اخبار مثبت
Статистика🌿 روایت کوچیکترین خوبیها در دل شلوغترین روزها. 📌 خبر خوب، مهربونی، امید اجتماعی. با ما بمانید، برای نیمهی روشن ماجرا.
- Последний пост
- 1 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 72
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یه وقتایی قشنگترین و عمیقترین قابهای دنیا، توی همین دو سه دقیقههای معمولیِ روزمرگی شکل میگیرن. امروز توی درمونگاه، یه پدر با دختر کوچولوی دو سه سالهش منتظر دکتر بودن. بابا سرما خورده بود و بیحال بود، اما مگه عشقِ توی چشمای اون فرشتهی کوچولو میذاشت بیحالی حس بشه؟ تمام اون دو سه دقیقهای که دکتر داشت باباش رو معاینه میکرد، دخترک با همون لحن شیرین و نگرانش، بیشتر از ده بار پرسید: «بابا خوب شدی؟ بابا جونی خوب شدی؟» شاید داروها حال جسمیِ اون بابا رو خوب کنن، ولی شک ندارم اون ده بار «خوب شدی» گفتن، روحش رو شفا داد. مهربونی و عشقِ خالص، سن و سال نمیشناسه؛ گاهی توی قد و قوارهی یه دختربچهی دو ساله، کل دنیا رو قشنگتر میکنه. ❤️ ✨ خبرها و روایتهای امیدبخش رو اینجا دنبال کنید: @mosbatnewsfeed
آیا پیری یک بیماری قابل درمان است؟دیدگاه دکتر دیوید سینکلر پژوهشگر هاروارد، پیری را از یک «سرنوشت محتوم» به یک «بیماری قابل درمان» تغییر داده است. بر اساس پژوهش او که در نشریه Nature منتشر شده، سلولها با گذشت زمان اطلاعات اپیژنتیکی خود را از دست میدهند و نحوه خواندن درست کدهای ژنتیکی را فراموش میکنند؛ فرآیندی که هسته اصلی نظریه اطلاعاتی پیری است.تیم هاروارد با استفاده از سه فاکتور برنامهریزی مجدد سلولی ($Oct4$, $Sox2$, $Klf4$) که به اختصار OSK نامیده میشوند، توانست ساعت سلولی موشهای پیر و مبتلا به آبسیاه را به عقب برگرداند. این روش بدون ایجاد تومور، بافتهای آسیبدیده عصب بینایی را بازسازی و بینایی آنها را احیا کرد.این دستاورد ثابت کرد بافتهای پیر، یک نسخه پشتیبان از اطلاعات دوران جوانی را حفظ میکنند که قابل بازیابی است. با ورود این فناوری به فاز کارآزماییهای بالینی انسانی، مدیریت فرآیند پیری دیگر یک رویا نیست. اگر این رویکرد موفق شود، بدون شک بزرگترین انقلاب پزشکی قرن خواهد بود. @AIforManager
که گرچه رنج به جان میرسد، اُمید دواست. @mosbatnewsfeed
без подписи
🔊@Playlistpodcas
без подписи
آشتی از نوش آفرین @mosbatnewsfeed
@mosbatnewsfeed
سوغاتی
پوست شیر @mosbatnewsfeed
@mosbatnewsfeed
تنها پرنده ای جرئت میکنه عقابو نوک بزنه دورِنگوی سیاهه، اون پشت عقاب می شینه و گردنشو گاز می گیره. با این حال عقاب هیچ واکنشی نشون نمی ده و با دورِنگو نمی جنگه! اون وقت و انرژی خودشو تلف نمی کنه، فقط بالاشو باز می کنه و شروع می کنه به بالاتر پرواز کردن تو آسمون. هرچی پروازش بالاتر باشه نفس کشیدن برای دورِنگو سخت تره و سرانجام برای کمبود اکسیژن سقوط می کنه! زندگی عقابو سرلوحه زندگیتون قرار بدید! نیازی نیست به همه ی قضاوتا و نبردا واکنشی نشون بدید؛ فقط کافیه تمرکزتون بذارید رو خودتون و آیندتون و پیشرفت کنید و ارتفاع بگیرید تا همچین مسائلی براتون ریز و بی اهمیت تر بشن. @mosbatnewsfeed
@mosbatnewsfeed
خدا را می شناسم @mosbatnewsfeed
سلام رفیق جان. امیدوارم روزت تا اینجا عالی بوده باشه. امروز یه لیستی دیدم که میگفت عصارهی صدها کتاب پیچیدهی روانشناسی، در نهایت میرسه به چند تا جملهی سادهی زندگیبخش. انگار همهی اون نظریهها میخوان بهمون بگن: «زندگی رو اینقدر سخت نگیر!» باور کن فرمول آرامش خیلی وقتها توی همین چیزای کوچیکه. مثلا اینکه بیخیالِ قضاوتها، زیر دوش آب برای دل خودت آواز بخونی، یا برای هر اتفاق خوبِ کوچیکی یه جشن جمعوجور بگیری. ولی شاید قشنگترین نکتهاش این بود: «از حدی که لازم است، مهربانتر باش». فکر کن چقدر دنیا جای قشنگتری میشد اگر همهمون همین یک جمله رو زندگی میکردیم. همین مهربونیهای کوچک و بیدریغ، معجزه میکنه. @mosbatnewsfeed
هنر ایرانی خانه شاپوری یا عمارت شاپوری مربوط به اوایل دوره پهلوی است و در شیراز، خیابان انوری، روبروی خیابان اهلی واقع شده است. این اثر در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۷۸۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است @mosbatnewsfeed
@mosbatnewsfeed
تازه که استخدام شدم حتی به اندازه کرایه تاکسیم پول نداشتم. شلوارم زانو انداخته بود، پیراهنم مندرس شده بود و پول نداشتم لباس بخرم، بدتر از همه اینکه گفته بودند سه ماه اول آزمایشیه و حقوق بهت نمیدیم. یه سری اتفاقات افتاد و تنخواه اداره رو موقتی سپردن به من، دقیقا توی اوج نیاز مالیم یادمه حسابم پر پول اداره بود ولی گاهی از بی پولی مسیر ۱۵ کیلومتری اداره تا خونه رو پیاده برمیگشتم. تقریبا هر روز پول نهار نداشتم و توی اوج گشنگی غذا خوردن همکارام رو میدیدم، بابت لباسهای مندرسم هر روز خجالت زده بودم و نگاههای سنگین رو حس میکردم ولی بازم دست به پول اداره نزدم. راستشو بخوای منتظر معجزه نبودم، اتفاق خاصی هم برام نیفتاد، نه معجزهای شد نه پاداش خاصی گرفتم، ولی حقیقتا به اون روزها که نگاه میکنم از خودم راضیم. به نظرم بزرگترین اتفاق زندگی هر آدم همین میتونه باشه، اینکه وقتی به پشت سرش نگاه کنه احساس حسرت و پشیمونی نداشته باشه. @mosbatnewsfeed
مربی شنام گفت جلسه چندمته؟ گفتم جلسه آخر. گفت اوکیه تا الان خیلی خوب اومدی. بقیه این روند رو تو ۲۰ ۳۰ جلسه یاد میگیرن، خیلی خوب یاد گرفتی. دوره ی بعد میریم کرال از پشت و شیرجه و سر خوردن و اینا. یکم بعد بهش گفتم فعلا نمیام تا مهر شاید. گفت چطور؟ گفتم راستش پول ندارم. یکم ناراحت شد گفت ببین با مدیر صحبت کن بگو مهر پولشو میدم و بیا. اگه اوکی دادن که عالی، اگه نشد هم تو تایم خودت بیا، من همینطوری بهت یاد میدم :((((((((( نمیدونم نمیدونم الان خوشحال باشم یا ناراحت. از این حجم مهربونی 😭😭 @mosbatnewsfeed
@mosbatnewsfeed