𝟒𝟒𝟏𝟎
Статистика_جسمی ساکت..ذهنی پر از هیاهو.... @moon4410bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=8292110865
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 48
- 1/48двое суток
- 55
- 1/72трое суток
- 59
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
کاش شام میخوردم.
فقط آدمهای خیال پرداز میدونن که ساعتها با چشم بسته دراز کشیدن و داخل سناریوهای مختلف زندگی کردن یعنی چی.
گریه کردن هنر بود و من هنرمند.
همه گفتند محال است؛ اما دلخوشم به محالات رضا(ع)
"seen 1h ago"ذوق کور کن ترین حرکت
از عشق من نسبت به خودت شک نکن! این تنها چیزی تو دنیاست که ازش مطمئنم :)
ولی من همیشه اون آدمی بودم که سعی کردم به بقیه حس ناکافی بودن ندم اما اونا جوری رفتار کردن که انگار من وجود ندارم.
اتاقم بهم ریختهاس؟ تو هنوز ذهنمو ندیدی مامان:)
مردم اسپرسو میخورن ، من استرسو
یه جا برا من توی اون شلوغی ها نیست:)
اصلا برام مهم نیست این موضوع متقابل هست یا نه اما من دلم برای آدما تنگ میشه؛ برای جاها، حسهایی که داشتم، روزایی که گذروندم، چیزایی که تجربه کردم. و این همیشه برام غم میاورده.
без подписи
без подписи
مامانم:چقد دیر اومدی. من تو راه:
+تو یه استکان چای بهم بده خودم بلدم چطور باهاش خوشحال زندگی کنم.. _با یه استکان چای فقط؟ +نه،گفتم "تو" یه استکان چای بهم بده.
من که تکلیفم مشخصه جاموندم... ولی شما رفتید،بینالحرمین یادم کنید:)
به قول حسین ستوده: همه روبردی،باز اشکام رو درآوردی... توی زائرهات،اسم منو نیاوردی...
من حسودی میکنم حتی به دیوار اتاق.. تکیه گاهت میشود وقتی کنارت نیستم.
без подписи