نسیمه کریمی روانشناس بالینی
Статистикаروانشناس بالینی ودرمانگر شماره تماس جهت هماهنگی جلسات : 0792403264 برای اطلاعات بیشتر : @Nkrimi64
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 17
- 1/48двое суток
- 19
- 1/72трое суток
- 21
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://t.me/nasimakarimi
🌱 هدف از تربیت فرزند، ساختن کودکی نیست که همیشه «اطاعت» کند؛ بلکه پرورش انسانی است که بتواند مستقل فکر کند، تصمیم بگیرد و با احترام از نظرش دفاع کند. 🧠 کودکی که اجازه دارد مخالفتش را بیان کند، یاد میگیرد داشتن نظر متفاوت، تهدیدی برای رابطه نیست. او کمکم میفهمد که میشود هم محترمانه رفتار کرد و هم از خواستهها و باورهای خود عقبنشینی نکرد. 💭 وقتی مخالفت کردن در خانه ممنوع باشد، کودک اغلب این پیام را دریافت میکند که برای دوستداشتنی ماندن باید احساسات و عقایدش را پنهان کند. این الگو بعدها ممکن است به شکل انفعال، ناتوانی در «نه» گفتن یا برعکس، پرخاشگری و واکنشهای افراطی خودش را نشان دهد. 🌱 اما اگر والدین فضایی امن برای گفتوگو ایجاد کنند، فرزندشان مهارتی ارزشمند یاد میگیرد؛ اینکه بتواند بدون توهین، تهدید یا خشم، نظرش را بیان کند و اختلاف نظر را بخشی طبیعی از هر رابطه بداند. 🤍 خانه، اولین جایی است که کودک شیوهی ارتباط با دنیا را تمرین میکند. اگر در این فضا یاد بگیرد با حفظ احترام از خودش دفاع کند، در آینده هم راحتتر مرزهای سالم میسازد و وارد رابطههایی مبتنی بر گفتوگو و احترام متقابل میشود. ✨ تربیت موفق یعنی پرورش انسانی که نه تسلیم نظر دیگران میشود و نه میخواهد دیگران را کنترل کند. https://t.me/nasimakarimi
🔶 غلطگیر | بچهاس، نمیفهمه! 🔸شاید جمله «بچهاست، نمیفهمه» را زیاد شنیده باشید. جمله غلطی که انگار قرار است بعضی رفتارهای والدین را توجیه کند؛ اما تحقیقات ثابت کرده نهتنها این جمله اشتباه است که سالهای ابتدایی کودک در کل زندگی او بسیار اثرگذار خواهد بود. https://t.me/nasimakarimi
🌸 همه زنها «مادر» میشوند، اما همه مادرها «پناه» نیستند. وقتی آبرو مهمتر از احساسات کودک میشود، وقتی تحقیر به اسم تربیت انجام میشود، و وقتی عشق، مشروط به کامل بودن است… کودکی شکل میگیرد که سالها بعد، هنوز برای دوستداشتنی بودن، خودش را قربانی میکند. 😔 بسیاری از بزرگسالانی که از: · اضطراب · ترس از طرد شدن · احساسِ «به اندازهی کافی خوب نیستم» رنج میبرند، در واقع کودکانی هستند که هیچوقت احساسِ امنیتِ واقعی نکردهاند. کودکانی که: · برای حفظِ آبروی خانواده، سکوت کردند · برای دوستداشتنی بودن، کامل بودند · و برای نادیده گرفته نشدن، خودشان را نادیده گرفتند 🌱 اما خبر خوب اینکه... ما میتوانیم این زنجیر را بشکنیم. با: · دیدنِ احساساتِ کودک · پذیرشِ او، همانطور که هست · و عشقی که مشروط به رفتارِ خوب نیست «هیچ کودکی نباید برای پیدا کردن عشق، از مادرش فرار کند... بلکه باید بداند که عشق، همیشه در خانهاش هست.» 🌟 نقشِ ما به عنوانِ والدین: ۱. احساساتِ کودک را ببینیم به جای «گریه نکن»، بگوییم: «میدونم ناراحتی. من کنارتم.» ۲. عشق را مشروط نکنیم کودک را به خاطرِ بودنش دوست داشته باشیم، نه به خاطرِ رفتارِ خوبش. ۳. پناهِ امنی باشیم کودک باید بداند که هر اشتباهی کند، هر احساسی داشته باشد، خانه، امنترین جایِ دنیاست. 🌟 یک اصل طلایی: «مادرِ واقعی، کسی نیست که هیچوقت اشتباه نمیکند، کسی است که بعد از اشتباه، آرامش را به خانه برمیگرداند، و به کودک نشان میدهد که عشق، همیشه هست، حتی در روزهایِ سخت.» 💬 آیا شما احساسِ امنیتِ واقعی را در کودکی تجربه کردهاید؟ https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
🔴 *آمادهسازی و تمرین دادن کودک برای اداره امور زندگی آیندهاش * چیزی که اساس تربیت است، این است که بچه را به خودش بسپارند تا خودش، خودش را تربیت کند. به این میگویند «خودکفایی». یعنی مادر و پدر باید بدانند که دیر یا زود این بچه خودش تشکیل خانواده میدهد و مستقل میشود، پس باید عادتش بدهند که خودش مواظب خودش باشد نه اینکه دیگری مواظبش باشد. بهتدریج باید خودشان را کنار بکشند تا بچه روی پای خودش بایستد. همانطور که شما اول دستش را میگیرید تا راه برود، بعد دستش را رها میکنید تا خودش راه برود، در فکر کردن و تصمیمگیری هم باید بهتدریج دست بچه را ول کرد تا خودش راه برود. اگر بچه را تا ۱۵ سالگی همراه خودتان از این طرف خیابان به آن طرف خیابان ببرید، تا آخر همینطور خواهد بود. همیشه منتظر است کسی دستش را بگیرد و از این طرف به آن طرف ببرد. *باید آهستهآهسته سایه پدر از زندگی او دور شود و بچه خودش از این طرف خیابان به آن طرف برود. این کار باید بهتدریج انجام شود.* https://t.me/nasimakarimi
مسؤولیت اشتباه خود را بپذیرید تا فرزندتان از شما یاد بگیرد.. مثلا بگویید: «درست است، تو حق داری. من اشتباه کردم. اجازه بده تا خطای خود را جبران کنم.» گاهی پیش می آید مثلا در بازی، توپ از دست شما می افتد، این گونه خطاها این فرصت را به شما می دهد تا مسائلی همچون پذیرفتن کارهای خود و درست کردن شرایط را به کودک خود بیاموزید. این کار، اعتماد به نفس کودک را نیز افزایش می دهد. والدین با این کار احساس خویشتن پذیری را به کودک القا میکنند. https://t.me/nasimakarimi
روزتان پر از معجزات قشنگ🌿 https://t.me/nasimakarimi
💕💕 این تصویر عمیقترین مفهوم (کودکِ درون زخمی) را نشان میدهد. وقتی بزرگسالان بیشازحد واکنش نشان میدهند دلیلش این نیست که اتفاقی که افتاده شدید است بلکه زخمی قدیمی دوباره فعال شده. خشم، تحقیر یا پرخاشگری معمولاً محصول: کودکی پر از انتقاد تحقیر بیتوجهی شرم یا ترسهای حلنشده است. کسی که زیاد فریاد میزند، در اصل ترسهای کودکِ درونش را فریاد میزند. آدمهای زخمی، دیگران را زخمی میکنند. تا زمانی که کودک درون درمان نشود، رفتار بیرونی تغییر نمیکند. https://t.me/nasimakarimi
بیشتر والدین فکر میکنند با انجام دادن کارهای فرزندشان، به او محبت میکنند... اما گاهی همین محبت، آیندهی او را ضعیفتر میکند. https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi
وقتی کسی ناراحته، معمولاً بیشتر از اینکه دنبال راهحل باشه، دنبال اینه که احساسش دیده و درک بشه. جملههایی مثل «گریه نکن» یا «بیخیال» شاید از روی محبت گفته بشن، اما گاهی باعث میشن فرد احساس کنه نباید احساساتش رو بروز بده. بهجای خاموش کردن احساسات، کنارشان باشیم. گاهی فقط گفتنِ: «میفهمم چقدر برات سخته.» یا «من اینجام، هر وقت خواستی حرف بزن.» بیشتر از هر نصیحتی آرامش میده. یادت باشه؛ همدلی یعنی تلاش برای فهمیدن دنیای طرف مقابل، نه قضاوت کردن یا عجله برای درست کردن حالش. https://t.me/nasimakarimi
اولین قدم برای رسیدن به تنوع احساسیِ بهتر، خودآگاهی است. توجه کردن و پذیرفتن احساسی که دارید، در زمانی که آن را حس میکنید. در ظاهر خیلی ساده و احمقانه به نظر میرسد، اما چیزی که احتمالاً در مییابید این است که، اگر احساسی را به مدت طولانی در خودتان سرکوب کرده باشید، زمانی که آن احساس را تجربه میکنید برایتان ناآشنا و غیرقابل تشخیص است. هدف ما یادگیری، شناسایی احساس و جداسازی تصمیمات از احساسات است. این همان تفاوت میان «میل» به مشت زدن توی صورت شخص مقابل، و «انجام دادن» این کار است. عملی کردن این کار غیر قابل قبول است. میل به انجام این کار ممکن است، واکنش طبیعی باشد. زمانی که احساساتتان را از تصمیماتتان جدا میکنید، اغلب سبب میشوند پیچیدگی و عمق بیشتری از احساساتتان را تجربه کنید. برای مثال ممکن است در مقطعی احساس افسردگی کنید، اما اگر افسردگیتان را تفکیک و با دقت بیشتری آن را بررسی کنید، ممکن است متوجه علت چیزی که باعث افسردگیتان شده،شوید . https://t.me/nasimakarimi
https://t.me/nasimakarimi