نهج العلاقه
Статистикаاگر متن یا شعر از فرد دیگری باشد نامشان زیر متن نوشته خواهد شد http://t.me/HidenChat_Bot?start=8088762899
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 13
- 1/48двое суток
- 14
- 1/72трое суток
- 16
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
@gif_ye
اگه شعر رو سوشالمدیا در نظر بگیریم، رباعی مثل ریلزه مختصر، سرگرم کننده و اعتیاد آور
فرعون تو بودم نمک خوردی به قصرم موسی من گشتی نمکدان را شکاندی @nahaqe
هیچ کم از شیخ صنعان نیست درد دین من به که ننشینم ز پا تا کافری پیدا کنم -صائب
без подписи
گفتم دو یو لاو می انتِ قد قلتی لا گفتم برو پس چرا نشستی، یالا رفتی، ولی سیوی تو گوشیم نلسون، چون محکم در و بستی دل من مانده لا @nahaqe
سجده هایم زیادی سریعند بس که میترسم از ابنملجم! . #دانیال_قانع
حوصله ندارم شعر بگم
موران سیه با سرخ درگیر شدند مردند نران و مادگان پیر شدند موران به نبرد مرده ، اما شاهان در لانه شده فاتح و تطهیر شدند @nahaqe
من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم محتسب داند که من این کارها کمتر کنم من که عیبِ توبهکاران کرده باشم بارها توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم، شرط با ساغَر کُنم دوش لعلش عشوهای میداد حافظ را، ولی من نه آنم کز وی این افسانهها باور کنم -حاج حافظ @nahaqe
با همه بودی و اما احدی سود نبرد اشبه الناس یقینن تو به سازمان مللی @nahaqe
🙏🙏🙏
از کارگری و بندگی خسته شدم از بی ثمری و بردگی خسته شدم هم زندگیم سخت شده هم دینم بدجور ز دین و زندگی خسته شدم
без подписи
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَد میگفت و رنجهای عجیب و غریب تر میساخت . #دانیال_قانع @adabiat_fan
مجذوب رخت بی تله و حربه شدم با یک فن آن چشم سگت ضربه شدم آنقدر که این گول شما خوشمزه ست از خوردن پی در پی آن فربه شدم @nahaqe
#انشا_تایم
سرخ و نصفه خورشید آسمان آبی نیست مثل آسفالت زیر پاهام زنگ گوشی پیچید چشم پزشکم، الان؟ چشمم افتاد به پل کنارش دست فروش میفروشد بادکنک رنگی مرد و زن، پیر و جوان چشم به دستش آن طرف تر روی پل پیر ژولیده ی سیگار به لب، غر میزد : بادکنک ها پوچند.. من نگاهم چرخید بادکنک ها خالی! پس آن همه مردم؟ پاهایم دویدند سمت پل روی زمین ته مانده سیگار چشمک میزد . @nahaqe