tgindex
📚🖋رمان های گمشده زیباترین 🖋📚

📚🖋رمان های گمشده زیباترین 🖋📚

Статистика

چنل اصلی https://t.me/zibatarin_romanhaa چنل شهر زیباترین رمانها https://t.me/share_zibatarin_roman چنل آنلاینکده زیباترین رمانها https://t.me/zibatarinromanhanlain گپ در خواست https://t.me/zeibatarin_romanha گپ نقد و معرفی https://t.me/gap_naghd_rooman

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 782
+2 за 5 дн.
Сутки
−11
−0,61%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
358
27 постов
Вовлечённость
20,1%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 27
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
105
1/48двое суток
120
1/72трое суток
129

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #gm1858 من دنبال اسم یه رمان چاپیم که چندسال پیش خوندم داستان :دختری با پسری به اسم سپهر (طلای‌فروش) ازدواج می‌کنه، ولی یه خواستگار سمج روبه‌روی خونه‌شون هم داره و از دوست صمیمی دختر سواستفاده میکنه و یه سری اطلاعت شخصی از بدن دختره مث خال رو سینش استفاده میکنه و باعث شکو درگیری بین دختر و شوهرش میشه یادمه تو دعواشون پسره لباس دختره رو پاره میکنه و میگه اون از کجا میدونه تو اینجا خال داری... دوست دختر هم در انتها چون هم ازش سواستفاده شده بود هم درحق دوستش نامردی کرده بود خودکشی میکنه ممنون می‌شم اگر کسی اسمش رو می‌دونه راهنمایی کنه 🌸

  • دوستان در روبیکا گروه زده شد دوست داشتید عضو بشید https://rubika.ir/joing/BBDJFJHAC0EBUWVGJFGNPBEJXNKOWDLH

  • 📣📣📣#اطلاعیه_مهم دوستان برای تبلیغات در چنل و گپ ها آماده همکاری هستیم با جذب بالا با نازلترین هزینه ، و تعرفه ی عالی ، هرکسی مایل است که لینک کانال یا گپ یا پیج اینستاگرام خود رو تبلیغ کند به ایدی زیر مراجعه کند 👇⚘️ @etaatii

  • چنل اصلی  زیبا ترین رمانها  [درتلگرام] https://t.me/+J62SNZ_YR-Y5YmQ8 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 شهر زیباترین رمانها ( چنل دوم زیبا ترین رمانها  )    [ درتلگرام ]⚘️👇 https://t.me/+G63WpYvunVg4ZTc8 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ درخواست زیبا ترین رمانها [درتلگرام ]👇⚘️ https://t.me/zeibatarin_romanha 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ نقدومعرفی  زیبا ترین رمانها [درتلگرام ]⚘️👇 https://t.me/gap_naghd_rooman 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل گمشده زیبا ترین رمانها [درتلگرام]👇⚘️ https://t.me/novelroman_gomshodeh 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل آنلاینکده زیبا ترین رمانها  [در تلگرام]⚘️👇 https://t.me/+v3kef9zKvDY0YzFk 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ رمان های گمشده  زیبا ترین رمانها ⚘️👇 [درتلگرام ] https://t.me/didga_goshde 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل زیبا ترین رمانها [در ایتا] ⚘️👇 https://eitaa.com/zibatarinromaha 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ نقد و معرفی و درخواست زیبا ترین رمان ها [در ایتا ]⚘️👇 https://eitaa.com/joinchat/2471691770C29201d7d62 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل زیبا ترین رمانها[ در سروش] ⚘️👇 https://splus.ir/Zibatarinromanha 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 لینک گپ نقد و درخواست[ در سروش ⚘️👇] https://splus.ir/gapnagdzibatarinromanha «گپ نقد و معرفی  و درخواست زیبا ترین رمان ها»   [دربله ]👇⚘️ https://ble.ir/gapnagdvmarfiy 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 لینک گپ نقد و درخواست رمان   [در  روبیکا ] https://rubika.ir/joing/BBDJFJHAC0EBUWVGJFGNPBEJXNKOWDLH 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 دوستان لینک چنلهامون در تلگرام و برنامه ایتا و روبیکا و سروش و بله و روبیکا   👆👆👆👆

  • #gm1857 سلام خوبی گلی میگم یک رمان بود فکر کنم ارباب رعیتی بود دختره زن دوم پسر خان میشه اونم فکر کنم بزور یا چی بعد شوهرش  تصادف میکنه میمیره بعد برادر پسر میاد   میگن باید با این دختر ه ازدواج کنه در صورتی که قبلا این دختره رو میخواسته این پسر ولی برادرش باهاش ازدواج میکنه نمیدونم بخاطر چی خواهر پسر فراریش میده ولی پیداش میکنند  بعد معلوم میشه که برادر پسره رو کشتن   بعد پسر عمو شوهرش بهش نظر داره میخواد بهش دست درازی کنی  داره فیلم میگره ولی دختره بهش چاقو میزنه میمیره ولی بعد معلوم میشه زن خودش کشتدش میدونی اسمش چیه یادم رفته اسمش

  • #gm1856 یک رمانی بود پسره هر چند وقت یک بار ایران میومد دختره رو صیغه کرده بود دختره تو خونه پسره تنها زندگی می کرد دختره دوسش داشت ولی پسره خیلی رفتارش سرد بود اول رمان اینطوری شروع میشد: دختره از ورزش برمی گرده نصف شب بلند میشه اب بخوره از بوی عطر پسره می‌فهمه اومده پسره تو سالن رو مبل نشسته بود ممنون میشم اسم این رمانو پیدا کنید برام

  • #gm1855 سلام من یه رمانی چند سال پیش خوندم که دوتا بردار بودن که پدرشون قاضی بود و یکی از برادرها از دانشمند های هسته ای بود اما اون یکی بوتیک داره که با دوستش شریک هستش و با خانواده اش زیاد خوب نبود بعد با یه دختر ازدواج میکنه که همش فکر میکنه برادرش به زنش نظر داره او سمت داستان گروهی خلافکار هست که دختر خلافکار عاشق این پسر بوتیک دار هست اما پسره دوستش نداره و زنشو خیلی دوست داره یه جایی از داستان میفته زندان و زنش که حامله بود یه دختر به دنیا میاره که اسمشو میزارن آوا پسر به پلیسا کمک میکنه و گروه خلافکار دستگیر میشن

  • #gm1854 سلام یه رمانی بود که دختره زبان میخوند ویه پسر به اسم عماد روی دختره شرط میذاره ودختره رو عاشق خودش میکنه بعد دختره حامله میشه وپسره اون رو رها میکنه بعداز چند سال همه ی زبان های دنیا رو یاد میگیره وتدریس میکنه ویه برادر ومادر هم داره باباش فوت شده وپسری به اسم یزدان به اون کمک میکنه که تو کار ساخت وسازه بیزحمت اسم رمان میشه بگین

  • #gm1853 سلام یه رمانی بود یه جلدشو خوندم اسمشم یادم نیست دختره باباش مرده وفقط با مامانش وخاله ش زندگی می کرد که مامانش با کسی به اسم یاشار ازدواج میکنه ولی دختر تا روز عروسی مامانش مخالف این ازدواج بود مامانش شب عروسی از طبقه ی بالا میفته پائین ومیمیره این یاشار یه برادر داره که عاشق این دختر انگار از قبل میشناخت دخترو ولی اختلاف سنیشون زیاده مرده یه پسر هم دارهدختر بعد مرگ مامانش از این یاشار وبرادرش متنفر میشه چون فک میکنه مسبب مرگ مامانش اونا هستنولی بعدا عاشق همون داداش یاشار میشه

  • #gm1852 سلام من قبلا یک رمان خوندم که یک دختری بود که با کمک دوستش از خونه فرار می‌کنه و دوستش میبرش پارتی اما خب دختره میخواست بره ولی دوستش بهش گفت یکم بمون تا بریم و دختره رفت داخل یک محوطه و با یک پسر شروع به حرف زدن کرد یک دفعه صدای یک انفجار اومد و همه بیهوش شدن دختره که بیدار شد دید یک تعداد آدم با اصلحه داره بین مردم میگرده و چون دیدن دختره بیدار شده گفتن پس تو جاسوس هستی و با خودشون بردنش پیش رئیسشون و اون هم گفت تا موقع ای که مشخص بشه که تو رییس هستی یا نه باید داخل عمارتم بمونی و پسره یک دوست و دست راست داشت که دختره باهاش راحت تر بود و بعداً مشخص شد که اون برادر دختره هست ، و پسره ( همون رییس مافیا) و دختره عاشق هم دیگه شده بودن و موقع ای که پسره میخواست ازش خواستگاری کنه برادر دختره اگه اشتباه نکنم تصادف می‌کنه و انتقالش می‌دن به بیمارستان مامان رییسه و مامانش میگه اگه میخوای دوستت نجات پیدا کنه باید بری خارج درس بخونی و دکتر بشی و دیگه پسره می‌ره خارج و فصل اول تموم میشه فصل دوم پسره میاد ایران و شده استاد دانشگاه و میشه استاد دانشگاه دختره و همون حلقه ای که قرار بود به دختره رو خودش انداخته بود به دستش اما بعد مدتی همون انگشتر که یک نشان داشت که فکر کنم روش خیلی کوچیک حک شده بود ( مو فرفری منی تا ابد) و دختره متوجه میشه روش چی نوشته و چون پسره قبلا این حرف رو بهش زده بود می‌فهمه این انگشتر باره خودشه و بعد مدتی دختره و پسره با هم دیگه وارد رابطه شده و بعد ازدواج کردن کسی می‌دونه اسمش چیه

  • 9 авг.279удалён 13 авг.

    دوستان در روبیکا گروه زده شد دوست داشتید عضو بشید https://rubika.ir/joing/BBDJFJHAC0EBUWVGJFGNPBEJXNKOWDLH

  • 9 авг.274удалён 13 авг.

    📣📣📣#اطلاعیه_مهم دوستان برای تبلیغات در چنل و گپ ها آماده همکاری هستیم با جذب بالا با نازلترین هزینه ، و تعرفه ی عالی ، هرکسی مایل است که لینک کانال یا گپ یا پیج اینستاگرام خود رو تبلیغ کند به ایدی زیر مراجعه کند 👇⚘️ @etaatii

  • 9 авг.2751удалён 13 авг.

    چنل اصلی  زیبا ترین رمانها  [درتلگرام] https://t.me/+J62SNZ_YR-Y5YmQ8 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 شهر زیباترین رمانها ( چنل دوم زیبا ترین رمانها  )    [ درتلگرام ]⚘️👇 https://t.me/+G63WpYvunVg4ZTc8 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ درخواست زیبا ترین رمانها [درتلگرام ]👇⚘️ https://t.me/zeibatarin_romanha 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ نقدومعرفی  زیبا ترین رمانها [درتلگرام ]⚘️👇 https://t.me/gap_naghd_rooman 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل گمشده زیبا ترین رمانها [درتلگرام]👇⚘️ https://t.me/novelroman_gomshodeh 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل آنلاینکده زیبا ترین رمانها  [در تلگرام]⚘️👇 https://t.me/+v3kef9zKvDY0YzFk 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ رمان های گمشده  زیبا ترین رمانها ⚘️👇 [درتلگرام ] https://t.me/didga_goshde 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل زیبا ترین رمانها [در ایتا] ⚘️👇 https://eitaa.com/zibatarinromaha 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 گپ نقد و معرفی و درخواست زیبا ترین رمان ها [در ایتا ]⚘️👇 https://eitaa.com/joinchat/2471691770C29201d7d62 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 چنل زیبا ترین رمانها[ در سروش] ⚘️👇 https://splus.ir/Zibatarinromanha 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 لینک گپ نقد و درخواست[ در سروش ⚘️👇] https://splus.ir/gapnagdzibatarinromanha «گپ نقد و معرفی  و درخواست زیبا ترین رمان ها»   [دربله ]👇⚘️ https://ble.ir/gapnagdvmarfiy 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 لینک گپ نقد و درخواست رمان   [در  روبیکا ] https://rubika.ir/joing/BBDJFJHAC0EBUWVGJFGNPBEJXNKOWDLH 🌸🌸🌸🦋🦋🦋 دوستان لینک چنلهامون در تلگرام و برنامه ایتا و روبیکا و سروش و بله و روبیکا   👆👆👆👆

  • #gm1851 من یه رمان خیلی وقت پیش خوندم خیلی کلی یادمه، ژانرش فکر میکنم انتقامی یا مافیایی بود یه دختر وارد یه عمارت میشه که اونجا یه اتاق هست که مربوط به یه مرد فلجه که شخصیت اصلی داستانه حالا بعد یه مدت که دختره تلاش میکنه وارد اون اتاق بشه و اون مردو بشناسه میفهمه که اون مرد بدله شخصیت اصیله یعنی مرد داستان خودش کاملا سالمه ولی بنا به شرایطش یه فرد فلج رو به جای خودش توی اون عمارت گذاشته (حتی یادمه یه جا دختره شک کرده بود که این فرد واقعا فلجه یا نه و روی پاش آبجوش ریخت) کسی اسمشو میدونه؟

  • #gm1850 سلام دوستان کسی اسم این رمان رو میدونه؟ دختره مامانش ازدواج مجدد می‌کنه ولی دختره راضی نیست و به اجبار میره میره خونه اون مرده زندگی کنن و این آقا هم پسرای دوقلو داشت و هردوتاشون دختر رو دوست داشتن و اینکه پدره و پسراش هم گرگینه بودن و دوتا پسرا آلفا بودن

  • #gm1849 سلام بچه ها اسم این رمان رو بلدین؟ ک سیاووش همسرش رو از دست داده 6سال قبل و رفته آمریکا و یه دختر 6ساله داره و یه طرف دیگه داستان هم یه دختره هستش که میخواد از کشور خارج بشه و اشتباهی اسم سیاووش به عنوان شوهرش ثبت شده و وقتی میاد و حالا برادر سیاوش و پیر خالش اینو میبینن تعجب میکنن چون کپی زن سیاوشه ک مرده و .....

  • #gm1848 پسری که تنها تو جنگل زندگی میکرد قبلا پیانو میزده ولی کنارش گذاشته به دلیل مشکلات زندگیش تنها تو جنگل زندگی میکنه اما دختری که اونم پیانو میزنه و یک پروژه گرفته باید اون اهنگو بسازه وصت جنگل یه خونه میسازه با تموم مخالفتای اطرافیانش اما میخاد اونجا باشه سلام لطفا کسی این رمانو نداره؟ تو روبیکا دیده بودمش الان گمش کردم

  • #gm1847 سلام روزتون بخیر من جندسال قبل یک رمان خوندم که نام رمان ونام نویسنده یادم نیست رمان درباره زندگی دختری بودکه دچار نقص عضو بود وپاش مشکل داشت مجبور به ازدواج با مردی میشه که همسرش بچه دار نمیشه مرد کارگر نانوایی بود دختر مشکلات زیادی رو تحمل میکنه و صاحب یک پسر ویک دختر میشه 🙏🙏🌺🌺

  • #gm1846 داستان در مورد یه دختر که 6 یا 7ساله بود که وقتی بچه بود داخل یه انبار میشه و یه پسر رو میبینه که 15 یا 16 سالشه و در حال تمرین بوکس و وقتی دختره رو میبینه که داره گریه میکنه بغلش میکنه و ازش میپرسه چی شده دختر فکر کنم افتاده بود زمین و به پسر میگه دستم اینجوری شد و پسره بغلش میکنه و میگه هروقت کسی اذیتت کرد یا جایت زخم شد بیا پیش من چون تو از این به بعد قند عسل منی قند عسل عمو بعد دختر بزرگ میشه و اینا که پسر باید بره خارج کشور بخاطر مسابقه بوکس و از دختر که خداحافظی میکنه و میره دختر بخاطر رفتن پسر مریض میشه و تا اینکه پسره بعد از 1یا2 سال برمیگرده و میبینه دختر از ماشین با لباس عروس و دست در دست یه مرد دیگه و پسر از اونجا میره تا اینکه بعد چند سال که دختر با اجبار با اون پسر ازدواج میکنه و پسر دست بزن داره و بد بینه و با اجبار با دختر میخوابه و اینا تا اینکه یه جا که دختر رو میزنه دختر از دستش فرار میکنه و میاد خونه باباش چون میفهمه حاملست

  • #gm1845 رمان در مورد دختر و پسری که باهم تو رابطه بودن اما خواهر دختره با نقشه خودشو به اتاق خوابه پسره میرسونه و حامله میشه وقتی خانوادش میفهمن پسره مجبور میشه با خواهر دختره ازدواج کنه ولی هنوز دختره رو دوست داره کسی میدونه اسم رمان چیه؟