Dino's box 📦 🦕
Статистика-late- 1D -mostly liam- fan -2504- F1 fan -44:16:55:23:33:4:81:3:5:63:12- Filmmaking student [grrrafuckingduated], estp, old tired MCU fan, kinda kDramer, pro cinephile, retired athlete. Spams are all over here. Nonymous🦕🛒: @TheDinosBoxBot
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 37
- Всего постов
- 40
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 12
- 1/48двое суток
- 13
- 1/72трое суток
- 14
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دی سی یو درکل به پای ام سی یو نمیرسه. اما یه سری کرکترای خیلی خفن داره..
کورنثیان بولزآی لوله.
POV: you see a random pic of some branding stuff but you're a cinephile so you start inscripting alien language:
اما سریال هنیبال>>>> سکوت برهها، هنیبال، اژدهای سرخ
👁👄👁
видео или голосовое, без подписи
این واقعا سکانس مورد علاقهم بود.
اینجا مینویسم بلکه شرم کمک کرد • تایپ اصلاحات متن • پلان و اسکیس صحنه • نهایی کردن کست • پست جدید اونور [هف من و فلیبگ] • پست جدید اون یکی ور [هاتد و فصل ۳ اینترویو و ادامه گای ریچی] • ادامهی سایت • کارای یزدان
~Forward this to your chanel and i'll give you an avenger with their dragon if you're private: @Authorsofthenotebook_bot Limit: till i cross
مهمترین تفاوت فصل ۳ با دو فصل قبل اینه که از آماده سازی گذشتیم. فصل اول عمدتا مسئلهش معرفی جهان، روابط و مسئلهی جانشینی بود، فصل دو عملا در حالت تعلیق بود. حالا فصل ۳ پیامد موقعیتهای ساختهشده در دو فصل قبله. برای همین از اپیزود اول، برخلاف سکون نسبی فصل قبل با کنش مواجهیم. نبرد گَلِت دقیقا چیزیه که فصل دوم مدام وعده میداد و بهش نمیرسید. یک نکتهی مثبتی در رابطه با فصل ۳ و در کل مقولهی جنگ وجود داره. به نظرم فصل ۳ زمانی در اوجشه که جنگ رو نه به عنوان یک مجموعه نبرد که به عنوان ابزاری برای تغییر شخصیتها معرفی میکنه. مثلا مسیر رنیرا. در ابتدای سریال کسی بود که میخواست قدرت رو به دست بیاره و با این حال به عنوان یک حاکم مشروع و اخلاق مدار معرفی بشه. اما در انتهای فصل دیدیم که چیشد. اعدام های سپتون، برخوردش با هلینا و در نهایت واکنشش به خودکشی هلینا، مجموعهای از لحظاتن که این تغییر رو کامل میکنن. و اینجا یک نکتهی خیلی خوبی وجود داره. سریال عمدا کاری میکنه که انتخاب یکی از دو طرف برخلاف دو فصل قبلی خیلی سخت بشه. اگر بخوام از نظر آرک شخصیتی بگم، اگون برندهی فصل ۳عه. فصل سه برای اولین بار اگون رو از تجسم پادشاه بیعرضه و منفور به چیزی خیلی پیچیدهتر تبدیل میکنه. اگون همه چیز رو از دست داده. بدنش، قدرتش، جایگاهش و حتی تصویری که از خودش داشته. ولی در همین وضعیته که برای اولین بار واقعا تبدیل به Aegon میشه. همراهیاش با استرانگ هم به همین دلیل جواب میده. دوتا آدم نسبتا ناتوانن که باید با هوش و دروغ خودشون رو زنده نگه دارن. و برگشت سانفایر از نظر معنایی خیلی مهمه. اگون درست در لحظهای که تقریبا همهچیز رو از دست داده، دوباره چیزی پیدا میکنه که هویتش بهش گره خورده بود. در فصل ۳ دراماتورژی اژدهایان هم خیلی بهتر شده و از نظر شخصیتی گره خورده به مالکهاشون. به همین دلیله که در نبرد تامبلتون، وحشتناکترین بخشش اینه که قدرتی که انسانها تصور میکنن در کنترلشونه خیلی سریعتر از انتظار از کنترلشون خارج میشه. اولف یکی از بهترین نمونههاست. آدمیه که ناگهان به چیزی دسترسی پیدا میکنه که از ظرفیت روانی و اجتماعیش بزرگتره. نتیجه هم هرج و مرجه. مشکل بزرگ فصل ۳ اینه که از نظر اندازه خیلی بزرگتر شده اما هنوز مشکل توزیع زمان داره. بعضی شخصیتها اونقدری زمان دارن که انگار سریال داره براشون یک سریال دیگه توی خودش میسازه در حالی که بعضی کرکترها و موقعیتها در حاشیه قرار میگیرن در حالی که پتانسیل خیلی بالایی دارن. مثلا هرنهال از نظر اتمسفر و ایده جذابه اما مشکع اینه که سریال ازش به عنوان پیش برندهی درام استفاده نمیکنه و توش عملا مثل باتلاق غرق میشه. انگار که تکرار فصل دو باشه. وارد لوکیشن میشه، توهم میزنه، گفت و گو با الیس داره و خروج درستی ازش نیست. و همین باعث میشه ساختار فصل نامنسجم باشه. اگر بخوام خیلی فرمی نگاه کنم، فصل ۳ از نظر ریتم حرکت خطی نداره. اپیزود ۱ و ۲ انفجار داره، ۳ تا ۶ پراکندگی و انباشت داره، ۷ متمرکزه و ۸ مجدد انفجار داره. ساختار بدی نیست و حتی میتونه آگاهانه اتفاق بیفته. اما مشکل اینجاست که بخش میانی به اندازهی کافی پیشرفت نمیکنه. اگر با پیشرفت کامل پیش میرفتیم آخر این فصل میتونستیم نبرد چشم خدایان رو داشته باشیم. یعنی اتفاق میافته، شخصیتها حرف میزنن، اتحادها تغییر میکنن، آدمها میمیرن، اما وضعیت دراماتیک صحنه نسبت به ابتداش به اندازهی کافی تغییر نکرده. میشد جوری بشه که هر اپیزود مثل پایان اپیزود ۱ و ۲ و ۸ باشه. نتیجه میشه واژهی شاهکار. این و قبلا گفتم. یکی از بهترین اتفاقات فصل ۳ پیوند تئاتر و سینماست. چون سریال دربارهی آدمهاییه که در فضاهای بسته دربارهی قدرت حرف میزنن بعد همینا از اتاق میان بیرون و وارد میدان جنگ میشن. همچنان برای من بهترین اپیزود اپیزود ۱ و در کل اپیزودهاییه که جمع و جورتر و بستهترن. در نهایت فصل ۳ به معنای لغوی به فصل بهتری نیست، فصل درستتریه برای هر چیزی که سریال از ابتدا وعده داده. قطعا که باگهای خیلی بیشتری هست که بهشون اشاره نکردم اما عموما فصل پیشرفتهای چشمگیری نسبت به دو فصل قبل داشته. اگر خواستید مطالب قبلی از این سریال رو بخونید عبارتهای "خاندان اژدها" و "House of the dragons" رو سرچ کنید.
House Of The Dragons S3. 2026. HBO. 8/10.
اینجا مینویسم بلکه شرم کمک کرد • تایپ اصلاحات متن • پلان و اسکیس صحنه • نهایی کردن کست • پست جدید اونور [هف من و فلیبگ] • پست جدید اون یکی ور [هاتد و فصل ۳ اینترویو و ادامه گای ریچی] • ادامهی سایت • کارای یزدان
اون استاد معارفم که مطمئن بودم دهنم و سرویس میکنه تنها کسیه که نمره رو وارد نکرده و من هنوز نمیتونم برم سراغ کارای معرفی به استادم
اگر لوکی بخواهد به چمن دست خواهم زد و زندگیای خواهم گرفت
کیر تو عدم تمرکز و شلختی
دوبارهی توی اون بازهام که دو ثانیه میرم اینور اونور ۴ ساعت میرم سر کار دوباره دو ثانیه اینور اونور و نه توی شاپم فرصت تولید محتوا دارم و نه توی چنل سینماییم و اصلا کاری رو واقعا پیش میبرم
به یکی از بچههای فامیل روانشناسی اینکه چرا افراد از میانسالی به بعد جذب دین و مذهب میشن رو توضیح دادم و براش خیلی جالب بود، حس خوبی داد.
باور کنید. آینه رو بشکونید و برید یه استکان شیشهای بردارید و چای بریزید. ولی شبا بعد ۹ چای نخورید..
نجات دهنده تو قوریه.
ای وای داره میبینه 😭😭😭