موزیک شادی
Статистикаارائه کلیپهای گلچین شده در زمینه های موزیک شاد وبروز،ورزش وسلامتی،رقص،آشپزی،دانستنیها،خلاقیتهاو... پل ارتباطی بامدیریت @sfhmp
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 10
- Всего постов
- 326
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Спорт
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 33
- 1/48двое суток
- 37
- 1/72трое суток
- 40
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بعد از فوت زنده یاد فردین ، جناب خواجه امیری (ایرج ) مروت و مردانگی کردند و این ترانه را به یاد ایشان خواندند . در تاریخ هنر ایران و در دهه های چهل تا پنجاه ، این دوشخصیت یعنی تصویر فردین و صدای ایرج از هم جدا نشدند و سبکی بی همتا از خود بجا گذاشتند . همانگونه که صدای ملکوتی بانو عهدیه به روی صورت همه بانوان هنرپیشه این دو دهه بخوبی مینشست .
با درود 🌱امروز جمعه هست بعضی ها بزرگ زاده میشوند برخی بزرگی را بدست میاورند و برخی دیگر بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند
🌹💫بچه که بودم فکر میکردم پزشک خوب کسی است که آمپول تجویز نکند! بزرگتر که شدم فکرکردم پزشک خوب پزشکی ست که جاهایی را که درد میکند هی فشار ندهدو نگوید: اینجات درد میکنه؟!!! الان اما... فکرمیکنم پزشک خوب کسی است که وقتی با شکستگیه دل و سندروم غصه بهش مراجعه میکنی با آپسلانگ دهانت را باز کند تا چک کند آخرین بار که مزه خوشبختی را چشیدی کی بوده!؟ دستانت را نگاه کند تا مطمئن شود عشق را لمس کرده ای. برایت یک دل گرافی بنویسد تا ببیند حال دلت خوب خوب است یانه؟! بهت پیشنهاد یک درد و دلومتری بدهد تا ببیند الکتروزندگیوگرافی ات نرمال است؟ و در آخر یک نسخه پر از شادیوفن و مولتی امید و آنتی غصه برایت بنویسد! حال این پزشک خوب میتواند هر کسی باشد... یک رفیق خوب...... یک خواهر یک برادر یک مادر یک پدر یک همسر... یک فرزند .... براتون آرزو میکنم یکی از اینا رو خدا سر راهتون بزاره
🤦♂️🌴 آنهایی که فرصت خواندن تاریخ را ندارند بیشتر توجه بفرمایند ■انگلستان چند قرن پیش نتایج انقلاب ما را تجربه کرده است/لطفا تنبلی نکنید ودقیقا بخوانید■ در دههی ۱۶۴۰ میلادی، بریتانیا توسط پادشاهی به نام چارلز اول اداره میشد. انقلابیون جمهوری خواه پادشاه را دستگیر کردند، در یک دادگاهِ انقلابی محاکمه نمودند و در ژانویهی ۱۶۴۹، سرِ پادشاه را در ملأعام از تن جدا کردند. نظام پادشاهی ملغی شد و بریتانیا با شعارِ حکومتِ مردم، رسماً یک «جمهوری» اعلام شد. مردم گمان میکردند با اعدام پادشاه، دوران آزادی و رفاه آغاز شده است. اما خیلی زود، فرماندهی کاریزماتیک و بهشدت مذهبیِ ارتشِ پیروز، یعنی الیور کرامول (Oliver Cromwell)، چهرهی واقعیِ خود را نشان داد. کرامول متعلق به یک فرقهی مذهبیِ بسیار تندرو و بنیادگرا به نام «پیوریتنها» (پاکدینان) بود. او که میدید پارلمانِ جدید با او همنظر نیست، با سربازانِ مسلحِ خود وارد مجلس شد، نمایندگانِ مخالف را «پاکسازی» کرد و درِ پارلمان را بست. کرامول به جای عنوانِ پادشاه، لقبِ «لُردِ محافظ» را برای خود انتخاب کرد و عملاً تمامِ اختیاراتِ مطلقهی کشور را در دستانِ خود گرفت. جمهوری، در یک چشمبههمزدن به یک دیکتاتوریِ مذهبی و نظامی تبدیل شد. کرامول و ایدئولوگهای مذهبیاش، خوانشِ بسیار سختگیرانهای از دین داشتند. آنها معتقد بودند برای ساختنِ یک «جامعهی پاک»، باید تمامِ مظاهرِ هنر، تفریح و شادیِ دنیوی ریشهکن شود. دوران ۱۱ سالهی جمهوری برای مردم به یک کابوسِ روزمره تبدیل شد: بازرسانِ مذهبی در خیابانها گشت میزدند. پوشیدنِ لباسهای رنگارنگ، استفاده از لوازم آرایش برای زنان، و حتی مدلهای موی خاص ممنوع شد. مردم مجبور بودند لباسهای تیره، ساده و یکشکل بپوشند. تمامِ تماشاخانههای انگلستان پلمپ شدند. هنرِ نمایشی، موسیقیِ غیرمذهبی و رقص، نمادِ فساد و دوری از خدا معرفی شد. حکومتِ ایدئولوژیک حتی به جشنهای باستانی و مذهبیِ مردم هم رحم نکرد. آنها برگزاریِ جشن کریسمس را «بدعت و انحراف» خواندند. پختنِ شیرینیِ سنتی، دیدوبازدید و شادی در روز کریسمس جرمانگاری شد و سربازان برای جلوگیری از دورهمیها، به خانههای مردم سرک میکشیدند. هرگونه نقدِ لُردِ محافظ با سرکوبِ شدید مواجه میشد. در عین حال، حکومت با راهاندازیِ کارزارهای نظامیِ خونین در اسکاتلند و ایرلند، تلاش کرد خوانشِ مذهبیِ خود را با زورِ شمشیر به همسایگانش تحمیل کند. مردمی که برای رهایی از استبدادِ پادشاه انقلاب کرده بودند، حالا زیر چکمهی یک حکومتِ عقیدتی له میشدند که حتی به داخلِ خانهها و حریم خصوصیشان نیز نفوذ کرده بود. در سال ۱۶۵۸، الیور کرامول درگذشت. او در یک اقدامِ کاملاً متناقض با ذاتِ «جمهوری»، پسرِ بیکفایتِ خود، ریچارد کرامول، را به عنوان جانشین و رهبرِ جدید منصوب کرد. اما ریچارد نه نفوذِ معنوی پدرش را داشت و نه کنترلِ ارتش را. اقتصاد کشور به دلیل انزوای سیاسی و جنگهای داخلی ویران شده بود و مردم از خفقانِ مذهبی به ستوه آمده بودند. پس از چند ماه، ریچارد برکنار شد و خلاء قدرت، کشور را در آستانهی یک جنگ داخلی و فروپاشیِ کامل قرار داد. ارتش دچار چنددستگی شد و هیچکس نمیدانست آینده چه خواهد شد. در اوجِ این هرجومرج، جامعه که خسته، فقیر و ناامید شده بود، به یک حقیقتِ تلخ رسید: نظامِ عقیدتیِ فعلی نه تنها آزادی نیاورد، بلکه امنیت و هویتِ ملی آنها را نیز نابود کرد. در این میان، یکی از ژنرالهای عاقلِ ارتش (ژنرال مانک) متوجه شد که تنها راهِ نجاتِ کشور از تجزیه و نابودی، بازگشت به «نظمِ سنتی و اصیل» است. پارلمانِ جدید مخفیانه با چارلز دوم (پسرِ پادشاهِ اعدامشده که سالها در تبعید و خارج از کشور زندگی میکرد) تماس گرفت و از او خواست که به کشور برگردد و تاجوتخت را پس بگیرد. چارلز دوم با صدورِ یک بیانیهی تاریخی (بیانیه برِدا)، پیامِ آشتیِ ملی داد. او قول داد که اگر برگردد، هیچگونه انتقامجوییِ کوری در کار نخواهد بود، آزادیهای مذهبی و اجتماعیِ مردم تضمین خواهد شد و مهمتر از همه، او بدونِ تاییدِ پارلمان و نمایندگانِ مردم حکومت نخواهد کرد. در ماه می ۱۶۶۰، چارلز دوم در میانِ اشکِ شوق و پایکوبیِ مردمی که ۱۱ سال در خفقان زندگی کرده بودند، وارد لندن شد. همان مردمی که روزی از اعدامِ پدرش خوشحال شده بودند، حالا بازگشتِ او را جشن گرفتند. بلافاصله درهای تئاترها باز شد، موسیقی به شهرها برگشت، لباسهای رنگی از صندوقچهها بیرون آمدند و کریسمس دوباره آزاد شد. جمهوریِ ۱۱ سالهی انگلستان مانند یک کابوسِ سیاه به پایان رسید و بایگانی شد. بریتانیاییها با دادنِ هزینهای سنگین یاد گرفتند که سرنگون کردنِ یک نظامِ بااصالت و سپردنِ کشور به دستِ یک سیستمِ عقیدتی و شعارزده، بزرگترین اشتباهِ تاریخشان بود. چقدر آشناست این ماجرا....
خدایا... کاش میتوانستیم آنی باشیم کہ تو دوست داری... الهی کمکمان کن یک انسان حقیقی باشیم و یک لحظہ از وجودت غافل نباشیم. سلام صبح بخیر وشادی انشا الله
без подписи
без подписи
روحش،شاد
و اما هیچ کس نمی داند چرا در شطرنج ملکه ای نیست و تنها شاه وجود دارد چون زن بازیچه نیست
زندگی عمر کردن نیست، بلکه "رشد" کردن است عمر کردن کاری است که از همهی حیوانات برمیآید. اما رشد کردن هدف والای انسان است که عدهی معدودی میتوانند ادعایش را داشته باشند... واحد اندازه گیری انسانیت، چیزی نیست جز، دستهایی که گرفته ایم، گره هایی که ازمشکلات دیگران باز کرده ایم دل هایی که به دست آورده ایم، امیدهایی که به زندگی ناامیدان بازگردانده ایم، اشک هایی که به شوق جاری کرده ایم، دعاهایی که از دیگران در ازای رفتار و کردار خود شنیده ایم... برایتان روز و هفته ای سرشار از نگاه زیبای خداوند و مهربانی را آرزومندم .
💙❤️💙❤️💙❤️ غمناک نباید بود از طعن حسود؛ای دل! شاید که چو وابینی، خیر تو در این باشد "حضرت حافظ" نمیبینند چند بار زمین خوردی نمیبینند چند بار با عذاب تا پلهٔ نود و پنجم رسیدی و به لغزش کوچکی تا پلهٔ اول سقوط کردی. نمیبینند چند بار جا زدی و چند بار ناامید شدیو چندبار با زخمورنجوآسیب بلندشدی و دوباره ایستادی و دوباره ادامه دادی. نمیبینند چقدر نشدنی بود؛ سخت بود؛ محال بود و تو تا چه اندازه غمگین، تنها و خسته بودی برای جنگیدن! نمیبینندچقدر تاواندادی،چقدرمحروم شدی و چقدر دلخوشیها و آسایش و تفریحت را به تعویق انداختی، در همانحال که آنان سرگرم دلخوشیها و آسایششان بودند؛ نمیبینند! اما به پله صدم که رسیدی، میبینند چه جای خوبی ایستادهای و ایکاش خودشان جای تو بودند و ایکاش خودشان در جایگاه تو میایستادند! مشکل بیشتر آدمها این است که در دنیای واقعی به تو حسادت میکنند؛ اما در دنیای ذهنشان با تو رقابت میکنند! که همّتِ برخاستن تلاشکردن و بالارفتن ندارند، اما دلشان بامِ بلند و جایگاههای دستنیافتنی و دستاوردهای محال میخواهد. سلام و درود وقت بخیر
🌸زندگے خانہ ایست 🌿با هزاران پنجره 🌸دلت را به سوے هر 🌿ڪدام بگشایی 🌸زندگے سهم تو را از 🌿همانجا میدهد 🌸پنجرہ ے عشق را بگشا 🌿ڪہ وجودت را از آن سرشار ڪنی درودها 🌸پنجشنبہ تون پراز خوبیها 🌸
براي اينکه انسان کمال يابد، صدسال کم است.. ولی برای بدنامی او يک روز کافی است پس، مراقب باشیم . . اگر انسانها را وزن میکنی مواظب باش تنها بر اساس مدرکشان وزن نکنی بعضیها با مدرک خالی از درکند و برخی بی مدرک سرشارند از درک و شعور . همـهی آدمها وقتی آرام باشند زشتی هایشان تهنشین میشود و زلال به نظر میآیند ، برای اینکه آدمی را بشناسید قبل از مصرف خوب تکان دهید !! #الهی_قمشه_ایی
آرینا شیلو: با پانتومییم جهان را لرزاند! این نابغه ۱۶ ساله اوکراینی-بلغاری، پناهندهای که در بورگاس زندگی میکند و دانشآموز مدرسه هنرهای نمایشی است، با اجراهای بدون کلامش میلیونها نفر را مبهوت کرد! آرینا، قدرت هنر واقعی، را نشان میدهد. چقدر زیبا نشون میده که باورها چطور دست های ما رو برای آزادی بسته اند با داشتن و دانستن راه آزادی نمیتوانیم خود را از این باور ها رها کنیم با اینکه در چمدان خودش قیچی داشت ولی نتونست رهایی رو باور کند حتی بعد از بدست آوردن راه حل همچنان باور های غلط دست و پایش رو بسته بودند. بدترین نوع اسارت وقتی است که اسیر تفکرات غلط و خرافی خودت باشی چون عمری را صرف جمع کردن باورهایمان می کنیم و زمان زیادی را صرف ذخیره سازی و حفظ باورهایی که بعضی غلط هستند به هدر می دهیم. آزادی از زندان واقعی آسانتر از زندان خیال هائی است که درآن گرفتاریم چه میشودکه ما رها میکنیم و نمی بینم و می گذریم؟ مشکل در درون خودماست. بندهایی که میتوانیم با راه حلی که دردستان خودمان است آزاد کنیم.
без подписи
بسیارزیبا وفوق العاده ست 👏
افرادی که در این ویدیو دیده میشوند، از برجستگان حوزه روانشناسی هستند که در یک گردهمایی، به رقص و شادی جمعی میپردازند. در بسیاری از فرهنگها، بهویژه برای بزرگسالان، رقص گاهی امری «کودکانه» یا حتی «نامناسب» تلقی میشود. خصوصاً اگر فرد جایگاه حرفهای یا اجتماعی خاصی داشته باشد. کسی که در یک مهمانی رسمی ناگهان شروع به رقص کند، ممکن است مورد قضاوت قرار گیرد؛ چرا که جامعه به او آموخته است که «سنگینی و جدیت» ارزشمندتر از سرزندگی و شادمانی است. رقصیدن یعنی رهایی از سختی و انجماد درونی، و بازگشت به شور و حرکت طبیعی زندگی. البته دست آن هنرمند خوش ذوقی که موسیقی شاد ایرانی را برای رقص آدمهای سرخوش روی این فیلم گذاشته طلا
دقت کنید حرکاتی هستند که ما در ورزش انجام میدیم و تاکید میکنم در منزل هم انجام بدید
دقت کنید حرکاتی هستند که ما در ورزش انجام میدیم و تاکید میکنم در منزل هم انجام بدید
без подписи