ریسمان ... 🍂🌱✨
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 12
- 1/48двое суток
- 13
- 1/72трое суток
- 14
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شکر به خاطر هپاتوسیتها در که در نهانخانه تن، کارگاه بقا میگردانند گویی همه هستی ما، وامدار این سلولهای حکیم است؛ بیآنکه چشمی ببیند یا گوشی بشنود، دریایی از واکنشهای شیمیایی را به نظم میکشند؛ سموم را به دارو، غذا را محیای منفعت، قند را در اعتدال و هرجومرج را به توازن تبدیل میکنند. صفرا را از دل خون میستانند تا هر چه ناخالصیست، از وجود بیرون رود و هر چه پاکیست، چون گوهری در انبار جان ذخیره گردد. میاندیشم به این کارخانه بیادعای وجود؛ که هر روز دهها نقش حیاتی را بیچشمداشت بر دوش میکشد. هپاتوسیتها، نه از خود سخنی میگویند، نه توقعی دارند. تنها در خلوت کبد، بر آرامش بیوقفه ما تمرکز دارند. معجزه همین جاست. در درون ما نه از فرشتگان که به پاس این سلولهای دانا. سجده سپاس بر آستان تن خویش بریم؛ که در اعماق ما، چراغی فروزان از هپاتوسیتهاست، که تا واپسین دم، افروخته میماند. هر چه میجوییم از اوست؛ هر چه مینگریم و میشنویم هم او که به پیچک فرمود نرده را زیبا کن شب به خیر ... ✨🌹🍂🌱
پارههای حکمت خاموش سقوط برگ و هبوط دانه 🍂🌱 برگ چهارم زندگی زمینی، فرصت تعالی روح برای رهایی از عالم ماده و صعود به عالم برتر است. بنابراین جهان هستی، وقایع زندگی را به گونهای چیدمان میکند که این هدف محقق شود. فرصتی برای پرواز روح؛ مجال رهایی از سنگینی ماده و صعود به آسمانهای بیکران تعالی. پس جهان هستی، با تمام پیچیدگیهایش، وقایع زندگیمان را آنگونه میآراید که این سفر رستگارانه به سرانجام برسد. و اینجا رازی نهفته است: همیشه آنچه را میخواهیم و به دنبالش میدویم، آن چیزی نیست که بهراستی بدان نیاز داریم. گاه خواستههایمان ، پردهای میشوند بر چهره نیازهای واقعیمان، و ما را از مسیر دور میکنند. بدانیم که هر رویداد، هر دیدار و هر فراق، هر موفقیت و هر شکست، هر بیماری و هر فقدان، همگی بخشی از یک برنامه بزرگتر هستند تا گوشههایی از وجودمان را که در غبار غفلت پنهان مانده بود، با نور آگاهی روشن کنند و در برابر چشمانمان آشکار سازند. به جای آنکه در پی چرایی هر اتفاق باشیم و در گرداب پرسشهای بیپایان دست و پا بزنیم، به اعماق درون خود بازگردیم. درسهای نهفته در هر لحظه را دریابیم، و آنگاه خود را از بند آشفتگیها و سرگردانیها رها کنیم. بدانیم که پاسخ هستی، پیش از آنکه به خواسته ما باشد، به نیازِ حقیقی ما گره خورده است. نیازهایی که شاید هیچگاه بر زبان خواستههایمان جاری نشدهاند.
без подписи
گاهی نجات بشریت در پیچیدهترین معادلات یا گرانبهاترین داروها نیست؛ گاهی در نگاه دقیق به چیزی است که همه از آن چشم میپوشند، در بوی کپک، در لایههایی از غبار، و در ظرفی که قرار بود دور ریخته شود. زندگی، همیشه در زیباترین قابها خلاصه نمیشود؛ گاهی در میان زبالهها، جوانه میزند...🍂🌱✨
پارههای حکمت خاموش؛ سقوط برگ و هبوط دانه 🍂🌱 برگ سوم ... میزان ادب هرکس، مرتبه رشد و تمایزیافتگی او را نشان میدهد. آدمی، فضل بر دگر حیوان به جوانمردی و ادب دارد. عمومًا به رعایت ادب در ظواهر بسنده میکنند، در حالیکه اصل، رعایت ادب در بعد باطنیست. ادب راستین آن است که در خلوتگاه دل، خود را مهمان حضور او بدانی؛ پس نه به غیر بیندیشی و نه به خود بنازی. ادب آنجاست که حد و حریم هر چیز را نگاه داری. آنکه در مرتبه افکار، نیت و ذهن بر خود مراقبت دارد تا حد و حریم هر کس و هر چیز را نگه دارد؛ از بالاترین مراتب انسانیت برخوردار است. رعایت ادب باطنی نزد اهالی معرفت بسیار مهم است، زیرا آنها دیده باطنبین دارند و احوال درون را میبینند. پیش اهل تن، ادب بر ظاهر است که خدا زیشان نهان را ساتر است پیش اهل دل، ادب بر باطن است زانکه دلشان بر سرایر فاطن است
منی که نام شراب از کتاب میشستم؛ زمانه کاتب دکان می فروشم کرد ... هرچه میدرخشد، از اوست؛ هرچه میبارد؛ و هرچه میروید. به شکرانه اعجازهایش، مبتلا شویم به لبخند، کتاب، موسیقی و رؤیا صبح به خیر ... ✨🌹🍂🌱
شکر به خاطر زلالیه شکر که بیهیچ کدورتی، راه نور را باز گذاشته. شکر که فشارش بهنظم است، شفافیتش بهاعجاز است. اجازه هیچ آلودگی در این گذرگاه باریک نمیدهد و زلالی محضش دریچه خاموشی است که نورهای جهان را بیخطا، بر شبکیه نقش میبندد. شکر برای این شیشه روان درون چشم، که هر دم، جهان را دقیق و بیغبار به جانمان میرساند... هر چه میجوییم از اوست؛ هر چه مینگریم و میشنویم از هر چه غیر اوست دل برکنیم، مبتلا شویم به تلاشی شیرین که ما را از خویشتن خسته خویش برهاند و در پناه آن، آرامشی بیزمان بیابیم. شب به خیر ... ✨🌹🍂🌱
عشق زشتی نمیبیند؛ هر ذره غبار را به کهکشانی از معنا بدل میسازد. در دل شکست، رقصی پنهان میبیند و در لبخندی زودگذر، وعدهگاه ابدیت را بازمیشناسد... 🍂🌱✨
مرزهای هستی را با کنجکاوی شگفتانگیزی گشودند که در آن ذرهای کوچک، راز بزرگ عالم را در آغوش میکشد... اندیشههای خدا را بشناسیم مابقی جزئیات است ... 🍂🌱✨
پاره های حکمت خاموش سقوط برگ و هبوط دانه 🍂🌱 برگ دوم هر واکنش شدید و ناگهانی ما نسبت به رویدادهای بیرونی صدای آرام بخشی از درون ماست که در سایه مانده است؛ نشانهای از زخمی قدیمی که هنوز با آگاهی و عشق دیده نشده است. هنوز لمس نشده و در آغوش حضور ما آرام نگرفته است. و اینجاست که زندگی نه برای رنجاندن ما که برای کامل شدن مسیر شفا در درون ما، بارها و بارها همان نقطه را با آدمها و در موقعیتهای مختلف لمس می کند، تا به جای جنگیدن با جهان بیرون نگاه را به درون برگردانیم و خود را با آگاهی و عشق بیشتری ببینیم ...
آدمیان روزی یکدیگرند پروردگارا سهم ما را از انسانها پاکسیرتترین، بیریاترین و زلالترینها قرار بده ... هرچه میدرخشد، از اوست؛ هرچه میبارد؛ و هرچه میروید. به شکرانه اعجازهایش، مبتلا شویم به لبخند، کتاب، موسیقی و رؤیا صبح به خیر ... ✨🌹🍂🌱
قلبی که برای خدا میتپد در عشق نیز پاک وفادار و آرام است ... هرچه میدرخشد، از اوست؛ هرچه میبارد؛ و هرچه میروید. به شکرانه اعجازهایش، مبتلا شویم به لبخند، کتاب، موسیقی و رؤیا صبح به خیر ... ✨🌹🍂🌱
پارههای حکمت خاموش ... سقوط برگ و هبوط دانه 🍂🌱 خدا، خدای قاعدههاست نه معامله؛ دُعا و نذر و اشک اگر هم نوا با نظم الهى نباشد، نه راه به جایی می برند و نه توان فریب او را دارند؛ چرا که جهان بر مدار لطف می چرخد اما با حساب و کتاب و وفادار به قانون حکمت هیچ کنشی در سکوت کیهان گم نمیشود و هر فکر، هر گفتار و هر رفتاری چون دانهای ست در مزرعه روح که روزی در لباس یک تجربه به ما باز می گردد... اگر رنجی میکشیم از ناآگاهی ماست به نظم حاکم بر هستی، از آنکه ندانستیم هر کاشت، پاسخی در ذات هستی دارد و جهان پژواک نیتهای ماست ...
🎶🎵🌹🍂🌱✨ حرفی برای گفتن بیار که زنده کند دلی افسرده را از رنگ، از شعر و از عشق ...
без подписи
دلکندم و جهانم آرام گرفت ... هرچه میدرخشد، از اوست؛ هرچه میبارد؛ و هرچه میروید. به شکرانه اعجازهایش، مبتلا شویم به لبخند، کتاب، موسیقی و رؤیا صبح به خیر ... ✨🌹🍂🌱
🎶🎵🌹🍂🌱 از خانه بدر از کوچه برون تنهایی ما سوی خدا میرفت ...
без подписи
سپاس از آنها که از شدت خوب بودنشان احساس کردیم خدا دوستمان دارد ... ✨🍂🌱
باز صبح شد و دوست داشتن تو با جان و دل آغاز ... امروز، هرچه میدرخشد، از اوست؛ هرچه میبارد؛ و هرچه میروید. به شکرانه اعجاز زندگی، مبتلا شویم به لبخند، کتاب، موسیقی و رؤیا صبح به خیر ... ✨🌹🍂🌱