NOBEL DORE | دوره های رایگان
Статистикаدوره های میلیونی👨🏫مدرس ها تو تموم حوضه ها رو برات رایگان💵میزارم😜 موفقیت نیاز به آموزش دارد💪👻
- Последний пост
- 25 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
《مِلو گپ 🤖》 هستم،بامن میتونی 📡افراد نزدیک یا 👫هم سن خودت رو پیدا کنی و بصورت ناشناس چت کنی... ➕ میتونی از هر شهری که دلت بخواد دوست مجازی پیدا کنی و کلی امکانت دیگه...😎 همین الان رو لینک بزن 👇 http://t.me/MeloGap?start=inv_cobZj ✅ #رایگان و کاملا #واقعی 😎
🔕 دو دقیقه وقتتون رو میگیره، زیباست ➕ خانمم همیشه میگفت دوستت دارم من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... از همان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش را نمیدانند... همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقهاش هم که نگو... آنقدر قربان صدقهام میرفت که گاهی باخودم میگفتم: مگر من چه دارم که همسرم آنقدر به من علاقهمند است؟ ➕ یک شب کلافه بود، یا دلش میخواست حرف بزند، میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشد مفصل صحبت کنم، من برای فرار از حرف گفتم: میبینی که وقت ندارم، من هرکاری میکنم برای آسایش و رفاه توست ولی همیشه بد موقع مانند کنه به من میچسبی... گفت کاش من در زندگیت نبودم تا اذیت نمیشدی این را که گفت از کوره در رفتم، گفتم خدا کنه تا صبح نباشی... ➕ بی اختیار این حرف را زدم... این را که گفتم خشکش زد، برق نگاهش یک آن خاموش شد به مدت سی ثانیه به من خیره شد و بعد رفت به اتاق خواب و در را بست... بعد از اینکه کارهایم را کردم کنارش رفتم تا بخوابم، موهای بلندش رها بود و چهرهاش با شبهای قبل فرق داشت... ➕ در آغوشش گرفتم افتخار کردم که زیباترین زن دنیا را دارم لبخند بی روحی زد... نفس عمیقی کشید و خوابیدیم... آن شب خوابم عمیق بود، اصلاً بیدار نشدم... از آن شب پنج سال میگذرد و حتی یک شب خواب آرامی نداشتهام... هزاران سؤال ذهنم را میخورد که حتی پاسخ یک سؤال را هم پیدا نکردهام... ➕ گاهی با خود میگویم مگر یک جمله در عصبانیت میتواند یک نفر را... مگر چقدر امکان دارد یک جمله به قدری برای یک نفر سنگین باشد که قلبش بایستد؟!! همسرم دیگر بیدار نشد، دچار ایست قلبی شده بود... شاید هم از قبل آن شب از دنیا رفته بود، از روزهایی که لباس رنگی میپوشید و من در دلم به شوق میآمدم از دیدنش امّا در ظاهر، نه... شاید هم زمانی که انتظار داشت صدایش را بشنوم، اما طبق معمول وقتش را نداشتم... ➕ بعدها کارهایم روبراه شد، حالا همان وضعی را دارم که همسرم برایم آرزو داشت... من امّا... آرزویم این است که زمان به عقب برگردد و من مردی باشم که او انتظار داشت... بعد مرگش دنبال چیزی میگشتم، کشوی کنار تخت را باز کردم، یک نامه آنجا بود، پاکت را باز کردم جواب آزمایشش بود تمام دنیا را روی سرم آوار کرد،... خانوادهاش خواسته بودند که پزشک قانونی، چیزی به من نگوید تا بیشتر از این نابود نشوم... ➕ آنشب میخواست بیشتر باهم باشیم تا خبر پدر شدنم را بدهد... حالا هر شب لباسش را در آغوش میگیرم و هزاران بار از او معذرت می خواهم اما او آنقدر دلخور است که تا ابد جوابم را نخواهد داد... حالا فهمیدم، گاهی به یک حرف چنان دلی میشکند که قلبی از تپش میایستد. کاش بیشتر مواظب حرفهایمان بودیم گاهی زود دیر میشود... ✍️: ناشناس
➕ به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود. دوباره خوابیدم. بعد پاشدم. به ساعت نگاه کردم. شش و بیست دقیقه صبح بود. فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه. حتماً دفعهی اول اشتباه دیدهام. خوابیدم. ➕ وقتی پاشدم. هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود. سراسیمه پا شدم. باورم نمیشد که ساعت مرده باشد. به این کارها عادت نداشت. من هم توقع نداشتم. آدمها هم مثل ساعتها هستند. بعضیها کنارمان هستند مثل ساعت. مرتب، همیشگی. آنقدر صبور دورت میچرخند که چرخیدنشان را حس نمیکنی. بودنشان برایت بیاهمیت می شود. همینطور بیادعا میچرخند. بیآنکه بگویند باطریشان دارد تمام میشود. بعد یکهو روشنی روز خبر میدهد که او دیگر نیست. قدر این آدمها را باید بدانیم، قبل از شش و بیست دقیقه... ✍️: ناشناس !
نوشتهای زیبا و قابل تأمل: ➕ تو لیست خرید برای همسرم نوشته بودم: یک و نیم کیلو سبزی خوردن. همسرم آمد. بدوبدو خریدها را گذاشت خانه و رفت که به کارش برسد. وسایل را که باز میکردم سبزیها را دیدم. یک و نیم کیلو نبود. از این بستههای کوچک آماده سوپری بود که مهمانی من را جواب نمیداد. حسابی جا خوردم! چرا اینطوری گرفته خب؟! ➕ بعد با خودم حرف زدم که بیخیال کمتر میگذارم سر سفره. سلفون رویش را که باز کردم بوی سبزی پلاسیده آمد. بعله. ترهها پلاسیده بود و آب زردش از سوراخ سلفون نایلون خرید را هم خیس کرده بود. در بهت و عصبانیت ماندم. از دست همسری که همه خریدهایش اینطوری است. به جای یک و نیم کیلو میرود سبزی سوپری میخرد و بوی پلاسیدگیاش را که نمیفهمد، از شکل سبزیها هم متوجه نمیشود!! یک لحظه خواستم همان جا گوشی تلفن را بردارم زنگ بزنم به همسر که حالا وسط این کارها من از کجا بروم سبزی خوردن بخرم؟! و یک دعوای بزرگ راه بیاندازم. ➕بعد بیخیال شدم. توی ذهنم کمی جیغ و داد کردم و بعد همان طور که با خودم همه نمونههای خریدهای مشابه این را مرور میکردم، فکر کردم: شب که آمد یک تذکر درست وحسابی میدهم. بعد به خودم گفتم: خوب شد زنگ نزدی! شب که آمد هم نرمتر صحبت کن. رفتم سراغ بقیه کارها و نیم ساعت بعد به این نتیجه رسیدم که اصلاً اتفاق مهمی نیفتاده. ارزش ندارد همسرم را به خاطرش سرزنش کنم. ارزش ندارد غرغر کنم. ارزش ندارد دربارهاش صحبت کنم حالا! مگر چه شده؟! یک خرید اشتباهی. همین... ➕دم غروب، همین منی که میخواست گوشی تلفن را بردارد و آسمان و زمین را به هم بریزد که چرا سبزی پلاسیده خریدی؟؟؟ آرام گفتم: راستی ها سبزیهاش پلاسیده بود. یادمون باشه از این به بعد خواستیم سبزی سوپری بخریم فقط تاریخ اون روز باشه. تمام. همسرم هم در ادامه گفت: آره عزیزم میخواستم از سبزیفروشی بخرم، بعد گفتم تو امروز خیلی کار داری و خسته میشی، دیگه نخواد سبزی هم پاک کنی. ➕آن شب سر سفره سبزی خوردن نگذاشتم و هیچ اتفاق عجیب و غریبی هم نیفتاد. مکث را تمرین کردم.... و ﺑﻪ همسرم عاشقانهتر نگاه میکردم. و فهمیدم اگر اونموقع زنگ میزدم امکان داشت روز قشنگم تبدیل بشه به یک هفته قهر. ➕ربطی نداره متأهلی یا مجرد مکث را تمرین کن. گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سختترش میکنیم .. گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم.. گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشتههامون میشیم... گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم... گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم... گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم... گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم... و گاهی... گاهی... گاهی ... تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخواهیم بدونیم کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی... گاهیهای زندگیمون باشیم...
به عنوان کشوری که ۱۲ روزه فتح شد خیلی دارین واسه پاول شاخ و شونه میکشین😒
رکورد شکنی های پروژه همستر ادامه داره🔥 کانال تلگرام همستر به بیش از 21 میلیون ممبر رسیده 😱 تعداد پلیرهاش از 60 میلیون گذشته ( نات کوین 38 میلیون پلیر داشت ) اگه یادتون باشه روزی که همستر رو معرفی کردیم گفتم این پروژه با بقیه کپی های نات کوین فرق میکنه 👍 اگه هنوز همستر رو شروع نکردین : شروع پروژه آینده دار همستر 🐹
#hamster ⭐️ کامبوی امروز و سه تا کارتی که باید پیدا کنید و روشون بزنید و بعدش گزینه go ahead رو بزنید. ⭐️ هر سه تا کارت در قسمت special هستش🤟 ⭐️ این سه تارو پیدا کنید و کاری که گفتم رو انجام بدید بهتون 5 میلیون سکه میده👍
آموزش دریافت ۵ میلیون سکه در روز در پروژه همستر 🏆✅ زمان آموزش : ۱ دقیقه
👀فرصت شرکت در ایردراپ رایگان Hamster 🔥این پروژه قدرتمند کلیکی تقریباً به تازگی لانچ شده ولی یوزر های خیلی زیادی رو به خودش جذب کرده و کامیونیتی خیلی خوبی رو تشکیل داده ✔️اختصاص زیادی از توکن ها به این کمپین ✔️وایت پیپر عالی برای ایردراپ ✔️جوایز هفتگی برای کاربران ✔️پارتنرشیپ های بزرگ ✔️جذب سرمایهی بالا ✔️پاداش قابل توجه ✔️بازخورد عالی ✔️اعتبار بالا ✔️تیم قوی #Hamster 💵برای شرکت در این ایردراپ،در مرحله ی اول وارد لینک زیر بشید سپس به راحتی با کلیک کردن میتونید ماین کنید و توکن جمع کنید در بخش Earn هم یکسری تسک های ساده و روزانه وجود داره که اوناروهم تکمیل کنید 🔍این ایردراپ اولین ربات تلگرامی هست که فورا بعد از یک هفته از زمان لانچش تونست از صرافی های بزرگی مثل BingX, Binance, ByBit جذب سرمایه بکنه 💥این ایردراپ فوق العاده رو به هیچ وجه از دست ندید 🔗لینک ثبت نام : ⬇️ بـرای ورود کـلـیـک کـنـیـد
داستان پند آموز و کاملا واقعی 👇👇👇👇👇👇 ميگويند: سفير انگليس در تهران ازمسيري در حال گذر بود، ميبيند خانمی اونجا داره راجع به کارما و اثرات ان و یادگیری فنگشویی در خواب سخنرانی میکنه از همراه خودش میپرسه این خانم کیه؟؟؟جواب میگیره این خانم اسمشون خانم مهشید رئیسی و کارما و چیزای انگیزشی اموزش میده یهویی یه جوان از بین جمعیت داد میزنه که جمع کن بساط کلاهبرداریتو، تا کی مردمو میخوای بچاپی میگن سفیر انگلیس سریع از ماشین پیاده میشه و میره بین جمعیت شروع میکنه دست زدن برای خانم رئیسی، بعدش کفشای این خانمو میبوسه مردم وقتی میبینن سفیر انگلیس داره برای خانم رئیسی اینکارو میکنه همه شروع میکنن دست زدن و تعریف کردن از سخنرانی این خانم و بعد صف میکشن بسته اموزش کارما و اموزش فنگشویی این خانمو بخرن اون جوانم ادمهای هول جر وا جرش کردن! سفیر وقتی سوار ماشین میشه همراهش ازش میپرسه این چه کاری بود کردی؟؟؟سفیر میگه این جوان آگاه رفت که ایرانو 30 سال جلو بندازه ولی من نزاشتم جهل و خرافات عامل اصلی عقب ماندگی ملتهاست دشمنان یک ملت رواج دهنده جهل و خرافات در فرهنگ آن ملت هستند.
🎥فیلمی قابل تامل و عمیق، که ارزش چند بار دیدن رو داره! 😭نمونه ای از بلاهایی که سر افراد خجول میاد... 🔑باید یاد گرفت که حق گرفتنی است!
زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است. وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. " وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد..! "
🤔چرا هر چی میدویی نمیرسی؟
قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه دیگری نوشید ... باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیندازد تا هر جه بیشتر و بیشتر لذت ببرد ... مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد ... اما ( افسوس ) که نتوانست از آن خارج شود، پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت ... در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد ..! پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود ... 🔹بنجامین فرانکلین می گوید: دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ.. این است حکایت دنیا... #حکایت
⭕️دوره آموزشی مهارت حرف زدن راجع به پول 👨🏫مدرس:علیرضا سخنوران 🌐وبسایت: zinpas.com 💰قیمت : 390,000 تومان #پیشنهادی #توسعه_فردی #رفتار_شناسی واقعا دوره بی نظیری هست و مطالب بسیار جالبی هست.توضیح میده چطوری با بقیه راجب پول حرف بزنیم و .... توصیه شدید دارم اینو حتما گوش بدید☺️ 👇👇 https://t.me/packagenobel/300 https://t.me/packagenobel/300
ارسالی بچه ها
یه ضرب المثل افریقایی که میگه: لشکر گوسفندانی که توسط یک شیر رهبری میشود میتواند، لشکر شیرانی که توسط یک گوسفند رهبری میشود را شکست دهد !
مهارت یادگیری.png
دوره مهارت یادگیری از مهرسا شرع الاسلام
✅مهارت یادگیری هوشمندانه 👩🏫مدرس :مهرسا شرع الاسلام #شیوه_یادگیری #شیوه_آموزش دریافت دوره👇👇 https://t.me/packagenobel/287 https://t.me/packagenobel/287