tgindex
سوره‌ٔ نیلوفر

سوره‌ٔ نیلوفر

Статистика
@niloofarbakhtyariперсидский

اینجا با هم در دنیاهای رنگی و خاکستریِ کلمات قدم می‌زنیم... مجموعه شعرهایم: - آیینه‌کاری سکوت - به رنگِ صدا *سوره‌ٔ نیلوفر عنوان یکی از متون بودایی‌ست. @nill_1400

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
73
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
226
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
174
40 постов
Вовлечённость
77,0%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 73
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
26
1/48двое суток
29
1/72трое суток
32

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • پولک به پولک بر تنش تصویر دریاست ساحل که روزی بود جاسیگاری تو در موجی از هرگز به سمتِ هیچ چرخید دریا گذشت از ساعت دیواری تو... #نیلوفر_بختیاری از غزلی که تازه سرودم. @niloofarbakhtyari

  • دیگر عمر ما تکرار نمی‌شود صبح تو به‌خیر که ساعت حرکت قطار را به من غلط گفتی که من بتوانم یک روز دیگر در کنار تو باشم دوستان من ساعت حرکت قطار را در شب گذشته به من گفته بودند بر شانه‌های تو خزه و خزان روییده بود تو توانستی با این شانه‌های مملو از خزه و خزان سوار قطار شوی دستان‌ات را تا صبح نزد من به امانت نهادی... #احمدرضا_احمدی پی‌نوشت ۱: شعر ناتمام است. ادامهٔ شعرِ احمدرضا حرف من نبود... اما در شعر دیگری سروده است: «یک بار دیگر برای همیشه نامت را به ما بگو بگو هنوز باران می‌بارد و تو هنوز راه رفتن در باران را دوست داری» کاش می‌شد این دو شعر را به هم پیوند زد. *عکس برای عید ۱۴۰۴ ست. @niloofarbakhtyari

  • این روزها مسیر زندگی‌ام طوری پیش می‌رود که فکر می‌کنم در صریح‌ترین حالت همیشه‌ام هستم. من جزو آن دسته از افرادی بودم که اگر برایشان ابهامی پیش بیاید، برطرفش نمی‌کنند تا زمانی که آدم‌ها خودشان تصمیم بگیرند درباره‌اش حرف بزنند؛ اما ریشهٔ این ابهام‌ها از کجاست؟ قطعاً لبهٔ تیغ این اتهام، اول به خودمان برمی‌گردد. من هم ابهام‌آفرین و ابهام‌پذیر بودم، اما مدتی‌ست دیگر از سر دیگردوستی یا ملاحظه‌کاری حرفم را نمی‌خورم. چون خیلی وقت‌ها ناگفته‌های ما سبب می‌شوند مسیر پرفرازونشیبی که آمده‌ایم، به دست دیگران محو و تحریف شود. به نظر می‌رسد انسان امروز برای فرار از صراحتِ پذیرش و تصمیم‌گیری، ابهام را انتخاب کرد تا بار امانت را از دوش خودش بردارد و با این کار هم آسیب دید، هم آسیب زد. کاش روی پیشانی‌ام بنویسم «من آدم صادق و ابهام‌گریزی هستم» من کنایه و اشاره و تلویح را برای دنیای شعر دوست دارم. فرقی نمی‌کند دوست، همکار، فامیل یا حتی بیگانه باشید. اگر الفبای وضوح را کنار گذاشته‌اید، دیگری مسئول امتداد آن نیست. #نیلوفر @niloofarbakhtyari

  • چیزی را جست‌وجو کردن همیشه یافتن چیز دیگری است. پس برای یافتن چیزی باید به جست‌وجوی آنچه نیست، بروی. پرنده‌ای را جستجو کردن، گل سرخی را یافتن، عشق را جستجو کردن، تبعید را یافتن، هیچ را جست‌وجو کردن، انسان را شناختن، به عقب رفتن برای پیش‌روی کردن. رازِ راه نه در فرعی‌هایش، نه آغازِ مشکوک و پایانِ تردیدآمیزش، که در طنز گزنده‌ی دو طرفه‌هایش است. همیشه می‌رسی ولی به جایی دیگر همه‌چیز می‌گذرد اما در دیگر سو. روبرتو خواروز ترجمه از مودب میرعلایی پی‌نوشت: چه شاعر رندی! آقای روبرتو داره بهمون کد می‌ده. @niloofarbakhtyari

  • از راه که رسیدم، ماهان با ذوق اومد جلو و بهم گفت «خانم من امروز برای شما یه هدیه دارم‌.» هدیه‌ش این کار مفهومی بود که اجرای داستان «شکارچی فکرهای خوب»ه. ماهان برامون توضیح داد این یه ذهن سبزه که توش فکرهای خوب زیادی روییده؛ البته بینشون فکرهای بد سیاه هم هست، اما فکرهای خوب فضای بیشتری دارن. حسابی غافلگیر شدم‌... خوشحالم این داستان با فرارفتن از کلیشه‌ها به بچه‌ها یادآوری کرد فکرهای بد هم هستن و گاهی دونستن همین حقیقت یه فکر خوبه! #نیلوفر @niloofarbakhtyari

  • باید اعتراف کنم دوست داشتم جای آن‌ که فردا قصه‌گوی بچه‌های خانهٔ قصه باشم، کسی امشب برای من قصه‌ای بگوید که بتواند یک آدم‌بزرگ را خواب کند. چرا از کودکی حقیقت را به ما نگفته بودند؟ نکند من هم در دروغ قصه‌های خوب شریکم!؟ و عجیب که خاصیت تسکین‌بخش و خواب‌آور آن افسانه‌ها هنوز هم وسوسه‌ام می‌کند که بشنوم. #نیلوفر #اعتراف @niloofarbakhtyari

  • فکرش‌و می‌کردین تیتراژ خانه‌به‌دوش، در اصل یک آهنگ عربی عاشقانه باشه؟  خیلی زیباست؛ گفتم شمام بشنوین. عادت دارم ترجمهٔ آهنگ‌های عربی محبوبم‌و انقدر می‌خونم تا بهش مسلط بشم. خوبه که اینجا هم بخشی از متن عربی و ترجمهٔ فارسیش بمونه: اتطلع في، با صدای کارول سماحة اتطلع في هيك هودي مش عينيك هيدي مش لمساتك يا حبيبي ومش ايديك به من نگاه کن این‌ها چشمان تو نیست این نوازش دستان تو نیست و دستان تو نیست في شي عم بغيب انا عم حسك غريب ضايع مني ضايع حدي وعم دور عليك چیزی تغییر کرده است حس می‌کنم غریبه هستی تو دیگر نیستی و من جست‌وجویت می‌کنم شو الل غيرك هاك الطفل وينه شو ياللي كبرك مين السبب وين الهوا الل قد الدني وما بينغلب چه چیزی تو را تغییر داد؟ آن کودک کجاست، چه چیزی تو را بزرگ کرد چه کسی مقصر است؟ آن عشقی که اندازهٔ دنیا بود و تغییر نمی‌یافت کجاست؟ يا تردني من حالي ياما تاخذني ليك ياما تاخذني ليك یا مرا به حال خود بگذار، یا با خود ببر عم تشبه حدا ولصوتك انت صدى ولا قادر تشبه حالك يا حبي تو شبیه هیچ‌کس نیستی و صدای تو هم‌چون پژواک است از تشبیه حال تو ناتوانم، محبوب من... @niloofarbakhtyari

  • دیروز از نماد قمری داس گفتم و نیمه‌ ماند. البته حافظ اولین کسی نیست که هلال ماه را به‌شکل داس دیده و قبل از او ابن المعتز، شاعر عرب و شاعران دیگر هم این همانندی را دیده‌اند. متأسفانه بیت ابن المعتز را پیدا نکردم، اما بیت حافظ را با هم بخوانیم: مزرع سبز فلک…

  • خشکی لب هست پیغامی ز آب که: به مات آرد یقین این اضطراب... #مولانا @niloofarbakhtyari

  • این یکشنبه در خانه قصه هوشنگ مرادی کرمانی زندگینامهٔ ماری کوری را مرور می‌کنیم. زمان: ۳۱ خرداد، ۱۴۰۵، ساعت ۱۰ تا ۱۱ مکان: محلهٔ اودلاجان، چهارراه سرچشمه، کوچه جاویدی، کوچه هداوند، بن‌بست شیرازی، پلاک ۸، خانهٔ قصه. @niloofarbakhtyari

  • کارگاه «ساعت آبیِ قصه»، در خانهٔ قصهٔ اودلاجان، به احترام #هوشنگ_مرادی_کرمانی برگزار می‌شود. تابستان ۱۴٠۵، هر یکشنبه دور هم جمع می‌شویم تا قصه بخوانیم. فردا سری می‌زنیم به هزارتوی داستان «پرواز» از #احمدرضا_احمدی. بعد چند #کاریکلماتور از مجموعه‌شعر «دمپایی خورشید» حسین تولایی را با هم می‌خوانیم و دربارهٔ این‌که «کاریکلماتور چیست» حرف می‌زنیم. حتی شاید چند تا کاریکلماتور با هم ساختیم. رده سنی: کودکان ۹ تا ۱۲ سال حضور برای عموم کودکان آزاد و رایگان است. نشانی: تهران، چهارراه سرچشمه، کوچه شهید جاویدی، کوچه هداوند، بن‌بست شیرازی، پلاک ۸ خانه قصه هوشنگ مرادی کرمانی ممنون می‌شویم این پست را بازنشر کنید تا به دست کودکان علاقه‌مند برسد. #خانه_قصه #ادبیات_کودک @niloofarbakhtyari

  • داخل واژهٔ صبح صبح خواهد شد... @niloofarbakhtyari

  • Channel photo updated

  • ⭕ *پاسداری از زیست‌بوم در آیین‌های کهن* 🔹 آب، باران، درخت و زمین؛ چهار رمزگانی که در اسطوره‌ها و آیین‌های کهن ایرانی نقشی فراتر از عناصر طبیعی دارند. در این یادداشت با مرور روایت‌های تیشتر، سیاوش، چنار و آیین‌های باران‌خواهی نشان داده می‌شود که نیاکان ایرانی، قرن‌ها پیش حفاظت از طبیعت و منابع آب را در قالب اسطوره، جشن و باورهای مردمی به نسل‌های بعد منتقل کرده‌اند. این یادداشت را اینجا بخوانید👇👇 https://kheiriran.ir/0001VJ @kheiriran @niloofarbakhtyari

  • پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ تا ۱۵ پنجشنبه‌های قصه و روایت در خانهٔ قصه اودلاجان به‌احترام هوشنگ مرادی کرمانی برگزار می‌شود. پنجشنبه‌ها ساعت ۱۴ تا ۱۵ همراه با مربی و تسهیلگر: نیلوفر بختیاری حضور و ورود برای عموم کودکان آزاد و رایگان است. رده سنی کودکان ۹ تا ۱۲ سال @niloofarbakhtyari

  • «ساعت آبی قصه»، با دخترهای عزیز در خانهٔ قصهٔ اودلاجان... این هفته با هم کتاب «وقتی مادربزرگ به تو نهال لیمو می‌دهد» رو خوندیم و دربارهٔ کودک کارآفرین بودن حرف زدیم. پی‌نوشت: فکر کنم کمی طول بکشه تا عادت کنم و مثل قبل اینجا بنویسم... @niloofarbakhtyari

  • 15 мая214111

    سلام... یک صدای معمولی، در بریدگی‌هایش، چند واژه از او بود یک صدا که حنجره نه، بر گلوی زخمی شب، یک ستاره‌بانو بود مقصدی که من بودم می‌رود به بیراهه تا خطای نزدیکی پوستم نمی‌خواهد لمس نور عاصی را در خطاب تاریکی کوچ می‌کنم از من مارپیچ شد راهم ای تو جسمِ نقاشی! من تناولی بودم چون به هیچ می‌پیچم هرچه پوچ‌تر باشی از حروف محروم است رد بوسه بر کاغذ پوستی که پاکت شد نامه‌ای بدون سلام بر تنی که می‌پوسد پاکْ بی‌نزاکت شد در غیاب لبخندم آی عاشقان قدیم تا عدم قدم بزنید از شمار بیرون‌اید هیچ مانده در ذهنم از شما که... چند تن‌اید؟ بامداد ۳ آبان ۱۴۰۴ 🏙️ @niloofarbakhtyari

  • بعدك علی بالي #فیروز @niloofarbakhtyari

  • از تو می‌پرسم هرگز از ستاره‌ها نپرسیده‌ام که پایان منظومه‌ام در لحظه‌های کدام یا کدامین لحظه...؟ از تو می‌پرسم که باران از گریه‌های کدام همسایه‌ام، این‌گونه می‌بارد بر همین باغچهٔ بی‌قرار و باردارِ علف هرگز از مردگان سرزمینم نمی‌پرسم چقدر عاشق بازآمدن از خاک شده‌اید همین خاکِ خالی از صدای دل که صدای پای مرا دارد که از من نگاهی پر از کافور با شما به خاک آمده است؟ #بیژن_نجدی @niloofarbakhtyari

  • همچنین می‌فرماید: از خشک‌طینتان مطلب جز جواب خشک بحر سراب را چه بود جز سحاب خشک؟ ... از روشنان چرخ سخاوت طمع مدار کز شبنم آب‌رو طلبد آفتابِ خشک... #صائب @niloofarbakhtyari