نگارش واملای متوسطه اول
Статистикаکانال " بررسی نگارش و املای" متوسطه اول ✔نمونه آزمون پایانی ✔نمونه های متن تولیدی دانش آموزان https://t.me/negaresh_789
- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 694
- 1/48двое суток
- 795
- 1/72трое суток
- 857
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🪻این روزها در حال مطالعهٔ کتاب « شما که غریبه نیستید» هستم از هوشنگ مرادی کرمانی. 🌸🍃هوا دارد سرد می شود.خیلی سرد می شود؛سوز سرمای کویری.صبح های زود که بلند می شوم تا کاغذ پاره ها و سنگ های ریز یخ زدهٔ یک قل دو قل ریخته تو حیاط و پشت خوابگاه ها وکلاس ها را جمع کنم،دست هایم یخ می زند.سوز سرد به دست هایم می خورد،پشتشان می ترکد وخون بیرون می زند.اگر دستکش داشتم خوب بود.توی شهداد یک جفت دستکش پشمی بچگانه جلوی دکانی،به نخ آویزان بود.آغ بابا می خواست آن ها را برایم بخرد،دکاندار گران می داد.معامله شان نشد.آغ بابا گفت:وقتی سیرچ رفتیم می گویم برایت دستکش خوشگل ببافند این ها رنگشان خوب نیست! 🌸🍃 بچه ها به من به چشم دیوانه نگاه می کنند.چون همه اش به دار و درخت ها وآسمان نگاه می کنم. وکتاب ومجله می خوانم.ستار زاده عاقل تر از من است.او هم کتاب و مجله می خواند ولی به موقع اش.من وقت و بی وقت می خوانم و می نویسم.همهٔ بچه ها «کِس وکار» دارند.هیچ کس نیست که از شیر خوارگی این جا آمده باشد.بیشترشان مادر دارند و پدر ندارند.بیشترشان از روستاهای دور وبر کرمان آمده اند.لهجهٔ روستایی ها را دست می اندازند،لهجهٔ روستایی ام را مسخره می کنند.تا عید چیزی نمانده بود.چندتا سرباز که خیاطی بلدند.آورده اند،پشت چرخ های خیاطی می نشینند وبرای ما لباس عید می دوزند.«عمو ابرام» و «ننو سکینه » آمده اند شهر، به ملاقاتم می آیند.چشمم که به آنها می افتند،می پرم تو بغل شان می زنم زیر گریه که: من نمی خوام این جا باشم. عمو ابرام وننو سکینه هم گریه شان می گیرد.ننو سکینه برایم انجیر خشک آورده. عمو اسد الله گفته بود: چیزی دیگه نمونده.امتحان که دادی،می آیی بیرون.عمو قاسم می اد می برتت. 🌸🍃یک روز عمو قاسم آمد.کت وشلوار سرمه ای خوشگلی دارد.ویک راست می رود.توی دفتر پیش مدیر.دو روز پشت هم می آید وکمک می کند که نمره های ثلث دوم بچه ها را وارد دفتر کند.آمده است که پدرم را ببرد پیش خودش.پدرم چندبار از خانهٔ عمو اسدالله زده بود بیرون وگم شده بود واز مردم سیگار خواسته بود.برادرزن های عمو قاسم دیده بودند و خجالت کشیده بودند که برادر دامادشان این جوری است.عمو اسد الله هم از دست پدرم به تنگ آمده بود.عمو قاسم هفته ای دو تومن پول تو جیبی به من می دهد.اقای دژند از سیرچ آمده کرمان ودکان دارد.هر هفته دو تومان از او می گیرم به حساب عمو. عمو قاسم که گریه ها و التماس های مرا می بیند.خیلی ناراحت می شود.و نصیحتم می کند: - آدم تا سختی نکشه به جایی نمی رسه. وشعری از مولوی می خواند: هیچ حلوایی نشد استادکار تا که شاگرد شکر ریزی نشد. چاره آیی نیست.باید تحمل کنی.بعد ها می نشینی وهمهٔ اینها را تعریف می کنی.افتخار می کنی که این چیز هارو پست سر گذاشتی .ماهم گرفتاریم.پدرت رو باید ببرم پیش خودم نگه دارم.دلم نمی اد بفرستمش اصفهان«دیوونه خونه». ✍ روز جمعه-گنبد- عایشه کر 🍃🌸
⏬دانلود دفتر عملکرد ناب «دفتر عملکرد ناب» چند سال پیش چاپ شد و تمام نسخههای چاپ اول و دوم آن ظرف چند روز فروش رفت. با وجود چنین استقبال چشمگیری اما، به دلیل سایر اولویتهای مدرسه نویسندگی، بازچاپ آن متوقف شد. توضیحات بیشتر را در وبگاه طراح گرافیک پروژه بخوانید: https://www.morteza-abbasi.ir/4589
و *او دقیقاً میدانست چه کسی این موفقیت را ممکن ساخته است.* در تمام ۵۶ سال زندگی مشترکشان، بارها گفت که اگر مرسدس نبود، «صد سال تنهایی» هرگز نوشته نمیشد. این مرسدس بود که باور کرد هجده ماه فقر، ارزش سرمایهگذاری بر استعداد همسرش را دارد. وقتی همه میگفتند باید شغلی ثابت پیدا کند، او وسایل خانه را فروخت. وقتی دیگران از تسلیم شدن سخن میگفتند، او سشوارش را به گرو گذاشت. گابریل بعدها گفت: *«مرسدس مهمترین انسان زندگی من است. بدون او هرگز چیزی نمینوشتم.»* مرسدس اما با همان سادگی همیشگی گفت: «با او ازدواج کردم، چون نمیخواستم زن دیگری با او ازدواج کند.» گابریل گارسیا مارکز در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴، در ۸۷ سالگی درگذشت. مرسدس شش سال پس از او، در ۱۵ اوت ۲۰۲۰ و در ۸۸ سالگی چشم از جهان فروبست. آنها ۵۶ سال در کنار هم زندگی کردند، دو پسر را بزرگ کردند و با هم یکی از بزرگترین میراثهای ادبی قرن بیستم را ساختند. اما همه چیز از تصمیمی آغاز شد که مرسدس در سال ۱۹۶۵ گرفت؛ این که همه داراییهایشان را بفروشد تا همسرش بتواند خود را در اتاقی حبس کند و کتابش را بنویسد. بیشتر مردم از او میخواستند شغلی ثابت پیدا کند، درآمدی مطمئن داشته باشد و واقعبین باشد. اما مرسدس به جای آن، سشوارش را به گرو گذاشت و برای او «زمان» خرید. هجده ماه بعد، گابریل با شاهکاری از اتاق بیرون آمد. پانزده سال بعد، جایزه نوبل را به دست آورد. آن کتاب ادبیات جهان را دگرگون کرد؛ اما این مرسدس بود که نشان داد چه چیزهایی ممکن است. او همه چیز را روی یک دستنوشته شرط بست. و برنده شد.
علی نوروزی: *"گابریل گارسیا مارکز"* برای نوشتن کتابی که بعدها جایزهی نوبل را برایش به ارمغان آورد، خود را به مدت هجده ماه در اتاقی حبس کرد. در این مدت، همسرش "مرسدس بارچا" برای زنده نگه داشتن خانواده، هرچه داشتند فروخت؛ از وسایل خانه و جواهرات گرفته تا حتی سشوارش. مرسدس همه چیز را روی یک دستنوشته شرط بست و در نهایت برنده شد. گابریل گارسیا مارکز نخستین بار در سال ۱۹۴۴، در یک جشن رقص مدرسه، مرسدس بارچا را دید. گابریل سیزده سال داشت و مرسدس تنها نُه ساله بود؛ دختری باوقار، آراسته و فراتر از سن خود پخته. گابریل به یکی از دوستانش گفت: «من با این دختر ازدواج خواهم کرد.» مرسدس اما او را پسری خیالپرداز و خندهدار میدانست. سالها گابریل با نامهها و دیدارهای مکرر به دنبال او رفت و با اطمینان از آیندهای که در ذهنش ساخته بود، از قصدش برای ازدواج سخن گفت. مرسدس که دختری واقعبین و محتاط بود، چندان قانع نمیشد؛ نویسندگان معمولاً همسران قابل اتکایی نبودند. اما گابریل دستبردار نبود. *سرانجام مرسدس چیزی را در او دید که ارزش ایمان آوردن داشت؛ نه موفقیتی که هنوز به دست نیاورده بود، بلکه شور و وسواسی که شاید روزی اثری بزرگ خلق میکرد.* آنها در ۲۱ مارس ۱۹۵۸ ازدواج کردند. نه پولی داشتند، نه آیندهای روشن. فقط روزنامهنگاری جوان که مدام میگفت روزی کتاب مهمی خواهد نوشت. اما هفت سال گذشت و آن «روزی» از راه نرسید. گابریل در روزنامهنگاری، تبلیغات و روابط عمومی کار میکرد؛ شغلهایی که خرج زندگی را تأمین میکردند، اما نیروی خلاقهاش را میفرسودند. آنها صاحب دو پسر به نامهای رودریگو و گونزالو شدند و زندگی بیش از آن که به ادبیات شباهت داشته باشد، به تلاشی برای بقا تبدیل شد. در ژانویه ۱۹۶۵، گابریل و مرسدس برای تعطیلات از مکزیکوسیتی به سوی آکاپولکو راه افتادند. در میان راه، ناگهان کل رمان در ذهن گابریل شکل گرفت؛ از نخستین جمله تا آخرین صفحه، کامل و یکپارچه. صدا، ساختار و روایت چند نسل از یک خانواده، همگی یکباره به ذهنش هجوم آوردند. *«صد سال تنهایی» همچون الهامی ناگهانی متولد شد.* گابریل همانجا خودرو را برگرداند و به مکزیکوسیتی بازگشتند. او وارد خانه شد و گفت: «میخواهم این کتاب را بنویسم.» مرسدس خوب میدانست این جمله چه معنایی دارد؛ یعنی گابریل ماهها در اتاق پشتی خانه خواهد ماند، بدون شغل، بدون درآمد و بدون آن که کسی بداند چه زمانی کارش تمام میشود. *مرسدس تصمیمی گرفت که بعدها تاریخ ادبیات را تغییر داد:* *«برو و بنویس.»* در هجده ماه ِ بعد، گابریل گارسیا مارکز با وسواسی کمنظیر روزی هشت تا ده ساعت مینوشت، پشت سر هم سیگار میکشید و تنها با قهوه تلخ و تمرکز مطلق زندگی میکرد. دنیای بیرون برایش از میان رفته بود. مرسدس در این مدت همه چیز دیگر بود؛ مدیر خانه، مادر، حسابدار، تکیهگاه خانواده و کسی که شاهد آب شدن آخرین اندوختههایشان بود. چند ماه بیشتر نگذشته بود که تمام پولشان تمام شد. مرسدس شروع به فروش داراییهایشان کرد؛ ابتدا خودرو، سپس مبلمان، جواهرات، وسایل آشپزخانه و هر چیزی که میتوانست خرج اجاره خانه و غذا را تأمین کند. وقتی نسخهی نهایی تایپشدهی کتاب آماده شد تا برای ناشر در بوئنوسآیرس ارسال شود، آنها حتی پول پست کردن آن را هم نداشتند. بسته بسیار سنگین بود؛ صدها صفحه دستنوشته. هزینهی ارسال بینالمللی از مکزیک به آرژانتین بیش از پولی بود که برایشان باقی مانده بود. مرسدس در خانهای که تقریباً خالی شده بود، به دنبال آخرین وسیلهی ارزشمند گشت. او سشوارش را به گرو گذاشت. هزینهی ارسال ۱۲۲ دلار بود و پول سشوار آن را تأمین کرد. گابریل دستنوشته را برای انتشارات سودآمریکانا در آرژانتین فرستاد. سپس هر دو، فقیر اما امیدوار، در انتظار پاسخ ماندند. سرانجام *«صد سال تنهایی»* در ۵ ژوئن ۱۹۶۷ منتشر شد. کتابفروشیهای بوئنوسآیرس ظرف چند روز تمام نسخههای چاپ اول، یعنی ۸ هزار نسخه، را فروختند. ناشر ناچار شد بلافاصله چاپ دوم و سپس چاپهای بعدی را منتشر کند. *چند هفته بعد روشن شد که اثری استثنایی منتشر شده است.* *رمان در سراسر آمریکای لاتین، سپس اروپا و سرانجام سراسر جهان گسترش یافت. منتقدان آن را شاهکاری ادبی نامیدند و خوانندگان با اشتیاق آن را خواندند. تنها در سه سال، کتاب به زبانهای گوناگون ترجمه شد و میلیونها نسخه از آن به فروش رفت.* "گابریل گارسیا مارکز" از روزنامهنگاری گمنام به *یکی از مشهورترین نویسندگان جهان* تبدیل شد. در سال ۱۹۸۲، *جایزهی نوبل ادبیات را دریافت کرد.* او در مراسم نوبل در استکهلم، به جای لباس رسمی اروپایی، لباس سنتی کلمبیایی «لیکیلیکی» را بر تن کرد؛ *انتخابی آگاهانه که نشان میداد میخواهد به عنوان نویسندهای آمریکای لاتینی و با هویت خود این جایزه را بپذیرد.*
موضوعات جدید انشا 🌸🌱🌸 ۱_ زمین ، این حجم کوچک پرهیاهو ۲_ موجودات غیر واقعی ۳_ واگویههای مادری با جنینش ۴_حرف و حدیثهایی را که با خود زمزمه می کنی با صدای بلند تر روی کاغذ ثبت کن ۵_ در پاراگراف آخر ۶_تجلی زیبایی های طبیعت ۷_ آخر سال که می شود ..... ۸_بهار شبیه توست ۹_ روز از نو, روزی از نو ۱۰_ بهترین لحظه تحویل سال ۱۱_ زنگ نگارش ۱۲_ زبان بسته ها ۱۳ _ یک خط در میان ۱۴_ کنج دنج من ۱۵_یک روز فوق العاده ۱۶_توپ در زمین چه کسی است؟ ۱۷_ سرخط اخبار ۱۹_ نقد یک فیلم ۲۰_ دغدغه های انسان امروز ۲۱_صدای آژیر آمبولانس ۲۲_ دختر مشرق زمین ۲۳_ در انتهای جاده ای متروک ۲۴_ در کوره خورشید ۲۵_ خرده خاطره ها ۲۶_ خاطرات تقلب ۲۷_ یک کیلو هوای پاک ۲۸_خبر مهم ۲۹_ دلواپسی های من ۳۰_ برداشت آخر ۳۱_ لیستی از نام همکلاسیها (نام ها و یادها) ۳۲_ قانون زمین ۳۳_ زندگی بیهیاهو ۳۴_صدای پای تبر ۳۵_ شب ضیافت ستارگان ۳۶_اشعه های امیدبخش ۳۷_ به یادماندنیترین اثاث کشی ۳۸_عکس یادگاری ۳۹_ زندگی را دریاب ۴۰_ آسمان بار امانت نتوانست کشید/ قرعه فال به نام من دیوانه زدند قالب طنز ۴۱_ در ستایش مرگ شکوهمند ۴۲_ در هوای دوردستها ۴۳_ زیر نور ماه ۴۴_ هزاران نکته باریک تر از مو ۴۵_ اسرار هستی ۴۶_ یک دیدار, یک وداع ۴۷_ شکوفه ریزان ۴۸_ غوغای گنجشک ها ۴۹_ حرف های مردم در اتوبوس ۵۰_خط خطی ها ۵۱_ از زبان یک پرچم ۵۲_ یک نامه اعتراض آمیز ۵۳_ پرسش مهم زندگی ۵۴_ نامه به خودتان ۵۵_ اشکها و لبخندها ۵۶_ داستانی بنویسید که با یک نامه آغاز شود.( تلفیق قالب نامه و داستان) ۵۷_ در خلوت خیال خویش ۵۸_ دوره طلایی زندگی ۵۹_ حجمی از دلتنگی ۶۰_ نقطه صفر ۶۱_ بهار حقیقی ۶۲_ تعاملات مردم نگارانه ۶۳_ شب های بلند زمستان ۶۴_ اتفاقات ملموس زندگی ۶۵_نازک نارنجی ۶۶_ دغدغه های ذهنی ۶۷_ خوش رکاب ۶۸_ ناهنجاریهای اجتماعی ۶۹_ کلاغان ۷۰_ پیش از طلوع آفتاب ۷۱_ لباس نو ۷۲_روی بالهای باد ۷۳_چهار فصل در خانه ما ۷۴_ خارج از محدوده ۷۵_ توی پرانتز ۷۶_گربه ای که دل پری از آدم ها دارد ۷۷_ صداهای خانه ما ۷۸_چرند و پرند ۷۹_ در رهگذر تاریخ ۸۰_بابابزرگ جرزن ۸۱_برسد به دست دوست ۸۲_بوفه مدرسه ۸۳_جشن شکفتن ها ۸۴_ گفتگوی همدلانه ۸۵_ اگر افکار هرکسی روی پیشانی اش نقش میبست..... ۸۶_ جهان بی جنگ ۸۷_ در مورد شخصیت مورد علاقه خود از یک کتاب، فیلم یا تلویزیون شرحی بنویسید ۸۸_ اگر قرار بود ناهار را با شخص مشهوری صرف کنید چه کسی بود و راجع به چه موضوعی صحبت می کردید ۸۹_ تصور کنید در استادیوم فوتبال کار می کنید؛ کارتان چه خواهد بود؟( به طور مثال بازیکن خط حمله, رهبر تشویق کنندگان, مربی, داور ,فروشنده بلیط) توضیح دهید . کار خود را چگونه انجام می دهید؟ ۹۰_ قالیچه پرنده ۹۱_ غریبه آشنا ۹۲_آن گاه که .... ۹۳_نامه ای به چهل سالگی من ۹۴_ آخر سال که می شود..... ۹۵_ من و دوربین عکاسی ۹۶_ از زبان کودکان کار ۹۷_همهمه مبهم رهگذران ۹۸_ چقدر خوبیم ما!...... واقعی و طنز ۹۹_ قلب خسته پدربزرگ ۱۰۰_ دردسرهای دنیای مدرن ۱۰۱_ مقایسه اسپیکر و انسان ۱۰۲_ مزاحمتهای یک مگس آتیش پاره ۱۰۳_ دنیایی که می خواهم بسازم .... ۱۰۴_کودک فال فروش ۱۰۵_ آیا شکست هم ممکن است معنای پیروزی داشته باشد؟ ۱۰۶_ سایه سیاه بی سوادی در آسمان مدارس ۱۰۷_ سیاه مشق ها ۱۰۸_همین دیروز بود که..... ۱۰۹_ من باور دارم که ۱۱۰_ نامه به یک سرباز
نمونه گلستان نویسی شامل : باز نویسی ، باز آفرینی ، نظیره نویسی و نقیضه پردازی به قلم خانم معصومه جعفری هدف آموزش حکایت نویسی گلستان سعدی
درسنامه خلاقانه و کوتاه: «بیمارستان علائم نگارشی!» موضوع: قواعد نگارش (علائم نگارشی، نیمفاصله، همزه، کسره اضافه و ...) پایههای متوسطه مدت زمان: ۴۰ دقیقه هدف: تبدیل قواعد خشک نگارش به بازی جذاب و بهیادماندنی! ۱. شروع هیجانانگیز (۵ دقیقه) یک متن کوتاه پر از اشتباه نگارشی (بدون نقطه، ویرگول، نیمفاصله) روی تخته بنویسید یا پخش کنید. بپرسید: «این متن مریضه! چی کم داره؟» دانشآموزان فریاد بزنند: «نقطه! ویرگول! همزه!» → بلافاصله علائم را به عنوان «دکترهای متن» معرفی کنید! ۲. فعالیت اصلی: بیمارستان متن (۲۵ دقیقه) کلاس را به ایستگاههای درمانی تقسیم کنید (چرخشی، هر ایستگاه ۸ دقیقه): ایستگاه دکتر نقطه و ویرگول: متنهای نفسگیر (بدون نقطه/ویرگول) بدهید → دانشآموزان با ماژیک رنگی «درمان» کنند و جملهها را جدا کنند. بازی: مسابقه سرعت – کی سریعتر متن را خوانا میکند؟ ایستگاه دکتر همزه و کسره: کلماتی مثل «میشود» (اشتباه) → درست به «میشود» تبدیل کنند. فعالیت: عروسکهای کاغذی علائم بسازند و روی کلمات بچسبانند. ایستگاه دکتر نیمفاصله و فاصله: کارتهای کلمات مرکب (کتاب خانه → کتابخانه) → با کش یا نخ نیمفاصله نشان دهند. ۳. جمعبندی جادویی (۸ دقیقه) دادگاه ویرایش: یک متن اشتباه بزرگ روی پوستر → گروهی ویرایش کنند و دفاع کنند چرا اینطور درست است. بهترین ویرایش برنده جایزه (ستاره یا شکلک)! ۴. ارزشیابی خلاق (۲ دقیقه) «نسخه نهایی»: هر دانشآموز یک جمله اشتباه بگیرد، درمان کند و به دیوار بزند. ۵. تکلیف خانه «دکتر خانگی شو!» → یک پاراگراف از کتاب یا پیامک خانواده را ویرایش کنند و عکس بفرستند. نکات برنده شدن در مسابقه: از عروسک، ماژیک رنگی، پوستر و موسیقی شاد استفاده کنید. درسنامه را با اینفوگرافیک علائم نگارشی (مثل تصاویر بالا) غنی کنید. پر انرژی اجرا کنید – دانشآموزان را بخندانید! این درسنامه فوقالعاده جذاب و عملی است. ارسالی خانم هاشمی زاوه https://t.me/enshahaye1399 https://t.me/negaresh_789
نمونه آزمونِ نوشته شده تصویرنویسی جشنواره خوارزمی 👆👆
#تصویر
تکنیکهای نگارشی متن تشبیه کلی (تمثیل مرکزی) تشبیه کل «خانه» به «بدن انسان» و پیش بردن کل متن بر اساس این ایدهی محوری. تقسیمبندی منظم و موضوعی متن به بخشهای مغز، ریه، قلب، دستوپا، خون، رگها و لباس تقسیم شده است. عنوان خلاقانه و معناگرا انتخاب عنوان «معماریِ تن» که پیوند خانه و بدن را بهخوبی نشان میدهد. مقدمهی تصویری و شاعرانه استفاده از جملات استعاری مثل «دیوارهایش نبض دارند» و «سقفش نفس میکشد». تشبیه جزئی به جزئی هر بخش خانه به عضوی مشخص از بدن تشبیه شده است (آشپزخانه = قلب، سالن = ریه و…). استفاده از زبان توصیفی ساده و قابل فهم مفاهیم پیچیده به زبان دانشآموزی و روشن بیان شدهاند. حرکت مرحلهبهمرحله در متن استفاده از جملههایی مثل «به سراغ بخش بعدی میرویم» برای هدایت خواننده. تصویرسازی حسی (بینایی و بویایی) توصیف بو، فضا و نظم خانه (مثلاً پخش شدن بوی غذا در خانه). پیام غیرمستقیم و آموزنده انتقال اهمیت خانواده، نظم، پاکیزگی و همکاری بدون شعار مستقیم. انسجام معنایی تمام مثالها در راستای ایدهی اصلی متن هستند و پراکندگی وجود ندارد. نتیجهگیری منطقی و جمعبندیشده پایانبندی متن نتیجهی طبیعی تشبیه خانه به بدن انسان است. این انشا نشاندهندهی خلاقیت ذهنی، قدرت تشبیهسازی و نظم فکری بالا است. دانش آموز توانسته با یک ایدهی مرکزی، متنی منسجم و متفاوت خلق کند که برای پایهی هفتم بسیار ارزشمند و تحسینبرانگیز است 👏✨ ارسالی خانم هاشمی زاوه
✨ تکنیکهای نگارشی متن روایت داستانی (داستاننویسی خاطرهمحور) متن بر اساس خاطرهای واقعی و شخصی نوشته شده و سیر زمانی مشخصی دارد. شخصیتپردازی قوی شخصیت «گلبیبی» با رفتار، دیالوگ، عینک و منش مهربانانه بهخوبی در ذهن خواننده شکل میگیرد. دیالوگنویسی طبیعی و زنده استفاده از گفتوگوهای محاورهای باعث باورپذیری و جاندار شدن روایت شده است . توصیف جزئیات (ریزنگری) اشاره به عینک تهاستکانی، بالش، صندلی چوبی، ایوان و هدایا فضای داستان را ملموس کرده است. تصویرسازی حسی (بینایی و احساسی) صحنهها بهگونهای توصیف شدهاند که خواننده آنها را میبیند و احساس میکند. استفاده از تشبیه و استعاره مثالها: «قلبهایمان مثل گنجشک میتپید»، «صندلی حکم تخت پادشاهی را داشت». تعلیق و کشش داستانی گم شدن و شکستن عینک، انتظار واکنش گلبیبی و فضای اضطراب، کشش ایجاد کرده است. اوج احساسی (تأثیرگذاری عاطفی) مرگ گلبیبی و پیامدهای آن، نقطهی اوج احساسی داستان است. پیام اخلاقی غیرمستقیم درس اجازه گرفتن، احترام به وسایل دیگران و ارزش صداقت بدون شعار دادن منتقل شده است. نمادپردازی عینک بهعنوان نماد «دیدن، درک، نگاه عمیق به زندگی» استفاده شده است. تکرار هدفمند تکرار واژهها و موقعیتها (عینک، داستانخوانی) انسجام معنایی ایجاد کرده است. پایانبندی معناگرا و ماندگار ختم داستان به نویسنده شدن راوی، پیوند گذشته و آینده را کامل میکند. زبان ساده همراه با عمق مفهومی نثر روان است اما مفاهیم عمیق انسانی را منتقل میکند. این متن نشاندهندهی استعداد جدی در داستاننویسی، قدرت احساسپردازی و تخیل قوی است. نویسنده بهخوبی میتواند خاطره را به داستانی تأثیرگذار تبدیل کند؛ درست همان چیزی که یک نویسندهی واقعی انجام میدهد ✍️✨ آفرین 😍👏👏👏🙏 ارسالی خانم هاشمی زاوه
✨ تکنیکهای نگارشی انشا شروع جذاب و فضاسازی شاعرانه آغاز انشا با «صبحی ابری بود…» فضای آرام و تأملبرانگیزی میسازد که خواننده را جذب میکند. استفاده از صدا برای تصویرسازی بهکارگیری صدای «قارقار» باعث فعال شدن حس شنوایی و زنده شدن صحنه میشود. تشبیه خلاقانه تشبیه صدای کلاغ به «زنگی که طبیعت را بیدار میکند» و کلاغ به «پرندهای با لباس شب» از تصاویر زیبا و بدیع است. شخصیتبخشی (جانبخشی) نسبت دادن رفتارهایی مثل زمزمه کردن، نگهبانی دادن، درد دل کردن و شوخی داشتن با طبیعت، متن را زنده و احساسی کرده است. تقابل دیدگاه عمومی و نظر شخصی نویسنده تضاد بین باور مردم (فال نحس) و نگاه نویسنده (نماد دانایی و پایداری) به عمق فکری متن افزوده است. زبان شاعرانه همراه با پیام معنایی متن فقط توصیفی نیست، بلکه پیام امید، پایداری و زندگی در دل آن جریان دارد. استفاده از نقلقول تخیلی آوردن جملهی «برگهای تو که رفتند، باز هم بهار خواهد آمد» به متن حالوهوای ادبی و الهامبخش داده است. جملههای تأملبرانگیز پایانی پایانبندی کوتاه و مفهومی، اثر انشا را در ذهن خواننده ماندگار میکند. لحن صمیمی و شخصی استفاده از «من» باعث شده مخاطب با احساسات نویسنده ارتباط برقرار کند. ارسالی خانم هاشمی زاوه
فرم خام و آماده #تصویر_نویسی و #حکایت_نگاری در جشنواره خوارزمی 🌸
سلام همکاران زنگنگارش مجازی چیکار میشه کرد تقلبی انشا ننویسند؟ سلام برداشتتون رو از این بیت بنویسید و تا پایان کلاس ارسال کنید👇 تو بر کنار فراتی ندانی این معنی به راه بادیه (=بیابان) دانند قدر آب زلال «سعدی» اینم از کلاس مجازی نگارش ما👆👆
اینها رو سرگروه ما فرستادن اگر خواستید استفاده کنید کارهای خلاقانه برای کلاس نگارش پایه نهم در ارتباط با تغییر فضای نوشته در کلاس مجازی در بستر شاد کبری محمدی دبیرستان شهدای نیروی انتظامی متطقه ۵ سلام بچههای عزیز 🌟 امروز میخوام یه تمرین نگارشی متفاوت و خلاقانه با هم انجام بدیم! ۱🧠 چالش امروز: من براتون چند تا ایموجی میفرستم. شما باید با استفاده از این ایموجیها، یک انشای کوتاه بنویسید. توی انشاتون باید داستان یا متنی بنویسید که این ایموجیها توش معنی پیدا کنن. ✍️ ایموجیهای امروز: 🌧️🚲🐶 📌 قوانین: - انشاتون میتونه فقط ۵ تا ۷ خط باشه. - حتماً از هر سه ایموجی در داستان استفاده کنید. - خلاقیت و طنز امتیاز داره 😄 ⏰ تا ساعت ۵ عصر فرصت دارید انشاتون رو توی شاد بفرستید ۲. داستانسازی زنجیرهای در گروه - یک جملهی شروعکننده نوشتم و از هر دانشآموز خواستم یک جمله اضافه کنن. - در پایان، کل داستان رو جمعبندی کردم و خوندم . ۳. انشا صوتی یا ویدیویی - از بچهها خواستم انشای خودشون رو به صورت صوتی ضبط کنن و در گروه ارسال کنن. - این کار باعث تقویت مهارت بیان و اعتماد به نفسشون میشه. .۴چالش "بدون استفاده از واژههای رایج" مثلاً گفتم انشا بنویسن بدون استفاده از واژههایی مثل "من"، "خوب"، "دوست". - این چالش باعث میشه واژههای جدید و متنوعتری استفاده کنید ۵. نویسنده شو! با انتخاب ژانر - به هر دانشآموز یک ژانر دادم (ترسناک، طنز، عاشقانه، علمیتخیلی) و ازشون خواستم داستانی کوتاه در اون سبک بنویسن. ۶ انشا با موسیقی یا صدا - یک قطعه موسیقی یا صدای محیطی (مثلاً صدای باران یا جنگل) در گروه گذاشتم و از بچهها خواستم انشایی بنویسن که با اون فضا هماهنگ باشه.
✳️ ده توصیه برای زیبانویسی در نثر معیار ◀️ 1. اگر میخواهید زیبا و دلنشین بنویسید، سعی نکنید که زیبا بنویسید. زیبایی در فکر شما است، نه در قلم شما. با قلمتان راحت باشید تا قلم هم بتواند فکر شما را بهراحتی بر روی کاغذ بیاورد. ◀️ 2. به ساختار متن، بیشتر از جملهها، و به جملهها بیشتر از کلمهها اهمیت بدهید. ◀️ 3. به مخاطب احترام بگزارید تا او نیز به نوشتار شما به دیدۀ تحسین و احترام بنگرد. کمترین احترام به خواننده، آن است که پاکیزه و درست بنویسید و سادهترین اصول تایپ(مانند فاصلهها و نیمفاصلهها) را رعایت کنید. ◀️ 4. نوشتار شما، رفتار شما با خواننده است. هر قدر در رفتارتان صمیمیتر باشید، او نیز با شما همدلی بیشتری میکند. پس در وقت نوشتن، یکی از احساسات انسانی خود را اجازۀ ابراز بدهید؛ احساساتی مانند شادی، خشم، غمگینی و هیجان. شما نویسندهاید نه دیپلمات یا ربات. اگر میخواهید خشک و جدی هم باشید، باشید؛ ولی نفسگیر ننویسید. ◀️ 5. غنیترین سرمایۀ پنهان برای نویسنده، دیوانهایی است که خوانده و از یاد برده است. ◀️ 6. وظیفۀ نخست نویسنده، صراحت و صداقت است. حلاوت و ملاحت در رتبههای پس از آن است. ◀️ 7. یکی از مهمترین عوامل زیبایی در نویسندگی، سرعت نویسنده در چینش مطالب اصلی نوشتار است. رانندۀ خوب، رانندهای است که نه تند میرود و نه آهسته. نویسنده هم نباید قلمش را به دست تداعیهای پیدرپی و گریزهای فرعی بسپارد كه سرعتش در پیشبرد مطالب كم شود و خواننده را معطل کند. همچنین نباید چنان مختصر و تلگرافی بنویسد كه از هوش و تمرکز خواننده، سبقت بگیرد. تنظیم سرعت قلم در چیدن مطالب كنار هم، خواننده را به وجد میآورد. ◀️ 8. متن نارس و نارسا زیبا نیست؛ حتی اگر همۀ آرایههای زبانی در آن جاسازی شده باشد. ◀️ 9. فقط کسی میتواند زیبا بنویسید که میداند چه میخواهد بگوید و چقدر و چرا و برای چه کسی. نویسندهای که گیج میزند، خوانندهاش را هم دچار سرگیجه میکند. هیچ انسانی دوست ندارد او را در ابهام بگذارند. ◀️ 10. بپذیریم که هر کسی نمیتواند زیبا بنویسد؛ ولی باور کنیم که هر کسی میتواند نازیبا ننویسد. ❇️ استادرضا بابایی، چو تختهپاره بر موج، ص162
🔴ایدهی «داوران چرخشی» واقعاً یکی از بهترین راهها برای شکستن مقاومت نهمهاست. حالا این ایده رو حسابی قویتر، جذابتر و خلاقانهتر کنین که هم کلاس زنده بشه، هم بچهها خودشون قاضی خودشون بشن، هم شما کمترین انرژی رو بذارین: ۱. اسم بذاریم «هیئت داوران المپیک انشا» هر جلسه ۳ یا ۴ نفر داور میشن (با قرعهکشی یا چرخشی). بهشون کارت داور رسمی بدین(حتی اگه یه کاغذ A4 باشه که روش نوشته "داور المپیک" و یه مهر ستارهای زدین). ۲. داورها سه تا نقش مشخص دارن (مثل مسابقههای واقعی) داور موضوع و انسجام (تیک میزنه چقدر به موضوع چسبیده) داور احساس و تصویرسازی (به زیبایی و حسدار بودن امتیاز میده) داور نگارش و نظم (املا، نقطه، پاراگراف، دستخط) (اگه ۴ نفر باشن یکی هم رئیس هیئت میشه که جمعبندی کنه) ۳. داورها باید جلوی کلاس دلیل امتیازشون رو بگن (فقط ۲۰–۳۰ ثانیه) مثلاً: «من به این انشا برای موضوع ۵ از ۶ دادم چون یه کم رفت تو خاطرهی شیرین، ولی بقیهش عالی بود» این کار باعث میشه بچهها منطق نمرهدهی رو یاد بگیرن و دیگه به تو اعتراض نکنن (چون همکلاسیشون گفته!) ۴. جایزه و تنبیه بامزه برای داورها اگه داورها خیلی منصفانه قضاوت کنن → آخر ماه "بهترین داور فصل" میشه و جایزه میگیره (یه خودنویس، یه ستاره طلایی کنار اسم روی تخته، عکسش رو تو گروه کلاس میذارین…) اگه خیلی سختگیر یا خیلی راحتگیر باشن → جلسه بعد خودشون انشاشون رو باید جلوی همه دفاع کنن 😈 ۵. یه تختهی امتیاز زنده داشته باشین مثل جدول لیگ فوتبال! اسم بچهها رو بنویسین و هر جلسه امتیاز انشاشون رو با ماژیک رنگی بزنین. آخر ماه ۳ نفر اول جایزه میگیرن (حتی اگه جایزهشون فقط تشویق جلوی مدیر باشه و ....) ۶. یه قانون طلایی اضافه کنین: «داور امروز، جلسه بعد نمیتونه اعتراض کنه به نمرهی خودش» این باعث میشه خیلی با دقت و انصاف قضاوت کنن. وقتی میخواین این سیستم رو راه بندازین بگین: «از جلسه بعد دیگه من معلم نیستم، شما خودتون معلم همدیگهاید. من فقط ناظر دادگاهم 😏» این روش دو تا معجزه میکنه: بچهها دیگه با شما نمیجنگن (با همکلاسیشون میجنگن!) خودشون یاد میگیرن چطور انشای خوب بنویسن چون باید نقد کنن امتحان کنین، تا جلسه سوم میبینین چطور سرشون تو دفترشونه و دارن با دقت انشا مینویسن که داورها بهشون ۲۰ بدن 😉 می تونین برای کلاستون نمونه کارت داور یا جدول امتیاز هم طراحی کنید ♥️ سرکار خانم هاشمی هزاوه
🔴کاملاً درک میکنم چقدر این موقعیت خستهکننده و ناامیدکننده است؛ مخصوصاً وقتی تازه با یک پایه جدید کار میکنید و هنوز «زمین بازی» رو نمیشناسید. این رفتار نهمها (مقاومت شدید به نقد + توقع ۲۰ + دفاع گروهی از هم) خیلی رایجه ؛ چون تو سن هویتیابی هستن و حس میکنن «ما با همیم، اگه یکی رو نقد کنی یعنی همهمون رو زیر سؤال بردی». چند تا راهکار عملی : ۱. قانون «اول تعریف، بعد نقد، آخر دوباره تعریف» رو پیش ببرین. مثلاً: وای چقدر قشنگ از حس غروب نوشتی، آدم واقعاً اون لحظه رو تصور میکنه ← ولی اینجا یه کم از موضوع دور شدین چون قرار بود فقط دربارهی «یک خاطرهی تلخ» بنویسین← در کل قلمت خیلی روان و جذابه، اگه موضوع رو دقیقتر دنبال کنی قطعاً ۲۰ میگیری ۲. معیارهای نمرهدهی رو از روز اول روی تخته بنویسین و بچسبونین جلوی چشمشون مثلاً یه جدول ساده: رعایت موضوع: ۶ نمره ساختار و انسجام: ۵ نمره خلاقیت و تصویرسازی: ۴ نمره املا و نگارش: ۵ نمره بعد موقع تصحیح جلوی خودشون تیک بزنید که کجا کم شدن. اینطوری دیگه نمیتونن بگن «چرا؟ مگه چی شده؟» ۳. تکنیک «نقد همکلاسی کنترلشده» بگین: حالا شما دو نفر دو نفر انشای هم رو بخونید و فقط دو تا نقطه قوت و یه نقطه ضعف خیلی کوچیک بنویسید. این کار دو تا مزیت داره: خودشون میبینن که بقیه هم اشتباه دارن → دفاع گروهی کمتر میشه یاد میگیرن نقد کردن یعنی دشمنی در کار نیست. ۴. یه «جعبهی شکایت و پیشنهاد» بذارین تو کلاس بگین هر کی از نمره یا نقدم ناراحته، کاغذ بیاره بندازه تو جعبه، آخر هفته جواب میدم. خیلی از اعتراضها همینجا خالی میشه و تو کلاس تنش کم میشه. حالا ...یه کم صبور باشین، معمولاً تا چند جلسه ای که بچهها بفهمن واقعاً «منطق» پشت نمرههاتون هست، آروم میشن. اگه از اول خط قرمزها رو تو کلاس درست بکشین، تا آخر سال عاشق کلاس تون میشن.
🛑 شیوه های آموزش دانشآموزان بسیار ضعیف در درس #املای_فارسی : 🔸در سال های اخیر با دانش آموزانی مواجه هستیم که حتی برای نوشتن نام و نام خانوادگی شان هم مشکل دارند وقتی در احوال این دانش آموزان دقت می کنیم متوجه می شویم که این دانش آموزان دچار انواع مختلفی از اختلالات روانی ، اجتماعی ، پزشکی ، درمانی و... هستند که گاهی با کمک پزشک ، مشاور و روانشناس امکان حل مشکل وجود دارد 🔸بنابراین ابتدا در احوالات دانش آموز دقت کنیم ، در مرحله نخست به استرس و اضطراب و دلایل آن توجه کنیم ، تیک دارد ، دچار لکنت می شود ،خجالتی یا بیقرار هست ، دائم دست و پا و میز و صندلیش را تکان می دهد، سپس به ظاهر و رخسار بچه ، صورت رنگ پریده ، چشم های گودافتاده و سفیدی چشم ها که زیاد بنظر برسد ، توجه به زیر پلک های صورتی خیلی کمرنگ ، سفیدی لب ها و ... که اینها با مشاوره پزشک ، اغلب نشانه کم خونی و کمبود ویتامین ها از جمله ویتامین های گروه B و به ویژه نشانه فقر آهن و کم خونی بچه ها می باشد (دختران بیشتر) اینها تاثیر بسزایی در پرخاشگری ، ضعف حافظه و یادگیری ضعیف دارند. مشکلات دستگاه هاضمه و داشتن انگل ها در معده و روده عامل مهم دیگر در ضعف حافظه بچه هاست که نشانه های آن برخی بارز هستند مثل چین های متورم و پف زیر چشم ها و نشانه های دیگری که خود دانش آموز در جلسه خصوصی باید به دبیر وپزشک بگوید ، مانند : هنگام خواب آب دهان شخص روی بالش می ریزد ، شخص در خواب لگد می زند و کسی جرئت نمی کند نزدیک او بخوابد ، اگر روی تخت بخوابد حتما می افتد ، در خواب "دندان قروچه" می کند ، غلت می زند و اگر یکگوشه از اتاق بخوابد فردا صبح در گوشه دیگر اتاق از خواب بیدار می شود . این دانش آموز باید به پزشک معرفی شود 🔸شما به عنوان دبیر ادبیات میتوانید کارهای زیر را انجام بدهید. ۱_ سنجش شنوایی : با آزمایشات ساده ۲_ سنجش حافظه : چند برگه کوچک تهیه کنید و روی هر کدام یک کلمه را درشت بنویسید و برگه ها را پی در پی به او نشان دهید و بعد او کلماتی که در خاطرش مانده را بگوید. ۳_سنجش هوش : زنگ ورزش از پشت پنجره به او نگاه کنید ، تعامل و کار گروهی با بچه ها ، مهارتش در بازی و... 🔸 تکالیف : ۱_ کلمات سخت درس را در یک جدول بنویسد و جمله سازی کند ، در جلسات بعد کم کم ، هم خانواده ، مترادف و متضاد کلمات را هم به جدول اضافه کند. ۲. کلمات سخت درس رابنویسد و حروف دو شکلی یا چند شکلی مثل (س ، ص ، ث ، ط ظ. ع ، غ ) را رنگی کند ۳.یک ورق روزنامه یا مجله با خود بیاورد و زیر کلمات یا حروف چند شکلی خط بکشد. ۴_ کلمات هم خانواده ، متضاد یا مترادف را در درس پیدا کند . ۵_ به تکالیف رونویسی که در منزل انجام می دهد نمره بدهید مثلا هر صفحه ۲ + نمره ، به املای منزل نمره دو برابر بدهید . هر ۱۰ صفحه یا ۲۰ ص یک ۲۰ کلاسی ۶_ به پاکنویس املا نمره بدهید و به نمره املا اضافه کنید یعنی اگر دانش آموز ۱۸ گرفته با نوشتن پاکنویس و نوشتن غلطها نمره اش ۲۰ می شود . ۷_ هنگام نوشتن املا دانش آموزان ضعیف را به همراه همیارمعلم به نمازخانه یا یککلاس خالی بفرستید تا همیار معلم در آنجا به آرامی و کلمه به کلمه متن املا را برایشان بخواند ( متن املا کم و آسان باشد ) تا زمانی که دانش آموزان راه بیفتند این کار انجام شود . ۸_ املای دانش آموزان ضعیف را برعکس تصحیح کنید یعنی به کلمات صحیح نمره بدهید برای مثال اگر دانش آموز ۵ کلمه درست نوشته به او +۵ بدهید و اگر جلسه بعد ۸ گرفت به او جایزه بدهید یا دانش آموزان برایش کف بزنند یا صلوات بفرستند . این روش را تا حل مشکل ادامه بدهید و بعد املای او را هممثل دیگر بچه تصحیح کنید و کنار هر نمره ای که گرفت علامت مثبت بگذارید ( مثلا ۹+ ) و اگر زیر ۱۰ گرفت به او نمره قرضی بدهید و تشویقش کنید . ۹_ در جلسات اولیه ، متن املا را دو سه خطی طرح کنید و از جاهای آسان طرح کنید. اگر ۲۰ شد ، یک ۲۰ درشت دو خطی در وسط دفترش بکشید و بگویید داخلش را رنگ آمیزی کند و به والدینش نشان بدهد. ۱۰_ اگر احساس می کنید اضطراب و استرس مانع رشد بچه شده ، روی یک برگه یک نمره ۲۰ بزرگ بنویسید ، تا کنید و در جایی بلند در کلاس بگذارید و بگویید این نمره تو در پایان سال است و با تلاش خودت اینجا به امانت گذاشته می شود . ۱۱_ قبل از گفتن املا ، چند دقیقه فرصت مطالعه به همه بچه ها بدهید . دانش آموز ضعیف را راهنمایی کنید و بگویید مثلا از میان چند صفحه ، این صفحه را دقیق بخواند . ( همه این کارها تا زمانی است که دانش آموز راه بیفتد ) ۱۲_یک پوستر الفبای فارسی روی دیوار نصب کنید ( دانش آموز تحقیر نشود) آموزش های قرآنی مناسب تر هستند ( آ ، او ، ایی، با بو ، بی ...) ۱۳_ هر دانش آموز زرنگ مسئول یک دانش آموز ضعیف باشد با وعده ۲۰ به خودش اگر موفق شود. ✍ فرهاد راهداری _ گروه ادبیات متوسطه رامیان
کلید واژه های ادبی و طنز. با هدف آسان تر نوشتن و پر بار شدن گنجینه لغات سری دوم 👌👌