tgindex
طلایی ها

طلایی ها

Статистика
@nokattalaeперсидский

یکی از اون ریشه ها مسئول: @moeinjanabady

Последний пост
28 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
143
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
199
21 постов
Вовлечённость
139,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
108
1/48двое суток
123
1/72трое суток
133

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‏دیشب یه مریض ۱۷ساله داشتیم ک بخاطر تصادف با موتور قرار بود امروز پاشو قطع کنن،اخر شب رفتم بالا سرش نگاهم کرد گفت خاله من بچه نیستما میفهمم میخواین پامو قطع کنین ولی نگی تو دلت بچه چرا سوار موتور بود من با پول کارگری موتورمو خریدم میرفتم سرکار ک ماشین زد بهم تقصیر من نبود باور کن _پرنسس بی اعصاب_ @utmeds

  • Jvp برجسته

  • نحوه مدیریت فضایی ک ممکنه متشنج بشه هم به نظر من جزو مهارت هایی هست که پزشک اورژانس باید بلد باشه

  • روایت انسانیت در اتاق استراحت بخش داخلی بودیم. دوستم، که حالا متخصص است، خسته از شیفت طولانی، قهوه‌اش را دست گرفته بود که گوشی‌اش زنگ خورد. بیمارش بود؛ مردی که توان پرداخت هزینه داروی حیاتی‌اش را نداشت و با ناامیدی از وخامت حالش می‌گفت. نیم‌ساعت تمام، با همان صبرِ دوران کودکی‌اش، به ناله‌های مرد گوش داد و با آرامش توصیه‌های لازم را کرد. در نهایت گفت: «نگران نباش، حق ویزیت را حذف می‌کنم، فقط پول دارو را جور کن.» صدای هق‌هق مرد از پشت خط آمد: «آقای دکتر، اگر این دارو را نخورم، کارم به بستری و دیالیز می‌کشه... ولی ندارم.» دوستم مکثی کرد، نگاهی به پرونده‌های روی میز انداخت و گفت: «بسیار خب، اصلاً هزینه دارو را هم من می‌دهم. فقط قول بده پیگیر درمانت باشی و داروها را دقیق مصرف کنی.» وقتی گوشی را قطع کرد، با تعجب پرسیدم: «می‌دانی چقدر هزینه آن دارو می‌شود؟» فقط به دیوارهای سفید بیمارستان خیره شد، قهوه سرد شده‌اش را سر کشید و گفت: «پول درمی‌آید، اما سلامتِ از دست رفته برنمی‌گردد.» همان قلبِ مهربانِ نیمکت‌های مدرسه را داشت؛ فقط حالا، جایِ مداد و دفتر، زندگیِ آدم‌ها در دستانش است #حاشیه

  • Jvp برجسته

  • بنابر گزارش اخیر موسسه ESI، دکتر حسین بهاروند و دکتر فائزه شکاری از موسسه رویان به جمع یک درصد از با استنادترین محققان دنیا پیوستند

  • ‏یه سال بالا داشتیم میگفت شجاعت عملی تابع بصیرت نظریه، درس بخونین! _Dr of neurons_ @utmeds

  • ۱۰۰۰ نفر؟😐

  • یه اقدام عجیب و باحال توسط یک اتند طب اورژانس ❗️توراکوتومی اورژانس توی مریض با فرکچر لگن توراکوتومی + پریکاردکتومی + کلمپ آئورت نزولی ماساژ  قلب و تزریق مستقیم اپی نفرین مریض یه بار برگشت ولی در نهایت متاسفانه اکسپایر شد برگرفته از کانال لذت پزشکی

  • без подписи

  • без подписи

  • یک نکته مهم برای همکاران پزشک تصور ما خلاف این بود🫤 _درماتول_ @utmeds

  • ‏وقتی سوزاک هم می کشد! بیمار دختر ۱۹ ساله، بدون سابقه پزشکی قابل‌توجه، بدون مصرف داروی مزمن بود. وی از نظر جنسی فعال بوده و طی ۶ ماه گذشته شرکای جنسی متعددی داشته و دو بار به کشور امارات مسافرت کرده است. استفاده از کاندوم به‌صورت منظم نداشته، سابقه غربالگری عفونت‌های ‏منتقله از راه جنسی (STI) نداشته و هیچ سابقه مستندی از ابتلای قبلی به این عفونت‌ها گزارش نشده بود. سیکل‌های قاعدگی منظم داشت و در زمان پذیرش باردار نبود (β-hCG منفی). حدود ۳ تا ۴ هفته پیش از بستری، بیمار دچار ترشح واژینال زرد متمایل به سبز با بوی نامطبوع و شروع تدریجی شد؛ ‏همزمان سوزش خفیف ادرار و افزایش دفعات ادرار را گزارش می‌کرد. وی بدون مراجعه به پزشک، از داروخانه مترونیدازول خوراکی تهیه کرد و به‌دلیل تصور «عفونت واژن» مصرف نمود، اما علائم بهبود نیافت و همچنان به پزشک مراجعه نکرد. حدود ۲ هفته پیش از بستری، درد دوطرفه و پیشرونده لگن ایجاد شد ‏که با حرکت تشدید می‌شد. بیمار تب متناوب تا ۳۸٫۱ درجه سانتی‌گراد در منزل داشت و به‌دلیل دیسپارونی شدید، روابط جنسی خود را متوقف کرد. در مراجعه به پزشک عمومی، تشخیص «واژینوز باکتریایی» مطرح شد و مترونیدازول به همراه فلوکونازول خوراکی برای وی تجویز گردید. ‏تب مداوم بالا در محدوده ۳۸٫۸ تا ۳۹٫۵ درجه سانتی‌گراد، لرز، تعریق شبانه شدید، درد و تورم پیشرونده در مچ دست راست، زانوی راست و مچ پای چپ ایجاد شد. شدت درد مفاصل به حدی بود که بیمار توانایی راه رفتن را از دست داد و در نهایت توسط خانواده به اورژانس منتقل شد. در مجموع طی سه هفته ‏دو خطای تشخیصی سرپایی رخ داده بود و عفونت سوزاک به‌صورت خاموش انتشار یافته بود.علائم حیاتی و معاینه فیزیکی در زمان پذیرش، فشار خون بیمار ۹۸/۶۲ میلی‌متر جیوه، ضربان قلب ۱۱۸ ضربه در دقیقه با تاکی‌کاردی سینوسی، تعداد تنفس ۲۲ بار در دقیقه دمای بدن ۳۹٫۴ درجه سانتی‌گراد بود. ‏وجود تریاد پلی‌آرتریت نامتقارن، تنوسینوویت و ضایعات پوستی چرکی ـ خونریزی‌دهنده در یک زن جوان از نظر جنسی فعال، به‌شدت مطرح‌کننده عفونت منتشر سوزاکی (DGI) بود. ‏💊 درمان احیای همودینامیک با تزریق سریع کریستالوئیدها از نوع رینگر لاکتات آغاز شد. درمان آنتی‌بیوتیکی تجربی شامل سفتریاکسون ۲ گرم وریدی هر ۲۴ ساعت، آزیترومایسین ۱ گرم خوراکی به‌صورت تک‌دوز و آمپی‌سیلین ـ سولباکتام برای پوشش PID پیچیده آغاز شدروز دوم: نتایج کشت خون، کشت سرویکس ‏و کشت مایع مفصلی همگی وجود نایسریا گونوره‌آ را تأیید کردند.روز سوم: بیمار دچار سکته مغزی ایسکمیک ناشی از آمبولی سپتیک مغزی شد.روز چهارم: نارسایی حاد کلیه ایجاد شد. دیالیز مداوم آغاز شد روز پنجم: جراحی اورژانسی تعویض دریچه آئورت انجام گردید. روز ششم: نارسایی شدید قلبی پس از عمل ‏روز هفتم: سندرم دیسترس حاد تنفسی شدید ایجاد شد روز هشتم: انعقاد داخل عروقی منتشرایجاد شد. روز نهم: بیمار دچار نارسایی برق‌آسای کبد گردید. روز دهم: آمبولی‌های سپتیک متعدد مغزی رخ داد، صرع مقاوم به درمان ایجاد و علائم فتق مغزی ظاهر گردید مرگ در ساعت ۱۶:۲۲ روز یازدهم تأیید شد. _Fire Dancer_ @utmeds

  • 💝پاسخی به یک پرسش ❓بیماری که در اثر اصابت چاقو، به جای انتقال به بیمارستان دولتی،توسط دوستانش به یک بیمارستان خصوصی منتقل شده است، پس از اتمام درمان با صورتحسابی حدود ۱۸۰ میلیون تومان مواجه شده است. اکنون بیمارستان به دلیل عدم پرداخت این مبلغ از ترخیص وی خودداری می‌کند. در چنین شرایطی، از نظر قانونی چه راهکاری برای ترخیص بیمار وجود دارد؟ پاسخ🔽 مطابق با ماده ۵۸۳ قانون مجازات اسلامی، خودداری بیمارستان از ترخیص بیمار صرفاً به دلیل عدم تسویه‌حساب هزینه‌های درمانی، فاقد وجاهت قانونی است و می‌تواند برای مسئولان مربوطه تبعات کیفری به جرم توقیف و بازداشت غیر قانونی بیمار را به همراه داشته باشد. بنابراین، چنانچه بیمارستان از ترخیص بیمار به علت بدهی یا عدم پرداخت هزینه‌ها خودداری کند، خانواده بیمار می‌توانند به دادستانی محل، دادسرای مربوطه یا قاضی کشیک مراجعه کرده و دستور قضایی برای ترخیص بیمار را براحتی اخذ کنند. پس از صدور دستور قضایی، بیمارستان مکلف به اجرای آن خواهد بود. البته باید توجه داشت که ترخیص بیمار با دستور قضایی، موجب سقوط یا زوال بدهی بیمار نسبت به بیمارستان نمی‌شود. بیمارستان همچنان حق دارد از طریق مراجع قضایی حقوقی و با طرح دعوای مطالبه وجه، هزینه‌های درمانی خود را از بیمار مطالبه کند. ماده 583 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) (جزای نقدی اصلاحی 1403/3/30)- هر کس از مقامات یا مامورین دولتی یا نیروهای مسلح یا غیر آنها بدون حکمی از مقامات صلاحیتدار در غیر مواردی که در قانون جلب ‌یا توقیف اشخاص را تجویز نموده، شخصی را توقیف یا حبس کند یا عنفا در محلی مخفی نماید به یک تا سه سال حبس یا جزای نقدی از 264,000,000 تا 825,000,000 ریال محکوم خواهد شد ✍️ آقای مصطفی رفیعان (قاضی تجدید نظر) 🚩🚩@TebeAtfal

  • 📨 این ماشاریپوف که به پزشکای ایرانی گفت پولکی چون بهش گفته بودن "acl اش نیاز به جراحی داره" و طبق نظر پزشکای ازبکستان رفت رو فیزیوتراپی بدون عمل، جام جهانی رو به خاطر همون جراحی نکرده از دست داد=)) ببخشید ولی دلم خنک شد:))) «She and Her Darkness»

  • 🔽🔽🔽 درس بگیریم: ⬅️سخنی با پزشکان: سال‌ها پیش یکی از مهم‌ترین درس‌های زندگی‌ام را از یک زندانی محکوم به ۱۵ سال زندان گرفتم؛ کسی که برای بستری به‌طور موقت از زندان به بیمارستان اعزام شده بود. در طول مدت بستری، گهگاهی با هم صحبت می‌کردیم. یک روز از او پرسیدم: «آیا کاری که انجام دادی واقعاً ارزش این همه سال زندان را داشت؟» با آرامش خاصی جواب داد: «من از زمانی که کار خلاف را شروع کردم، زندان رفتن را به‌عنوان بخشی از شغلم پذیرفته بودم.» این جمله، برای من یک درسی داشت؛ اینکه هر انتخابی، پیامدهای خودش را دارد و انسان باید مسئولیت آن را بپذیرد. پزشکان هم در مسیر کارشان، علاوه بر فشار کاری، شیفت‌های طولانی و مواجهه با بیماران و خانواده‌هایشان، گاهی با اتفاقات تلخ و غیرقابل پیش‌بینی روبه‌رو می‌شوند. شاید لازم باشد مانند نگاه آن زندانی، این واقعیت‌ها را نیز به‌عنوان بخشی از مسیر شغلی خود بپذیریم؛ نگاهی که به مرور زمان می‌تواند به درک عمیق‌تر، آرامش بیشتر و تاب آوری بهتر در این حرفه کمک کند. ⬅️سخنی با مردم: مردم باید بدانند که جامعه پزشکی را نباید از روی چند اینفلوئنسر یا معدود پزشکانی که در اینستاگرام و ایکس به دنبال دیده شدن و تشنه توجه هستند قضاوت کرد و باید بدانند که در هر باغ زیبایی علف هرز هم پیدا می‌شود. اکثریت پزشکان، دور از نمایش، شب و روز خود را صرف درمان بیماران می‌کنند و دغدغه‌ای جز کمک به انسان‌ها ندارند. و همینطور مردم باید بدانند پزشکی جادو نیست و پزشک خدا نیست که بیماری را شفا دهد. ما فقط وسیله‌ای هستیم که تلاش می‌کنیم در حد توان کمک کنیم. در نهایت شفا دست خداست… هیچ پزشکی خواهان صدمه زدن به بیمارش نیست. خطا ممکن است وجود داشته باشد، زیرا پزشکان هم انسان هستند، اما هیچ‌کس آگاهانه و عمدی قصد آسیب به بیمارش را ندارد. ✍️ ادمین کانال طب اطفال 🚩🚩@TebeAtfal

  • 👩‍💻 در گذرِ روزهای طبابت؛ روایت‌هایی از تجربه‌های بالینی اعضای کانال طب اطفال یک بار در مطب خصوصی‌ام یک جوان پیشم آمد که دچار فتق شدید دیسک کمر بود و نیاز به دیسککتومی داشت… جوانی کم بضاعتی بود و توان انجام عمل در بیمارستان خصوصی را نداشت، برای همین از او خواستم به بیمارستان دولتی بیاید تا عملش را آنجا به‌صورت رایگان انجام بدهم. او به بیمارستان آمد و عمل انجام شد و همه چیز خوب پیش می‌رفت… شب بعد از عمل، پزشک کشیک بیمارستان با من تماس گرفت و گفت بیمار نمی‌تواند پاهایش را حرکت دهد و دچار احتباس ادرار شده است. سریع به بیمارستان رفتم و او را معاینه کردم؛ دیدم هر دو پا حرکت ندارند و علائم اولیه فلج شروع شده است، در حالی که عمل از نظر فنی بسیار خوب انجام شده بود تنها توضیحی که در چنین مواردی وجود دارد این است که احتمال دارد خونریزی یا هماتوم بعد از عمل ایجاد شده باشد و روی اعصاب نخاع فشار آورده باشد و باعث فلج شده باشد. متأسفانه بیمارستان دستگاه MRI نداشت و دستگاه CT هم خراب بود، بنابراین هیچ راهی برای بررسی نداشتم. شب هم هیچ مرکز تصویربرداری‌ای باز نبود. خانواده پسر داشتند دیوانه می‌شدند؛ پسرشان جوانی بود که جلوی چشمشان روی تخت فلج افتاده بود و من هم هیچ توضیحی نداشتم در آن لحظه تصمیم گرفتم تنها کاری را که از دستم برمی‌آمد انجام دهم؛ نیمه‌شب دوباره او را به اتاق عمل بردم. تصمیم گرفتم محل عمل را باز کنم تا اگر هماتوم وجود دارد آن را تخلیه کنم. او را وارد اتاق عمل کردم و دوباره جراحی را باز کردم، اما هیچ هماتومی وجود نداشت؛ محل عمل کاملاً تمیز و طبیعی بود. دوباره بستم و بیمار را به بخش برگرداندم و دوز بالای کورتون طبق پروتکل این موارد برایش شروع کردم. هر چند وقت یک‌بار خانواده می‌پرسیدند علت چیست و البته تمام چیزی که در ذهنشان بود این بود که من عمل را اشتباه انجام داده‌ام و باعث فلج او شده‌ام. کم‌کم تحت تأثیر کورتون، وضعیت کمی بهتر شد و بیمار توانست با سختی بایستد و راه برود و سپس مرخص شد. چند روز بعد مادرش تماس گرفت و گفت که دیگر اصلاً نمی‌تواند حرکت کند و از تخت بلند نمی‌شود. تصمیم گرفتم به خانه‌شان بروم، با وجود اینکه همکارانم هشدار دادند این کار خطرناک است، چون خانواده به شدت عصبانی بودند و فقط من را مقصر می‌دانستند. وقتی وارد خانه شدم حدود ۳۰ نفر با حالت عصبی و آماده درگیری آنجا بودند و همه من را مقصر می‌دانستند. بیمار را دیدم؛ حالش بسیار بد بود و دچار فلج هر دو پا شده بود و به سختی حرف می‌زد. در خانه شرایط به حدی متشنج شد که نزدیک بود به من حمله کنند و فقط با کمک منشی مطبم توانستم از آنجا خارج شوم. از آنها خواستم فوراً به بیمارستان بروند و MRI و آزمایش‌ها انجام دهند. خانواده توان مالی نداشتند و من هزینه‌ها را تقبل کردم تا فرصت از دست نرود. بیمار دوباره بستری شد و تمام بررسی‌ها طبیعی بودند، هیچ مشکلی دیده نمی‌شد. اما وضعیت بیمار به‌تدریج بدتر می‌شد و هیچ ارتباطی هم با عمل جراحی نداشت. با این حال خانواده فقط یک چیز می‌گفتند: اینکه من عمل را خراب کرده‌ام و فرزندشان در حال مرگ است. علائم بیشتر شد. از یکی از استادانم خواستم او را ویزیت کند، اما او هم توضیحی نداشت. بعد یک متخصص مغز و اعصاب را آوردیم که فقط دو روز در به شهر ما می‌آمد. او پس از معاینه به تشخیص یک بیماری نادر رسید به نام: سندرم گیلن‌باره (Guillain–Barré syndrome) این یک بیماری خودایمنی نادر است که علت مشخصی ندارد و به‌طور اتفاقی در حدود یک نفر از هر ۱۰۰ هزار نفر رخ می‌دهد؛ هیچ ارتباطی با عمل جراحی ندارد. خانواده بیمار حرف نورولوژیست را هم باور نکردند و فکر کردند برای تبرئه من این حرف را می‌زند. در نهایت بیمار را با آمبولانس به تهران بردند تا توسط یکی از بزرگ‌ترین نورولوژیست های کشور ویزیت شود. ایشان هم تشخیص را تأیید کرد و گفت بیماری نادر است و ارتباطی با عمل ندارد. حتی جلوی خانواده با من تماس گرفت و گفت: «تو هیچ نقشی در این بیماری نداری، فقط بدشانسی بوده.» آن زمان بود که خانواده فهمیدند من مقصر نیستم. بیمار به بیمارستان دانشگاهی رفت و درمان‌هایی مثل پلاسمافرز انجام داد و بعد از چند روز حالش بهتر شد. یک ماه بعد به کار برگشت و دردهایش از بین رفت. الان هم در کار ساختمان فعالیت می‌کند و کارهای سنگین انجام می‌دهد. این چند روز فشار روحی‌ای که تحمل کردم حداقل ۲۰ سال من را پیرتر کرد. دو هفته تلفنم مدام زنگ می‌خورد، تهدید و دعوا و عصبانیت از طرف خانواده بیمار ادامه داشت. دو هفته نه خواب داشتم، نه غذا درست و حسابی، نه توان کار کردن… فقط به این فکر می‌کردم که کاش اصلاً این شغل را انتخاب نکرده بودم. احساس می‌کردم مرگ از این فشار روحی راحت‌تر است… اما در نهایت می‌گویم: خدا را شکر که بیمار حالش خوب شد. 🔽🔽🔽

  • без подписи

  • این وسط خود بیمار میگه چون عملش درد داره نمیزارم چست تیوب بزارید🫥

  • اینم ct بیمار(البته با همون یه عکس میشد برای قرار دادن چست تیوب اقدام کرد ولی خب رزیدنت طب ترجیه داد با اطمینان کامل چست تیوب بزاره)