نیلوفر شیدا
Статистикаنیلوفرم سر بر آورده از مرداب های پر التهاب سرشاراز شوق روییدنم،دریابم
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 43
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 9
- 1/48двое суток
- 10
- 1/72трое суток
- 11
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
وارد کافه شدم یک صندلی دنج کنار آخرین پنجره خالی است می نشینم و ساعت ها به آدم هایی که می آیند و می روند زل می زنم کافه چی به قهوه ی مقابلم اشاره می کند خانم دوستتون نیومد ؟قهوه شون سرد میشه کاش صبر می کردید اول می رسیدن بعد سفارش،می دادید. جوابی نمی دهم به ته فنجان قهوه ام زل می زنم یک راه افتاده و کسی که می آید راستی چرا هر روز که با خودم قرار می گذارم فقط یکی از ما سر قرار حاضر می شود؟! شنبه اول وقت باید به صفحه گمشدگان آگهی دهم : یک دختر با موهای فرفری میان تیتراژ غم انگیز زندگی گم شده از یابنده تقاضا مندیم که تا اطلاع ثانوی روزنامه نخواند #شیدا_شهبازی 🎙مژگان _برنده
وارد کافه شدم یک صندلی دنج کنار آخرین پنجره خالی است می نشینم و ساعت ها به آدم هایی که می آیند و می روند زل می زنم کافه چی به قهوه ی مقابلم اشاره می کند خانم دوستتون نیومد ؟قهوه شون سرد میشه کاش صبر می کردید اول می رسیدن بعد سفارش،می دادید. جوابی نمی دهم به ته فنجان قهوه ام زل می زنم یک راه افتاده و کسی که می آید راستی چرا هر روز که با خودم قرار می گذارم فقط یکی از ما سر قرار حاضر می شود؟! شنبه اول وقت باید به صفحه گمشدگان آگهی دهم : یک دختر با موهای فرفری میان تیتراژ غم انگیز زندگی گم شده از یابنده تقاضا مندیم که تا اطلاع ثانوی روزنامه نخواند #شیدا_شهبازی
باد میبرد شنهای زمان را با خود و بیصدا یادها را میکشد ... لحظههای تو خالی سوالها از رنگ لبخندمان میسازند ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#خوشہ_خوشہ
از سو سوی یک خاطرهی بیرمق میآیی ... و خطر از بیخ گوش تصویر رد میشود جان میگیرد شعری که مرده بود ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#خوشہ_خوشہ
مرا ببوس با هر زبان و لهجه ای… @Shahrekabod| شهرکبود
واژه ها در حافظه باران تکثیر می شد نم نم و چک چک یک خاطره به وسعت اندوه عمق می بخشید نامه ی آخر را هم شمع هم پنجره در زاویه خاموش زمزمه می کردند
عشق را هرگز ندیده ام شاید پشت بوته های کاکتوس پنهان شده باشد و او هرگز نتوانی دست دراز کنی و یک غنچه بچینی شاید در لحظه کوتاه دیدار ماه وخورشید یک لحظه درخشیده باشد و تو آن لحظه خواب باشی عشق شاید روح سرگردانی است که در تناسخ چند نسل پنهان باشد
هربار که تاریکی نامم را فریاد میزند دیوارهای ساکت دهان باز میکنند کابوسهای صمیمی میبلعند مرا خورشید که طغیان میکند سایهها در من خشتهای جا مانده را رو به نور میچینند #شیدا شهبازی #خوشه_خوشه
نرمی گلوله ها خشم را روایت می کنند ما سنگ صبریم زود پیر می شویم #شیدا_شهبازی #خوشه_خوشه
без подписи
فرقی نمیکند کفش هایت در کدام کوچه پرسه بزند اینجا حرفها زود به زود گل میکنند و نقاش خوب میداند صدای خنده را چطور بین چشم ها بکشاند کافیست فقط زمین کمی کج بچرخد تا خوشبختی از سر برج فرو بریزد #شیدا شهبازی #خوشه_خوشه
.. در عبور شهر ممنوعهها را از شورش پنجرهها میخوانند کوچهها به بچهها گل میدهند و خیابانها به مردان عاشق ... #مهری_چراغی_موژان #خوشہ_خوشہ سلام و احترام وقت بخیر و نیکی با اجازه شاعر گرامی استاد ارجمند بانو #مهری_چراغی_موژان ✍شعر با ترکیب عبور شهر آغاز می شود که یک هنجار گریزی معنایی در بردارد همیشه رهگذران و افراد از شهر عبور می کردند اما اکنون شهر در گذر است که می تواند تغییر و تحولات جامعه یا گذر زمان را بیان کند در ادامه ممنوعه هایی که باید پنهان بماند از دید پنجره آشکار می شود و پنجره در شورشی آشکار این ممنوعه ها را بیان می کند که می توان دونوع برداشت را در نظر داشت ممنوعه هایی که در کوچه و خیابان دیده می شود مثل یک قرار عاشقانه و یا رد و بدل شدن یک گل و یا دیدار پنهانی دو دلداده که یک اتفاق عاطفی است و از سوی دیگر ممنوعه های اجتماعی و سیاسی که در کف خیابان ممکن است رخ بدهد یا پیش بیاید بی شک واژه ی ممنوعه که از چشم پنجره هم پنهان نمانده باعث چند وجهی شدن معنا شده است و خود باعث معمایی شده که از قاب پنجره هم آشکار بوده در ادامه شاعر با کمترین کلمات زیباترین صحنه را به تصویر می کشد کوچه ها به بچه ها گل می دهند و خیابان ها به مردان یک توازن که صحنه ای زیبا آفریده شاید شاعر گل هایی که در کوچه هنگام بازی کودکان در دروازه می نشست را در پس ذهن داشته و حالا که این بچه ها در عبور شهر به مردانی عاشق تبدیل شده اند در خیابان گل می دهند و گل می گیرند ویا کوچه هایی که در گذر زمان و بزرگ شدن شهر حالا به خیابان بدل شده اند و مردان عاشق را به سوی مقصود پیش می برند را در نظر داشته باشد شاعر بی آن که معنا را سخت کند با ساده ترین واژه ها معنایی چند وجهی آفریده و حال مخاطب یا خواننده بنابر گره های ذهنی شعر را تعبیر می کند . زبان شعر ساده و صمیمی است موسیقی درونی آشکار است جانبخشی ها زیبایی شعر را دو چندان کرده است . و واج آرایی به ویژه در واج ش. یادآور یک مساله اجتماعی است و در پایان حس میکنم تنها شاکله ای که نجات بخش است عشق است که در رفتار مردان موج می زند و مردان عاشق هستند که از پس مشکلات شهری در حال عبور بر می آیند نقد #شیدا_شهبازی #خوشه_خوشه
без подписи
без подписи
در عبور شهر ممنوعهها را از شورش پنجرهها میخوانند کوچهها به بچهها گل میدهند و خیابانها به مردان عاشق ... ✍️#مهری_چراغی_موژان 📚#خوشہ_خوشہ
✨ فرقی نمیکند کفش هایت در کدام کوچه پرسه بزند اینجا حرفها زود به زود گل میکنند و نقاش خوب میداند صدای خنده را چطور بین چشم ها بکشاند کافیست فقط زمین کمی کج بچرخد تا خوشبختی از سر برج فرو بریزد ✍️#شیداشهبازی 🎙️#اصغر_رضایی_گماری https://t.me/nilofareesheida @argklamat🪴🦋
چشم می بندم خنده ها ریز ریز سُرمی خورند از امتداد عمرم هنوز کودکی قایم باشک بازی می کند درون دفترچه های قسطم ✍#شیدا_شهبازی 🎙#مهری_چراغی_موژان 📚#خوشه_خوشه با تشکر از استاد عزیز
زمرد چشم هایت گرانش زمین را بر هم می زد حالاکه پلک بر پلک دوخته ای ثقل درد بر سطح زمین پیداست #شیدا_شهبازی #خوشه_خوشه
نرمی گلوله ها خشم را روایت می کنند ما سنگ صبریم زود پیر می شویم #شیدا_شهبازی #خوشه_خوشه
فریب واژه هاست ظرافت جهان ... وقتی سرایت می کنی با چشم هایت در رگ های ابدیت #شیدا_شهبازی #خوشه_خوشه