tgindex
Nothing else matters

Nothing else matters

Статистика
@nothingelsematttersперсидский
Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
27
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
56
+4 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
66
27 постов
Вовлечённость
117,9%
к подписчикам
Постов в день
3,9
всего 27
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
63
1/48двое суток
72
1/72трое суток
77

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • عموم میخواست بره خونشون گفت «سنگی خداحافظ»

  • видео или голосовое, без подписи

  • تیکه کلام من شده بود😔😔

  • یادم رفته بود😂😂😂

  • یه نامه هم از دوست مدرسه‌م پیدا کردم که آخرش نوشته: می‌دونم دلت برام تنگ نمیشه اما اگه میشه این نامه رو تا ابد نگه‌دار.

  • فردا تحویل پروژه دارم، یهو یادم افتاد چند سال پیش، زمانی که برادرم سه یا چهار ساله بود ازم خواسته بود تا از زبان خودش برای خودم نامه بنویسم. گشتم تا پیداش کردم: «سلام آجی مهسا، ببخشید که تو رو اذیت کردم. خیلی دوستت دارم آجی مهسا. خیلی خیلی دوستت دارم. با هم آب بازی کردیم امروز با تویوتااَم. با هم دوست باشیم که با هم بریم رو (به) سفر ایساتیس. دیگه تموم. خدانگهداری آجی مهسا.» یه انگشتر هم با کاغذ درست کرده بود به عنوان هدیه، اون رو نتونستم پیدا کنم. نامه و انگشتر رو داخل پاکت نامه‌ای که خودش درست کرده بود گذاشت. احتمالا سر اینکه بیشتر از صد بار باهاش فوتبال بازی و ماشین بازی نکردم گریه کرده بود. اما هنوز متوجه منظورش از سفر ایساتیس نشدم.

  • видео или голосовое, без подписи

  • این چیه من سیو کردم آخه

  • видео или голосовое, без подписи

  • پسرای فقیر گم‌شن با من شوخی نکننا

  • 13 авг.77из rapidina

    پسرای فقیر گم‌شن با من شوخی نکننا

  • видео или голосовое, без подписи

  • بعد از جدایی‌مان، پریود شدنم و تشدید شدن مریضی‌ام، مجبور بودم ساعت‌های طولانی در آن کارخانه‌ی خارج از شهر بمانم. قسمت خوب آن روز شاید صبحانه‌اش بود، اما وقتی داشتم لقمه‌ی دوم را می‌جویدم، به ویست گوش دادم و خودت تصور کن عسل چگونه به زهر تبدیل شد. در کوتاه‌ترین مکالمه، خبر جدایی‌مان را به دوستم دادم و او تنها گفت: «شب بیا خونه.» و من به این فکر کردم که کاش هرگز نمی‌گفتی برایت شبیه خانه هستم. آخر شب، وقتی تعجب کرده بودم که چرا گریه‌ام نگرفته، کوتاه گفت: «می‌دونستم هرگز قرار نیست براش گریه کنی.» فردای آن روز، در رختخواب خونی نشستم، دیدم پشت پنجره برف می‌بارد و جوری خندیدم، انگار هرگز وجود نداشتی.

  • видео или голосовое, без подписи

  • فایل فیلم بیداد رو کسی داره؟ پیداش نمی‌کنم

  • -You stayed. +You suffer.

  • видео или голосовое, без подписи

Nothing else matters — tgindex