tgindex
narges.book
@nargesbooksКнигиперсидский

کتاب تنها راهِ فرار است، بی آنکه خانه را ترک کنی✨ کتابفروشی نرگس📚 ارسال به سراسر ایران پیج اینستاگرام: narges.book برای سفارش کتاب به این آی‌دی پیام بدید: @nargesBook_support لینک پیام ناشناس من👇🏻 https://t.me/HarfChatBot?start=narges_bookbot

Последний пост
5 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
4 589
−36 за 3 дн.
Сутки
−11
−0,24%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
430
20 постов
Вовлечённость
9,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • می‌توانی مرا بکشی 🔪🩸 مشهورترین پرونی قتل دهه ۱۳۵۰ شمسی‼️ پرونده‌ای که سال‌ها تیتر اول روزنامه‌های ایران بود… قتل دختر یکی از بزرگ‌ترین ارتشبدهای کشور🔥 بر اساس یک پرونده‌ی کاملاً واقعی💥 قیمت ۴۸۰ تومان✨️ برای سفارش به این آی دی‌ پیام بدید👇🏻 @nargesbook_support

  • اگر عاشق پرونده‌های واقعی، فضای رازآلود، داستان‌های جنایی و روایت‌هایی هستید که مدام غافلگیرتون کنن، این کتاب شدیداً درگیرتون می‌کنه. 👁️📚 نویسنده فقط داستان تعریف نمی‌کنه…کاری می‌کنه که احساس کنید خودتون وسط این پرونده ایستادید و دارید قدم‌به‌قدم به سمت حقیقتی حرکت می‌کنید که شاید اصلاً دوست نداشته باشید کشفش کنید… 🚪⚠️

  • روایت کتاب مدام ذهنتون رو درگیر نگه می‌داره… هر بار که فکر می‌کنید بالاخره جواب رو پیدا کردید، یک جزئیات تازه پیدا میشه و همه‌ی فرضیه‌هاتون رو به هم می‌ریزه. 😵‍💫💥 «می‌توانی مرا بکشی» از اون کتاب‌هایی نیست که بعد از تموم شدن فراموشش کنید…چون بیشتر از اینکه فقط درباره‌ی یک قتل باشه، درباره‌ی آدم‌ها، انتخاب‌هاشون و تاریک‌ترین بخش‌های وجود انسانه. ⚖️🔥

  • این پرونده زاییده‌ی تخیل نویسنده نیست، بلکه بخشی از تاریخ جنایی ایرانه و همین موضوع خوندنش رو چند برابر سنگین‌تر و تأثیرگذارتر می‌کنه. 📖⚠️ جوری نوشته شده که خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنید در حال خوندن کتاب هستید…انگار توی دادگاه نشستید، به بازجویی‌ها گوش می‌دید و منتظرید بالاخره یکی حقیقت رو فاش کنه. 🎧 حتی اسم کتاب هم از همون اول حس عجیبی داره… «می‌توانی مرا بکشی» جمله‌ای که هم بوی عشق میده، هم ترس، هم وابستگی و هم رابطه‌ای که آرام‌آرام به سمت نابودی میره. 😭💔🔪

  • همه چیز از یک شب عجیب شروع میشه… شبی که مردی شناخته‌شده، زنی نیمه ‌جان رو به بیمارستان میاره و اصرار داره که همه‌چیز فقط یک حادثه بوده. 🚨🌫️ اما هرچه زمان می‌گذره، تناقض‌ها بیشتر میشن… حرف‌ها به هم نمی‌خورن، روایت‌ ها عوض میشن و حقیقت هر لحظه دورتر از قبل به نظر میاد. ⚠️🩸هر فصل کتاب مثل باز کردن یک پوشه‌ی محرمانه‌ست…

  • بعضی کتاب‌ها فقط یک داستان تعریف می‌کنن… اما بعضی کتاب‌ها دستتون رو می‌گیرن و می‌برنتون وسط یک فاجعه‌ی واقعی؛ جایی که هیچ‌کس کاملاً بی‌گناه به نظر نمی‌رسه و هر حقیقتی سایه‌ای از دروغ روی خودش داره. 🖤🕯️ بچه‌ها این کتاب از اون جنایی‌هایی نیست که فقط درباره‌ی پیدا کردن قاتل باشه…اینجا با پرونده‌ای روبه‌رو هستید که هرچه بیشتر درباره‌ش می‌خونید، بیشتر احساس می‌کنید دارید وارد یک هزارتوی تاریک می‌شید. 👁️📂

  • انگار نه در حال خوندن یک کتاب، بلکه در حال تماشای یک پرونده‌ی واقعی هستید که هر لحظه ممکنه مسیرش عوض بشه. 😩🔥 همین رازهای حل‌نشده و سؤال‌هایی که بی‌وقفه توی ذهن شکل می‌گیرن باعث میشه کتاب لحظه‌ای رهاتون نکنه…

  • از همون صفحات اول، کتاب شما رو وسط ماجرا پرت می‌کنه… جوری که احساس می‌کنید کنار پرونده نشستید و دارید قدم‌به‌قدم به سمت حقیقت حرکت می‌کنید. فضای داستان به قدری پرتنش و نفس‌گیره که به سختی می‌تونید کتاب رو زمین بذارید.

  • از همون صفحات اول، کتاب شما رو وسط ماجرا پرت می‌کنه… جوری که احساس می‌کنید کنار پرونده نشستید و دارید قدم‌به‌قدم به سمت حقیقت حرکت می‌کنید. فضای داستان به قدری پرتنش و نفس‌گیره که به سختی می‌تونید کتاب رو زمین بذارید.

  • بیشتر از پنجاه سال از اون ماجرا گذشته و نویسنده مدت‌ها وقت گذاشته تا تکه‌های گمشده‌ی این پرونده رو کنار هم بچینه. جزئیاتی که خیلی‌ها هیچ‌وقت متوجهشون نشده بودن و حالا شما می‌تونید همه‌ی اون‌ها رو یکجا ببینید.‼️

  • بچه‌ها این کتاب فقط یک رمان جنایی نیست… شما قراره یکی از واقعی‌ترین و جنجالی‌ترین پرونده‌های قتل ایران رو بخونید. پرونده‌ای که هنوز هم بعد از گذشت دهه‌ها، درباره‌ش بحث می‌کنن و هرکسی روایت خودش رو از حقیقت داره. 😭🔥فکرش رو بکنید…

  • می‌توانی مرا بکشی 🔪🩸 معروف‌ترین پرونده‌ی جنایی ایران… داستانی که هرچه بیشتر درونش فرو می‌رید، بیشتر شوکه می‌شید… پرونده‌ای که با یک عشق پرشور و جنجالی آغاز میشه؛ عشقی که سال‌ها نقل محافل بوده، اما در نهایت به یکی از تلخ‌ترین تراژدی‌های تاریخ ایران ختم میشه… 😩🤲🏻

  • سال ۱۳۵۲… وقتی منیژه رو به بیمارستان رسوندن، همه چیز عجیب بود… نیمه‌های شب، توی یکی از سردترین شب‌های زمستان، مردی هراسان وارد بیمارستان شد؛ در حالی که یک دختر بیهوش و نیمه‌جانی رو توی آغوشش گرفته بود!! 🩸 دختری به اسم منیژه… با بدن نیمه لخت و زخم‌های عمیقی که هیچکس خبر نداشت چطور اتفاق افتادن!! دختری که به بدترین شکل ممکن آسیب دیده بود…🔪 مرد خودش رو همسر دختر معرفی کرد و گفت خانواده‌ی اون توی آمریکا زندگی می‌کنن. مدعی بود چند ساعت قبل با ماشین تصادف کردن و همسرش به خاطر شدت ضربه‌ها به این حال افتاده…🤫 اما از همون لحظه اول، حرف‌هاش برای خیلی‌ها عجیب بود… پرستارها می‌گفتن وضعیت اون دختر اصلاً شبیه یک تصادف معمولی نیست…برای همین هم قبل از هر چیزی با پلیس تماس گرفتن!!👩🏻‍✈️🧑🏻‍✈️ خیلی زود مأمورهای پلیس وارد بیمارستان شدن و درهای بخش رو بستن تا ببینن واقعاً چه اتفاقی افتاده… چون هیچ چیز با هم جور در نمیومد.!! چند ساعت بعد هویت اون دختر مشخص شد و همه شوکه شدن… اون دختر نه یک آدم معمولی بود و نه کسی که توی ایران خانواده‌ای نداشته باشه… 👒 اون منیژه حجازی بود؛ دختر یکی از ثروتمندترین و بانفوذترین مردهای کشور که اسمش رو خیلی‌ها شنیده بودن!! دختر یکی از مهم‌ترین ارتشبدهای ایران حالا روی تخت نیمه جون افتاده بود و معلوم نبود چه بلایی سرش اومده !!🩸 اما ماجرا وقتی عجیب‌تر شد که مشخص شد مردی که خودش رو همسر منیژه معرفی کرده، اصلاً شوهرش نیست! انوشیروان فقط عاشق منیژه بود…❤️ آخرین کسی که منیژه رو زنده دیده بود، فقط انوشیروان بود… مردی که ۱۷ سال از منیژه بزرگ‌تر بود اما عاشق همدیگه شده بودن… قرار بود چندروز دیگه زندگی مشترکشون رو شروع کنن! اما الان منیژه در حال مرگ بود و انوشیروان پیش پلیس تا توضیح بده چه اتفاقی افتاده…❤️‍🩹 اون مدعی بود که تصادف کردن… اما یک سؤال ذهن همه رو درگیر کرده بود… اگر تصادف کرده بودن، چرا دو ساعت طول کشیده بود تا منیژه رو به بیمارستان برسونه؟ چرا هیچ پزشکی قبول نمی‌کرد که این زخم‌ها حاصل تصادفه!!🤫 روز به روز شایعه‌های بیشتری پخش می‌شد… تا وقتی که ۳ روز بعد منیژه مرد !! اون هیچ‌وقت به هوش نیومد تا تعریف کنه اون شب چه اتفاقی براش افتاده…😱 بعضی‌ها می‌گفتن انوشیروان قاتله… بعضی‌ها می‌گفتن همه چیز یک سوءتفاهم بزرگه!! و بعضی‌ها معتقد بودن حقیقتی وجود داره که هنوز هیچ‌کس از اون خبر نداره!! حقیقتی که قرار بود در شلوغ‌ترین دادگاه سال ۱۳۵۰ در تهران فاش بشه…🫣 آیا منیژه قربانی یک تصادف وحشتناک شده بود؟ یا قربانی مردی که ادعا می‌کرد عاشقش بوده؟😩 و حالا بیش از پنجاه سال از اون شب گذشته… و این بار قراره ما، وارد مشهورترین پرونده‌ی جنایی ایرانی بشیم… پرونده‌ای که ۵۰ سال تیتر اول روزنامه‌ها بوده… و این بار قراره حقیقت این قتل رو توی کتاب بفهمیم !! اینکه چه بلایی سر منیژه حجازی و عشق آتشین انوشیروان اومد…🩸🔪

  • بریم برای معرفی روز‌ دوم این کتاب هیجانی خفن😎🤌🏻

  • بخاطر همین متفاوت بودنش اکثر بچه ها دارن سفارشش میدن😎🤌🏻🩸

  • اگر از داستان‌هایی مثل معمای قتل، روانشناختی، پرونده‌های کارآگاهی و رازهای تاریک خوشتون میاد، این کتاب دقیقاً شما رو شدیدا درگیر ماجرای خودش می‌کنه... 🔍👣 بعضی کتاب‌ها فقط داستان تعریف می‌کنن… ولی بعضیا ذهنت رو می‌کِشن وسط یه بازی خطرناک. «می‌توانی مرا بکشی» از اون کتاباست که اجازه نمیده به هیچ‌کس راحت اعتماد کنی. 🧠پر از راز، ترس، تعلیق و حقیقت‌هایی که کاش هیچ‌وقت کشف نمی‌شدن… 📂🖤

  • شخصیت‌ها مطلقاً سفید یا سیاه نیستن؛ هرکسی یه چیزی برای پنهان کردن داره. کتاب مدام ذهنتون رو بازی میده و باعث میشه به همه چیز و همه کس شک کنید... 👀🔥

  • این کتاب همون اون حس تعلیقی که باعث میشه بگی: «فقط یه فصل دیگه ازین کتاب رو بخونم…» و بعد به خودت مبای و می‌بینی ساعت ۳ شبه و هنوز مشغول خوندن این کتابی... 📖🌑

  • داستان درباره‌ی رازها، خیانت‌ها و حقیقت‌هاییه که هرچی بیشتر کشف می‌شن، ترسناک‌تر می‌شن. فضای کتاب کاملاً وایب پرونده‌های جنایی، روزنامه‌های قدیمی، قتل‌های مرموز و روابط خاکستری رو داره.🔪🩸

  • «می‌توانی مرا بکشی» از اون کتاباست که همون اسمش به تنهایی، آدم رو متوقف می‌کنه…یه عنوان خطرناک، مرموز و وسوسه‌کننده که دقیقاً حال‌وهوای داستان رو فریاد می‌زنه.🖤