tgindex
𝖺𝖿𝗍𝒞 𝗋 𝗅𝗂𝖿𝖾 *rest

𝖺𝖿𝗍𝒞 𝗋 𝗅𝗂𝖿𝖾 *rest

Статистика
@mweonwперсидский

🤍‌ «Sometimes, home is not a place, but a feeling you find in someone.♡» ¦ bot " @mwoeosbotbot " ¦

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
39
Всего постов
39
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
74
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
17
37 постов
Вовлечённость
23,0%
к подписчикам
Постов в день
5,6
всего 39
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
22
1/48двое суток
25
1/72трое суток
27

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • گونیل لیدره گروهه اکسدیناری هیروز گروهو ترک کرده

  • 15 авг.7из lov_seventeen_pot

    گونیل لیدره گروهه اکسدیناری هیروز گروهو ترک کرده

  • اخه این گروه حتی فنی هم تو ایران بجز شاید چندتا فقط بیشتر نداشت که بخوام الان با یکی حرف بزنم

  • 15 авг.8из lov_seventeen_pot

    اخه این گروه حتی فنی هم تو ایران بجز شاید چندتا فقط بیشتر نداشت که بخوام الان با یکی حرف بزنم

  • 𝖺𝖿𝗍𝒞 𝗋 𝗅𝗂𝖿𝖾 *rest pinned «به نظرتون فیکشن چی باشه سد اند یا هپی اند گاهی قراره سوهان روحتون باشه نگران نباشید🤗»

  • به نظرتون فیکشن چی باشه سد اند یا هپی اند گاهی قراره سوهان روحتون باشه نگران نباشید🤗

  • 💙🩵

  • ?????

  • Channel name was changed to «𝖺𝖿𝗍𝒞 𝗋 𝗅𝗂𝖿𝖾 *rest»

  • 😭😭 خواهرزاده‌ی دوکیوم قراره تقریباً هم‌زمان با اعزامش به دنیا بیاد 🐰: اوه، راستی می‌دونستین که من قراره دایی بشم؟ اسمش «اوکونگ»ـه، و فکر کنم اوکونگی تقریباً همون موقعی به دنیا بیاد که من وارد ارتش می‌شم. برای همین گفتم: «واو، چطور شد که این دوتا تقریباً همون…

  • 14 авг.9из mingyuseok

    😭😭 خواهرزاده‌ی دوکیوم قراره تقریباً هم‌زمان با اعزامش به دنیا بیاد 🐰: اوه، راستی می‌دونستین که من قراره دایی بشم؟ اسمش «اوکونگ»ـه، و فکر کنم اوکونگی تقریباً همون موقعی به دنیا بیاد که من وارد ارتش می‌شم. برای همین گفتم: «واو، چطور شد که این دوتا تقریباً همون روز اتفاق افتادن؟» این دفعه توی سفر خانوادگی‌مون خیلی درباره‌ش صحبت کردیم. 🐰: فکر کنم احتمالاً اولین بار وقتی می‌بینمش که بعد از یه مدت موندن در خونه، به مرخصی برگردم. 🐰: شکم خواهرم واقعاً خیلی بزرگ شده، خیلی خیلی بزرگه، طوری که حتی نشستن هم براش سخته. من هم رو به شکمش می‌گفتم: «من داییتممم~» و هر وقت یه چیز خوشمزه می‌خورد، بچه لگد می‌زد و این‌جور چیزها 🥹 ضجه میزنم😭😭😭

  • без подписи

  • و چون من واقعا برای هرچیزش احترام قائل هستم این پارت واقعا جزییات زیادی داره که من مجبورم از همشون یه نوت بردارب کوچیک داشته باشم شخصیت های جدید اضافه شده و باید براشون پروفایل کوچیکی بسازم پس به حمایت هاتون خیلی خیلی نیاز دارم گل دخترا

  • چپتر اول..docx.pdf

  • و ری اکت های خوشگل بدید

  • سین رو درست کنید

  • ممنون میشم اینجارو به هشتاد برسونید 🫩🩷

  • بهش عشق وعلاقه نشون ندید خودمو دارمیزنم

  • без подписи