سنتز نوین کمونیسم
Статистикаپیش به سوی جمهوری سوسیالیستی نوین ایران حزب كمونیست ایران (ماركسیست لنینیست مائوئیست) www.cpimlm.org
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 42
- 1/48двое суток
- 48
- 1/72трое суток
- 51
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://cpimlm.org/1405/05/22/communism-2/
چرا امروز در چین میلیاردرها وجود دارند، چون چین یک کشور سرمایهداری امپریالیستی است. این یک کشور سوسیالیستی نیست، و چیزی که من به آن پرداختم این بود که چگونه این رهروان سرمایهداری در حزب کمونیست چین توانستند در موقعیت خود مانور دهند و پس از مرگ مائو قدرت را به دست بگیرند. آنها فقط از سیاستهای متفاوتی خوششان نیامد، آنها جامعه چین را بازسازی کردند. آنها اقتصاد را بر پایه سود قرار دادند. یکی از اولین کارهایی که آنها انجام دادند، گشودن چین به روی سرمایهگذاری خارجی و تبدیل چین به یک پایتخت عرقریز برای سرمایه غربی بود، اما با انباشت سرمایه از طریق این فرآیند، این طبقه حاکم بورژوایی جدید توانسته است پایههای مستقل سرمایهداری خود را بنا کند و یک قدرت امپریالیستی کاملاً توسعهیافته است و جای تعجب نیست که هر جا سرمایهداری شکوفا میشود، این ثروت باورنکردنی و نابرابری وجود دارد، بنابراین میتوانیم عمیقتر به این موارد بپردازیم: چگونگی عملکرد سرمایهداری دولتی در چین، نقشی که فناوری پیشرفته در رقابت و ستیز آن با امپریالیسم ایالات متحده ایفا میکند، تقویت قدرت نظامی آن، گسترش شاخههای آن در سراسر جهان، به ویژه در اطراف مواد اولیه و منابع حیاتی مانند کبالت و تیتانیوم و غیره، کنترل عملیات مهم معدنی در سراسر جهان...... از سخنرانی ریموند لوتا - برای دیدن همه سخنرانی به سایت revcom.us مراجعه کنید https://www.instagram.com/reel/Db_Ug9ZqsOj/?igsh=NWlpcnpkdGc4bTJj
видео или голосовое, без подписи
https://cpimlm.org/1405/05/14/history2/
پس از ۷ اکتبر، طرح وحشیانه امریکا برای سلطه بر خاورمیانه آشکار شد: نسلکشی در فلسطین، بمباران لبنان، تغییر رژیم در سوریه و تجاوز به ایران همگی اجزای یک پازل برای حل مسئله تاریخ مند امپراتوری در این منطقه هستند. همانطور که در این مقاله خواندیم، این مسئله همواره به شکلی حلنشده باقی مانده بود، اما اکنون زمان متفاوتی است. جرات یافتن ترامپ برای حمله مستقیم به ایران فقط ناشی از یک سو محاسبه در «آزادی»های امپریالیسم امریکا نیست بلکه نشان از «ضرورت» های حاد آن در مواجهه با افول موقعیت امریکا و بحران سیستم سرمایهداری-امپریالیسم نیز هست. تضادهای این سیستم به نقطهای رسیدهاند که برای ادامه بقای سیستم، کارگزارانش نیازمند متوسل شدن به اقدامات هرچه خشنتر و ویرانگرتر بر بشریت هستند. اگر تجاوز به ایران را در این بستر و در ادامه تاریخ سلطه امپریالیستی بر ایران بفهمیم، نه خام این ایده می شویم که «جنگ طلبی های جمهوری اسلامی» ما را به این نقطه رسانده است و نه متوهم به اینکه جمهوری اسلامی به طریقی مدافع ایران در برابر امپریالیسم است! دقیقا از درون چنین درکی از واقعیت است که اهمیت یک مبارزه تمام عیار علیه امپریالیسم – به طور ویژه امپریالیسم امریکا که مستقیما در تدارک اشغال ایران است – و سرنگون کردن جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت سرمایه دار وابسته به امپریالیسم خود را آشکار می کند. ما این مبارزه را نه تنها برای نج https://www.instagram.com/reel/DbvN_2zqWHI/?igsh=MTVob2pncXV1MWRhYw==
видео или голосовое, без подписи
https://cpimlm.org/1405/05/10/khamenimiras/
خامنهای از اوایل دههٔ ۱۳۷۰ فرهنگ را نه یک حوزهٔ اجتماعی، بلکه یک میدان نبرد ایدئولوژیک تعریف کرد.[۱۱]در این چارچوب، فرهنگ با صراحت از یک حوزهٔ اجتماعی به عرصهٔ امنیت ملی تبدیل شد؛ جایی که مقابله با نفوذ فرهنگی غرب نیازمند «درک صحیح از دشمن»، «تعمیق مبانی فکری»، و «حضور فعال در فضای مجازی» معرفی شد. سانسور نشر و مهندسی فرهنگی ابزار این «جنگ» بود و آماجش جوانان کشور. خامنه ای دانشگاه را یکی از میدانهای اصلی مقابله با نفوذ فرهنگی غرب میدانست. این نگاه مبنای سیاستهای امنیتی، گزینش، کنترل محتوای آموزشی و محدودسازی جریانهای فکری منتقد شد. در سال ۱۳۷۸ پس از سرکوب دانشجویان در کوی دانشگاه در دیدار با مقامات کشور، آن را «فتنه ۷۸» و یک تهدید امنیتی- فرهنگی خواند و بر نقش بسیج و سپاه در کنترل آن اصرار کرد. بازوهای خامنه ای در این «جنگ»: اول، سپاه تبدیل به ستاد مرکزی جنگ نرم شد تا تولید محتوا و روایت رسمی کند؛ در دانشگاه و مدارس حضور پیدا کند، فضای مجازی را کنترل کرده و شبکهسازی فرهنگی کند، در مقابله با جنبشهای اجتماعی فعال باشد. به این ترتیب، دانشجو و معلم و استاد و نویسنده و تحلیل گر و بلاگر، به خاطر تولید فکر، سر و کارش با اطلاعات سپاه افتاد. دوم، صدا و سیما: خامنه ای تاکید می کرد که صدا و سیما دانشگاه عمومی کشور است و باید در خط مقدم جنگ نرم باشد. از نشریه آتش شماره 177 در سایت cpimlm.org در دسترس شماست https://www.instagram.com/reel/DbjaJ9mKQZq/?igsh=cWN5emVyeW5lb2c4
видео или голосовое, без подписи
https://cpimlm.org/1405/05/07/notoexecution-2/
در حالی که جامعه، زیر سایه جنگ، بحران اقتصادی و ناامنی روزگار میگذرانند، دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی لحظهای از کار بازنایستاده است.درست زمانی که میلیونها انسان نگران جان، نان و آینده خود هستند، حکومت دو انسان دیگر را به چوبه دار سپرد: ابوالفضل سپاهی بادجانی وامیرحسین صفری حسینآبادی؛ دو زندانی پرونده موسوم به میدان علیخانیِ اصفهان. پرونده «میدان علیخانی» یکی از همان پروندههایی است که در سایۀ اعتراضات سیاسی سالهای اخیر شکل گرفت. حکومت این جوانان را به جرائم واهی چون «بغی» و «محاربه» متهم کرد و مدعی شد آنان در جریان درگیریهای اصفهان در کشته شدن نیروهای امنیتی نقش داشتهاند. اما خانوادهها،وکلا و فعالین سیاسی بارها نسبت به روند دادرسی، فشارهای دوران بازداشت و نبود امکان یک محاکمه عادلانه هشدار داده بودند. حکومت اما پاسخ را با اعدام داد؛ نه در سکوت زندان، بلکه در ملأ عام. زیرا برای این نظام، اعدام فقط حذف یک فرد نیست؛ یک پیام سیاسی است. پیامی از جنس ترس به جامعهای که خشمگین است، فقیرتر شده، جنگی تجاوزکارانه را تجربه میکند و بارها علیه بیعدالتی به خیابان آمده است. اما مردم خاموش نماندند. شب اجرای حکم، در محل اعدام و خیابانهای اطراف تجمع کردند؛ تا صبح ایستادند، اعتراض کردند، گلوله خوردند تا مانع گرفتن جان دو انسان شوند. این فقط یک مقاومت نبود؛ پیامی قدرتمند بود از سوی گروهی کوچک به کل جامعه: نباید به بیشرمیِ سکوت در برابر این اعدامها عادت کرد. باید خشمها را به نیرویی برای رساندن این پیام به هر گوشهٔ جامعه تبدیل کرد و مردم را به چالش کشید. اعدامهای جمهوری اسلامی امروز هزاران بار زشتتر و غیرقابلتحملتر از گذشتهاند، زیرا هدفشان استفاده از شرایط جنگ برای به حاشیه راندن مردم است تا هر آنچه میخواهد انجام دهد. بدون انقلابی که جمهوریِ اعدام را واژگون کند، نمیتوان در برابر جنگ خانمانسوزی که جهشوار گسترش مییابد ایستادگی کرد. باید بدانیم و بارها تاکید کنیم که: خشم، بهتنهایی انقلاب نمیسازد. اعتراضهای پراکنده، حتی اگر شجاعانه و گسترده باشند، در برابر دستگاهی که دهههاست ابزارهای سرکوب خود را سازمان داده، نمیتوانند به تنهایی پیروز شوند. مسئلهٔ اصلی این است که چگونه خشم پراکنده و برحقِ قشرهای مختلف مردم میتواند به نیروی اجتماعیِ سازمانیافتهای، با افق یک انقلاب واقعاً رهاییبخش تبدیل شود. این همان پرسشی است که کمونیستهای انقلابی از دیرباز با آن دستوپنجه نرم کردهاند: چگونه تودههای تحتستم از یک جمعیت ناراضی نسبت به وضع موجود، به نیرویی فعال در تغییر بنیادین وضع موجود تبدیل میشوند؟ چگونه نسبت به معنای واقعی انقلاب و الزامات تحقق آن آگاه میشوند؟ و چگونه حول تحقق آن سازمان مییابند؟ چگونه همهٔ جویبارهای مبارزاتی به یک سیل خروشان برای انقلاب بدل میشوند؟ بدون فراگیر شدن افق صریح انقلاب، بدون جنبشی نقشهمند برای رسیدن به آن افق، مبارزات ما به هم پیوند نمیخورند و انرژی اعتراضاتمان به قدرتی پایدار و ماندگار تبدیل نمیشوند. جامعهای که کارگر، زن، دانشجو، معلم، بازنشسته و همه فرودستانش جدا از هم مبارزه کنند، آسانتر سرکوبمیشود؛ اما جامعهای که بتواند مبارزات خود را به هم پیوند دهد، ظرفیت تاریخی تازهای پیدا میکند. قدرت حکومت تنها از ابزارهای سرکوبش نمیآید؛ بلکه از پراکندگی جامعه نیز تغذیه میکند. امروز دفاع از زندانیان محکوم به اعدام، دفاع از حق حیات و مبارزه علیه سرکوب، نمیتواند واکنشی لحظهای باشد. نیاز به ساختن پیوندهای پایدار مبارزاتی، ایجاد تشکلهای کوچک و بزرگ، اینجا و آنجا، اما همه در حال خروشیدن به سمت یک هدف وجود دارد: اعدامها باید متوقف شوند و زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.
видео или голосовое, без подписи
https://cpimlm.org/1405/05/04/jangenghelab/
مسیر این جنگ پیچ و خم های زیاد خواهد داشت. در نقطه ای می تواند کاملاً به سطحی دیگر مانند مواجهه مستقیم آمریکا با چین یا روسیه و یا هر دوی آنها در خاک ایران جهش کند. این که سرنوشت جمهوری اسلامی چگونه به دست این قدرت های امپریالیستی متخاصم رقم خواهد خورد، معلوم نیست. اما یک چیز معلوم است: جنگ ویرانگر را می توان با به میدان آوردن «عاملیت» انقلابی مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و قطع دست همه امپریالیست ها از ایران، متوقف کرد و این مسیری است که باید باز کرد و روی باز کردن آن کار کرد. «عاملیت» مردم کجای این اوضاع قرار دارد؟ «عاملیت» مردم در دیدن فرصت انقلاب در این اوضاع و استفاده از این فرصت است: این اوضاع فرصت یگانه ای را ارائه می دهد برای ریشه کن کردن کل نظام سرمایه داری در بسیاری از کشورهای جهان از جمله در ایران و آمریکا و حتا در چین و روسیه. فرآیندی که نظام سرمایه داری امپریالیستی واردش شده است و در گسترش جنگ آمریکا و ایران (با پشتوانه چین و روسیه) خود را نشان می دهد، قدرت های ریز و درشت این سیستم (از قدرت های امپریالیستی تا دولت های وابسته مانند جمهوری اسلامی) را در دو سطح تضعیف خواهد کرد: یکم، به لحاظ این که مردم هرچه عمیق تر نسبت به این واقعیت می توانند بیدار شوند که عاملیت شان تنها و تنها در گروی آن است که باید این قدرت ها را سرنگون کنند و یک نظام کاملاً متفاوت و سوسیالیستی را مستقر کنند. از نشریه آتش شماره 177 در سایت cpimlm.org در دسترس شماست � https://www.instagram.com/reel/DbRYDP6KKVI/?igsh=MTJvdzlmZGVmc2ZjMQ==
видео или голосовое, без подписи
https://cpimlm.org/1405/05/01/atash177/
نشریه آتش شماره 177 ،، مرداد 1405 منتشر شد. در سایت حزب ما cpimlm.org در دسترس شماست. مقالاتی در مورد جنگ امپریالیسم آمریکا و جمهوری اسلامی، میراث خامنه ای، تاریخ َلطه و مداخله امپریالیستی در ایران ،گفتگوهایی پیرامون اثر جدید باب آواکیان و......... در این شماره هستند. https://www.instagram.com/p/DbI_WIRKBVQ/?igsh=czZmb2trOHk0aHZh
видео или голосовое, без подписи
https://cpimlm.org/1405/04/27/ideas/
بخش اول: حقیقت عینی وجود دارد و دانستن آنچه درست است، ممکن است. در حال حاضر، یکی از اصلیترین و مضرترین نمودهای مخالفت با درک صحیح و علمی از چیستی حقیقت و چگونگی دستیابی به آن، تصور کاملاً اشتباهی است که از سوی «نسبیگراییِ هویتبیدار» (ووک) ترویج میشود، مبنی بر اینکه حقیقت عینی وجود ندارد، بلکه به جای آن «حقایق» ذهنی و خاص متعددی وجود دارد که متناظر با «تجربهٔ زیستهٔ» گروههای «حاشیه» مختلف است، و فقط آن کسی که درون یک «گروه حاشیه» خاص قرار دارد میتواند «حقیقت» مربوط به آن گروه و «تجربهٔ زیستهٔ» آن را درک کند. در پیام شمارهٔ ۲۳ (۲۰۲۴) در شبکههای اجتماعی، مستقیماً به این موضوع پاسخ دادم و گفتم: «چیزی به نام «حقایق» متفاوت برای افراد مختلف وجود ندارد. تجربهٔ افراد ممکن است متفاوت باشد، اما حقیقت دربارهٔ چیزی، برای همه یکسان است. تاکید می کنم: حقیقت… حقیقت است.» و باید به صراحت گفت که «تجربهٔ مستقیم» به خودی خود مبنایی برای درک حقیقت نیست. تجربه تنها «نقطه ورود» برای رسیدن به درک صحیح است. به ویژه هنگامی که با هر چیزی فراتر از سادهترین پدیدهها سروکار داریم، برای دستیابی به درکی درست از یک موضوع، لازم است که از نقطه تجربه فراتر رفته و تحلیل و ترکیبی علمی انجام دهیم. از ترجمه مقاله باب آواکیان رهبر کمونیسم نوین در سایت cpimlm.org, مقاله به زبان انگلیسی در سایت revcom.us در دسترس شماست. https://www.instagram.com/reel/DbFnt1dqDy5/?igsh=YTZlOTVzOGsyaG9h