندانیان، اقلیت‌ها، غیر شهروندها و در یک کلمه «غیرخودی»ها کمتر بها می‌دهند. یک فرد یا گروه، هر قدر که خودی‌تر باشد، از ارزشِ زندگی بالاتری برخوردار است و در صورت فوت بیشتر برای او سوگواری می‌کنند. در غیر این صورت متوفی برای سیستم فقط یک عدد است. باتلر جنگ خلیج را مثال می‌زند که در آن جان 200 هزار کودک عراقی کشته‌شده فقط یک خبر بود. سوگواری برای آنها در رسانه‌های غربی هرگز با نام یا تصویر یا داستان زندگی شخص آنها همراه نبود. نه آنها یک «شخص» بودند و نه زندگی آنها یک «زندگی» بود. برای همین عناصرزندگی آنها (نام، تصویر، خانواده و ...) نامرئی شده و نادیده گرفته شده بود.  باتلر می گوید: مسأله اصلا ساده نیست. چرا که اگر یک زندگی ارزش سوگواری کردن ندارد، یعنی «تا حد کمی زندگی» است نه کاملا. یعنی به عنوان یک زندگی کامل به رسمیت شناخته نشده و بنابراین نیازی به سوگواری ندارد.  به رسانه (ظاهرا) ملی نگاه کنید. برای چه کسانی سوگواری می‌کند؟ چهره و نام و زندگی‌نامه مفصل چه کسانی را به تصویر می‌کشد و خیابان‌ها را به نام چه کسانی می‌کند؟ آیا کسی نامی از کشته‌شدگان سانچی، متروپل... به یاد دارد؟ اینکه حاکمیت برای چه کسانی و چگونه سوگواری می‌کند نشان‌دهنده این است که چه کسانی برای آنها خودی و چه کسانی ناخودی یا همان نخودی هستند. همچنین با چه کسانی نزدیک و با چه کسانی فاصله دارند. و اینکه مردم برای چه کسانی و چگونه سوگواری می‌کنتد نیز نشان از نزدیکی و فاصله آنها با متوفیان و عزیزانشان دارد. . پ.ن: کتاب Violence, Mourning, Politics Judith Butler @mortezakarimi77

  • رقص به مثابه مقاومت و ترمیم زخم جمعی به بهانه عزاداری در فستیوال کوچه ✍ دکتر مرتضی کریمی، انسان‌شناس و تسهیلگر سوگ «رقصنده روح را می‌بیند»... مات و مبهوت مانده بودم در این عزای عمومی‌. دستم نمی‌رفت به استوری یک پیام تسلیت. دلم نمی‌خواست امید توخالی بدهم. از طرفی نمی‌خواستم آه و ناله‌ی بیهوده کنم. تا اینکه فیلم عزاداری در فستیوال کوچه را دیدم. رقص و سوگ. یاد بخشی از کتاب #پل_استالر، انسان‌شناس، افتادم که در آن از جنبش هوکا (Hauka) می‌گوید. جنبش مقاومت مردم نیجر در مقابل استعمار فرانسه. که پایه‌اش رقص بود. جالب اینکه سنت‌های سوگواری در جنوب ایران بسیار متاثر از آفریقا هستند. رقصنده در یک فرایند تسخیر روح (sprit possession) به روح وصل می‌شود. مدتها مطالعات بر پایه دوگانه‌پنداری غربی روح/جسم، تفسیر اشتباهی از این سنت داشتند. اما مطالعات بدنمندانه اخیرا، روح را در مقابل جسم نمی‌گذارند. روح یک بدنمندی است. وقتی عزیزی فوت می‌شود، با فقدان یک «ذهنیت» مواجهه نیستیم. ما بو، تصویر، لمس، صدا... در واقع یک «بدن» را از دست داده‌ایم. وجود بیولوژیک که همان جسد است، هنوز تا چند ساعت تقریبا همان است که بود. اما بدن، مساوی جسد نیست. بدن یک موجودیت اجتماعی است. کوچه، یک فستیوال موسیقی خالی نیست. کوچه جایی‌ست برای دیدار روح. جایی که ما بدن جمعی خود را باز می‌یابیم. کوچه مانند رحم، محل رقص جنین، محل بازخوانی روایت روح است. داستان اما روزی داستان شادی‌ست روزی عزا. وقتی بخشی از بدن در ماتم است، بخش دیگر نمی‌تواند بخندد. حتی اگر از نظر جغرافیایی جدا باشد. این است که امروز در هر کجای این بدن بزرگ، ایران، که باشیم بغض گلویمان را می‌گیرد. کاش جایی بود ما هم باهم برقصیم. در رقص جمعی، فرد برای لحظاتی از پوست خود بیرون می‌رود و موقتا در یک پوست و بدن جمعی حل می‌شود. درد تقسیم می‌شود. دل، هم-دل پیدا می‌کند. زخم بدنمندی ترمیم می‌شود و رابطه جدیدی با متوفی ایجاد می‌شود (ادامه ارتباط در قالبی نو) و پیام سوگ (در نیجر استعمار و در اینجا حماقت حکومتی) با ضرب سنج‌ها و طبل‌ها در بدن‌ها حک می‌شود تا هرگز فراموش نشود. در نهایت، این رقص جمعی، نوعی بازآفرینی زندگی‌ست. ایجاد حس دوباره زندگی در دل اندوه و درد. استالر می‌گوید رقصنده روح را می‌بیند، نه اینکه فقط به یادآورد. «می‌بیند»... و رقص به مثابه «مقاومت» ظاهر می‌شود. . پ.ن: کتاب Embodying colonial memories Paul Stoller کتاب مردم‌شناسانه #اهل_هوا #غلام_حسین_ساعدی درباره تاثیر فرهنگ آفریقا بر موسیقی و عزاداری در جنوب ایران . @mortezakarimi77 . #سوگ #سوگ_جمعی #انفجار_بندرعباس #فستیوال_کوچه #بندرعباس_تسلیت #بابازار #ماما_زار

  • https://podcasts.apple.com/us/podcast/transit-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B2%DB%8C%D8%AA/id1776876879?i=1000698391112

  • https://castbox.fm/vd/786106950

  • نشان دادن کفن به هادی عامل ور شبکه افق و نکته‌ای درباره بازنشر مجازی آن ✍️ دکتر مرتضی کریمی، انسان‌شناس هر انسان هنجاری، در زندگی عادی و روزمره، برای محافظت از روان، به تعبیر #آنتونی_گیدنز، جامعه‌شناس بریتانیایی، «پیله‌ای محافظتی» به دور خود می‌تند. کارکرد این پیله، محافظت از ورود و خروج داده‌هایی است که امنیتِ هستی‌شناختی ما را به خطر می‌اندازند. مخاطراتی مانند بیماری، جنون و مهمترین‌شان مرگ. درجه‌ای از آگاهی به مرگ البته، نه تنها غیرقابل اجتناب بلکه در شرایط مناسب حتی اخلاقی است. انکار مرگ، یکی از مهمترین چالش‌های زندگی در دنیای مدرن است. اما این بدان معنا نیست که افراد را بدون آمادگی به دل سخت‌ترین تجربه پیش روی خود پرتاب کنیم. مواجه کردن ناگهانی افراد، وقتی که منتظر چیزی نیستند، یا شرایط روحی و روانی آنرا به هر دلیلی ندارند، کاملا غیر اخلاقی است. حتی اگر آن چیز برای فرد در موقعیت دیگری دلپذیر باشد. انداختن گلوله برف در لباس کسی که عاشق زمستان و برف است خوشایند نیست. به نظر می‌رسد هدف این برنامه سطحی، چیزی در حد مچ‌گیری یا یک جور تله‌گذاری عاطفی و جذب مخاطب است. اما حتی اگر هدف تذکر اخلاقی و خشوع و پذیرش مرگ است، که در لحن و گفتار مجری و چینش موقعیت اثری از آن نیست، اجرای کار بسیار غیر حرفه‌ای و آسیب‌زننده است. البته این نافهمی از صدا و سیما و شبکه افق غیر قابل انتظار هم نیست. اما بازنشر ویدئوی چنین موقعیت مشمئزکننده و آزاردهنده، توسط کسانی که نقدی به این وضعیت دارند هم عجیب است. چرا باید سر دوستان و اطرافیانمان را، که کلا تلویزیون و مخصوصا شبکه افق را نگاه نمی‌کنند، در چاه فاضلاب صدا و سیما فرو کنیم تا به آنها بگوییم چه گندی آنجا بالا آمده است؟ افراد عادی شاید ندانند که بازنشر چنین محتوایی تبلیغ همان برنامه یا تشدید آن حالِ بد است که صدا و سیما و برادرخوانده‌اش در آن سوی مرزها، یعنی #شبکه_ایران_اینتر_نشنال در پی آنند. اما بارها دیده‌ام که برخی از صفحات مجازی، دانسته و به قصد دستکاری عواطف مخاطبان، این محتواهای خاموش را بیدار و به اسم انتقاد به خورد مردم می‌دهند. جالب آنکه در ویدئو دیگری آقای عامل صریحا گفته‌اند که راضی به نشر (و منطقا بازنشر) آن بخش نیستند. در این روزهای سخت، که بودجه فرهنگی کشور به دست نهادهای دولتی به مستراح ریخته می‌شود، از آنها که با هم زدن مستراح و دستکاری عواطف ما، نام و اعتبار کسب می‌کنند دوری کنیم. . . . . . . . #هادی_عامل #شبکه_افق #کفن #مرگ_آگاهی #مرگ #روان_شناسی_مرگ

  • سلام وقت بخیر من حدود ۴ سال یک آنلاین شاپ داشتم به اسم نیلاس که پریود باکس و محصولات بهداشتی مربوط به قاعدگی میفروختم بعد از کرونا و فوت پدرم باز هم ادامه دادم و از نو شروع کردم تا اینکه الان مادر هم مریض شده و باید دوتا عمل جراحی انجام بده و رحم و سینه‌ش رو تخلیه کنه من هم محصولات نیلاس رو حراجی گذاشتم و هرچی بود فروختم تا بتونم کمک کنم در تامین هزینه ها ولی هنوز نتونستیم پول رو کامل تهیه کنیم من یک چنل تلگرام زدم و اون باقی مونده های محدود نیلاس که مونده رو اپلود کردم خیلی محصول زیادی نمونده شاید کلش ۱۵ تومن هم نشه ولی اگر اینا هم فروش بره برای ما کمک بزرگیه اگر خرید کوچیکی حتی در حد ۲۰۰ ۳۰۰ تومن هم انجام بدید ممنونتون میشم. آدرس چنل نیلاس https://t.me/mojodnilas این پیام یک دختر خانم ۲۰ ساله‌ست که بنده می‌شناسم. اگر دوست داشتید لطفا از صفحه ایشان خرید کنید.

  • اما همین یک دلیل برای شرکت نکردن از نظر من کافی است. اما اصلاح‌طلبان دوباره به عنوان تکه‌ای از پازل انتخاباتی و مشروعیت‌بخشی سیستم، در راستای کم‌کردن فشار از دوش نظام و بر ضد منافع مردم، به ویژه مردم فرو دست عمل می‌کنند. نیاز سیستم آن است که جهت حفظ شرایط و منافع کنونی یک اصلاح‌طلبِ رام، رییس دولت شود. همچنین با توجه به اتفاق‌های سیاسی در آمریکا و کسری بودجه در داخل، و نیاز مبرم به افزایش بهای بنزین و مالیات، نیازهای سیاسی سیستم برای سرکوب و خفقان در روزهای آینده هم بدین ترتیب تأمین می‌شود. فراموش نکنیم در داخل، سیستم سرکوب در دوره روحانی بسیار وحشیانه‌تر از دوره رئیسی عمل کرده و در خارج هم به خاطر پرفورمنس «ظریف» اصلاح‌طلبان، شاهد کمترین بازتاب و اعتراض بین المللی بودیم. در نهایت اما مساله من شرکت کردن یا نکردن در انتخابات نیست. دغدغه من این است که همان‌طور که بعد از سوء استفاده‌های اصولگرایان از ارزش و آرمان‌های والا، دیگر نمی‌شود از این مفاهیم در مدارس و دانشگاه استفاده کرد، با این رفتارهای دوگانه اصلاح‌طلبان، واژگانی مانند تحمل، مدارا و صلح هم به معنای کرنش در مقابل ستم، رانت‌خواری و نداشتن اراده برای تغییر تلقی شده و کشور در بزنگاه‌های اجتماعی به آغوش تفرقه و خشونت افتاده و نمی‌شود افراد را به شنوایی متقابل و رواداری دعوت کرد.   @mortezakarimi77

  • اصلاح‌طلبی رام و سوگ مفهوم صلح و مدارا ✍️ مرتضی‌کریمی، دکترای انسان‌شناسی اصلاح‌طلبی و اصولگرایی نه دو موجودیت متفاوت از نظام سیاسی در ایران، بلکه دو وجه از این سیستم هستند. آنها هرگز اپوزسیون نظام نبوده‌اند. ج.ا در روزگار طلایی و وحدت اولیه‌اش، زیر چتر «حضرت امام» شکاف چندانی را احساس نمی‌کرد. ارزش‌ها و اهداف این دو قلوی بهم چسبیده عبارت بودند از حفظ نظام، حفظ شریعت شیعی (مردسالار)، حفظ منافع طرفداران نظام، غریبه و نامحرم‌پنداری تمام اندیشه­‌ها و مکاتب‌فکری و اعتقادی دیگر از اهل سنت و طریقت‌های عرفانی گرفته تا مکتب‌های فکری و اعتقادی و حتی اقتصادی مدرن، از لیبرالیسم گرفته تا مارکسیسم. هرگز ایران، به عنوان یک واقعیت تاریخی یا هویت ملی مطرح نبوده و هرگز «ایران برای تمام ایرانیان» به عنوان یک ارزش به حساب نمی‌آمده است. ارزش‌هایی همچون برابری، آزادی و حتی استقلال، در ذیل و بهتر بگوییم در خدمت ارزش‌های اولیه تعریف شده بودند. دولت خاتمی، که در آغاز از نظر مردم، دوره آزادی مدنی و سیاسی تلقی می‌شد، از نظر اصلاح‌طلبان دوران بازگشت به وحدت اولیه بود. دورانی که اصلاح‌طلبان (نزدیکان امام) دست بالا و اصولگرایان (آنها که نمی‌توانستند یک نانوایی را اداره کنند) دست پایین را داشتند. و حالا در زمان پزشکیان، همان اشتیاق سوزان به دوران وحدت اولیه، باقی‌ست، با این تفاوت که اصولگرایان دست بالا را دارند و اصلاح‌طلبان در کف‌اند. همچنین نقاب اصلاح‌طلبان افتاده و نمی‌توانند و البته نیازی هم نمی‌بینند که ادعاهای دروغین خود در باب آزادی (حتی در حد برداشتن فیلترینگ اینترنت) را مطرح کنند. اگر خاتمی بعدها آن هم به طور تلویحی خودش را «تدارکاتچی» خواند پزشکیان از آغاز، قدرت و اختیاراتش را در همین حد تعریف می‌کند. او بارها گفته که سیاست‌های کلی نظام از نظر مقام رهبری مشخص شده و او یا هر کس دیگری فقط مجری منویات رهبری هستند. بدنه اصلاح طلبی را به سه دسته کلی می‌شود تقسیم کرد: نخست) شخصیت­های سیاسی همچون خاتمی و روحانی و پزشکیان که ضمن وجود تفاوت‌ها، مساله اصلی‌شان نه مردم، بلکه نظام است و بارها این مساله را ثابت کرده و در اختلافات سمت سیستم ایستاده و حتی با پوشیدن لباس یک طرف به جنگ طرف دیگر رفته‌اند. دوم) مدیران و مشاورانی که مساله اصلی‌شان نه نظام و نه مردم، بلکه منافع کاری و شغلی و رانتی خود است و بارها در هنگام بروز اختلافات با نوشته ها و موضع‌گیری‌های خود سمت سیستم ایستاده‌اند. سوم) مردم عادی و از خود مردم هستند و نه (لزوما) به خاطر نظام یا منافع شخصی بلکه به دلیل ترس‌ها و نگرانی‌ها از تندروی‌ها، اضطراب از وضعیت‌های نامعلوم و امید برای بهبود حداقلی و باور به شعارهای دسته اول و دوم طرفدار اصلاح‌طلبان هستند. اگر چه در هر سه دسته استثناهایی می‌توان پیدا کرد که اگر صادق باشند نظرشان قابل احترام است، اما می‌توان گفت هدف و انگیزه دسته اول بازگشت به وحدت و ارزش‌های اولیه، دسته دوم، استمرار طلبی و حفظ منافع موجود و دسته سوم، بدتر نشدن اوضاع است. شعارهای دیگر از جمله، ایران، برابری، آزادی بیان، گسترش ارتباطات بین المللی و... محلی از اعراب ندارند. در مورد دسته اول نیاز به اثبات مدعا نیست و این موضوع توسط نامزد و شخصیت‌های سیاسی صراحتا عنوان شده است. آنها قدرت و اراده‌ای برای تغییرات اساسی ندارند. در مورد دسته دوم، آنها رنج مردم عادی را نمی­‌بینند و به رسمیت نمی‌شناسند و چرخ شعارهای تغییرات تدریجی و مصالحه‌گر آنها بر گرده مردم عادی می‌چرخد. مثال بارز، رفتار محمد فاضلی‌ست. بسته‌شدن راه دفاع از خود، به خطر افتادن آبرو و اخراج از محل کار ایشان را چنان برآشفت که جلوی دوربین رفتاری به دور از تحمل، ادب و حتی سیاست نشان داد. این رفتار اگر توسط افراد عادی که نه فقط دهان که دستانشان هم بسته و معیشت و کرامت‌شان آماج حملات سیستم است انجام می‌شد، همین مشاوران و مدیران، آن را یک خشونت کور و رفتاری دور از تحمل نشان می‌دادند و سرکوب این مردم بی‌دفاع و غیر سیاسی را به سود سیستم تئوریزه می‌کردند. اما خشونت رفتاری این مشاور نه تنها محکوم نشد، بله به عنوان نمادی از «شرافت» بازنمایی شد. که این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که اگر فریاد و دفاع از موقعیت شخصی شرافت نام دارد، سکوت این عزیزان در قبال پایمال‌شدن حقوق اولیه مردم و سرکوب و کشتار آنها نامش چیست؟! امکان حضور مجدد اصلاح‌طلبان رانده شده توسط سیستم (و البته مردم)، نه به خاطر رفتار یا استراتژی سیاسی آنها، بلکه به یمن اعتراضات اخیر و تحریم مردم در دوره قبلی است. دلایل بی‌شماری می‌توان برای شرکت‌نکردن در این نمایش دروغین مطرح کرد.