بر مدارِ تربیت؛ ناجه🕯
Статистикаناجه به زبان گیلگی یعنی؛ حسرت همراه غصه، آرزوی بردلمانده. ✨ نجواهای تأملات رضا جعفری ربانی؛ دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت. @Reza_J_Rabbani ✨ روشنی بخش از آنم که بسوزم چون شمع رو سپیدی بود از بخت سیاهی گاهی
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📺 «آرزوباف نباش» 🪔 به مناسبت رحلت رسول اکرم (ص) 📌 نگاه خاتم انبیا (ص) به دنیا چگونه بود؟ او خدا رو بیشتر میشناخت یا تو؟ ▪️ پیغمبر خدا به اندازۀ تو دین نداشت که بگه خدا داریم؟ چرا نگفت؟ ❌ آرزوباف نباش! #سنتهای_الهی #علامه_کرباسچیان 🌐 allameh.ir 💠 @allameh_karbaschian
یادداشتها #مشاهدات اینترنتی کتابی سفارش داده بودم و آدرس مدرسه علوی را داده بودم تا در زمان کارم تحویل بگیرم. دیروز مهماندار مدرسه تماس گرفت که «بسته دارید، بیایید تحویل بگیرید و هزینه پیک را پرداخت کنید.» وقتی آمدم پایین دیدم پیک چنان راحت لم داده و با هندوانه پذیرایی شده است که میشد آثار رضایت و خوشحالی را در چشمان او دید. این احترام گذاشتن به مهمانی که صرفا پیک است، خیلی توجهم را جلب کرد. بعد با خودم فکر کردم ما خیلی در روشهای نوین آموزشی غرق شدیم و فراموش کردیم یکسری منشها در تربیت خیلی مهماند. مدرسهای که توانسته در طی دههها این رویه را میان کادر خود جا بیندازد، اثر شگرفی میتواند بر دانشآموزان خود بگذارد. دانشآموز بعدها خیلی از دروسی که در مدرسه آموخته را از یاد خواهد برد، اما وقتی این احترام گذاشتن را در کادر مدرسه خود میبیند، آن را بر لوح جان خود خواهد سپرد. بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
امشب تا اعماق وجودم دردم اومد. شاید هیچ زمانی مثل امروز، ایران تحت فشار خارجی و بحرانهای داخلی نبوده که موجب شود آدم با ناامیدی به آینده نزدیک خود نگاه کند. ابدا قصد القای یأس ندارم، منتها در کمال شگفتی دیدم حدود صد نفر از اساتید دانشگاه علامه طباطبایی نامهای…
امشب تا اعماق وجودم دردم اومد. شاید هیچ زمانی مثل امروز، ایران تحت فشار خارجی و بحرانهای داخلی نبوده که موجب شود آدم با ناامیدی به آینده نزدیک خود نگاه کند. ابدا قصد القای یأس ندارم، منتها در کمال شگفتی دیدم حدود صد نفر از اساتید دانشگاه علامه طباطبایی نامهای را مبنی بر سختگیری در اجرای حجاب اجباری امضا کردهاند. بندبند این نامه که درک آکادمیسینهای بزرگترین دانشگاه اختصاصی علوم انسانی کشور از وضعیت جامعه و رسالت خودشان را میرساند، فاجعه بود. زبانم قاصره. فقط خودتون بروید و این نامه و امضاکنندگان را ببینید. 👇 https://ensafnews.com/654657/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%DB%B9%DB%B7-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7/
Ammerman_Studying_Lived_Religion_Contexts_and_Practices_NYU_Press.pdf
Ammerman_Studying_Lived_Religion_Contexts_and_Practices_NYU_Press.pdf
📚 کتاب خوب و خواندنی «دین زیستهشده» ✍️ تالیف نانسی تاتوم آلمرمن بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
یکی از مشکلات مدیران فرهنگی کشور ما، قطع بودن ارتباط آنها با واقعیت است. از این جهت دکتر حسین انتظامی شخصیت ویژهای در نظر من است. پیشنهاد میکنم گفتوگو با ایشان در برنامه اسپرسو را تماشا کنید. بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
به نظر فاصلهٔ قابل توجهی است میان مقصود تربیتی ما و آنچه بر دانشآموز پدیدار میشود. بنده ابداً قصد ندارم زحمات بزرگان تربیتی این مرز و بوم را بهخاطر تک روایتها زیر سؤال ببرم ولی همینها هشدار قابل توجهی است از آنچه زیر پوست فضای تربیتی ما اتفاق میافتد و از آن غافلایم. 📚 برگرفته از کتاب قمار دیگر، سرگذشت مصطفی ملایری فارغالتحصیل مدرسه علوی که به عضویت سازمان مجاهدین درآمد، اما بعدها توبه کرد. بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
«آزاده باش باری اگر دین نداشتی» زیباترین سفارش مولای ما، حسین #حسین_منزوی بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ الحُسَین @feirahi
مشکل من با مقولۀ تراپی، ریشه در نگاه فوکویی دارد که در این اسلاید به رساترین شکل ممکن توضیح داده شده است. در آینده سعی میکنم شواهد بیشتری هم ارائه دهم. بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
القای حسن و قبح به کلمات شما وقتی حتی با یه طوطی حرف میزنی بعد یه تایمی میبینی که اون دقیقا داره درست و به جا کلماتی رو به کار میبره. این یعنی کلمات باتوجه به موقعیتها معنی پیدا میکنن. مثلا شما واژه "خدا" رو جایگزین "شیطان" کن و "شیطان" رو هم جایگزین "خدا" و به خورد بچهای بده که تازه میخواد زبون باز کنه. از این تکنیک میشه برای تبلیغات مختلف و یا حتی اهداف اعتقادی استفاده کرد؛ مثلا همین فرد احتمالا خیلی راحتتر میتونه شیطانپرست بشه، چون کلمهی "شیطان" قباحت خودش رو تو ذهن طرف از دست داده و نه تنها دیگه موجود خطرناک و منحرفی نیست بلکه اون رو نماد پاکی و خلوص میدونه. یه چیزی که جدیدا دارن وارد زبان اعتراضی و جایگزین کلماتی مثل "ارزشی" و "بسیجی" میکنن لغت "بچه شیعه" است. مراقب باشیم این القای خطرناک دامن اذهان ما رو نگیره. @Foad_Online
بعد از دو ماه سخت بر ایران عزیز آمدم تا بگویم در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما؟ 🇮🇷 بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
به نظرم همین هفت تا پست کافی بود. انشاءالله آخر رمضان برمیگردم. 🙏
جرعه ششم: وظیفه عالمان یکی از دیگر از مواردی قرآن به آن حساسیت نشان میدهد، رابطه دینداران با عالمان دینی است که ضرورت دارد از هرگونه انحراف پالوده شود و این حالات انحرافی را در قالب روابط مردم و عالمان اهل کتاب بیان میکند. ۱_ دانشمندان مسئول حفاظت از دین خدا هستند. إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ( آیه ۴۴ سوره مائده) بی تردید ما تورات را که در آن هدایت و نور است نازل کردیم. پیامبرانی که [تا زمان عیسی] تسلیم تورات بودند بر اساس آن برای یهودیان داوری می کردند، و [نیز] دانشمندان الهی مَسلک [وکاملان در دین] و عالمان یهود به سبب آنکه حفظ و حراست کتاب خدا از آنان خواسته شده بود و بر [درستی و راستی] آن گواه بودند به وسیله آن داوری می کردند. پس [ای دانشمندان یهود!] از مردم نترسید و از من بترسید، و آیاتم را به بهایی اندک مفروشید. و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که کافرند. (ترجمه انصاریان) ممکن است چنین سوءبرداشت شود که حفاظت یعنی پاسداری از نهاد دین، درحالیکه چه بسا وظیفهی اصلی حفاظت از مرام دین باشد. چنانکه در حدیث زیر از پیامبر اکرم آمده است: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه حتّى به مقدار دو درهم قضاوت ناحقّ كند، مشمول جملهى آخر اين آيه مىشود». «هُمُ الْكافِرُونَ» (تفسير صافى؛ كافى، ج 7، ص 408) با این حال دو لغزش عمده در کمین عالمان قرار دارد: ۱) حكم خدا را از ترس مردم تغيير ندهند. «فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ» ۲) به طمع مال دنيا، دچار كتمان و لغزش نشوند. «وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا» ۲_ دانشمندان مسئول صیانت از مردم هستند. لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ (آیه ۶۳ سوره مائده) چرا دانشمندان الهی مَسلک [و کاملان در دین] و عالمان یهود، آنان را از گفتار گناه آلود و حرام خواری بازنمی دارند؟ بسیار زشت است سکوتی که همواره پیش می گرفتند. (ترجمه انصاریان) لازمه تحقق این مسئولیت این است که آفاتی که در کمین آنان است، برکنار باشند. امام حسين عليه السلام در توضيح اين آيه فرمود: دليل سكوت علما و رها كردن امر به معروف و نهى از منكر، يا طمع به منافع ستمگران است و يا ترس از آنان «رغبة فيما كانوا ينالون منهم أو رهبة مما يحذرون» (تفسير راهنما وبحار، ج 100، ص 79.) بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
جرعه پنجم: دوستی و دشمنی همواره موضع قرآن نسبت به دوگانه وظیفه_نتیجه محل سوال بوده. به عبارتی آیا گزاره «ما مأمور به انجام وظیفه هستیم، نه نتیجه» گزاره درستی است یا ما باید نیمنگاهی هم به پیامد داشته باشیم؟ در آیه ۱۰۵ سوره نساء خدا در عین اینکه وظیفهای را بر دوش پیامبر میگذارد که بر اساس وحی الهی داوری کند، از او میخواهد نیمنگاهی به عواقب داوری داشته باشد که مخاصمه پیامبر با گروهی نباید به نفع خیانتکاران تمام شود. به عبارت دیگر، در دوستی و دشمنی فقط این مهم نیست که آدم روابط خود را با یک فرد یا گروه چگونه تنظیم میکند، بلکه باید به این هم فکر کند که افراد یا گروههای دیگر از این رابطه چه نفعی میبرند. إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ ۚ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا (ای پیغمبر) ما قرآن را به حق به سوی تو فرستادیم تا به آنچه خدا (به وحی خود) بر تو پدید آورده میان مردم حکم کنی، و نباید به نفع خیانتکاران (با مؤمنان) به خصومت برخیزی. ( ترجمه الهی قمشهای) بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
جرعه چهارم: شیفتگان ستایش یکی از گونههای مواجهه با قرآن این است که وقتی قرآن قاعدهای کلی را بیان میکند، در زندگی خود مصادیق آن را بیابیم. به آیه زیر توجه کنید: لَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ یَفۡرَحُونَ بِمَاۤ أَتَوا۟ وَّیُحِبُّونَ أَن یُحۡمَدُوا۟ بِمَا لَمۡ یَفۡعَلُوا۟ فَلَا تَحۡسَبَنَّهُم بِمَفَازَةࣲ مِّنَ ٱلۡعَذَابِۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِیمࣱ ( آیه ۱۸۸ سوره آل عمران) البته گمان مبر كسانى كه بدانچه كردهاند شادمانى مىكنند و دوست دارند به آنچه نكردهاند مورد ستايش قرار گيرند، قطعاً گمان مبر كه براى آنان نجاتى از عذاب است، [كه] عذابى دردناك خواهند داشت. (ترجمه فولادوند) هنگام خواندن این آیه این سوال در ذهن من خلجان میکند که کدام یک از این دو رفتار بر زندگی ما صدق میکند؟ ۱) برای کاری که میکنیم شادی نخوتآمیز کنیم و به کار خود ببالیم. ۲) انتظار داشته باشیم برای کار نکرده ستایش شویم. اجازه دهید یک مثال مدرسهای بزنم. خیلی از دانشآموزان در بستر خانواده مهارتهایی را کسب میکنند؛ از تسلط بر زبان خارجی گرفته تا حفظ قرآن کریم و... وقتی مدارس میخواهند گزارش کار بدهند میگویند ما فلان تعداد حافظ قرآن در مدرسه داریم یا فلان تعداد دانشآموز داریم که میتوانند مانند افراد بومی به زبان انگلیسی صحبت کنند. درحالیکه هیچ کدام از این پدیدهها حاصل زحمت و برنامهریزی ما نبوده اما ستایش و بهرهبرداری از آن برای ما خواهد بود. شیخ طوسی گوید: از ابن عباس و سعيد روايت شده كه اين آيه درباره يهوديان است كه دوست ميداشتند مردم به آنها احترام بگذارند و آنان را به علم و دانشى كه ندارند، نسبت بدهند. این تامل نشان میدهد قرآن به تقابل با این اخلاق رندانه برمیخیزد و مسئولیت اخلاقی را برجسته میسازد. بر مدار تربیت باشیم؛ @naajeh_library | 🕯 ناجه
وظیفه اخلاقی ایرانیان خارج از کشور نسبت به ایرانیان داخل کشور در سال ۱۹۷۲، پیتر سینگر از ما خواست تصور کنیم که از کنار برکهی کمعمقی رد میشویم و کودکی را میبینیم که دارد غرق میشود. هزینهی نجات آن کودک (خیس شدن لباس و خراب شدن یک جفت کفشهایمان است)…
وظیفه اخلاقی ایرانیان خارج از کشور نسبت به ایرانیان داخل کشور در سال ۱۹۷۲، پیتر سینگر از ما خواست تصور کنیم که از کنار برکهی کمعمقی رد میشویم و کودکی را میبینیم که دارد غرق میشود. هزینهی نجات آن کودک (خیس شدن لباس و خراب شدن یک جفت کفشهایمان است) در مقایسه با جان یک انسان، ناچیز است. سینگر از همین نقطه استدلال کرد که ما وظیفهی اخلاقی داریم به کسانی که از فقر شدید رنج میبرند کمک مالی کنیم، حتی اگر غریبههایی باشند که هزاران کیلومتر دورتر زندگی میکنند. استدلالی قدرتمند است، اما بسیاری در برابرش مقاومت میکنند. فاصله بیش از حد زیاد به نظر میرسد، پیوند بیش از حد انتزاعی، و تعهد بیش از حد سنگین آن هم نسبت به کسانی که هرگز ندیدهایم. اما سناریوی دیگری را در نظر بگیرید سناریویی که رد کردن آن بهمراتب دشوارتر است. امروز میلیونها نفر در خارج از کشور زندگی و کار میکنند در حالی که هموطنانشان در وطن زیر فشار تحریمهای اقتصادی له میشوند. این تحریمها که دقیقاً توسط همان کشورهایی وضع شدهاند که مهاجران در آنها امرار معاش میکنند باعث افزایش قیمتها، نایاب شدن داروها و بالا رفتن قیمت آن میشود، ارزش پول ملی را به شدت کاهش میدهد و دسترسی مردم عادی به نیازهای اساسی را از بین میبرند. کودک درون برکه دیگر غریبه نیست. آن کودک همسایه، دوست قدیمی، یا همکلاسی سابق ماست؛ هممیهن ماست. و برکهای که دارد او را خفه میکند، بخشی از همان نظامی است که ایرانیان خارج از کشور از آن بهره اقتصادی میبرند و حقوق دریافت میکنند. این فراخوانی برای کمک به غریبههای دوردست ناشناس از سر خیرخواهی انتزاعی نیست. وظیفه نسبت به همنوعترینهایمان است. اگر سینگر میتواند استدلالی برای کمک به کسانی بسازد که هرگز نخواهیم دید، چقدر قویتر است این استدلال وقتی ذینفعان کسانی هستند که زبان ما را میفهمند و خاطرات ما را شریکند؟ و لایهی عمیقتری هم وجود دارد. بسیاری از کسانی که خارج از ایران کار میکنند صرفاً ناظران بیطرف رنج هموطنانشان نیستند. آنها در اقتصادهایی مشارکت دارند که دولتهایشان تحریم را به عنوان ابزار سیاست خارجی برگزیدهاند. آنها از ثبات، زیرساخت و فرصتهایی که آن اقتصادها فراهم میکنند بهرهمند میشوند. این امر آنها را مقصر نمیکند، اکثرشان هیچ نقشی در تصمیمگیری سیاسی نداشتهاند، اما آنها را در موقعیتی اخلاقاً معنادار قرار میدهد. آنها در سمت بهرهمند یک ساختار نابرابر نشستهاند که در سوی دیگرش رنج تولید میشود. بهرهمند شدن از چنین نظامی و در عین حال هیچ کاری نکردن برای آسیبدیدگانش، در بهترین حالت، نشانهی بیتوجهی به اخلاق است. هیچکدام از اینها فداکاری تا مرز تنگدستی را نمیطلبد. تنها همان چیزی را میخواهد که اصل اولیهی سینگر میگوید: هرگاه بتوانیم از رنجی جلوگیری کنیم بدون آنکه چیزی با اهمیت اخلاقی مشابه را از دست بدهیم، باید این کار را بکنیم. بخشی از یک حقوق خارجی پولی که شاید صرف یک تجمل کوچک شود میتواند برای خانوادهای در وطن به معنای دارو، غذا یا اجارهی خانه باشد. حسابوکتاب اخلاقی اینجا پیچیده نیست.